فراسوی خبر... یکشنبه ۲۲ مرداد
وعده های عمل نشده؛ مشاطه گران از روحانی جلو می زنند

منصور امان

بسا خیره کننده تر از بدعهدی درمان ناپذیر آقای روحانی پیرامون وعده هایش، تلاش زائده های سیاسی جناح او برای ماله کشی آن است. این امر به ویژه در مورد فُکاهه ای به نام "حُضور زنان در کابینه"، جلوه مُنحصر به فردی یافته است.

این روزها مشغله اصلی جمع آشُفته ای از "اصلاح طلبان" حُکومتی و مُنتقدان اهلی شده که در پیشاپیش سیرک انتخابات شورای نگهبان تابلوهای گوناگونی از برنامه های مُهیج همچون حُلول وزیر زن در کابینه را در برابر چشم مُشتریان بالقوه گرفته بودند، خط زدن شُعارهای پیشین و "اصلاح" آنها است.

متُد محبوب و شناخته شده یاد شدگان در این راستا، ابتدا ابراز انتقاد از ستاره گود سیرک به دلیل اجرا نکردن برنامه های وعده داده شده و سپس ابراز همدردی و تفاهُم با وی به خاطر بی اختیاری و ناتوانی در انتخاب و چینش برنامه ها است؛ شیوه ای که قرار است تماشاچیان پای صندوق رفته و بها پرداخته ی خشمگین را توجیه کرده و روی صندلیهای شان آرام نگه دارد.

با این حال چنین می نماید که قُطب بندی نیرومند بین جامعه و حُکومت در نمایش انتخابات اخیر، تیغ جمع یاد شده را نیز برای بُریدن جیب مُشتریان به گونه چشمگیری کُند کرده باشد و استدلالهای همیشگی در برابر حجم اعتراض و برآشُفتگی آنان کارایی اش را از دست داده است. یک نمونه روشن از تغییر فضا را آقای مُحمدرضا عارف، یکی از رهبران "اصلاح طلبان" حُکومتی، ارایه کرده است.

او که آشکارا زیر فشار اعتراضها به فریبکاری و کُلاهبرداری انتخاباتی باندش در مورد "وزیر زن" به ستوه آمده، نعل وارونه زده و گُناه را به خود زنان برگردانده است. کارچاق کُن "اصلاح طلب" طفره رفته: "این همه به خاطر دولت نیست. باید بررسی بشود که ریشه کجاست. البته بخشی از مُشکلات هم مُتوجه زنان است."

وی سپس چادُر هم مسلکهایش را کشیده و آنها را اینگونه تحقیر کرده: "برخی گلایه ها این نیست که چرا زنان نیستند، بلکه این است که چرا من نیستم."

یکی دیگر از اعضای این طیف، خانُم شهیندُخت مولاوردی، در ادامه همین تلاش، "شاخص" جدیدی برای "مُشارکت سیاسی زنان" کشف کرده و آسمان به ریسمان بافته: "در مُشارکت سیاسی شاخص این نیست که چند وزیر زن در کابینه دارید، بلکه نسبت زنان به کُل نمایندگان و نسبت مُدیران به کُل نمایندگان است."

خانم مولاوردی به صفت "مُعاون امور زنان رییس جمهوری" خود یک "شاخص" است؛ شاخص بی تاثیری وجود "مُدیرکُل زن" در ساختار مردسالارانه حُکومت ولایت فقیهی! در کارنامه چهارساله او نه تنها اثری از بهبود وضعیت حُقوق و موقعیت فردی و اجتماعی اکثریت زنان نمی توان یافت، بلکه حتی نشانه ای از باز شدن راه برخی زنان به "مُشارکت سیاسی" و به بیان دقیق تر، به خدمت گرفته شدن اقلیت ناچیز "خودی" در پُستهای بُلندپایه بوروکراسی دولتی نیز مُشاهده نمی شود.

با یا بدون "وزیر زن" ماهیت زن ستیز "نظام" و نگاه واپس گرایانه آن به نیمی از جامعه ثابت می ماند. آنها که اُمید بیهوده به تغییر از این طریق را می پراکنند، آگاهانه به چشم زنان خاک می پاشند تا مصارف کوتاه مُدت انتخاباتی و منافع سیاسی و اقتصادی درازمُدت خویش را برآورده سازند.

شارلاتانیسم انتخاباتی آقای روحانی فقط در رقابت با فرومایگی پادوهایی که آن را ماله می کشند از نفس می افتد.