فراسوی خبر ... یکشنبه ۲ آذر
امید کاذب رژیم برای نجات برجام و تغییر توازن قوا

زینت میرهاشمی

نقطه مشترک دیدگاه بازیگران صحنه سیاست این است که شرایط امروز با دورانی که توافق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) بین رژیم ولایت فقیه و کشورهای ۵ به اضافه یک امضا شد، متفاوت است. توافق برجام که زهر اتمی با نام «نرمش قهرمانانه» را به خامنه ای تحمیل کرد برای پیشبرد سیاست بازدارندگی در فعالیتهای هسته ای و دستیابی رژیم به بمب اتمی بود. این توافق محصول شرایط بحرانی رابطه رژیم با جامعه بین المللی و پاسخ به یک ضرورت یعنی حل این بحران در آن شرایط بود.
رژیم با استفاده از برجام و مماشات کشورهای درگیر، به تقویت تروریسم در منطقه از طریق دخالتگری، تقویت گروههای نیابتی و سرعت دادن به ساخت موشک دوربُرد، هلال شیعی (عمق استراتژیک) را تقویت و گسترش داد. همزمان به صورت مخفیانه به فعالیتهای هسته ای خود ادامه داد. در حقیقت حساب بُرد - بُردی از توافق برجام برای رژیم به معنی توقف کوتاه مدت پروژه دستیابی به سلاح اتمی و در مقابل تبدیل شدن به قدرت در منطقه با تکیه بر تروریسم و ساخت موشکهای دوربُرد، بود. نقش خرابکارانه رژیم از بغداد تا سوریه و از لبنان تا یمن طی ۵ سال گذشته، سود و زیان حکومت ایران را تعیین می کند.

در شرایط کنونی اگر قرار است به جسم بی جان برجام نفسی دمیده شود، باید تکلیف رژیم مشخص شود. تحریمهای دوران ترامپ فقط محدود به موضوع هسته ای نمی شود که یک باره بایدن موفق به برداشتن آن شود.

کنشهای مداخله گرانه رژیم در منطقه منجر به جبهه گیری و حتا اتحاد و نزدیکی بین کشورهای عربی علیه زیاده خواهی های رژیم شده است. در چند سال گذشته هیچ پدیده ای نمی توانست مثل دیکتاتوری ولایت فقیه، کشورهای عربی را به هم نزدیکتر کند و تضاد کشورهای عرب با اسرائیل را کمتر و رنج و ستم فلسطینیان را به فراموشی بسپارد. نزدیک شدن اسرائیل به مرزهای ایران از طریق پیمان با دو کشور عربی محصول همین مداخله گریهایی است که امنیت مردم ایران را به خطر انداخته است.

جدیت اسرائیل بر عدم تحمل پایگاههای نظامی سپاه پاسداران در جنوب سوریه موضوعی است که با بازگشت آمریکا به برجام همچنان به عنوان یک چالش وجود خواهد داشت. شرطهایی که از هم اکنون برخی سیاستمداران نزدیک به بایدن گوشزد می کنند و بیانیه اخیر سه کشور اروپایی، فرانسه، انگلیس و آلمان و ابراز نگرانی نسبت به گذشتن رژیم از مرزهای توافق برجام هم این شرطها را تقویت می کند.

بر تغییر شرایطی که در بالا اشاره شد باید پارامتر مهم قیامها و خیزشهای مردمی و تداوم جنبش نیروهای کار را هم اضافه کرد. قیام خونین آبان ۹۸، با ۱۵۰۰ شهید و هزاران دستگیری مهمترین رویداد پر آوازه ای بود که آینده ناامن رژیم ولایت فقیه و شیپور سرنگونی آن را نواخت. مهمتر این که سرنگونی رژیم را در ذهنیت مردم به یک امکان دست یافتنی تبدیل کرد. این قیام تمام نشده و بر اساس همه شواهد و حتا اعتراف پایوران رژیم هر هنگام امکان شعله ور شدن آن وجود دارد. این به این معناست که نه رژیم امنیت دارد و نه شرایط برای سرمایه گذاری خارجی مهیا است.

با پیروزی بایدن و مشخص شدن نتیجه انتخابات آمریکا، در تعادل قوا بین رژیم و کشورهای ۵ به اضافه یک تغییر جدی به وجود نخواهد آمد. تحلیلگر روزنامه جوان متعلق به سپاه پاسداران بر «تقویت برنامه هسته ای طی ۹ هفته آتی تا زمان ورود بایدن به کاخ سفید» و مشاور سرکرده کل سپاه، اسماعیل کوثری، بر اینکه «رئیس جمهور نظامی مقابل دشمن محکم تر می ایستد» تاکید کرده اند. رجزخوانیهای دیگر پایوران رژیم در رد هرگونه مذاکره و یا گفته ظریف که آمریکا برای ورود به برجام باید بلیط بگیرد و ... موشک باران منطقه سبز بغداد در روز سه شنبه ۲۷ آبان، و... تلاش برای دست بالا داشتن در تحولات آینده است.

بیانیه سه کشور اروپایی، گزارش آژانس بین المللی انرژی و بیانیه ارتش اسرائیل مبنی بر این که «ما علیه میزبان سوری و مهمان ایرانی اش عمل می کنیم» نشان می دهد کفه ترازو به نفع رژیم نبوده و بر عکس، این رژیم است که باید به شرطهای طرف مقابل تن دهد.