متن آخرین تماس نوید افکاری پیش از اعدام از زندان عادل آباد شیراز با برادرش


رادیو فردا
دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ ـ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰

سعید: الو
نوید: الو
سعید: الو سلام
نوید: سلام سعید
سعید: خوبی؟
نوید: خوبی خوشی
سعید: سالمی؟
نوید:کجایی
سعید: سالمی؟
نوید: می گم قراره فردا صبح سه تامون انتقال بدن به تهرون، زنگ زدن از خونه
سعید: زنگ زدن از خونه ، شما عبرت اید الان؟
نوید: نه زیرزمین.
سعید: فقط تو رو معاینه کردن، حبیب و وحید آسیب دیدن
نوید: نه سه تامون رو معاینه کردن.
سعید: سه تاتون رو معاینه کردن، فقط تو خبرها گفتن حبیب و وحید آس.. فقط اسم تو رو بردن.
نوید: نه از پزشک قانونی اومد، آقای موسوی رئیس کل دادگستری، چند تا پزشک از پزشک قانونی اومدن، سه تامون رو ، من رو که معاینه کردن، حبیب و وحید رو هم گفتن معاینه مون کردن.
سعید: خب
نوید: عکس گرفتن، نوشتن، هر جایی که آسیب دیده بود نوشتن.
سعید: ولی تو خبرها گفتن هیچ آسیبی ندیدید.
نوید: این چیزی که من دارم بهت می گم حقیقته.
سعید: درسته
نوید: ولی چیزی که گفتن می خوان فردا انتقال بدن تهران، زندان و مقصدش هم معلوم نیست ، ایجور که بهمون گفتن
سعید: اسم این کسایی که به اصطلاح کتک تون زدن می دونی؟
نوید: ها می دونیم.
سعید:اسماشو می گی؟
نوید: خادم الحسینی رئیس گارد زندان
سعید: خودش دیگه؟
نوید: والله چند سرباز بودن که اسماشو نمی دونم باید ببینمشون.
سعید: اوکی.خب
نوید: حالا این چیزی که بهمون گفتن این جوریه، وقت خیلی ندارم، بعد فقط چیزی که هست حواست جمع و فلان این روزها حساسه ، مخصوصا مامانی بابایی سواد ندارن، هوش درست و حسابی ندارن، این ور و اون ور می رن زیاد دارن می رن می دونم حرفی چیزی، چیز اشتباهی نگن که بعد سوء استفاده بشه می فهمی.
سعید: متوجه ام، کنترل احساسات شون رو دارن، مثلا دعوایی چیزی هیچوقت پیش نمیاد.
نوید: حرفی حرفی نزن که کسی ناراحت بشه، کسی بهش بربخوره.
سعید: کاملا حواسم هست.
نوید: خیلی خب همین
سعید: پشتت به همه گرمه ها.
نوید: حتما شک نکن
سعید: شک نکن که پشتت به همه گرمه.
نوید: شک ندارم، خب داری میری شیراز؟
سعید: شیراز هم می رم، دنبال این کارها هستم، تهرون هم هستم. شیراز هم هستم. خیالت راحت باشه.
نوید: مو که خیالم راحته.خب کار نداری؟
سعید: هر حرفی داری بزن بهم .
نوید: انشالله که درست میشه. حالا فردا ببینیم خدا چی می خواد، کجا بریم، چطور بشه.
سعید: درست میشه
نوید: اصلا از بابت من از لحاظ روحی هیچ نگرانی نداشته باش.
سعید: اصلا هیچ نگرانی از بابت هیچ کدام سه تاتون ندارم.
نوید: خیلی خب. دیگه خیالم راحته. کار نداری.
سعید: قربانت برم
نوید: قربونت خدا حافظ
سعید: خداحافظ.