بهاران بر عزیزان در بند خجسته باد - فتح الله کیاییها

بهاران بر عزیزان در بند خجسته باد
فتح الله کیاییها

همین تنگی روزنه هم کافیست
بهار ما را در می یابد.
روزنه اما تنگ بود و دور از دسترس
به هم زنجیرش گفت
همین هم کافی است
بهار می آید
نه از تنگی در هراس است و نه از بلندی.
روزنه تنگ بود اما تاریک و دور از دسترس
ناگاه دیوارها فرو ریخت و زنجیرها گسست،
بهار بود که می آمد از هم بندش پرسید:
بهار را میشنوی؟
مادری از دور خجسته باد می گفت فرزندانش را
محکم بود و رسا
دیوارها فرو ریخت و زنجیرها گسست
مادری فریاد می کشید بر تاریکی،
تا آخرین نفس اهریمن راجارو خواهیم کرد زین بوم و بر
بهار از دریچه گذر کرد!

منبع: نبردخلق شماره 383، آدینه اول اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۲1 آوریل ۲۰۱۷