روانشناسی خشونت خانگی و قتل ناموسی!/ در حاشیه قتلهای ناموسی اخیردر ایران - اسماعیل مولودی



در چند روز اخیر تا آنجا که علنی شده؛ شاهد دو قتل ناموسی بودیم ، رومینا اشرفی در تالش بدست پدرش بقتل میرسد؛ برادری در رشت، محله سلیمانداراب خانه و خواهرش را به آتش میکشد که خواهرش در اثر جراحات وارده دیروز در بیمارستان جان باخت.این اولین و (تا این وضعیت فاشیستی سرمایه داری / مذهبی در جامعه حاکم باشد ) آخیرینش نخواهد بود.
در جامعه ایران امروز مبارزه سختی در جریان است و انسانها برای برابری و حرمت انسان مبارزه میکنند. مبارزه آدمها برای یک زندگی بهتر جزو دستاوردهای بشر مدرن است که در نتیجه توانسته سطح توقعات خودرا از زندگی ارتقا دهد زیرا انسان سطح دانش، تکنیک و ارتباطات را تا آن حدی پیش برده که امروز دنیا به یک دهکده تبدیل شده است که آدمها در هر جای دنیا براحتی میتوانند با هم در ارتباط و تماس باشند. آنچه که مورد توجه است و نباید از کنارش گذشت شیوه و روش زندگی آدمهاست که متاسفانه هنوز بارقه های فرهنگ ضد بشری مردسالار، خرافات و اعتقادات قرون وسطی، قوانین ضد بشری مذهب، راحتی و آسایش آدمها را تهدید میکند. متاسفانه هنوز در ورای این همه پیشرفت دانش، علم، تکنیک و ارتباطات باز این اخلاق و روش عقب افتاده است که مانع این است بشر از این دستاوردها بصورتی برابر استفاده نماید. مثلا در جامعه های مثل ایران، افغانستان، پاکستان، هند و بخش بزرگی از قاره آفریقا، آمریکای جنوبی نیمه جامعه انسانی از حقوق و امتیازات پایینی در جامعه برخوردارند. در ایران در سایه حکومت مذهبی آپارتاید جنسی قانون جامعه است. انسان مدرن و برابری طلب در جنبش مبارزاتی ایران بطور جدی در دهه اخیر به میدان آمده و مصمم اند که نابرابری جنسیتی را خاتمه دهند.

خشونت در جامعه!
خشونت از نظر روان شناسی ابزاری است برای کنترل، تحکم کردن بر دیگری و جلوگیری از ابراز نظر مخالف بکار گرفته میشود. در سطح جامعه اساسا رسمیت دادن به خشونت و اشاعه فرهنگ خشونت از طرف حاکمان است تا جامعه را مریض کنند و افراد جامعه را به خشونت عادت دهند. بدلیل اینکه اکثر حاکمان امروز دنیا خود با خشونت سرکار آمدن و یا با خشونت حاکمیت خودرا نگهداشته اند. زیرا کسی که مورد تعدی و خشونت قرار میگیرد یاد میگیرد که برای زندگی خود به دیگران تجاوز و تعدی کند. در این فرهنگ مجددا به شخص یاد داده میشود؛ (بکش تا کشته نشوی) این سنت و فرهنگ اساسا حرمت و عزت نفس را در آدمها کم ارزش میکند و همین راهی میشود برای اداره خانواده، اداره جامعه و نیز جزیی از تربیت اجتماعی در جامعه شده و میشود. در خشونت انواع و اقسام و روشهای مختلفی دارد. مثلا درجوامعی که خشونتهای ناموسی در دو دهه اخیر، نشان از برگشتی وحشتناک به عقب با وجود سرکار آمدن مذهب و قدرت گرفتن آن در خاور میانه خشونت را بر زنان صد چندان کرده است. در این جوامع دم ودستگاه عریض و طویلی راه انداخته اند بنام قانون در ضورتی که خود نظام موجود بزرگترین بزهکار در جامعه است.
خشونتهای ناموسی و عواقب آن!
خشونت در جامعه تابعی است از ضدبشری بودن دستگاه حاکمه و نیز نابرابربودن شکل گرفتن آن. بنابراین در دولتهای دیکتاتور و مذهبی خشونت علیه زنان جزو هویت آنهاست. خشونتهای ناموسی گذشته از اینکه صدمه جدی به شخص مورد تجاوزمیزند عواقبی وحشناک در جامعه دارد که میخواهم در اینجا بدانها کمی اشاره کنم. همچنین تجاوز به زنان و دختران یکی از روشهایی است که اشغالگران در سرزمینهای دیگر برای به زانو در آوردن روحیه مبارزاتی مردم از آن استفاده میکنند. خود جمهوری اسلامی و همه رژیمهای جنایتکار در زندان از طریق تجاوز جنسی زندانیان سیاسی را به تسلیم وا میدارند. زیرا تجاوز روحیه و حرمت انسان را لگدمال میکند و بهمین خاطر حاکمان جنایتکار آنرا به ابزار تحمیل خود بر جامعه تبدیل کرده اند.
خشونتهای ناموسی یکی از غیر انسانی ترین خشونت هاست که دختر، زن یا مرد جوان در خانواده و جامعه قربانی آن هستند. خشونت ناموسی پای مردان جوان را هم میگیرد (که بزور کسی را به عقدش در میآورند و یا اگر تمایلاتی غیر معمول مثل همجنسگرایی داشته باشد) در خشونت ناموسی افرادی که دوستشان داری و یا دوستت میداشتند، را دشمن میکند. والدینی که تصمیم میگیرند فرزند خودرا بکشند، برادری که همراه عموها و دایی ها تصمیم میگیرند ترا بکشند؟؟؟ اینها جزو غیر انسانی ترین رفتار است، که انسان میتواند و یا بخود جرئت بدهد بهش فکر کند.

خشونت ناموسی تنها علیه فردی نیست که سنت را زیر پا گذاشته بلکه تلاشی است برای بقا و تداوم دادن به یک روش غیر انسانی است. در جوامعی که خشونتهای ناموسی علیه زنان و دختران و پسران جوان اجرا میشود. در اصل تجاوزی است به حرمت انسان ونیز باز سازی دوباره فرهنگ مرد سالار که در دهه های زیادی به یمن مبارزات آزادیخواهانه زنان و مردان برابری طلب به عقب رانده شده بود. در این جوامع که عموما مذهب دست بالا را دارد و یا در حاکمیت است نصف جامعه که زنان باشند رسما و قانونا از حقوق انسانی خود محروم اند و دولتها با تقویت فرهنگ غیر انسانی مرد سالار جامعه را به محیطی برای اجرای قوانین آپارتاید جنسی تبدیل میکنند. در قوانین آپارتاید جنسی لازم نیست هر روز آنرا برایت دیکته کنند بلکه اساسا آنرا در سنتها و روش زندگی اجتماعی وارد میکنند که آدمها خود همدیگر را کنترل کنند. خشونت ناموسی گذشته از عواقب جسمی ناراحتی های روانی و روحی را در جامعه گسترش میدهد. خودسوزی، خودکشی با مصرف دارو یا انواع وسایل دیگر از عواقب بارز خشونتهای ناموسی در جامعه است. شخصی که به خودسوزی فکر میکند و یا کسی که به خودکشی میاندیشد نشان میدهد که از زندگیش سیر شده و حرمت و کرامت شخصی اش ازش گرفته شده است. کسی که از نظر روانی بیمار نباشد به نابودی فیزیکی و جسمی خود فکر نخواهد کرد ، ویا شخص نشان میدهد که فشار از اطراف و نیز تهدید و تحقیر او را به دامان خودکشی سوق میدهند. این نوع برخورد با جسم و روان، خود ریشه در رفتار، منش و برخورد جامعه دارد. جامعه ای که افرادش چنین افکاری دارند و یا خود در رواج چنین افکاری تلاش میکند مریض و ناسالم است. مثلا در نظر بگیر” دختر جوانی میخواهد زندگی جوانیش را خوش بگذراند و بر زندگی خود تسلط و بر آینده خود دخالت داشته باشد. اما اطرافیانش به انواع و اقسام روش مانع او میشوند. مثلا اول نصیحتش میکنند همراه با تهدید، تحقیرش میکنند، از جمع و اطرافیان خود دورش میکنند تا ایزوله و تنها شود. در جامعه هم مکانی نیست که پناه بگیرد، پس نا امیدانه به نابودی جسمی و روحی خود فکر میکند و یا تن به هر تحقیری میدهد. همه اینها نتیجه فرهنگ ضد انسانی است که آزادی و حقوق فرد را برسمیت نمیشناسند. عواقبی که خشونت دارد تاثیر جدی بر تربیت نسل آینده میگذارد و نیز همین باعث تداوم خشونت در جامعه خواهد شد. زیرا نسل آینده از اطراف و اکناف زندگی خود یاد گرفته اند و خشونت را بعوان یک پارامتر جدی در زندگی خود به رسمیت میشناسند. فکر کن که نسلی جوان نابودی و آزار روحی و جسمی را برای خود برسمیت بشناسد چه سر نوشتی در انتظارش خواهد بود. عواقب خشونت تنها جامعه حال را در بر نمیگیرد بلکه بصورت سیستمایتک جامعه و زندگی اجتماعی را برای نسلهای آینده دچار انواع و اقسام بیماری ها و ناهنجاری های روحی و روانی خواهد کرد. بنا براین باید متحدا اعلام داریم که ؛ خشونت علیه زنان در هر لباسی بازمانده از دوران بربریت بشر است و باید خاتمه یابد.
۷ خرداد ماه ۱۳۹۹ خورشیدی