ناقوس/ به کولبران گرسنه و ستمدیده میهنم - م. وحیدی (م. صبح )

ناقوس
به کولبران گرسنه و ستمدیده میهنم
م. وحیدی (م. صبح )


موجهای برخاسته
حصار افق را می شکنند
تا بادبانهای برافراشته
از مرز تاریکی عبور کنند

ما در خلوت ستاره
خانه داریم
در متن کبود پر ققنوسانی مهاجر و
پلک مادرانی داغدیده
که از پشت شیارهای شلاقهای خواب آلوده
به جاده های نجیب می نگرند
در حوالی جهانی چاک چاک و خونین
که صبح خروسش
ببرآسا
در بیشه های ناسور می دود

ای که نامتان
اکسیر جوانی است
و دفینه خواب تان
پلهای آبی را
به هم پیوند می دهد
غریو شاهراهها
کوله بارتان را حمل می کنند
تا ناقوسهای یاغی خون تان
جزیره های مومیایی سکون را
پرطنین تر سازند

گوزنهای تشنه
از دستان شما
آب می نوشند
و گنجشکها
برشاخسار یخزده
کرانه های خنیانگر را
قدح شراب می دهند




منبع: نبرد خلق شماره 402، پنجشنبه اول شهریور ۱۳۹۷ - ۲۳ اوت ۲۰۱۸