آفتابکاران/ در حماسه سیاهکل - م . وحیدی ( م .صبح)



برگان جنگل
پوشیده از ستارگانی ست
که در باد طغیانگر
به جستجوی کرانه های
روشن می روند

بر تیره استخوان شب
چوبه های زین شده
در نی نی چشمان باد
سرود توفان می خوانند
و جهان
در آواز تو
وزیدن می گیرد

بر تن چاک چاک باران
چراغهای آرزو
زاده می شوند
تاخیابانهای جوان در نور ماه
شبگیرهای پر نفس را
تعبیر کنند
بهار
بر آبهای خسته پاییز می لغزد
و آسمان
با ماهیان رنگینش
جزر و مد دشتها را
رنگ شکوفه و شراره
می زند

ما نمی میریم
تا پرستوهای وحشی
هویت ما را
در سخن باد
اثبات کنند

آنجا
که غزلهای روشن آفتاب
از پوست غزالان رمیده
عبور می کند
تاسایه های گریزان
تبخیر شوند
و مرگ
زندگی را
بر فلات های بلند امید
بنشاند
منبع: نبرد خلق شماره 410، يكشنبه 25 فروردین 1398 ـ 14 آوریل 2019
ویژه چهل و هشتمین سالگرد حماسه سیاهکل و دهمین اجلاس شورای عالی
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران