واپسین تندر/ به فردا - م . وحیدی ( م . صبح )

واپسین تندر
به فردا
م . وحیدی ( م . صبح )

از کدام سو می آیی؟
از کدام جهان بــکر؟
قاصد کدام دشتی
که در تلاطم نگاهت
سپیده های نو
قیام می کنند؟
در تو تمام می شود
واپسین فرصت
چون لحظه عبور شهابی
شتابان
در دوردست ها

از تو می آموزم
ای سخاوت جاری قرن!
ای تمامت دوست داشتن!
برمن بتاب!
تا آیینه ها
تو را به یاد آورند
هزار کرانه با تو می خواند
هزار سپیده در چشم تو
بیدار می شود
و من
لبریز از شاخه های بهار
برتپش برگها
نام تو را می نویسم
بر نعره ببرهایی
که صخره های استقامت را
بی مهابا
فتح می کنند
و از گل خاره های شب
آشیانه سحر می سازند


منبع: نبرد خلق شماره 412، چهار شنبه اول خرداد 1398 ـ 22 مه 2019