معرفی کتاب/ بگذار سخن بگویم - نان و گل های سرخ - گردآورنده و تنظیم: امید آدینه




بگذار سخن بگویم (شهادتی از دمیتیلا، زنی از معادن بولیوی)
نوشته: دمیتیلا باریوس دوچونگارا (با همکاری هوئماویئرز)
ترجمه: احمد شاملو، ع.پاشایی
انتشارات: میترا، مازیار
(تصویر 1)
این کتاب، زندگی نامه و سرگذشت مبارزات سیاسی و اجتماعی یک زن، به نام دمیتیلا دوچونگارا (1937-2012) می باشد، او همسر یکی از کارگران معدن در منطقه ای فقیرنشین از سرزمین بولیوی است، وی مادر هفت فرزند بود، که تربیت و آموزش آنان را نیز بر عهده داشت.
دمیتیلا دوچونگارا، با مشاهده ی ظلم مضاعف، و فشارهای اقتصادی و سیاسی، که از سوی نظام سرمایه داری حاکم بر طبقه ی کارگر اعمال شد، تصمیم گرفت به عضویت کمیته زنان خانه دار درآید. این کمیته، متشکل از زنانی بود، که شوهران شان در معادن بولیوی مشغول به کار بودند، و از وضع معیشت شان، احساس نارضایتی و فرومایگی می کردند. دمیتیلا، بعدها به یکی از رهبران فعال و مؤثر این کمیته، بدل شد.
کتاب حاضر، در حقیقت محصول گفتگو و صحبتهای مشترک میان خانم موئماویئرز (روزنامه نگار و مردم شناس اهل برزیل) با خانم دمیتیلا دوچونگار می باشد.
جرقه ی آشنایی و پیوند این دو زن، در دادگاه سال جهانی که به مناسبت فعالیت زنان و خشونت علیه آنان بود، اتفاق افتاد. دمیتیلا، بر خلاف مخالفت و فرافکنی دولت وقت بولیوی، از سوی سازمان ملل، به این اجلاس دعوت شد و او نیز در کمال اشتیاق، حضور پیدا کرد.
لازم به ذکر است، که دمیتیلا باریوس دوچونگارا، در شرایطی این گفتگو را به انجام رسانده، که پیش تراَش، در زندان، متحمل به شکنجه ها و شماتتهای متعدد بوده، و حتا در زندان، و در زمان بارداری، زیر فشار روانی فراوان، مجبور به سقط جنین شد، اما کماکان، به طور پیوسته، مبارزات خود علیه حاکمیت سرمایه داری را ادامه داد و برای وصول حقوق کارگران، و لغو مالکیت خصوصی، از تلاش لحظه ای بازنماند.
البته! باید توجه کافی و وافی داشت، که یکی از ویژگیهای این کتاب فوق العاده، نثر عامیانه و زبان محاوره گونه ی آن است، که مترجمان نیز، به سبک و سیاق، و مایه و ماهیت اَش، کاملا وفادار بوده اند.


نان و گل های سرخ
موضوع: مبارزه ی کارگران آمریکا (از 1865 تا 1915)
نویسنده: میلتون ملتزِر
ترجمه: کیومرث پریانی (بازنویسی ع. پاشایی)
انتشارات: مازیار (1379)
(تصویر 2)
این کتاب، شرح به هم پیوسته ی مبارزات کارگران مقیم آمریکا از سال 1865 تا 1915 می باشد، که برای کسب کرامت انسانی، و یک زندگی مطبوع و متعادل، به پا خواسته، و تا سرحد جان، در اعتلای حقوق اجتماعی و سیاسی شان، کوشا بوده اند.
نویسنده (میلتون ملتزر) با بررسی و بهره گیری از اسناد و مدارک فعالان کارگری، توانسته است، که حوادث جاری در کارگاهها و کارخانه های مختلف و متفاوت آمریکا را، به صفحات کاغذ، منتقل کند، و نتیجتاً، نوع رنج، و نحوه ی تشکیل و تکامل اتحادیه ها و سندیکاهای مستقل کارگری را، برای افکار عمومی، و خصوصاً، طبقه ی پرولتاریا، به منظر نمایش بگذارد.
با اندکی تأمل و تحمل می توان از ساختارها و فهرست مطالب کتاب، این گونه استنباط کرد، که خوانش و تجربه ی کتاب (نان و گل های سرخ) دریچه ای رو به شهود و شنود تاریخ است، که در راستای استرداد، و شفاف سازی حقوق صنفی کارگران، قدم برداشته، و انسان برابر را، به اذهان عمومی، آموزش و تذکر می دهد.
کن لوچ، کارگردان مشهور انگلیسی تبار، بر اساس فیلم نامه ی پاول لاورتی، از کتاب نان و گل های سرخ، فیلمی به همین نام ساخته است، که درفستیوال سال 2000 کن، با استقبال چشم نوازی، از سوی مخاطبان، و برابر طلبان، روبه رو شد.




منبع: نبردخلق شماره 414، سه شنبه اول مرداد 1398ـ 23 ژوئیه 2019