پیام زندانی سیاسی سهیل عربی به مادر در بندش در سلول انفرادی اوین

چه کسی قفل قفس ها را ساخت تا قناری نتواند بپرد؟
همانا که گفته اند بهشت زیر پای مادران خواهد بود. همانا همانها، زمین را تبدیل به جهنمی برای مادرانمان، برای بانوان، برای هر انسان آزاده و آزادی خواهی کرده اند. همانها زن و مرد را جدا از هم، محروم از شادی، آزادی، عدالت و برابری در زندان های بزرگ و کوچک محبوس کرده اند. چقدر؟ تا کی؟ چگونه بنویسیم؟ آیا فلسفیدن و روشنگری کافی نبود؟ آیا برای مبارزه، دگرگونی دیر نشد؟ ما نفس کشیدیم اما از زندگی محروم بودیم، گویی آنگونه که از آزادی که مشروط به قیود، مانده ها و تبصره ها نباشد در این جهان پر از هرج و مرج، در این دنیای وارونه و آلوده به تبعیض، ظلم و بیدادگری چون سراب است.
درود مادر، ما بر خلاف مسیر رود شنا کردیم برای رسیدن به مقصد، آنجا که شاد بودن، اندیشیدن، از عشق سخن گفتن جرم نباشد. ضحاک زمانه نباشد. جایی دیگر همدیگر را باز می بینیم.
پسر تو سهیل عربی