دشنه در ماه - م. وحیدی (م . صبح)

به زنان آزاده میهنم؛ به ویژه رومینا اشرفی که قربانی زن ستیزی و جهل و ستم آخوندی گردید


بر روی لبخندت
باغی خواهد رویید
و پرندگانی
که پیغام تو را
به سرزمینهای دور
می برند
در آن زمان که نقش می زنی
بر تارو پود آرزو های من
صبح قد می کشد
با واژه واژه شعر تو
دردا و دریغا!
خیابانهای بی پاسخ
دشنه های زنگار گرفته را
صیقل می دهند
و خیال من
که معاشقه جویبار و مهتاب و
سنگ است
در غروب سربی شهر
دفن می شود
به کوچه می روم
و نشانت را
از دور ترین ستاره ها می گیرم
آن جا
که شَهابهای سوزان
در سیاهی شب
محو می شوند
و جهان
در هرم داغ نفسهاشان
پوست می اندازد
من چه تنهایم!
کاش ای کاش!
کسی از پس سالها
صدایم کند
و طنینش
جرم دیوارها را
بشکافد
من به رنگ پاییز
عاشق می شوم
و در بهار می رویم
وقتی که آفتاب بر می آید و
نیلوفر باد
گل می دهد
من پر خواهم شد
از عطر سرخ گیسوانت
در وسعت بامدادان
نامت
نجات آدمی ست
فردا
از آن توست



منبع: نبرد خلق شماره ۴۳۰، پنجشنبه اول آبان ۱۳۹۹ ـ ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰