رویدادهای هنری (آذر ۹۹) - فتح الله کیاییها



موسیقی
حضورنابغه ای بزرگ، در جهانی کوچک
سال 2020 بدون هیچ شکی سال نابغه ی موسیقی آلمان است: « لودویگ فان بتهوون» که درسال۱۷۷۰ به دنیا آمد، ۵۶ سال زیست ، صدها اثر زیبا آفرید و جاودانه شد. پدرش نوازنده‌ای گمنام و تنگدستی بود که معاش خانواده را به زور تأمین می‌ کرد. پسرک خردسال ناگزیر بود به جای پدر در کلیسا به نوازندگی ارگ برود. در هفت سالگی کنسرت داد و در ۱۲ سالگی اولین قطعات خود را تصنیف کرد. مصیبتی بزرگ بود که او تنها ۵۶ سال زندگی کرد که بییشتر آن با پریشانی و بیماری همراه بود. با وجود این او بیش از هر آهنگساز دیگری قطعات ناب و زیبا آفرید.
او اینک نامدارترین آهنگساز جهان موسیقی است، شاید تنها موتسارت و باخ با او برابری کنند. در سراسر جهان کسی نیست که با نواهای معجزه‌ آسای موسیقی او آشنا نباشد. او برخلاف بسیاری از هنرمندان در زمان زندگی به شهرت رسید، هرچند همیشه با محرومیت دست به گریبان بود! در مراسم خاکسپاری او در وین بیش از ۲۰ هزار نفر شرکت کردند، یعنی نیمی از اهالی وین در آن روزگار.
راستی کدام دل را می توان یافت که ازین ضربه ها بر خود نلرزد: د د د د - داااا! اولین آکوردهای سمفونی پنجم شاید معروف ‌ترین تکه موسیقی از آغاز خلقت تا امروز باشد. در سال ۱۸۰۸ وقتی این سمفونی برای اولین بار اجرا شد، شنوندگان در بهت و حیرت فرو رفتند، و حق داشتند، این همان موسیقی نبود که آنها به آن انس گرفته بودند؛ بتهوون تصمیم گرفته بود موسیقی کلاسیک غرب را زیرورو کند و البته که با این کار؛ نه تنها موسیقی که جهانی را دگرگون کرد. سمفونی نهم او ندای پیروزیِ صلح و ارتقا خصایل بشریست . هر نتش فریاد همبستگی انسانی است در جهانی پر از تلاطم و شر و شور. این ضربه های معجزه آسا چونان پتکی بر وجدان بشر خفته کوفته می شود تا به خویش آید.
بتهوون در این سمفونی روحیه طغیانی و سنت ‌شکن خود را به نمایش گذاشت. برای نخستین بار یک سمفونی را با کلام همراه کرد و اثر خود را با شعری پرشور و انسانی از فریدریش شیلر پایان داد: بگذارید این نواها خاموش شوند تا شیوایی کلام آغاز شود!
فاجعه آن است که بتهوون بسیاری از آثار کامل‌ تر خود را هرگز نشنید و نوای آنها را تنها در خیال مجسم کرد. او قبل از سی سالگی کاملا ناشنوا شده بود و تنها به کمک دستگاههای گوناگون برخی از صداها را به زحمت می ‌شنید. این مصیبت چنان سنگین بود که بارها او را تا مرز خودکشی پیش راند. اما معجزه موسیقی او را زنده نگه داشت و بیگمان تا پایان جهان نیز زنده خواهد ماند.
مبارزی که جاودانه شد
در روز هشتم دسامبر ۱۹۸۰ زندگی مردی به پایان رسید که کمتر کسی چون او توانسته بود تا این شدت و اندازه زندگی و اندیشه نسل جوان را تحت تاثیر قرار دهد. جان لنون خواننده، گیتاریست، ترانه‌ سرا و آهنگسازى بود که در دوران حیاتش هم به اسطوره بدل شده بود و باید او را یکی از پرنفوذترین چهره‌هاى نیمه دوم قرن بیستم میلادی دانست. او با گلولهِ یکى از طرفدارانش به قتل رسید. لنون شیفته صلح بود.
تصورش را کنید که پاى رادیو نشسته ‌اید و شبکه رادیویی ناگهان برنامه ‌اش را قطع می‌کند و شروع می ‌کند به پخش ترانه‌های گروه معروف بیتلز. سعی می‌ کنید با تغییر موج شبکه ‌های دیگر را بگیرید، اما از همه جا صدای ترانه ‌های گروه بیتلز به گوش می ‌رسد. این رویداد برای بسیاری که روز هشتم ماه دسامبر سال ۱۹۸۰ پای رادیوها نشسته بودند، پیش آمد. شنوندگان به زودی پی بردند که اتفاق مهمی روی داده است و واقعا هم همین طور بود.
رخداد آن روز نه تنها طرفداران گروه بیتلز بلکه همه دوستداران موسیقى را تکان داد و شوکه کرد

کرونا «هلنه فیشر» را ممنوع الاجرا کرد
«هلنه فیشر» هنرمندی آلمانی که در سالهای قبل موفق شده بود مردم را بار دیگر به گوش‌ کردن آهنگهای زبان آلمانی علاقه ‌مند کند. امسال کنسرت شب عید کریسمس او به دلیل کرونا در تلویزیون آلمان، اتریش و سوئیس لغو شد.
موسیقی آلمانی مخاطبان "خاص" خود و در مقایسه با موسیقی انگلیسی مخاطبان "محدود‌تری" دارد. به همین دلیل بیشتر هنرمندان آلمانی با نگاه به بازار جهانی به موسیقی "انگلیسی ‌زبان" روی می ‌آورند. اما کیفیت کار برخی از هنرمندان مانند هلنه فیشر به گونه ‌ایست که این مرزها را جابه جا می‌کند.
مخاطبان ترانه ‌های آلمانی بیشتر "سالمندان" و لایه‌ های محافظه ‌کار هستند. این تعریف البته در مناسبتهایی چون ایام شادی کارناوال معنی‌ اش را از دست می‌ دهد. البته در آلمان دورانهایی هم بوده که همچون سالهای "نویه دویچه وله" در دهه ۷۰ و ۸۰ با خوانندگانی مانند "نِنا و فالکو" نسل جوان با موسیقی آلمانی ‌زبان آشتی کرد.
در سالهای اخیر اما این هلنه فیشر بوده که موفق شده با شوهایش در آلمان میلیونها نفر را به پای تلویزیون‌ بکشاند، بلیت کنسرتهای او از ماهها قبل پیش‌ فروش شوند و سالنها همواره پر از جمعیت باشند.
هلنه فیشر از اولین اجرای خود در ۲۰۰۵ تاکنون برنده جوایز متعددی شده ‌است: جوایز بامبی در سالهای ۲۰۱۳، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ و همچنین جایزه تلویزیون ایالت بایرن، کسب ۱۰ جایزه بهترینهای سال (رکورد آلمان) در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹، کسب ۱۷ جایزه ECHO POP (رکورد آلمان)، کسب ۷ جایزه خروس طلایی (رکورد آلمان)، دو جایزه دوربین طلایی، چهار جایزه تاج موزیک محلی.
کنسرتهای هلنه فیشر فقط ایستادن و آواز خواندن نیست. از آنجا که او از آمادگی و توانایی جسمی بالایی برخوردار است کنسرتها همواره با رقص و تحرک بالا ارائه می ‌شوند. یکی از موفقیتهای هلنه فیشر "خانوادگی" بودن کنسرتهای او و آشتی دادن نسل جوان با موسیقی آلمانی زبان است.

سینما
جشنواره ی لاجورد در میان بمب و خمپاره
شهروندان کابل، پایتخت افغانستان، از یک سو صدای شلیک خمپاره را می ‌شنیدند و از سوی دیگر نوای موسیقی جشنواره فیلم به گوش ‌شان می ‌رسید.
جشنواره ملی فیلم «لاجورد» در افغانستان با حضور سینماگران، فیلمسازان و هنرمندان در روز شنبه اول آذر در کابل افتتاح شد.
در این جشنواره که به ابتکار نهاد أفغان ‌فیلم وزارت اطلاعات و فرهنگ برگزار شد، ۷۷ فیلم در ژانر داستانی، مستند و انیمیشن در ۹ مکان مختلف در شهر کابل به نمایش گذاشته ‌شد و این جشنواره تا ۱۰ روز
در جشنواره فیلم ملی لاجورد افغانستان ۲۱۰ فیلم به رقابت پرداختند و از میان آنها ۵۵ فیلم برگزیده ‌شد. این فیلمها تا دهم آذر در سینماهای آریانا، نما رسانه، آی‌ خانم، دانشگاههای دنیا و غالب، دبیرستان عالی معرفت، رستوران تاج ‌بیگم و باغ زنانه، به نمایش درآمدند.
این دومین جشنواره فیلمی است که در کابل افتتاح می ‌شود. بسیاری از فیلمهایی که به این جشنواره راه یافته ‌اند، محصول سینمای افغانستان هستند.
کابل همزمان با افتتاح این جشنواره،‌ روزی سخت را سپری کرد. ۲۳ موشک به نقاط مختلف این شهر اصابت کرد که جان دستکم ۱۰ تن را گرفت و بیش از ۳۰ تن دیگر را مجروح کرد.
صحرا کریمی، رئیس نهاد افغان‌ فیلم گفت: «با این که آغاز امروز با پرتاب تعدادی زیاد راکت به گوشه و‌ کنار شهر کابل همراه بود و با وجود اوضاع امنیتی نابسامان، بسیار احتمال می ‌رفت که مراسم افتتاحیه جشنواره لاجورد، نخستین جشنواره ملی فیلم افغانستان، لغو شود اما ما هنرمندان و فیلمسازان به این آسانی تسلیم ‌پذیر نیستیم.»
در مراسم گشایش این جشنواره مقامهای دولتی، نویسندگان و مهمانان خارجی از جمله نرگس آبیار، کارگردان و نویسنده ایرانی نیز حضور داشتند.
رولا غنی، بانوی نخست افغانستان هم که از طریق مجازی در برنامه افتتاحیه شرکت کرده بود، سینماگران کشور را به ترویج فرهنگ اصیل افغانی به وسیله فیلم ‌سازی تشویق کرد.
در این مراسم از سعید اورکزی، زبیده سحر و میرهاشم ابیر، هنرمندان سابقه ‌دار کشور نیز تقدیر به عمل آمد و تندیس «زرین لاجورد» به آنها اهدا شد.
این جشنواره در شرایطی برگزار شد که سینمای افغانستان به تازگی می ‌کوشد از میان خاک و آوار قد برافرازد. در ۲۰ سال گذشته، فیلمهای زیادی از افغانستان در سطح بین ‌المللی مطرح شده است که برخی از این فیلمها در همکاری نزدیک با سینمای ایران تولید شده ‌اند.
صحرا کریمی، کارگردان برجسته افغانستان چندی است به ریاست أفغان ‌فیلم برگزیده شده و تغییراتی اساسی در این نهاد که مسئول نظارت و تولید فیلم ‌های ملی است به وجود آورده است.

کرونا همچنان پیروز در مبارزه با جشنواره های هنری
پاندمی کرونا برنامه‌های مهم‌ترین رویداد سینمایی آلمان را نیز به هم ریخت. جشنواره برلیناله قرار است فوریه ۲۰۲۱ برگزار شود. قرار است فیلمهای این دوره یک ماه دیرتر از طریق آنلاین برای اهل فن به نمایش در آید. برگزارکنندگان جشنواره برلیناله امیدوار بودند پاندمی کرونا تا پایان سال جاری میلادی چنان مهار شود که برگزاری هفتاد و یکمین دوره آن در فوریه سال آینده ممکن باشد.
روز جمعه ۱۸ دسامبر به طور رسمی اعلام شد که جشنوار فیلم برلین به تعویق افتاده و در دوره آینده به شکل معمول برگزار نخواهد شد. به گزارش خبرگزاری آلمان، پیش از تائید رسمی این مساله خبرهایی در این زمینه در رسانه ‌ها منتشر شده بود.

زندانی یا ممنوع الخروج، تاریخچه حضور هنرمندان ایرانی در برلیناله
در هفتادمین دوره برلیناله فیلم "شیطان وجود ندارد" به کارگردانی محمد رسول ‌اف به عنوان فیلم برگزیده این دوره انتخاب شد و جایزه خرس طلایی را نصیب سازنده آن کرد.
رسول ‌اف به دلیل ممنوع‌ الخروج بودن نتوانست برای دریافت جایزه ‌اش ایران را ترک کند و در برلین حضور یابد و دخترش باران به جای او این کار را انجام داد.
خرس طلائی برلیناله پنج سال پیش نیز به خاطر فیلم تاکسی به جعفر پناهی تعلق گرفت که او نیز به دلیل ممنوع ‌الخروج بودن نتوانست در مراسم اهدای جایزه شرکت کند.
پناهی پیش از آن نیز دو بار خرس نقره‌ ای برلیناله را به دست آورده بود؛ یک بار در سال ۲۰۰۶ به خاطر فیلم آفساید و یک بار نیز در سال ۲۰۱۳ به خاطر فیلم ‌نامه فیلم پرده.
نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر که اکنون در زندان به سر می‌برد، در صحنه کوتاهی از فیلم تاکسی جعفر پناهی حضور دارد. جشنواره بین‌المللی فیلم برلین و آکادمی فیلم اروپا سپتامبر امسال ضمن تقدیر از تلاشها و فعالیتهای نسرین ستوده، در فراخوان مشترکی خواستار آزادی فوری او شدند.

سریال پیرمرد و حضور دو بازیگرایرانی
نوید نگهبان هنرمند ایرانی ‌تبار ساکن لس آنجلس به جمع بازیگران سریال «پیرمرد» پیوست. به گزارش تارنمای هنری «دد لاین»، او در این مجموعه حادثه ‌ای با پژمان وحدت، هنرمند ایرانی تبار، و جف بریجز برنده آمریکایی جایزه اسکار همبازی می‌شود.
(سریال پیرمرد ) اقتباسی از کتابی با همین عنوان و نوشته توماس پری است که بسیار موفق و پرفروش بود. اینک به سفارش شرکت «اف‌اکس» ساخته می‌شود و در صورت تأیید، از طریق شبکه اینترنتی «هولو» پخش خواهد شد.
این مجموعه داستانی درباره یکی از مأموران پیشین سازمان «سی‌آی‌ای» به نام دن چیس با بازی جف بریجز است. او در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی سابق، در این کشور خدمت می‌کرد و با مجاهدین افغان همکاری داشت. اما به دلایل مختلفی، از گذشته خود فراری است ‌و در میانسالی به فرد خلوت‌گزین و گوشه‌گیری تبدیل می‌شود. در این میان «همزاد» با بازی نوید نگهبان، یکی از مجاهدین افغان است که در آن دوران با دن چیس همکاری کرده است و حالا یکی از مردان نیرومند این کشور محسوب می‌شود. او که کینه زیادی از این مأمور پیشین آمریکایی دارد، در پی انتقام است و می‌خواهد پس از سالها دن چیس را به قتل برساند.
نوید نگهبان از هنرمندان فعال ایرانی‌تبار در لس آنجلس است که در اخیرا در سریال‌هایی مانند «تهران»، «لژیون»، و فیلم «علاالدین» بازی کرده است.
پژمان وحدت که با نام پژ وحدت در هالیوود شناخته می‌شود، با بازی در سریال «استخوان‌ها» به شهرت رسید و در مجموعه‌های مختلفی مانند «بی‌شرم»، «امپراتوری»، و «ان‌سی‌آی‌اس» نیز بازی کرده است.
هنوز تاریخ تولید و پخش مجموعه پیرمرد از سوی تهیه کنندگان اعلام نشده است.

حمایت انجمن جهانی نقاشان با پا و دهان، از هنرمند افغان
انجمن جهانی نقاشانی که با پا ودست نقاشی می‌کنند، "حمایت مالی از ربابه محمدی دختر نقاش معلول افغان را به عهده گرفته است."
این انجمن سوئیسی تا کنون ۷۶۰ هنرمند معلول از ۷۲ کشور جهان را تحت پوشش قرار داده است.
رضا قاسمی، مسئول فرهنگی سفارت افغانستان در مادرید پایتخت اسپانیا به بی‌بی‌سی گفت که پس از یک سال پیگیری سفارت روز گذشته نمایندگی این انجمن، خبر پذیرش عضویت ربابه محمدی، دختر نقاش معلول افغان را به سفارت افغانستان داد.
به گفته آقای قاسمی با عضویت در این انجمن، ربابه محمدی، "بورسیه حمایت مالی مادام العمر و معرفی آثارش به نمایشگاه‌های معتبر جهانی را به دست می‌آورد."
ربابه محمدی در سال‌های اخیر نمایشگاه‌ها و کارگاه‌های متعدد آموزشی در داخل و خارج از افغانستان برگزار کرده است.

شعر ماه

شعر این ماه را تخصیص داده ایم به شاعر جوانی از ایران به نام دانیال آزرده که آبان خونین را به گونه ای دیگر پرده در می شود.
نام شعر دجال است و روایتیست دیگر گونه از نفس مسموم و زهر آگین ضحاک . با هم بخوانیم:

دجال ( به آن ماه )

آواز کبوتران
ماسیده ست
بر گلوی خونین کلاغ
با غار غار شومش
که لذت پرواز را
ره بسته ست
بر بال شکستگی شان .

رها شو
ای کودک ِ سُرخ فَریاد
تا نشان ِ تقدس ِ دژخیم کشیش ِ سپید
دهان سرخ فام ز خون ِ ما را
بر شبی چنین خاموش
به خدای مرده ی جهانیان
تلخندی زند سرد
تا صورت ِ نحیف ش
به شراب ِ خشم مان تکه تکه شود
و کبوتران ِ در قفس مانده اش
آواز ِ ماسیده را غریو زنند
بر کلاغ ِ شوم ِ قلب ِ پُر ریای او
که جهان را
آوار ِ آواز های خداگونش
به باتلاقی اهرمنی بدل کرد و
جانها ی پر ز عشق را
چون مسیح ِ دروغین ِ ناصری
بر صلیب کرد
_ صلیبی از آن دست
تا تاریخ ِ افول ِ تقدسش را
برش آویزد _ .

مصلوبش کنید
مصلوبش کنید (چنین گویند کبوتران خونین)

آذر 98 دانیال آزرده

(در تهیه این مجموعه از شبکه های خبری: جنگ خبر، دویچه وله، ایندیپندنت ، بی بی سی و صدای آمریکا، بهره برده ام.)

منبع: نبرد خلق شماره ۴۳۲، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹ ـ ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰