شاخه گل سرخی برای صدسالگی "شوایک ساده‌ دل"

دویچه وله
"ماجراهای شوایک، سرباز ساده‌دل" اثر مشهور یاروسلاو هاشک، نویسنده مشهور چک که در ماه مارس سال ۱۹۲۱ منتشر شد، امسال صدساله می‌شود. نویسنده در این اثر ضدجنگ می‌کوشد نشان دهد که حماقت‌های انسان را پایانی نیست.

شوایک داستان سرباز غیرمسلحی است که حقوق شهروندی او از دو سو به تاراج رفته است. از یک سو رژیمی توتالیتر و از سویی دیگر رژیمی اشغالگر. شوایک نافی هر دو است، اما نیرو و توان لازم برای دفاع از خود را ندارد. او نمی‌تواند بر این موقعیت سر به شورش بردارد، پس در صفِ "توده مردم" آتش دم توپ می‌شود.

شوایک نیز چون سانچوپانزا که در رکاب دن‌کیشوت جهانی نو را تجربه می‌کرد، گُماشته افسری از ارتش است، با این تفاوت که شوایک در توهم زندگی نمی‌کند. می‌داند که از این جهان جز فقر، گرسنگی و جنگ بهره‌ای نخواهد برد. افسر رئیس شوایک نیز خلاف دن‌کیشوت می‌داند که به جنگی بیهوده کشانده شده و دلاوری شوالیه‌ها را ندارد.

یاروسلاو هاشک (۱۹۲۳ - ۱۸۸۳) زمانی که این رمان هزارصفحه‌ای را می‌نوشت، به حتم نمی‌دانست که جنگ جهانی اول تکرار خواهد شد و آتش جنگ جهان را در بر خواهد گرفت. او نمی‌دانست که آوازه شوایک هم‌چون دن‌کیشوت، خالق خویش را پشتِ سر خواهد گذاشت، از داستان بیرون خواهد آمد و به شهرتی جهانی خواهد رسید.

شوایک داستانی یک‌بار مصرف نیست. تا آن زمانی که جنگ هست، داستان او نیز زنده خواهد ماند، گفته و بازگفته می‌شود. شوایک داستان ناتمام تاریخ معاصر جهان است. حوادث آن به شکلی در جهان امروز بازشناختنی هستند.

شوایک آنگاه خلق شد که رژیم توان بسیج توده‌ها را برای جنگ از دست داده بود. برتولد برشت در زمانی دیگر، آنگاه که اقتدار نازیسم را بر آلمان تجربه می‌کرد، به اقتباس از شوایک، شوایکی دیگر آفرید که به زمان توانِ رژیم در بسیج توده‌ها تعلق داشت.

این نیز گفتنی‌ست که هاشک معاصر کافکا بود. دو نویسنده از یک کشور که به دو زبان و از دو منظر به جهان پرداخته‌اند. یوزف کا و شوایک دو فرد از یک دنیا هستند. دو ضدقهرمان؛ یکی در یأس و آن‌دیگر در طنز که نماد شدند.

داستان شوایک روایتی‌ست ملموس از زندگی در ایران امروز.