اعتصاب غذای زندانیان، تاریخچه مناقشه فلسطین و اسرائیل، بایکوت اسرائیل و...!(قسمت اول و دوم) - بهرام رحمانی

اعتصاب غذای زندانیان، تاریخچه مناقشه فلسطین و اسرائیل، بایکوت اسرائیل و...!
(قسمت اول)
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
مقدمه
اخیرا سه واقعه مهم در رابطه با مناقشه فلسطین و اسرائیل روی داده است؛ اعتصاب غذای زنذانی فلسطینی در زندان‌های اسرائیل، کنفرانس 22 کشور عربی در اردن و خواست پایان دادن به سیاست شهرک‌سازی در مناطق اشغالی فلسطین؛ و سومی به‌رسیمت شناختن شهرک‌های غیرفانونی توسط حکومت اسرائیل و صدور اجازه ساختن یک شهرک جدید و اعتراض مردم فلسطین به این سیاست جدید حکومت اسرائیل.
پس از واقعه 11 سپتامبر و بهانه‌جویی‌های آمریکا درباره مبارزه با تروریسم، بار دیگر فرصتی طلایی در اختیار حاکمان اسرائیل قرار گرفت تا بر سرکوب خویش بیافزایند؛ ایجاد دیوار حائل که مناطق یهودی‌نشین را از مناطق غزه و کرانه باختری رود اردن جدا می‌سازد، هم‌چنین ترور رهبران سازمان‌های فلسطینی، تخریب منازل فلسطینیان، از بین بردن زمین‌های زراعی و باغات، همگی از جمله اقداماتی است که ظرف سال‌های گذشته به مرحله اجرا گذاشته شده است. هجوم‌های مکرر و بی‌امان به اردوگاه‌های فلسطینی شکل هر روز به خود گرفته است و وقایع فلسطین در میان دیگر گرفتاری‌هایی هم‌چون آن‌چه در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه مصر و... می‌گذرد، گاه به بوته فراموشی سپرده می‌شود.
«صهیونیسم»، در واقع یک فرقه آرمان‌گرا است که بر مبنای اعتقاد یهودیان در رابطه با وعده «الهی» و «ظهور منجی» و نجات ملت یهود پای گرفته است. این اعتقاد با دو گرایش صهیونیسم سیاسی و فرهنگی شناخته می‌شود. صهیونیسم سیاسی در نیمه دوم قرن نوزدهم رشد کرد و خواستار بازگشت یهودیان به فلسطین و ایجاد کشور اسرائیل شد. اما صهیونیسم فرهنگی که قدمت بیش‌تری دارد با مهاجرت یهودیان به فلسطین و تاسیس اسرائیل مخالف بود.
در وقایع این منطقه، منافع مشترک آمریکا و اسرائیل به شکلی با هم پیوند خورده است که آمریکا خود را نسبت به تامین امنیت این حکومت متعهد می‌داند و دولت‌های مختلفی که در آمریکا روی کار آمده‌اند هر کدام به‌گونه‌ای این تعهد و پیوند را در عمل و سخن به اثبات رسانده‌اند.

جنبش جهانی بایکوت اسرائیل و خارج کردن سرمایه‌گذاری‌ها از فلسطین اشغالی و اعمال تحریم‌ها بر ضد این حکومت در سطوح مختلف که به صورت اختصار با عبارت «بی.دی.اس» شناخته می‌شود، به‌شکل سریع رو به ‌افزایش گذاشته است. این موضوع باعث نگرانی سران حکومت اسرائیل شده است. از جمله این افراد «رووفین ریفلین» رییس دولت اسرائیل است که در این رابطه گفت که این جنبش ممکن است به تهدیدی استراتژیک برای اسرائیل منجر شود.
پایین آمدن پیش‌بینی‌ها در مورد مفید بودن روند سازش فلسطینی-‌اسرائیلی و سیاست‌های نژادپرستانه و سرکوبگرانه حکومت اسرائیل بر علیه فلسطینی‌ها، فعالان فلسطینی و متحدان بین‌المللی آن‌ها را به تلاش برای ایجاد جایگزین‌های متنوع جهت انزوای اسرائیل و تحریم و مجازات آن‌ها واداشته است تا در نهایت این حکومت را مجبور به رسمیت شناختن حق فلسطینی‌ها در تعیین سرنوشت خود نمایند. در نتیجه تمرکز دستاوردهای این جنبش، اهداف این رویکرد با حمایت روزافزون هنرمندان و سندیکاهای دانشجویی و حرفه‌ای و فعالین سیاسی چپ و سوسیالیست، برخی اتحادیه‌های کارگری، در کشورهای متعدد مواجه شده و همین موضوع لحن خشونت‌آمیز سران و مقامات حکومت اسرائیل بر ضد این جنبش و فعالان آن را با هدف مهار یا محاصره آن افزایش داده است.
هم‌چنین یکی از تلاش‌های پیگیر حاکمیت اسرائیل، این است که با تماس با نهادهای دموکراتیک و نهادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و هم‌چنین با فعالین و چهره‌های سرشناس فرهنگی و هنری، از یک‌سو فعالیت‌های ضدحکومت اسرائیلی را خنثی کند و از سوی دیگر، چهره‌های مساعد سیاسی، فرهنگی و هنری را از طرق مختلف به اسرائیل دعوت کند و آن‌ها به‌طور مستقیم و غیرمستقیم جذب سیاست‌های خودش کند و یا دست‌کم موضع آن‌ها علیه اسرائیل و در همبستگی با مردم فلسطین را خنثی کند.
این مطلب، که در چند بخش منتشر خواهد شد هدفش نگاهی به تاریخچه مناقشه فلسطین و اسرائیل و اشغال فلسطین توسط یهودیان مهاجر و تاسیس حکومت اسرائیل و کمپین بایکوت اسرائیل پس از گذشت حدود 12 سال از آغاز آن و نهایت رشد گرایشات شدید مذهبی در اسرائیل و فلسطین و تضعیف گرایشات چپ و سکولار در این مناطق.
***


اعتصاب غذای زندانیان فلسطینی رد زندان‌های اسرائیل
17 آوریل 2017، در «روز زندانی فلسطینی»، مروان برغوثی اعتصاب غذایش را آغاز کرد. بیش از دوهزار زندانی فلسطینی در زندان‌های حکومت نژادپرست اسراییل دست به‌اعتصاب غذا زدند.
مروان برغوثی، گفته است: روی سخنم با شماست…
امروز روی سخنم با شماست، از قعر سلول انفرادی کوچکم، از میان هزاران زندانی و از طرف آن‌ها، شما را مخاطب قرار می‌دهم؛ در میان هزاران زندانی که مصمم هستند حیثیت و آزادی‌شان را داور نبردی قرار دهند که از شرافت و دلاوری آکنده است. این نبرد اعتصاب غذا را آغاز می‌کنیم تا از حق آزادی و کرامت‌مان دفاع کنیم.
ما این اعتصاب غذا را علیه سیاست وحشیانه اشغالی که هم‌چنان ادامه دارد و رشد می‌کند به پیش خواهیم برد، علیه آدم‌ربایی‌ها، شکنجه، آزار و اذیت، اهمال پزشکی و درمانی، اقدامات خودسرانه و تنبیهی علیه زندانیان و خانواده آنان در محروم ساختن‌شان از حق ملاقات.
ما تصمیم خود مبنی بر پیش‌برد این اعتصاب را اعلام می‌داریم؛ با وجود فداکاری‌هایی که می‌طلبد و درد و رنجی که با خود خواهد داشت؛‌ما افتخار می‌کنیم که به این مردم تعلق داریم و برای دست‌یابی به حق و حقوقی که قانون و کنوانسیون بین‌المللی ضامن ٱن هستند، قادر هستیم از خود قاطعیت و مقاومت نشان دهیم.
این نبرد با روز زندانیان فلسطینی هم‌زمان شده است؛ روزی که به همگان یادآوری می‌کند نزدیک به یک میلیون فلسطینی، قربانی دستگیری‌های خودسرانه، شکنجه‌های جسمی و روانی و انواع تحقیرها در زندان‌های باستیل. اشغال شده‌اند.
برادر شما، مروان برغوثی (ابوالقاسم)
زندان «حاداریم Hadarim»، 17-04-217
«ترجمه اندیشه و پیکار از متن فرانسه منتشر شده در سایت انجمن همبستگی فرانسه فلسطین AFPS)
***
گیلاد اردان، وزیر امنیت داخلی اسرائیل روز سه‌شنبه 18 آوریل 2017-29 فروردین 1396، به رادیو ارتش این کشور گفت اسرائیل با زندانیان فلسطینی که در زندان‌های اسرائیل دست به اعتصاب غذا زده‌اند «مذاکره نمی‌کند.»
یکی از شش هزار و ۵۰۰ زندانی فلسطینی در زندان‌های اسرائیل، دست به اعتصاب غذا زده‌اند. به‌گزارش خبرگزاری فرانسه، بیش از یک هزار نفر زندانی فلسطینی در زندان‌های اسرائیل از روز دوشنبه 17 آوریل - 28 فروردین در اعتراض به شرایط زندان‌ها در اسرائیل هم‌زمان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
این اعتصاب بی‌سابقه را مروان برقوتی، یکی از رهبران شاخص فتح و رهبر انتفاضه دوم که به حبس ابد محکوم شده سازمان‌دهی کرده است.
مروان برقوتی در گفت‌وگویی که از زندان «هداریم»، واقع در شمال اسرائیل با روزنامه نیویورک تایمز کرده، گفته است که هدف از این اعتصاب غذا «پایان دادن به نقض حقوق زندانیان» توسط مسئولان زندان‌های اسرائیل است.
در اقدامی تلافی‌جویانه به‌گفته وزیر امنیت داخلی اسرائیل، مروان برقوتی به سلول انفرادی در زندانی دیگر منتقل شده است. گیلاد اردان گفت: «فراخوان به اعتصاب غذا برخلاف قوانین زندان است.»
او زندانیان فلسطینی را «تروریست و قاتل» خواند و گفت: «آن‌ها سزاوار مجازات هستند و ما هیچ دلیلی برای مذاکره با آن‌ها نمی‌بینیم.»
یک سخن‌گوی سازمان زندان‌های اسرائیل نیز تایید کرد که «نزدیک به یک هزار و 100 زندانی» فلسطینی از روز دوشنبه 17 آوریل، دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
زندانیان فلسطینی از جمله خواهان تلفن عمومی در زندان‌ها، گسترش حق ملاقات، پایان دادن به «سهل‌انگاری‌های پزشکی» و دسترسی به شبکه‌های تلویزیونی و تهویه هوا شده‌اند.
آخرین اعتصاب غذای گسترده در زندان‌های اسرائیل به فوریه سال 2013 بازمی‌گردد که سه هزار نفر از زندانیان فلسطینی در اعتراض به مرگ یکی از دوستان خود در زندان، از دریافت غذا به‌مدت یک روز خودداری کردند.
در میان شش هزار و 500 زندانی فلسطینی در زندان‌های اسرائیل 62 زن و 300 نوجوانِ زیر سن قانونی وجود دارند. حدود 500 نفر از این زندانیان تحت سیستم فراقضایی بازداشت اداری قرار دارند، که اجازه می‌دهد تا زندانیان بدون محاکمه در بازداشت بمانند. 13 نماینده مجلس هم زندانی هستند.
بر اساس قوانین سازمان زندان‌ها در اسرائیل، زندانیان اجازه دارند هر دو هفته یک بار با خانواده‌شان ملاقات کنند. زندانیان فلسطینی اما می‌بایست ابتدا نامه‌ای به سازمان زندان‌ها بنویسند و کتبا درخواست ملاقات کنند. اگر سازمان زندان‌ها مخالفت کرد، آن‌ها از ملاقات با خانواده‌شان محروم می‌شوند. زندانیان می‌گویند در سال‌های گذشته مقامات اسرائیلی بارها با درخواست ملاقات آن‌ها مخالفت کرده‌اند.
در بیانیه‌ای که گیلاد اردان، وزیر امنیت داخلی اسرائیل با مقامات زندان‌های اسرائیل و مقامات «شین‌بت» سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل درباره اعتصاب غذای سراسری زندانیان فلسطینی دیدار و گفت‌وگو کرد.
که اردان بعد از این رایزنی‌ها منتشر کرده، مروان برقوتی متهم شده که از زندانیان فلسطینی برای مقاصد سیاسی‌اش سوءاستفاده می‌کند.
برقوتی به اتهام قتل پنج نفر در انتفاضیه اقصی به 40 سال حبس محکوم شده است.
عفو بین‌الملل در گزارشی که هفته گذشته درباره وضع زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل منتشر کرده، گزارش داده که بسیاری از زندانیان فلسطینی مورد تبعیض قرار می‌گیرند و از ملاقات با خانواده‌شان محروم می‌شوند.
در گزارش عفو بین‌الملل از یک زندانی فلسطینی یاد شده که در پنج سال دوران محکومیتش فقط یک بار موفق شده با خانواده‌اش ملاقات کند.
حدود 70 سال است که اسرائیل، حکومت اشغالگر، حتی حقوق بین‌المللی را به شکل‌های گوناگون نقض می‌کند ولی با وجود چنین عملکردی، هم‌چنان از کیفر معاف است. اسرائیل بارها و به‌شدت کنوانسیون ژنو را در مورد فلسطینی‌ها زیرِپا گذاشته است. مورد زندانیان فلسطینی از کودک گرفته تا زن و مرد استثنا نیست.
اسرائیل تقریبا همه زندان‌هایش را در خاک اسرائیل ساخته و نه در سرزمین‌های اشغالی. با چنین رفتاری، دولت اسرائیل به‌طور غیرقانونی و به زورِ غیرنظامیان فلسطینیِ اسیر را به منطقه خود منتقل کرده است و در نتیجه ملاقات‌های خانواده‌های زندانیان را با آنان محدود کرده تا با مسافرت طولانی در شرایط دردناک، بر رنج زندانیان بیافزاید. اسرائیل حقوق اساسی را که پیرو حقوق بین‌المللی باید تضمین شوند، و برخی نیز با رنج فراوان پس از اعتصاب غذاهای گذشته حاصل شده، به‌امتیازی تبدیل می‌کند که البته اداره زندان‌ها تصمیم می‌گیرد که به اجرا بگذارد یا نه.
زندانیان فلسطینی از شکنجه، رفتارهای غیرانسانی و خفت‌آور و عدم رسیدگی پزشکی رنج می‌برند. برخی کشته شده‌اند، در حالی که زندانی بودند. به موجب آمار باشگاه زندانیان فلسطینی، از سال 1967، حدود دویست زندانی در اثر رفتارهای درون زندان به قتل رسیده‌اند. زندانیان فلسطینی و خانواده‌های آنان جزو اولین هدف‌های سیاست تحمیل مجازات‌های دسته جمعی اسرائیل هستند.
در واقع اسرائیل، دو نظام حقوقی و قضائی ایجاد کرده که نوعی آپارتاید قضایی است. در این نظام، اسرائیلی‌ها تقریبا دارای معافیت کامل از مجازات در مقابل جنایت‌هایی هستند که نسبت به فلسطینیان مرتکب می‌شوند. به موجب آمار وزارت خارجه، نود درصد فلسطینی‌ها در دادگاه‌های نظامی محکوم می‌شوند.
در میان صدها هزار فلسطینی که اسرائیل به اسارت کشیده، کودک، زن، نماینده مجلس، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر، دانشگاهی، شخصیت‌های سیاسی، نظامیان، رهگذران و عضو خانواده زندانیان دیده می‌شود. هدف اسرائیل از این دستگیری‌ها فقط و فقط به خاک سپردن آرمان عادلانه مردم فلسطین است.
زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل اعلام کرده‌اند که در پی برپاکردن یک اعتصاب غذا وسیع با شرکت تمامی گرایشات سیاسی موجود تحت رهبری مروان برغوثی، به مناسبت 17 آوریل، روز همبستگی با زندانیان سیاسی هستند. هدف از این اعتصاب غذا، نشان دادن اتحاد فلسطینیان و قائل شدن اهمیت بیش‌تری برای حرکات اعتراض‌آمیز جمعی در مقابل مذاکرات فردی با مقامات زندانبانی اسرائیل است. لذا تمامی زندانیان بالغ - به استثناء بیماران - در یک حرکت مشترک به اعتصاب غذا دست خواهند زد.
مروان برغوثی عضو کمیته هماهنگی زندانیان از هم اکنون درباره اکاذیب و شایعه‌سازی‌های دولت اسرائیل که با هدف تضعیف روحیه و ضربه زدن به اعتصاب غذا انجام خواهد گرفت، هشدار می‌دهد. از میان اهداف متعدد این حرکت می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
- پایان حبس‌های انفرادی و «حبس‌های اداری»(حبس بدون صدور قرار مجرمیت قبلی و بدون محاکمه و فاقد محدودیت از حیث زمانی)
– بازگشت به سیستم امکان 2 ملاقات در ماه برای زندانیان فلسطینی به جای سیستم فعلی که آن را به یک ملاقات محدود کرده است و هم‌چنین صدور مجوز ملاقات برای عموزاده‌های فرد زندانی که در حال حاضر اجازه ملاقات با زندانی را ندارند. با توجه به مدت زمان طولانی که برای رسیدن به اسارتگاه‌ها توسط خانواده‌های زندانیان لازم است و هم‌چنین زمان طولانی لازم برای صدور مجوز دیدار توسط مسئولان زندان‌ها، زندانیان خواهان افزایش زمان ملاقات از 45 دقیقه به یک ساعت و نیم می‌باشند. صدور مجوز عکس‌برداری از زندانی هر سه ماه یک‌بار از دیگر خواست‌های زندانیان است.
- بهبود شرایط غیرانسانی حمل و نقل زندانیان از اسارتگاه به دادگاه.
- در زمینه‌درمانی، اعتصاب کنندگان خواهان بسته شدن درمانگاه کاملا غیر قابل استفاده زندان راملا و دست‌رسی مناسب و سریع زندانیان به درمان و عمل‌های جراحی لازم، بدون باج‌دهی‌هایی که هم اکنون برای هر نوع درمانی از زندانی بیمار مطالبه می‌شود هستند. اعتصاب‌کنندگان خواهان صدور مجوز برای پزشکان متخصص مستقل برای معاینه‌ی زندانیان بیمار در زندان هستند.
- اعتصاب کنندگان همچنین خواهان صدور مجوز برای موارد ذیل‌هستند: - مشاهده کانال‌های خصوصی تلویزیون.
- امکان اعمال کنترل بر مراحل تهیه غذا توسط خود زندانیان.
- امکان ورود کتاب.
- امکان ورود لباس زیر و وسائل مورد استفاده زنان زندانی. - امکان ادامه تحصیل در دوران اسارت.
یادآوری می‌شود که در حال حاضر 650 زندانی سیاسی در زندان‌های حکومت اشغال‌گر اسرائیل زندانی هستند که از این تعداد 300 نفر کودک و 53 زن هستند.
***

تاریخچه فلسطین
تاریخچه مناقشه فلسطین و اسرائیل تقریبا تاریخ طولانی دارد و گذشته از تفسیرها و داستان‌های تاریخی – مذهبی، تاریخ این مناقشه به دوران فروپاشی امپراطوری عثمانی و استعمار انگلیس و تقسیم مجدد جهان توسط سیستم سرمایه‌داری جهانی و دول قدرتمند برمی‌گردد.
فلسطین سرزمین مقدسی که در قدیم «کنعان» نام داشت، حدود 27024 کیلومتر مربع مساحت دارد و دریای مدیترانه در غرب، لبنان در شمال، سوریه و رود اردن در شرق و دریای سرخ و شبه جزیره سینا در جنوب و جنوب غربی آن قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این موقعیت ویژه جغرافیایی فلسطین را در طول تاریخ به گذرگاه و نقطه تمرکز بسیاری از کشورها و تمدن‌های پیاپی تبدیل کرده است.

فلسطین فعلی به سه بخش تقسیم می‌‏شود:
1- سرزمین اشغالی 1948 که یک میلیون و یکصد هزار فلسطینی را در خود جای داده است.
2- کرانه باختری که مساحتی بالغ بر 5650 کیلومتر مربع داشته و شهر اورشلیم‌(قدس) را در برمی‌‏گیرد جمعیت فلسطینی آن قریب به یک میلیون و پانصدهزار نفر است.
3- نوار غزه با مساحتی بیش از 350 کیلومتر مربع که جمعیت فلسطینی آن حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر است.
نزدیک به 5–4 میلیون فلسطینی نیز پس از اشغال فلسطین به دست اسرائیلی‌ها آواره شده و در کشورهای اردن، سوریه و لبنان زندگی می‌‏کنند.


بریتانیا در همین زمینه، مشوق تئودور هرتسل‌(خبرنگار یهودی‌‏تبار اتریشی) در امر دعوت از یهودیان جهان، برای تاسیس دولت صهیونیستی در فلسطین بود و عملًا نخستین کنگره صهیونیستی در شهر پازل سوئیس(1897 م) با حضور صدها تن از شخصیت‌های یهودی سراسر جهان برگزار شد. در این اجلاس شرکت‌کنندگان موافقت کردند برای بازگرداندن یهودیان جهان به فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی، علیه مردم فلسطین، تلاش کنند و در همین راستا موسسات مالی چندی، برای تحقق این هدف دایر کردند. هرتسل هم به نوبه خود کوشید سلطان عثمانی (عبدالحمید دوم)، در مقابل پرداخت چند میلیون سکه طلا، با تسلیم فلسطین به یهودیان موافقت کند. سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد و تاکید نمود که سرزمین فلسطین، متعلق به مسلمانان بوده و حتی با پول همه یهودیان آن را نخواهد فروخت.
در سال 1907 م، کنگره‌ای استعماری با مشارکت جمعی از اندیشمندان کشورهای استعماری در بریتانیا برگزار گردید. ماحصل این کنگره گزارشی بود که به گزارش‌(کامبل باترمن) معروف گشت. محورهای مورد بحث در این کنگره عبارت بودند از:
بررسی خطرهایی که آینده استعمار را تهدید می‌کند.
تدوین طرح‌های ضامن دفع این خطرها.
تضمین تداوم حضور استعماری و مالکیت مستعمره‌ها.
هم‌چنین از جمله پیشنهادها و مصوبات این کنگره:
1- لزوم تجزیه کشورهای حوزه دریای مدیترانه و ایجاد فتنه و خصومت میان ملل آن‌ها.
2- لزوم ایجاد حایل بشری بیگانه در بهترین منطقه، که بتواند میان عرب‌های مشرق و عرب‌های مغرب جدایی بیندازد و این مکان فلسطین است.
در مورخه 16 مارس 1908 م، فلسطینی‌ها در منطقه ساحلی یافا با مهاجران صهیونیست که از راه دریا وارد فلسطین شده بودند، درگیر و طی آن تعدادی از فلسطینی‌ها و یهودیان کشته و مجروح شدند. درگیری‌ها طی ماه‌های فوریه و آوریل سال 1909‌م میان کشاورزان فلسطینی و صهیونیست‌ها از سر گرفته شد و این بار درگیری‌ها در نزدیکی شهر الناصره روی داد.
مطبوعات و فعالین سیاسی از یک‌سو حکومت عثمانی را به مقابله با آن فراخوانده و از سوی دیگر، مردم را به مخالفت و مقاومت همه‌جانبه با طرح‌های صهیونیستی دعوت کردند. در همین رابطه نجیب نصار روزنامه نگار فلسطینی کتابی تحت عنوان صهیونیسم … تاریخچه، اهداف و تهدیدها منتشر ساخت.
در سال 1911‌م، روزنامه‌ای با نام «فلسطین» منتشر گشت. این روزنامه طی فراخوانی از خوانندگان خود خواست، نسبت به پیامدهای استعمار صهیونیستی هوشیار باشند.
در همین حال فلسطینی‌های عضو پارلمان عثمانی به منظور تحت فشار قرار دادن دولت اتحاد و ترقی که حکومت سلطان عبدالحمید دوم را سرنگون کرده و با یهودیان همکاری می‌کرد، دست به تلاش زده و از آن خواستند، تسلیم فشارهای اروپایی نشده و تصمیماتی در مقابله با مهاجرت جمعی صهیونیست‌ها اتخاذ کند و مانع از اسیتلای صهیونیست‌ها بر اراضی فلسطین شود.
یک روزنامه‌نگار فلسطینی طی مقاله‌ای در روزنامه فلسطین، به تجزیه و تحلیل توطئه صهیونیست‌ها پرداخته و می‌نویسد:
صهیونیست‌ها، کشور ما را روستا به روستا و شهر به شهر اشغال خواهند کرد و فردا تمامی قدس و سرتاسر فلسطین از دست خواهد رفت.
اسعاف النشاشیبی در سال 1911‌م، کتابی را با عنوان جادوگر و یهودی به رشته تحریر درآورد.
«معروف الارناووط» نیز کتابی به‌نام «دختر صهیون» را نگاشت و «محمد روحی الخالدی» در همین سال دست نوشته‌ای از کتاب تاریخ «صهیونیسم» را انتشار داد. نام‌برده در این نسخه خطی خاطرنشان کرده که هدف صهیونیسم همانا برپائی دولت یهودی در فلسطین است. وی در عین حال صهیونیسم را از یهودیت متمایز کرده و نسبت به خطرات و تهدیدهای شهرک نشین‌ها در فلسطین هشدار داده است.
سرانجام، صهیونیست‌ها با همکاری سفرای اروپایی و آمریکای‌ها دولت اتحاد و ترقی را وادار ساختند، روزنامه‌های الکرمل‌(در سال 1909 م) و فلسطین‌(در سال 1913 م) را که در امر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم در عرصه‌های گوناگون و تفهیم وظایف خود و نیز فاش ساختن توطئه صهیونیست‌ها و صلیبی‌ها تاثیر به‌سزایی داشتند، تعطیل کند.

با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914‌م، صهیونیست‌ها بیش از چهل شهرک یهودی در مساحتی قریب به 400 هزار دونم‌(هر دو نم 1000 متر مربع است) در بهترین زمین‌های فلسطین یعنی مناطق الجلیل، دشت مرج بن عامر و دشت ساحلی احداث کرده بودند. و بدین ترتیب یهودیان دیگر آن اقلیت دینی ساکن فلسطین در قبل از طرح اشغال‌گرانه صهیونیستی نبودند و جو و شرایط علیه آن‌ها ملتهب و خصمانه شده بود.
با پیدایش جنگ، شهرک‌نشینان یهودی در کنار انگلیس‌ها و فرانسوی‌ها علیه دولت عثمانی و فرانسوی‌ها علیه دولت عثمانی و آلمان صف‌آرایی کردند و این در حالی بود که فلسطینی‌ها به دو دسته موافق و مخالف عثمانی‌ها تقسیم شده بودند و برخی از جوانان فلسطینی با انگیزه‌های اعتقادی - اسلامی و به اشکال مختلف چه به‌عنوان نیروی وظیفه و چه داوطلب در کنار ترکیه وارد جنگ شدند و جمع دیگری نیز مجذوب طرح انقلاب بزرگ عربی به رهبری «شریف حسین» و فرزندش امیر فیصل شدند با این امید که از عثمانی‌ها رهایی یافته و کشور خود را آزاد کنند، البته آن‌ها فریب وعده‌های انگلیس به شریف حسین را خوردند. شایان ذکر است که جمع کثیری از مسیحیان فلسطینی و سوری نیز با گرایش طایفه‌ای و ناسیونالیستی در این طرح شرکت جستند.
ضمن آن‌که عملکرد «جمال پاشا» فرمانده ترک شهره به جلادی، سفاکی و عامل اعدام ده‌ها انقلابی عرب و فلسطینی از یک‌سو و گرسنگی و شرایط دشوار اقتصادی که فلسطینی‌ها و سوری‌ها در دوران جنگ با آن دست به گریبان بودند از سوی دیگر، تاثیر وسیع و عمیقی بر فضای خصمانه و روبه رشد ضد ترک و پیوستن به انقلاب بزرگ عربی برجای گذاشت. در همین زمان صهیونیست‌ها از اموال هنگفت سازمان‌ها و مراکز بین‌المللی یهودی و کمک‌های بی‌دریغ ثروتمندان یهودی چون «روچیلد» و غیره و به ویژه کمک‌های اهدایی آمریکایی بهره می‌بردند.
افزون این صهیونیست‌ها به همراه انگلیس‌ها، فرانسوی‌ها و آمریکائی‌ها برای صدور بیانیه بالفور و بردن فلسطین و کشورهای عربی‌(در خاتمه جنگ) به زیر یوغ‌(بریتانیا و فرانسه) به دسیسه‌چینی و توطئه پرداختند.
سران بی‌خاصیت عرب نیز با انگلیس ساخت و باخت کردند، گرچه اهداف موافقت‌نامه «سایکس – پیکو» مبنی بر تقسیم کشورهای عربی میان بریتانیا و فرانسه و بیانیه بالفور برملا شده بود اما با این وجود بریتانیا توطئه را منکر شده و به فریب و نیرنگ خود ادامه داد.
سرانجام در پی شروع جنگ اول جهانی، بریتانیا در سال 1917 م. با موافقت فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بیانیه‌ای را صادر کرد و به وسیله بالفور‌(وزیر خارجه وقت این کشور) به روچیلد‌(سرمایه‌دار یهودی) قول داد: وطن قومی برای یهودیان در فلسطین ایجاد کند. این وعده به «بیانیه بالفور» موسوم شد. در سال 1918 م. (هم‌زمان با شکست ترکیه و اشغال فلسطین به‌وسیله بریتانیا)، کشورهای یادشده تلاش کردند زمینه برپایی دولت یهودی را در فلسطین مهیا سازند. در همین رابطه جامعه ملل با قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، به منظور برپایی دولت یهودی در آن موافقت کرد. بریتانیا نیز نماینده‌ای یهودی تبار‌(هربرت صاموئیل) را در سال 1920‌م. به فلسطین گسیل داشت تا مقدمات کوچ یهودیان سراسر جهان را به آن‌جا فراهم آورد. بریتانیای استعمارگر به موازات این اقدام، به تجهیز و آموزش نظامی یهودیان پرداخت و زمین‌های وسیعی را در اختیار آنان قرار داد تا شهرک‌هایی را احداث کنند.
اواخر قرن نوزدهم شورش‌هایی در فلسطین به وجود آمد. انگلستان که در این سال‌ها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت کرد. از جمله « حسین، امیر مکه» را که نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه طلب بود در قبال وعده‌های دروغین تحریک کرد تا با حمایت انگلیس از عثمانی جدا شود. در چنین شرایطی عده‌ای از یهودیان، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح کردند که مورد حمایت دولت انگلیس قرار گرفت. این عده با گرفتن کمک‌های مالی از یهودیان ثروتمند، حزب «صهیون» را تشکیل دادند.
صهیونیست‌ها در اوایل قرن بیستم با استفاده از سلطه انگلیس بر فلسطین، که با زیر پا گذاشتن قرارداد «سایکس پیکو» بر آن مسلط شده بود، راه‌حل تشکیل یک کشور یهودی را در برابر ضدیت با یهودیان جهان و آزار آنان مطرح کردند. انگلستان در این زمان برای تداوم سلطه خود به پایگاهی در این منطقه نیاز داشت. در جریان جنگ جهانی اول صهیونیست‌ها از انگلیس و آمریکا خواستند در صورتی که دولت عثمانی متحد آلمان، شکست بخورد، پس از خاتمه جنگ، فلسطین تبدیل به مملکت یهود گردد. کوشش صهیونیست‌ها نتیجه بخشید و توانستند نظر «لرد بالفور»، وزیر خارجه انگلیس را جلب کنند. سرانجام در آوریل 1920 متفقین و جامعه ملل، قیمومیت فلسطین را رسما به دولت انگلستان واگذار کردند و آن را موظف کردند، با تاسیس کانون ملی یهود، برای اجرای اعلامیه بالفور کمک کند.
بریتانیا برای سرکوب انقلاب مردم فلسطین، ژنرال «مونت کوری» جنایت‌کار را فراخواند. او در سرکوب مردم مبارز فلسطین، نهایت قساوت را به کار برد به گونه‏‌ای که زندان‌ها مملو از زندانیان، خانه‌ها ویران، زمین‌های بسیاری مصادره و معیشت مردم بسیار سخت گردید.
قیام‌های مردم فلسطین، تداوم داشت و به موازات آن، کوچ یهودیان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطین نیز ادامه یافت تا این‌که پس از پایان جنگ دوم جهانی‌(1945 م)، بریتانیا و آمریکا توانستند در سال 1947‌م. از طریق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسیم فلسطین را صادر کنند. به موجب این قطعنامه ظالمانه و ویران‌گر، فلسطین بین فلسطینیان و یهودیان اشغالگر، تقسیم گردید. البته فلسطینیان، اعراب و حامیان آن‌ها با تقسیم فلسطین مخالفت کردند اما کار جدی و موثری انجام ندادند.
با واگذاری حکومت از سوی انگلیس به یک یهودی، مهاجرت و انتقال یهودیان به فلسطین شروع شد. این امر با مخالفت اعراب مواجه شد. در این هنگام سایر اعراب که دچار تفرقه بودند جز در شعار کمک دیگری به فلسطینیها نمی‌کردند. اعراب فلسطینی و مسیحیان اختلافات خویش را کنار گذاشتند و در برابر یهودیان صهیونیست متحد شدند. در سال 1929 نخستین برخورد خونین میان فلسطینی‌ها و یهودی‌های مهاجر درگرفت.
از دهه 40 هجری قمری، مسئله فلسطین به یک مسئله عربی تبدیل شد. در طول جنگ جهانی دوم آرامش نسبی بر فلسطین حکمفرما بود. انگلیس در 14 می 1948 به قیمومیت خود خاتمه داد و نیروهایش را از فلسطین خارج کرد. در همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر روز جمعه 14/5/1948 موجودیت اسرائیل توسط «دیوید بن گورین» اعلام گردید.
چند دقیقه پس از اعلام تشکیل «اسرائیل»، «ترومن» رییس جمهور وقت آمریکا دولت جدید اسرائیل را به رسمیت شناخت. انگلیسی‌ها نیز هنگام خروج از فلسطین، تجهیزات خویش را در اختیار «صهیونیست‌ها» قرار دادند.
پس از اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی، یهودیان متعصب مذهبی شروع به تصرف شهرها و روستاها و بیرون راندن فلسطینی‌ها از خانه و کاشانه‌شان کردند. آن‌ها هنگامی که با مقاومت مردم فلسطین روبه‌رو شدند جنایاتی مانند کشتار روستای «دیر یاسین» و «کفر قاسم» را در آوریل 1948 به راه انداختند. این کشتار وحشیانه موجب گسترش وحشت و فرار فلسطینی‌ها از خانه و کاشانه‌شان شد.
پس از اعلام موجودیت حکومت اسرائیل توسط بن گوریون، اولین جنگ این حکومت علیه فلسطین و کشورهای عربی به وقوع پیوست. در طی این جنگ نیروهای اسرائیلی 78 درصد کل خاک فلسطین را به اشغال خود در آوردند. طی آن حدود یک میلیون فلسطینی از مجموع یک میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آن‌زمان آواره شدند.
در 1964، کنگره فلسطین در شهر اورشلیم تشکیل شد و تاسیس «سازمان آزادی‌بخش فلسطین» را اعلام کرد. در پی آن نیز ارتش آزادی بخش فلسطین تشکیل شد و مبارزات فلسطینیان شکل جدیدی به خود گرفت.
در سال 1967 با اتحاد مصر و سوریه اعراب آماده نبرد نهایی با اسراییل می‌شدند رادیوهای عربی همه مارش نظامی پخش می‌کردند و جوانان اورشلیم تحقق رویای تصرف خاک آبا و اجدادی خود را قریب‌الوقوع می‌پنداشتند. اما قبل از این‌که اعراب هرگونه اقدامی انجام دهند با حمله غافلگیرانه تانک‌های اسرائیلی روبه‌رو شدند و اورشلیم نیز به اشغال نیروهای اسرائیلی درآمد.
این جنگ که از زمین و هوا آغازشده بود، مدت 6 روز طول کشید و به جنگ شش روزه مشهور شد. اسرائیل در طی این جنگ، کرانه غربی رود اردن و نوار غزه و بلندیهای جولان در سوریه و صحرای سینا در مصر را اشغال کرد. سازمان ملل متحد طی قطعنامه‌ای اسرائیل را به عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی دعوت کرد اما اسرائیل خودداری کرد. پس از آن حکومت اسرائیل شهر اروشلیم را که تحت حاکمیت اردن بود و شهر بیت لحم و 27 روستای عربی دیگر را طبق مصوبه‌ای که صادر کرد ضمیمه خاک خود کرد و شرط عقب‌نشینی از آن‌ها را به‌رسمیت شناختن «کشور اسرائیل» توسط اعراب اعلام کرد.
در اکتبر 1973 جمال عبدالناصر به طور ناگهانی، فرمان حمله به اسرائیل را صادر کرد و با شکستن خط دفاعی «بارلو» به خاک اسرائیل هجوم برد و سوریه نیز همان کار را انجام داد. در روزهای اول جنگ ده‌ها هواپیمای اسرائیلی نابود شد و هزاران اسرائیلی کشته و یا اسیر شدند. اما با حمایت سریع نظامی آمریکا و غرب دیری نپایید که وضعیت به نفع اسرائیل تغییر کرد و این بار اعراب با شکست مواجه شدند.
آن‌ها در پی شکست‌های پی در پی، در مراحل مختلف فکر مذاکره با دشمن و خط سازش با آمریکا و اسرائیل را در پیش گرفتند و در نهایت پذیرش موجودیت آن را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیست‌ها کردند. سردمدار این جریان و طرز تفکر، انور سادات، رئیس جمهور مصر بود. و بالاخره در سال 1978 در محل کمپ دیوید، میان سادات و مناخیم بگین، نخست وزیر اسرائیل درحضور جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا پیمان صلحی امضا شد که به پیمان «کمپ دیوید» معروف گردید.
ارتش اسرائیل در ششم ژوئن 1982 به قصد نابودی مقاومت فلسطین حمله گسترده‌ای را از طریق زمین، هوا، دریا به لبنان آغاز کرد. این تهاجم منجر به بیرون رفتن نیروهای مقاومت فلسطین از جنوب لبنان و بیروت شد.


شارون؛ قصاب صبرا و شتیلا

آریل شارون که در سال 2001 میلادی به‌قدرت رسیده بود به دلیل نقش خود در کشتار اردوگاه‌های صبرا و شتیلا به‌عنوان «قصاب بیروت» یاد ‌شود. او در سال 1982 و در زمان وقوع کشتارهای صبرا و شتیلا در جریان جنگ داخلی در لبنان وزیر دفاع اسرائیل بود و این دو اردوگاه تحت کنترل نیروهای دفاعی آن کشور قرار داشت.
در 16 تا 18 سپتامبر سال 1982، ارتش اسرائیل با همراهی شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رییس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی حمله کردند و نزدیک به 3500 فلسطینی را به خاک و خون کشید.
دولت اسرائیل سعی کرد با محکوم کردن کشتار خود را از زیر فشار افکار عمومی جهان خارج کند و به‌همین دلیل، دستور تشکیل کمیته تحقیقاتی کاهان را در فوریه 1982 میلادی صادر کرد. این کمیته نمایشی آریل شارون فرمانده محلی نیروهای دفاعی اسرائیل در منطقه را تنها به دلیل سهل‌انگاری و دست‌کم گرفتن واکنش فالانژهای مارونی لبنان، مقصر اعلام کرد.



هم‌چنین در 16 دسامبر 1982، مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز با محکوم کردن این کشتار آن را نسل‌کشی نامید.
گرچه دولت اسرائیل سعی در پوشاندن حقایق سپتامبر 1982 داشت اما عکس‌های دو عکاس نشریه تایم بخشی از حقایق این رخداد تکان‌دهنده را برملا کرد؛ عکس‌هایی که توانست معتبرترین جوایز عکاسی همان سال جهان را از آن خود کنند؛ «رابین مویر» که توانست جایزه سال «ورلد پرس فوتو» را به خود اختصاص دهد و «بیل فولی» که توانست جایزه پولیتزر را به خاطر ثبت جنایت نیروهای شارون کسب کند.
اشغالگران اسرائیلی و شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی 34 سال پیش هزاران نفر از ساکنان اردوگاه‌های صبرا و شتیلا را قتل‌عام کردند.
در حالی که از قتل‌عام فلسطینیان در اردوگاه‌های صبرا و شتیلا 34 سال می‌گذرد جامعه جهانی همچنان در بهت این جنایت فرو رفته است.
اشغالگران صهیونیست، به‌بهانه یافتن رزمندگان فلسطینی و شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی به بهانه انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس‌جمهوری وقت لبنان و سرکرده حزب فالانژ طی روزهای 16 تا 18 سپتامبر 1982 میلادی در دو اردوگاه پناهجویان صبرا و شتیلا، صدها تن از فلسطینیان را قتل‌عام کردند.
جنایت ارتش اسرائیل علیه ساکنان اردوگاه صبرا و شتیلا 3 روز پیاپی ادامه داشت و طی آن شمار زیادی زن، مرد و کودک بی‌گناه که بیشتر آنها فلسطینی بودند، به شهادت رسیدند. در میان شهدای این جنایت لبنانی‌های زیادی هم وجود داشتند. شمار شهدای این کشتار وحشیانه 3500 الی 5000 نفر از مجموع 20 هزار نفر ساکن اردوگاه برآورد شده است.
جنایت صبرا و شتیلا پس از آن آغاز شد که ارتش رژیم اسرائیل به فرماندهی آریل شارون، وزیر امور نظامی آن زمان حکومت اسرائیل در زمان جنگ‌های داخلی لبنان، اردوگاه صبرا و شتیلا را به محاصره درآورده و به نیروهای مزدور خود در لبنان که از آن‌ها به‌عنوان شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی یاد می‌شد، اجازه داد تا این جنایت وحشیانه را انجام دهند.
شبه‌نظامیان فالانژ، با سلاح سرد اقدام به کشتار ساکنان اردوگاه کردند تا حتی همسایگان اردوگاه متوجه جنایت نشوند و ماموریت ارتش اسرائیل محاصره اردوگاه و روشن کردن آن در شب با شلیک گلوله‌های منور بود.
در روز نخست جنایت، ارتش اسرائیل و «ارتش لبنان جنوبی» اردوگاه را به محاصره درآوردند و صدها نیروی مسلح به بهانه جستجوی هزار و 500 مبارز فلسطینی که در اصل خارج از اردوگاه و در جبهه‌های جنگ بودند، وارد اردوگاه شدند.
در اردوگاه جز زن و مرد و کودک و افراد سال‌خورده کس دیگری نبود و نیروهای حکومت اسرائیل در طول سه روز دست به قتل و کشتار آنان زدند و بیش‌تر اجساد در خیابان‌ها و روی زمین افتاده بودند که بعدها بولدوزرهای ارتش اسرائیل وارد اردوگاه شده و شروع به تخریب خانه‌ها و نابودی اردوگاه کردند تا هیچ رد و اثری از این جنایت وحشیانه باقی نماند.
برخی منابع تاکید کرده‌اند بیش‌تر قربانیان این جنایت که برخی از آن‌ها هنوز زنده بودند با استفاده از بولدوزرها در کامیون‌ها ریخته، به خارج از اردوگاه منتقل و در منطقه الناعمه و الدامور منتقل شدند و در حالی که کیسه‌های سنگین به پایشان بسته شده بوده در دریا انداخته شدند تا در آینده کشف اجساد آن‌ها غیرممکن شود.


حمله به بیمارستان‌ها در عکا و غزه

این جنایت که به بیمارستان‌های عکا و غزه در نزدیکی این دو اردوگاه نیز کشیده شد و پرستاران و پزشکان این بیمارستان‌ها را نیز در برگرفت، با نظارت سه شخص اصلی یعنی آریل شارون، رافائل ایتان، فرمانده ستاد مشترک ارتش اسرائیل و ایلی حبیقه، مسئول امنیتی نیروهای فالانژ لبنان انجام شد.
جنات زین عبدالطیف پرستار لبنانی بیمارستان عکا، در تشریح جنایات صبرا و شتیلا گفت: «فالانژها به سمت چهار پزشک که پارچه سفیدی در دست داشتند و می‌خواستند از ورود آن‌ها به بیمارستان جلوگیری کنند، نارنجک پرتاب کردند. یکی از همکاران من فریاد کشید و به‌سمت آن‌ها سنگی پرتاب کرد. جنایت‌کاران هم‌چنان سیلی محکمی به او زدند که بیهوش بر زمین افتاد. بعد پیراهنش را پاره کردند و او را به پیاده روی مقابل بردند و به‌صورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند.»
وی می‌افزاید: «در روز جمعه به بیمارستان غزه پناه بردم و آن‌ها ما را صبح 18 سپتامبر محاصره کردند و فلسطینی‌ها را که شامل زنان و کودکان نیز می‌شدند از دیگران جدا کرده و به یک ورزشگاه بردند و در چاله‌هایی که بر اثر بمباران حفر شده بود انداخته و گفتند همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آن‌ها، چه زنده و چه مرده، خاک ریختند.»



هدف اصلی این جنایت ایجاد رعب و وحشت میان فلسطینیان و واداشتن آنان به ترک لبنان و برانگیختن افکار عمومی لبنان و درگیری داخلی بود. ارتش اسرائیل در این هجوم خود به لبنان و اردوگاه‌های فلسطینی‌ها، می‌خواست ضربه نهایی را به فلسطینیان لبنان بزند و این‌گونه به آنان القا کند که رهبران‌شان لبنان را ترک کرده و آن‌ها را تنها گذاشته‌اند.
نیروهای مهاجم اسرائیلی و مزدوران فالانژ آن‌ها، یک روز بعد از این قتل‌عام بسیاری از خبرنگاران و عکاسان خارجی را بازداشت و بعد از نابود کردن فیلم‌هایشان، آن‌ها را از لبنان اخراج کردند تا صحنه‌های بیش‌تری از این جنایت برملا نشود.

نقش آمریکا در قتل‌عام صبرا و شتیلا
روزنامه نیویورک تایمز در سال 2012 اسناد محرمانه‌ای را فاش کرد که حاکی از دخالت طرف‌های آمریکایی در جنایت صبرا و شتیلا بود. این اسناد در مقاله‌ای تحت عنوان «کشتاری که امکان جلوگیری از وقوع آن وجود داشت» به قلم «سیت انزیسکا»، پژوهش‌گر آمریکایی دانشگاه کلمبیا، منتشر شده است که توانسته علاوه بر دست‌یابی به اسنادی مهم از حکومت اسرائیل، گفتگوهای مسئولان امریکایی را در این مدت به‌صورت مستند ثبت نماید.
سندی که در تاریخ 17 سپتامبر 1982 صادر شده است رویدادهای جلسه آریل شارون و وریس دراپر، فرستاده رییس جمهور آمریکا به منطقه، را نقل می‎کند.
براساس این سند، شارون به دراپر اطمینان داده است که آمریکا را وارد این جنایت نخواهد کرد. شارون خطاب به دراپر گفته بود: «اگر نگران آن هستی که تو هم به‌همراه ما وارد این جریان شوی اشکالی ندارد، آمریکا می‌تواند به‌راحتی این موضوع یا اطلاع از آن را انکار کند و ما نیز این امر را انکار می‌کنیم.»



این روزنامه خاطرنشان می‌کند که این گفتگو نشان‌دهنده آن است که اسرائیلی‌ها از ورود هم‌پیمانان لبنانی‌شان به اردوگاه و آغاز قتل‌عام اطلاع داشتند.
یک سند دیگر از دیدار فرستاده آمریکا با شارون در حضور سفیر آمریکا در سرزمین‌های اشغالی و رافائل ایتان و یهودا ساگی، رییس دستگاه اطلاعات نظامی پرده برمی‌دارد که براساس آن دراپر از موضع آمریکا مبنی بر درخواست خروج نظامیان اسرائیلی از بیروت سخن گفته بود؛ اما شارون در پاسخ او گفته بود: «تروریست‌ها هنوز در پایتخت حضور دارند و ما اسامی‌شان را در اختیار داریم. تعداد آن‌ها 2000 تا 3000 نفر است. ولی باید پرسید که چه کسی امنیت اردوگاه‌ها را تامین می‌کند؟»
دراپر در پاسخ گفته بود: «ارتش و نیروهای امنیتی لبنان این کار را خواهند کرد.»
سر انجام سه روز پس از این گفتگو و بحث و جدل‌های بسیار، نظامیان اسرائیلی در 17 سپتامبر خروج از لبنان را آغاز کردند. این روز بدترین روز کشتار بود. نیروهای سازمان آزادی‌بخش فلسطین عملا بیروت را تخلیه کرده بودند و پس از دو شب رعب و وحشت، صبح روز شنبه نیروهای لبنانی فالانژ از اردوگاه‌ها عقب‌نشینی کردند و آن‌گاه بود که حجم کشتارها مشخص شد.
این جنایت سر و صدای بسیاری در جهان برپا کرد به نحوی که حکومت اسرائیل مجبور شد به صورت نمایشی هم که شده کمیته‌ای در این مورد تشکیل دهد بنابراین مناخیم بگین، نخست‌وزیر وقت، دستور تشکیل کمیته تحقیقاتی کاهان به ریاست اسحاق کاهان، رییس وقت دادگاه عالی را در فوریه 1982 میلادی صادر کرد. این کمیته مستقل در نتایج تحقیقاتش آریل شارون را که فرمانده محلی نیروهای ارتش اسرائیل در منطقه بود، به‌دلیل سهل‌انگاری و دست‌کم گرفتن واکنش فالانژهای لبنان، مقصر اعلام کرد.
این کمیته هم‌چنین بگین، رافائل ایتان و دیگر فرماندهان اطلاعاتی را به‌دلیل عدم اتخاذ تصمیمات مناسب برای جلوگیری از این جنایت مقصر شناخت، در نهایت شارون مجبور به استعفا از منصب خود شد. اما وی بار دیگر در سال 2001، با پیروزی در انتخابات به‌عنوان نخست‌وزیر حکومت اسرائیل منصوب گردید.
پس از انتخاب شارون به نخست‌وزیری، خانواده قربانیان کشتار با استناد به قانونی که برای اولین بار در سال 1993 در مورد نسل‌کشی رواندا اعمال شد و اجازه تعقیب جنایت‌کاران جنگی را می‌داد علیه شارون اقامه دعوی کردند؛ تحقیقات آغاز شد و ایلی حقیبه در میان فشار شدید رسانه‌ای اعلام کرد حاضر است در مقابل دادگاه شهادت دهد و به‌نحوی که مسیر گزارش کمیته کاهان را تغییر دهد اما طولی نکشید که وی با چهار تن از همراهانش در 2002 به دست اطلاعات حکومت اسرائیل ترور شدند و در نهایت پس از فشارهای آمریکا و حکومت اسرائیل، دادگاه عالی بلژیک قرار منع تعقیب آریل شارون را برای اتهام جنایت جنگی صادر کرد و دلیل آن نداشتن تبعیت بلژیکی شاکیان در زمان وقوع حادثه اعلام کرد.
بر اساس شهادت رالف شونمان، نویسنده آمریکایی در مقابل کمیسیون اوسلو، در دسامبر 1982 بین 4000 تا 4500 نفر از 12 تابعیت مختلف از جمله فلسطینی، لبنانی، پاکستانی، بنگلادشی، اردنی، ترک و سودانی در این جنایت کشته شدند.
شنبه دوم اردیبهشت 1396 - بیست و دوم آوریل 2017
ادامه دارد.


اعتصاب غذای زندانیان، تاریخچه مناقشه فلسطین و اسرائیل، بایکوت اسرائیل و...!
(قسمت دوم)
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

انتفاضه روزنه امیدی برای فلسطینیان آواره به وجود آورد و به همین خاطر حکومت اسرائیل حاضر به مذاکره با اعراب شد و با انجام گفت‌وگوهای بسیار در فرآیند صلح خاورمیانه، سرانجام سازش رهبران فلسطین و سران اسرائیل با طرح غزه-اریحا‌(توافق‌نامه ساف-اسرائیل)، وارد مرحله نوینی شد.
یاسر عرفات با عنوان رییس سازمان آزادی‌بخش فلسطین، طی نامه‌ای به اسحاق رابین نخست وزیر وقت حکومت اسرائیل، موجودیت اسرائیل را به‌رسمیت شناخت و طی مذاکراتی پیش‌نویس هفده ماده‌ای توافقی را امضاء کردند که در آن یک حکومت خودگردان فلسطینی در کرانه غربی و نوار غزه پیش‌بینی شد.
اما این فقط یک پیش‌بینی بود. یعنی پس از آن بود که دوره مذاکره بین طرفین بنا به دلایل متعددی با شکست مواجه شد. حکومت اسرائیل، پس از مرگ مغزی شارون به منظور نشان دادن عدم تغییر سیاست‌های ضد انسانی خود، اقدامات تروریستی خویش را بر علیه مردم فلسطین شدت بخشید.

اورشلیم شرقی
اورشلیم شرقی، نمونه کوچکی است از مهاجرت اجباری که مشخصه زندگی هر روزه فلسطینی‌ها است. این بخش نمونه‌ای منحصر به‌فرد است؛ زیرا برخلاف سایر شهرهای فلسطینی که اسرائیل در سال 1948 آن‌ها را به خود ضمیمه کرد، اورشلیم یا بیت‌المقدس شرقی تا سال 1967 تحت حاکمیت قوانین اردن بود. اسرائیل در سال 1967 این بخش را نیز به اشغال خود درآورد. از آن زمان تاکنون اورشلیم شرقی بخشی از خواسته فلسطین است و به‌نوعی پایتخت آن به‌حساب می‌آید. اما حکومت اسرائیل از آن زمان تاکنون تلاش می‌کند تا این بخش را از حیطه موافقت‌های سیاسی بیرون بگذارد. به‌این‌ترتیب، اورشلیم شرقی نمادی است از واقعیت تاریخی شهرهای فلسطینی؛ شهرهایی مانند صفد، حیفا، جافا و…؛ شهرهایی که شاهد مهاجرت فلسطینیان از سرزمین مادریشان و آواره‌شدن‌شان بودند. باقی‌مانده فلسطینی‌هایی که هنوز در این شهرها زندگی می‌کنند شهروندان درجه دوم هستند. آنان باید تاریخی را بخوانند که اسرائیلی‌ها نوشته‌اند؛ تاریخی که در آن هیچ نشانی از فلسطین، قبل از تاسیس اسرائیل وجود ندارد.
اسرائیل از زمان تاسیس، فلسطینیانی را که در اورشلیم زندگی می‌کنند هم‌چون مانعی بر سر راه خود می‌بیند که اجازه نمی‌دهند جمعیت یهودی اورشلیم و ساکنان مناطق ساحلی اسرائیل به هم متصل شوند. اورشلیم غربی، که روزگاری تنوع جمعی و مذهبی فراوانی داشت، اکنون به منطقه‌ای تبدیل شده که اکثر ساکنان آن یهودی هستند. «صهیونیست‌»‌ها برای رسیدن به چنین انتقال جمعیتی، حدود 80 هزار فلسطینی را از اورشلیم غربی بیرون رانده‌اند؛ این یعنی نیمی از فلسطینیان ساکن اورشلیم غربی. پس از جنگ 1967، اسرائیل بخش‌های دیگری را نیز از کرانه باختری تصرف کرد. اکنون از نظر قانون اسرائیل، ساکنان فلسطینیِ اورشلیم شهروند نیستند و «ساکنان خارجی» محسوب می‌شوند. این فشارها برای این است که آنان خانه و کاشانه خود رها کنند و به مناطق دیگر بروند. به‌این‌ترتیب، فلسطینی‌های اورشلیم باید در سرزمین مادری‌شان به‌عنوان خارجی زندگی کنند. آن‌ها هرلحظه در معرض خطر از دست‌دادن خانه‌شان هستند.
در دسامبر 1995، وزیر کشور اسرائیل، مصوبه‌ای را ابلاغ کرد که براساس آن، فلسطینی‌هایی که برای هفت سال پیاپی ساکن اورشلیم نبوده‌اند سلب مالکیت شوند. این فلسطینی‌ها ناچار شدند به کرانه باختری بروند. در سال 2008، اسرائیل براساس این مصوبه اجازه اقامت 4500 فلسطینی ساکن اورشلیم را باطل کرد. این مصوبه در سال 2008 باطل شد، اما تاثیرات جمعیتی آن برای همیشه باقی می‌ماند. اسرائیلی‌ها با طرح کلان اورشلیم 2000 اظهار کردند که مصمم‌اند تا نسبت جمعیت یهودی به فلسطینی را ثابت نگاه دارند؛ یعنی نسبت 70 به 30 را. دادگاه‌های اورشلیم به‌گونه‌ای دعاوی فلسطینیان علیه مشکلات را مردود اعلام می‌کنند که همگان بدانند این سیاست راهبردی آنان است. اسرائیل، هم‌چنین اعلام کرده است که فلسطینی‌ها فقط حق دارند در 13 درصد زمین‌های اورشلیم زندگی کنند. اجازه ساخت‌وساز به‌سختی به فلسطینی‌ها داده می‌شود. در سال 2008، مقامات اسرائیلی از میان 400 درخواست ساخت‌وساز، فقط 125 درخواست را پذیرفتند. در نتیجه، فلسطینیان مجبور می‌شوند بدون مجوز اقدام به ساخت‌وساز کنند.
در فاصله سال‌های 2000 تا 2008، مقامات اسرائیلی حدود 670 خانه فلسطینی را به‌دلیل نداشتن مجوز تخریب کردند. اسرائیلی-یهودی‌ها نیز پیوسته درحال ساخت‌وساز غیرمجاز هستند، اما کسی خانه آن‌ها را خراب نمی‌کند. از سال 1996 تا 2001، 82 درصد از ساخت‌وسازهای غیرمجاز در اورشلیم را یهودیان انجام داده‌اند. این در حالی است که 80 درصد اقدامات علیه فلسطینیان بوده است. این‌ها همه سیاست‌های تبعیضی و اشغال‌گرانه حکومت اسرائیل هستند که در روز روشن انجام می‌گیرند.
اسرائیل در سال 1967، 70000 کیلومتر مربع از اورشلیم شرقی را به اشغال خود درآورد. یک‌سوم این زمین‌ها ملک خصوصی عرب‌های فلسطینی بود. براساس گزارش گروه حقوق بشر اسرائیلی «بت‌سلم»، تا پایان سال 2001 حدود 46000 واحد مسکونی در این مناطق برای یهودی‌ها ساخته شده است، اما فلسطینی‌ها حتی نتوانسته‌اند یک خانه هم بسازند. 1000 پارک، 34 استخر و 26 کتابخانه هم برای جمعیت یهودی اورشلیم ساخته شده است. در مقابل، فلسطینی‌های ساکن بخش شرقی، 45 پارک و دو کتابخانه دارند و هیچ استخری ندارند. دولت اسرائیل دست در دست یهودیان درحال بیرون کردن فلسطینی‌ها از خانه‌هایشان است. آنان بهانه خود را برای خلع ید پیدا می‌کنند: عدم اثبات این‌که زمین اصالتا متعلق به آن‌هاست، نداشتن مجوز برای ساختن یا مطابق نبودن با انبوهی از قانون‌های ظالمانه‌ای که علیه فلسطینیان به تصویب رسیده است. دادگاه براساس همین قوانین، نخست حکم صادر می‌کند و سپس نوبت شهرک‌نشینان یا پلیس است تا اقدام به تخلیه خانه کنند. پلیس ماموریت محافظت از شهرک‌نشینانی را دارد که به خانه‌ها هجوم می‌آورند. اسرائیل حدود 20 میلیون دلار برای محافظت از شهرک‌نشینان در اورشلیم شرقی هزینه اختصاص داده است. شهرک‌نشینان با خیال راحت هر قانونی را که دلشان بخواهد می‌شکنند و هیچ‌کس هم حق اعترض ندارد؛ چون پلیس برای محافظت از آنان مستقر شده است. خانوارهای فلسطینی از خانه‌شان بیرون می‌شوند، شهرک‌نشینان خانه‌شان را تصرف می‌کنند و آنان مجبورند درمقابل خانه‌شان در چادر زندگی کنند تا جایی برای زندگی پیدا کنند. دادگاه‌های اسرائیلی، نیروی پلیس و شهروندان مسلح اسرائیل دست در دست هم در حال تغییر بافت جمعیتی اورشلیم شرقی هستند.

شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه 476 خود که در سال 1980 صادر شده است، تلاش اسرائیل برای الحاق اورشلیم شرقی به خاک خود را محکوم کرده است: تمامی اقداماتی که برای تغییر بافت جمعیتی، جغرافیایی و تاریخی اورشلیم انجام می‌پذیرد، فاقد ارزش حقوقی و بی‌اعتبار هستند و باید متوقف شوند.
حتی آمریکا نیز به‌عنوان قدرتمندترین و نزدیک‌ترین متحد اسرائیل است گاهی با این اقدامات مخالفت کرده است. اما باز هم اسرائیل هیچ تغییر عملی و واقعی در برابر رفتارش نمی‌بیند و به همین دلیل، بدون هیچ وقفه‌ای در حال گسترش شهرک‌های خود است.
طبق قرارداد اسلو، 54 درصد از شهرک‌نشینان یهودی «همسایگان» هستند و بنابراین قانونا حق سکونت دارند. جمعیت شهرک‌نشینان یهودی از 200 هزار نفر در سال 1993، که قرارداد اسلو امضاء شد، تا کنون 3 برابر شده و به 600 هزار نفر رسیده است. بنابراین فرایند صلح اسلو نیز نه تنها به مردم فلسطین یاری چندانی نرسانده است، بلکه به توسعه‌طلبی اسرائیل دامن زده است.
در فوریه ۲۰۱۱، رهبران فلسطینی پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای را تقدیم شورای امنیت کردند که شهرک‌سازی اسرائیلی را محکوم می‌کرد. دولت اوباما اما جلوی تصویب این قطعنامه را گرفت. «سوزان رایس»، نماینده آمریکا در سازمان ملل در آن زمان گفت: «از بهار دهه پیش تاکنون شهرک‌سازی‌های اسرائیل در مناطقی که در سال 1967 اشغال شده است امنیت اسرائیل را به خطر انداخته است و تمامی امیدها را برای صلح و ثبات در منطقه نقش بر آب کرده است. ادامه شهرک‌سازی نقض آشکار تعهدات بین‌المللی توسط اسرائیل است و اعتماد میان طرفین را از میان برمی‌دارد و چشم‌انداز صلح را نیز تیره و تار می‌کند. اما تصویب این قطعنامه صرفا اوضاع را پیچیده‌تر و دشوارتر می‌کند.»
آمریکا از اسرائیل به‌صورت نظام‌مند و مداوم حمایت می‌کند، به‌همین دلیل اسرائیل هیچ انگیزه‌ای ندارد تا سیاست‌های خود را تغییر دهد. «جو بایدن» در سفرش به اسرائیل در سال 2010 گفت که شهرک‌سازی، گفتگوهای صلح را به خطر می‌اندازد. در حالی که طی همین ملاقات، دفتر نتانیاهو بیانیه‌ای صادر کرد و اعلام کرد که قصد دارد شهرک‌های جدید بسازد. حتی خود جو بایدن هم به زمان صادرشدن این بیانیه اعتراض کرد.
اسرائیل در سال 2002 شروع به ساختن دیوار حائل کرد و این دیوار قرار است تا سال 2020 تمام شود و تا آن زمان، از میان 85 درصد از زمین‌های کرانۀ باختری عبور خواهد کرد. اسرائیل حتی حاضر نیست به حق فلسطینیان برای زندگی در 13 درصد باقی‌مانده سرزمین‌شان نیز گردن بگذارد.

اعتراض به ادامه شهرک‌سازی‌ها
اخیرا پلیس اسرائیل اعلام کرد که صدها تظاهرکننده که بیش‌تر آن‌ها یهودی بودند در بیت‌المقدس‌(اورشلیم) علیه اشغال مناطق فلسطینی توسط اسرائیل به خیابان‌ها آمدند.



به‌گزارش خبرگزاری فرانسه، سازمان‌دهندگان و رسانه‌های اسرائیل شمار شرکت‌کنندگان در این تظاهرات را حدود دو هزار نفر اعلام کردند. این تظاهرات که به‌دعوت حزب سکولار و چپ‌گرای «مِرِتص» و «لیست مشترک»، ائتلافی که اکثریت آن را احزاب عربی تشکیل می‌دهند و هم‌چنین سازمان‌های غیردولتی، شامگاه شنبه یکم آوریل 2017- دوازدهم فروردین 1396 برگزار شد.
تظاهرکنندگان در این حرکت اعتراضی به زبان‌های عبری و عربی فریاد می‌زدند: «یهودی‌ها و عرب‌ها دشمن یکدیگر نیستند» و «نه به دولت غاصب».
دولت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل شامگاه پنج‌شنبه 30 مارس 2017- 10 فروردین 1396، دستور ساخت یک شهرک یهودی‌نشین تازه در کرانه باختری را صادر کرد. ساکنان شهرک آمونه که به‌طور غیرقانونی ساخته شده و فوریه گذشته تخلیه شد، می‌بایست در این شهرک تازه اسکان داده شوند. این اقدام دولت اسرائیل در 25 سال گذشته بی‌سابقه بود و اعتراضات جهانی، از جمله مخالفت چند کشور اروپایی و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل را برانگیخت.
بر اساس آمار پلیس اسرائیل، از اکتبر سال 2015 تاکنون دست‌کم 242 فلسطینی در اسرائیل و در مناطق فلسطینی کشته شده‌اند. بیش از 160 نفر از آن‌ها پس از آن‌که با سلاح سرد، سلاح گرم و یا خودرو به اسرائیلی‌ها حمله کرده بودند کشته شدند. بقیه افراد در جریان اعتراضات کشته شده‌اند. در همین بازه زمانی دو گردشگر آمریکایی و 37 اسرائیلی کشته شده‌اند.

دولت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل دستور ساخت یک شهرک یهودی‌نشین تازه در کرانه باختری را صادر کرد. ساکنان شهرک آمونه که به‌طور غیرقانونی ساخته شده و فوریه گذشته تخلیه شد، می‌بایست در این شهرک تازه اسکان داده شوند. این اقدام دولت اسرائیل در 25 سال گذشته بی‌سابقه بوده است.


شهرک آمونه

نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل به ساکنان شهرک یهودی‌نشین آمونه وعده داده بود که شهرک تازه‌ای در مناطق فلسطینی برای آنان خواهد ساخت. او اکنون، بلافاصله بعد از صدور بیانیه پایانی اجلاس سران عرب که خواهان پایان یافتن شهرک‌سازی در کرانه باختری و راه‌حل دو کشور شده بود، به این وعده جنبه قانونی داده است.
آخرین بار در سال 1992، کابینه اسرائیل دستور ساخت یک شهرک یهودی‌نشین در کرانه باختری را صادر کرده بود. از آن زمان تاکنون، اسرائیل به گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری و یا قانونی کردن شهرک‌هایی که به‌طور غیر قانونی ساخته شده بودند بسنده کرده است.
6 فوریه سال جاری پارلمان اسرائیل لایحه‌ای مناقشه‌انگیز را به تصویب رساند که بر اساس آن همه شهرک‌هایی که به طور غیر قانونی در مناطق فلسطینی ساخته شده‌اند، جنبه قانونی پیدا می‌کند.
بیش از 600 هزار نفر از شهروندان اسرائیل در بیش از 200 شهرک یهودی‌نشین در کرانه باختری و در شرق بیت‌المقدس‌(اورشلیم) زندگی می‌کنند. از نظر دولت اسرائیل، شهرک‌هایی غیر قانونی به‌شمار می‌آیند که مجوز ساخت آن‌ها را دولت اسرائیل صادر نکرده باشد. اما از نظر قوانین بین‌المللی همه شهرک‌هایی که در مناطق فلسطینی توسط اسرائیلی‌ها ساخته می‌شود غیر قانونی به‌شمار می‌آیند.
در اواخر دوره ریاست جمهوری باراک اوباما در دسامبر 2016، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطع‌نامه‌ای خواهان توقف شهرک‌سازی اسرائیل در کرانه باختری شد. برخلاف انتظار، ایالات متحده آمریکا این‌بار قطع‌نامه شورای امنیت را وتو نکرد و به آن رای ممتنع داد.
قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل شهرک‌سازی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی را خلاف قوانین بین‌المللی دانسته و از این اقدام دولت اسرائیل به‌عنوان مانعی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز فلسطینیان و اسرائیلی‌ها در قالب دو دولت مستقل یاد کرده است.
محمود عباس، رییس تشکیلات خودگران فلسطین بارها اعلام کرده که شهرک‌‌سازی اسرائیل در کرانه باختری راه حل دو کشور و مذاکرات صلح را به خطر می‌اندازد.
نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد نیز گفته است که آمریکا از راه حل دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل حمایت می‌کند.

نیکولای ملادنوف، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در امور خاورمیانه، اسرائیل را متهم کرده که مطالبات شورای امنیت این سازمان را برای متوقف کردن اعمار شهرک‌ها در مناطق فلسطینی نادیده می‌گیرد.
ملادنوف در نخستین گزارش، به‌شورای امنیت سازمان ملل متحد نوشته که از زمان تصویب قطعنامه در سه ماه گذشته، حکومت اسرائیل «هیچ اقدامی» روی دست نگرفته تا خواست سازمان ملل را عملی کند.
فرستاده ویژه سازمان ملل متحد برنامه‌های اخیر اسرائیل را نگران کننده خوانده که براساس آن این کشور فعالیت‌های شهرک سازی «غیر قانونی» را آشکارا گسترش می‌دهد.
بعد از گزارش نیکولای ملادنوف، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد، 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک پشت درهای بسته درباره منازعه خاورمیانه با هم به‌گفتگو نشستند. متیو رایکرفت، سفیر بریتانیا توضیح داد که کشورش «مانند بسیاری از کشورهای دیگر نیز» بر اقدامات‌اش برای راه حل دو دولت تاکید می‌کند.

پس از قطع‌نامه سازمان ملل متحد در محکومیت شهرک‌سازی اسرائیل، مناسبات میان این کشور و ملل متحد تنش‌آلود شده است. این موضوع به بحث داخلی در داخل اسرائیل نیز تبدیل شده است.



اسرائیل به قطع‌نامه ملل متحد که شهرک‌سازی‌های اسرائیل در مناطق فلسطینیان را محکوم می‌کند، در حقیقت یک «نه» گفته است. به این معنا که «آن‌ها به مذاکرات «نه» گفته‌اند. آن‌ها به پیشرفت و فرصت‌ها برای یک زندگانی بهتر اسرائیلی‌ها و فلسطینیان «نه» گفته‌اند. آن‌ها به امکان یک صلح «نه» گفته‌اند.»
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، روز بعد از تصویب قطع‌نامه که مصادف با شب کریسمس بود، دستور داد که سفرای دولت‌هایی فراخوانده شوند که به جانبداری از این قطع‌نامه رای داده‌اند. تزیپی هوتوویلی، معاون وزیر خارجه اسرائیل اعلام نمود باید به این کشورها فهماند که روی واکنش اسرائیل حساب کنند. نمایندگان کشورهایی که به این قطع‌نامه رای مثبت داده‌اند، دیگر نباید «به اسرائیل بروند تا در مورد جنگ علیه تروریسم، دفاع سایبری و فن آوری زراعتی بیاموزند و بعد به ملل متحد بروند و هرچه می‌خواهند بکنند.»
چنین واکنش شدید در اسرائیل مورد مناقشه قرار گرفته است. روزنامه اسرائیلی «ها آرتص» به‌طور خاصی این واکنش نتانیاهو را مورد انتقاد قرار داده است. به‌نوشته این روزنامه، این امر مناسبات با دولت‌هایی را برهم می‌زند که اسرائیل هم در حال حاضر و هم در آینده به آن‌ها ضرورت دارد. روزنامه افزوده است: «این مانند آن است که او‌(نتانیاهو) در واقعیت نمی‌تواند با چشمانش ببیند و نمی‌خواهد قبول کند که یک توافق با فلسطینی‌ها به نفع اسرائیل است. اما بدتر از آن این‌که نخست وزیر، کشورش را به سوی پرتگاه می‌کشاند.»

هم‌زمان مقاله‌ای نیز در روزنامه محافظه‌کار«یورشلیم پست» انتشار یافته است که در آن دلایل این رای دادن مورد ارزیابی قرار گرفته است. مایکل هاتول راوشیتزکی، نویسنده این مقاله از بنیاد تحقیقات امنیت ملی روی چهار عامل حساب می‌کند. نخست این‌که ایالات متحده آمریکا در صدد یک نقش جدید در ارتباط با مناسبات اسرائیل و فلسطینیان می‌باشد. تا حال واشنگتن در شورای امنیت ملل متحد یک دست حمایت‌گر اسرائیل بوده است. این امر موجب انتقاد بین‌المللی چشم‌گیری از ایالات متحده آمریکا گردیده است و نقش میانجی‌گرانه‌اش را در چشم بسیاری غیرقابل اعتماد گردانیده است. اکنون اوباما می‌خواهد آن را تصحیح کند.
دوم این‌که ملل متحد در قبال واقعیت‌ها واکنش نشان داد. جامعه بین‌المللی به شهرک‌سازی‌ها در مناطق فلسطینی هم‌چون مانعی برای یک راه‌حل دو دولت می‌نگرد. با وجود این اسرائیل سیاست شهرک‌سازی‌هایش را تغییر نداد. بنابراین، نمی‌توان بین شهرک‌سازی‌های بزرگ نزدیک به مرزها از یک جانب و از سوی دیگر پسته‌هایی که در اعماق مناطق فلسطینی‌ها ساخته می‌شود، تفاوت قایل نشد.
هم‌چنان نکته سومی وجود دارد: بخش‌هایی از حکومت ائتلافی اسرائیل به‌طور موکد راه‌حل دو دولت را رد نموده‌اند. چنان‌که این مسئله در پارلمان دیده شده است.
چهارم، مناسبات دشوار بین بارک اوباما رییس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل شاید در تصویب این قطع‌نامه نقشی داشته، روزنامه نوشته است: «می‌توان با یک مقدار احتمال قرین به واقعیت به این نتیجه رسید که مناسبات خوب، دوستی شخصی و تفاهم متقابل دو رهبر، می‌توانست مانع این تصمیم شود.»
طبق نظر هاتول رادوشیتزکی این انکشاف به این نتیجه‌گیری نزدیک می‌شود: «برای رهبری اسرائیل بهتر خواهد هرگاه سیاستش را برای پنج سال آینده و فراتر از آن سبک و سنگین کند. هرگاه قصد داشته باشد که توسعه شهرک سازی‌اش را نزدیک به مرز و دور از مرز نگه دارد، باید به‌طور موکد آن را اظهار دارد.»
دونالد ترامپ، جانشین اوباما پیش از احراز مقام ریاست جمهوری، از این رفتار حکومت آمریکا به شدت انتقاد کرد. او بعد از انجام مراسم سوگند وفاداری به عنوان رییس جمهور، به نتانیاهو نخست وزیر اسراییل حمایت نامحدودش را اظهار کرد.
دونالد ترامپ، اعلام کرده که راه حل دو دولت اسراییلی و فلسطینی برای رسیدن به صلح در خاور میانه، یگانه راه‌حل نیست. او در یک مصاحبه نیز گفت که او باور ندارد «که توسعه شهرک سازی‌ها، برای روند صلح در خاورمیانه کمک کننده باشد.»

در اجلاس سران عرب در بحر المیت که در کشور اردن و در جوار کرانه باختری برگزار شد، سران کشورهای عربی بر راه حل دو کشور تأکید کرده بودند.


خرابی‌های جنگ را در نوار غزه

برای 8/1 میلیون فلسطینی هم در این منطقه دلیلی به خوشبینی به انکشاف مثبت اوضاع وجود ندارد. فقر، بیکاری و ناامیدی بر زندگی انسان‌هایی سایه افکنده که بین گروه‌های مسلح فلسطینی و ارتش اسرائیل افتاده‌اند.
وضعیت در مرز نوار غزه با مصر برای فلسطینی‌ها چشم‌انداز خوبی ندارد، چرا که دولت قاهره هم اصولا موضعی علیه حماس دارد.

عفو بین الملل سازمان فلسطینی حماس را متهم کرده است که از منازعه تابستان 2014 با اسرائیل برای تصفیه حساب با مخالفان فلسطینی خود در نوار غزه استفاده کرده است.

روایت تکان‌دهنده سربازان اسرائیلی از جنگ غزه
یک سال پس از جنگ غزه، یک سازمان اظهارات و چشم دیدهای سربازان اسرائیلی را انتشار داده است که در عملیات «تیغه حفاظتی» شرکت نموده بودند. اظهارات این سربازان، اردوی اسرائیل را زیر فشار قوی قرار داده است.
یک سرباز اسرائیلی که در تابستان 2014 علیه حماس جنگیده، می‌گوید: «برخی اوقات ما خانه‌ای را به این دلیل منفجر می‌کردیم که شاید بمبی در آن پنهان باشد. در نتیجه همه آن ناحیه منفجر می‌شد.»
هم‌چنان یک سرباز دیگر حوادثی را که در جبهه اتفاق افتاده است، به تصویر می‌کشد. او می‌گوید: «در منطقه جنگی کسی نیست که به ترتیبی شامل نباشد. اگر کسی بیرق سفید بلند نکرده باشد و فریاد نکشد که «من تسلیم هستم»، در آن صورت وی یک تهدید است و ما اجازه داریم تا بر او شلیک کنیم.»
این گزارش، بخشی از نشریات سازمان اسرائیلی موسوم به «شکست سکوت» گرفته شده است. در این گزارش زیر عنوان «چگونه ما در غزه جنگیدیم»، 60 سرباز منسوب به واحدهای مختلف اسرائیل و دارای رتبه‌های مختلف، چگونگی تجارب‌شان را از جنگیدن در غزه اظهار داشته‌اند. این سازمان نوشته است که شاهدان در گزارش «یک تصویر ناراحت کننده از ارتش اسرائیل را نشان می‌دهند که در شلیک بی‌تفکیک‌(بر مردم در غزه) شرکت کرده‌اند» و این خود به‌کلی «از هنجارهای عملیاتی‌شان به دور بوده است که تاکنون وجود داشته‌اند.» این‌گونه شلیک‌ها منجر به قربانیان زیاد غیرنظامی فلسطینی شده است. «اویهی ستولار»، رییس بخش تحقیق این سازمان می‌گوید: «ما این توصیه را مهم می‌دانیم که جامعه ما در این مورد به یک مباحثه بپردازد.»
سازمان «شکست سکوت» بیش از ده سال پیش توسط نیروهای احتیاطی و سربازان تاسیس شده است. از آن زمان به این‌سو، این سازمان عملیات ارتش اسرائیل را بر مبنای اظهارات سربازان سابقه مستند سازی می‌کند. در جریان جنگ غزه که در جولای 2014 آغاز گردید، بیش از 2100 فلسطینی کشته شدند. در مورد شمار دقیق تلفات غیرنظامیان هنوز هم مناقشه وجود دارد. طبق گزارش سازمان ملل متحد،1400 فرد غیرنظامی کشته شده‌اند که از آن جمله، دست‌کم 500 تن از آن‌ها کودک بوده‌اند. هزاران نفر زخمی گردیده‌اند.

ستولار می‌گوید: «هر سال اسرائیل می‌گوید که ارتش ما معیارات اخلاقی عالی را رعایت می کند.» در جریان عملیات نظامی «تیغه حفاظتی»، سخن‌گوی ارتش و حکومت خواستند بازهم این احساس را برانگیزانند که آن‌چه را در توان دارند به عمل می آورند تا مانع تلفات غیرنظامی در بین فلسطینی‌ها گردند. یک شخص 32 ساله که خود قبلا در ارتش خدمت کرده است، می‌گوید: «متاسقانه افکار عمومی اسرائیل هیچ اطلاع ندارد که این رفتار چگونه بوده است و چگونه قدرت آتش به‌طور نامتناسبی شدید بوده است.» قبلا در جنگ غزه در سال 2008 و 2009 نیز رفتارهای مشابهی صورت گرفته‌اند، اما ارتش با هر عملیات نظامی جدید از خط قرمز بیش‌تر عبور کرده است.
ارتش اسرائیل این اتهامات را رد می‌کند. فرماندهان پیشین واحدهای نظامی مستقر در جنوب، این اتهامات را «غلط» و «مشمئز کننده» می‌خواند. سوی فوگل در رادیوی ارتش اسرائیل گفت: «نیروهای دفاعی اسرائیل در این‌جا به غلط قاتل معرفی شده‌اند.» به گفته او، اگر چنین رفتاری صورت می گرفت، قبلا از جانب خود ارتش مورد تحقیق قرار می‌گرفت.
اتهامی که در اعلامیه سازمان «شکست سکوت» بر ارتش اسرائیل وارد شده است حاکی از آن است که نیروهای زمینی با این برداشت به مناطق اشغال شده فرستاده شده بودند که دیگر در آن‌جا افراد غیرنظامی وجود ندارند. سربازان گفته‌اند: «واضح بود که کسی نمی‌بایست در آن‌جا باشد. پس در این صورت، اگر آن‌جا کسی می‌بود خود‌به‌خود «تروریست» شناخته می‌شد.» یک سرباز گفته است: «گفته شده بود که شما اکنون در منطقه جنگی هستید، حی اگر شما کم‌ترین شکی داشته باشید، نباید به خود تردید راه دهید، بلکه شلیک کنید.»

میشل سفارد، وکیل و مشاور سازمان «شکست سکوت» می‌گوید: «ارتش تدابیر احتیاطی گرفته بود تا به مردم فلسطینی پیش از حمله هشدار دهد و از آن‌ها تقاضا نماید تا این مناطق را ترک گویند. آن‌ها اوراقی را پرتاب کردند، و به خانواده‌های مربوطه تلفن کردند و پیام کتبی‌(اس ام اس) دادند.» او می‌افزاید: «اما این به‌معنای آن نیست که از تفکیک مردم غیرنظامی و جنگجویان صرف‌نظر شود. انسان‌هایی بوده‌اند که به‌دلایل مختلفی فرار نکرده بودند.»
ارتش اسرائیل در واکنش نخست به این گزارش، پیش از انتشار آن نیز عکس‌العمل نشان داده بود. در موضع‌گیری ارتش آمده است که ارتش احساس می‌کند مکلف است «هرگونه اتهامی را که از جانب رسانه‌ها، سازمان‌ها و یا جناح رسمی در مورد رفتار سربازان وارد می‌شود، مورد تحقیق و بررسی قرار دهد.» اما «شکست سکوت» نه شاهدی دارد و نه گزارش شاهدان عینی را ارائه کرده است. مقامات این سازمان این اتهام را رد می‌کنند و می‌گویند که این سازمان تقاضای یک ملاقات با لوی درستیز را کرده بود تا گزارش برایش داده شود. اما این کار صورت نگرفت.

گزارش هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد
یک هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد دریافته است که ده‌ها فلسطینی در جریان جنگ ساله 2014 غزه زمانی کشته شدند که در تاسیسات سازمان ملل متحد پناه جسته بودند.



بررسی سازمان ملل متحد دریافته است که بیش از 40 تن از فلسطینی‌ها در جریان جملات جنگ 2014 نوار غزه زمانی کشته شدند که در مدارس سازمان ملل متحد پناه جسته بودند. سازمان ملل متحد گفته است که در حمله بر این تاسیسات، بیش از 200 فلسطینی دیگر زخمی شدند.
بان کی مون، دبیرکل ملل متحد در مقدمه‌ای بر نتیجه یافته‌های این بررسی، گفته است: «من واقعیت را محکوم می‌کنم که 44 فلسطینی در نتیجه حملات اسرائیل کشته شده‌اند و دست‌کم 227 تن دیگر در تاسیسات ملل متحد که به عنوان پناهگاه اضطراری استفاده می‌شدند زخمی گردیدند.»
در خلاصه یافته‌های این بررسی به یک مدرسه دخترانه سازمان ملل متحد اشاره شده است که هدف شلیک 88 گلوله خمپاره نیروهای دفاعی اسرائیل قرار گرفته بود و مدرسه دیگری که گلوله ضد تانک اسرائیلی بر آن شلیک شده بود. در یافته‌های سازمان ملل متحد، با اشاره به یک مدرسه دخترانه دیگر سازمان ملل متحد آمده است که «حکومت اسرائیل از شلیک راکت 155 میلی‌متری به اطراف این مدرسه، هیچ‌گونه اخطار قبلی نداده بود.»
بان کی مون، گفته است که کمیته‌ای را با حضور مدیران ارشد تشکیل داده است تا توصیه‌های این تحقیق را مورد ارزیابی قرار دهند. در میان دیگر توصیه‌ها که سازمان ملل متحد می‌خواهد از حکومت اسرائیل تعهد بگیرد، یکی هم این است که اگر در آینده برنامه عملیات نظامی در مجاورت تاسیسات سازمان ملل متحد دارد، باید از قبل هشدار بدهد.
بان کی مون گفت: «من با همه جوانب کار می‌کنم و از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزم تا اطمینان حاصل کنم که چنین واقعیاتی در آینده هرگز تکرار نمی‌شوند.»
بعد از انتشار خلاصه این گزارش، ایمانویل نهشون، سخن‌گوی وزارت خارجه اسرائیل با انتشار بیانیه‌ای گفت: «همه واقعیاتی که در این گزارش به اسرائیل نسبت داده شده، قبلا زیر بررسی قرار دارند و در موارد ضروری، تحقیقات جنایی شروع شده است.»
به‌گفته دفتر هماهنگی کمک‌های حقوق بشری سازمان ملل متحد، در جنگ تابستان سال 2014 بیش از 2200 فلسطینی کشته شدند که اکثر آن‌ها افراد غیرنظامی بودند. در جانب اسرائیل در این جنگ 72 تن کشته شدند که شش تن‌شان افراد غیرنظامی بودند.

کنفرانس اعراب
چهارشنبه 29 مارس 2017، رهبران جهان عرب در نشست سالانه اتحادیه عرب با این امیدواری گرد هم ‌آمدند که در قبال مسائل متعددی از جمله بحران فلسطین و رویکرد ترامپ به خاورمیانه به یک موضع واحد برسند.
بیست و هشتمین نشست سران عرب در «بحر المیت» اردن در شرایطی تشکیل ‌شد که بحران‌های متعددی گریبان کشورهای عربی را گرفته است: جنگ در سوریه، عراق، لیبی و یمن، چالش امنیت و عدم ثبات، مسئله چندپارگی جغرافیایی، فرقه‌ای و سیاسی‌، افزایش نفوذ ایران در منطقه و در نهایت، عدم کفایت و ناتوانی رهبران جهان عرب در مدیریت وضعیت موجود.
اجلاس یک روزه سران عرب در «بحر المیت» اردن در جوار اسرائیل برگزار شد. مهم‌ترین موضوع این نشست مبارزه با تروریسم و فرقه‌گرایی در خاورمیانه در پرتو جنگ داخلی سوریه و یمن و دخالت ایران در بحران‌های خاورمیانه و هم‌چنین تاکید بر راه‌حل دو کشور در مناقشه بین اسرائیل و فلسطین بود. 16 پادشاه، امیر و رییس جمهور در این اجلاس حضور داشتند. تنها غایب این نشست، سوریه بود که عضویتش در اتحادیه عرب تعلیق شده و با این حال در یک اقدام نمادین، پرچم و صندلی خالی سوریه در نشست حضور داشت.
آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، یکی از سخنرانان بیست‌و هشتمین نشست سران عرب بود. گوترش گفت راه حل دو کشور تنها راه تحقق امنیت و صلح در اسرائیل و فلسطین است. او نیز اعلام کرد که از نظر سازمان ملل احداث شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری غیر قانونی‌ست.
همان‌طور که در بالا نیز اشاره کردیم دسامبر 2016، پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطع‌نامه‌ای خواهان توقف شهرک‌سازی اسرائیل در کرانه باختری شده بود. برخلاف انتظار، ایالات متحده آمریکا در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما قطع‌نامه شورای امنیت را وتو نکرد و به آن رأی ممتنع داد. در نخستین دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در سخنانی ابهام‌آفرین گفته بود: «من به هر دو طرح، طرح دو کشور مستقل و یک کشور نگاه می‌کنم. طرحی را ترجیح می‌دهم که هر دو طرف به آن تمایل داشته باشند. من می‌توانم با هر دو این طرح‌ها کنار بیایم.»
در اجلاس یک روزه سران عرب، بدون آن‌که نامی از ترامپ برده شود بر راه‌حل دو کشور به عنوان تنها راه‌کار کشورهای عربی در رویارویی با اسرائیل تاکید شد.
محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین از اسرائیل خواست به شهرک‌سازی در کرانه باختری پایان دهد. او با اشاره به این‌که بسیاری از کشورهای جهان، فلسطین را به‌رسمیت شناخته‌اند گفت:
«در تعامل با همه ابتکار عمل‌های بین‌المللی، نرمش نشان دادیم. اما دولت اسرائیل با تشدید روند شهرک‌سازی در برابر راه‌حل دو کشور، مانع‌تراشی کرد.»
عباس اعلام کرد که انتخابات محلی فلسطین در ماه مه سال جاری برگزار می‌شود. به‌گفته او در چشم‌انداز تشکیل یک دولت وحدت ملی در سرزمین‌های فلسطینی قرار دارد.
او در پایان سخنانش گفت: «راه‌حل‌های موقت، به سود مسئله فلسطین نیست.»
شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، باجی قائد السبسی رییس جمهوری تونس و ملک عبدالله پادشاه اردن نیز در سخنانشان به مسئله فلسطین اشاره کردند. پادشاه اردن که میزبانی این نشست یک روزه را به عهده داشت اسرائیل را به تلاش برای از بین بردن «فرصت‌های صلح» متهم کرد و گفت: «بدون حل و فصل مناقشه فلسطین، ثبات به خاورمیانه باز نمی‌گردد.»
احمد ابوالغیط، دبیرکل اتحادیه عرب بدون آن‌که از ایران نامی به میان بیاورد با انتقاد از فرقه‌گرایی در خاورمیانه خواهان یک‌پارچگی بیش‌تر کشورهای عربی شد. او گفت: «طرف‌هایی در منطقه‌وجود دارند که از فرقه‌گرایی برای چند پاره کردن وحدت عربی‌مان استفاده می‌کنند. پرونده‌های سیاسی مهم منطقه از دست کشورهای عربی خارج شده است.»
پیش از این ترکیه و عربستان سعودی، ایران را به فرقه‌گرایی در خاورمیانه متهم کرده بودند. شیخ صباح الاحمد الصباح، امیر کویت هم در بخشی از سخنانش از ایران خواست که به حاکمیت کشورها و پایه‌های حسن هم‌جواری احترام بگذارد. او به بحران سوریه هم اشاره کرد که حل این بحران به دلیل تعارض منافع با مانع مواجع شده است.
عبدالفتاح السیسی رییس جمهوری مصر گفت که به‌نظر او برخی کشورها برای گسترش نفوذشان در خاورمیانه از اختلافات قومی در جهان عرب استفاده می‌کند. سیسی از کشورهای عربی خواست که با اتخاذ موضعی قاطع مانع از «تحمیل سلطه مذهبی» در جهان عرب شوند.
السیسی گفت: «مردم سوریه در سایه انتشار تروریسم و دخالت‌های بی‌سابقه خارجی، با بزرگ‌ترین بحران منطقه روبه‌رو هستند.»
عبد ربه منصور هادی رییس جمهوری یمن هم ایران را متهم کرد که از «تروریسم» در منطقه حمایت می‌کند و خواهان استراتژی یک‌سان عربی در رویارویی با ایران شد. او ایران را متهم کرد که به شیعیان حوثی سلاح می‌رساند و از کشورهای عربی خواست در بازسازی یمن بکوشند.
یکی دیگر از موضو‌ع‌های مهم نشست رهبران عرب «تروریسم اسلامی» بود. ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن در سخنرانی خود در نشست سران عرب گفت: «ما امروز با چالش‌های بسیار مهمی روبه‌رو هستیم که مهم‌ترین آن‌ها خطر تروریسم است؛ خطری که بیش از همه خود اعراب و مسلمانان را تهدید می‌کند، به طوری‌که اکثر قربانیان تروریسم را مسلمانان تشکیل می‌دهند.»
فدریگا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز در نشست سران اتحادیه عرب شرکت داشت. او در سخن‌رانی خود به زبان عربی به حاضران خوش‌آمد گفت.
در حاشیه اجلاس امان، دیدارهای دوجانبه‌ای نیز میان رهبران کشورهای عرب برگزار شد که دیدار ملک سلمان، پادشاه عربستان و عبدالفتاح السیسی، رییس جمهوری مصر، از مهم‌ترین آن‌ها بود. مناسبات مصر و عربستان در ماه‌های اخیر به سردی گراییده بود و گفته می‌شود این دیدار رهبران دو کشور نشانه‌ای از نزدیکی میان آن‌هاست.
در بیانیه‌پایانی این نشست رهبران عرب اعلام کردند از مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطینی‌ها، اگر در این مذاکرات پرپایی کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل تضمین شود، حمایت می‌کنند.
رهبران عرب در این بیانیه که احمد ابوالغیط، دبیرکل اتحادیه عرب آن را قرائت کرد، هم‌چنین اعلام کردند که اگر اسرائیل به مرزهای پیش از جنگ 1967 بازگردد آماده صلح تاریخی با این کشور هستند.
پنج شنبه هفته اردیبهشت 1396 – بیست و هفتم آوریل 2017
ادامه دارد.