سوختبری، کولبری، دستپخت اقتصاد مقاومتی - زینت میرهاشمی

سوختبری و کولبری در مناطق محروم مرزی، از جمله ساده ترین و قدیمی ترین نوع امراز معاش است که شمار رو به فزون آن در قرن بیست و یکم در کشوری ثروتمند از منابع طبیعی جلوه ای از فقر، نابرابری و دستاورد یک حکومت غارتگر است. کیفیت نیروی کار مشغول به این شیوه سنتی کارگری از افراد بدون تخصص و دانش علمی به جوانان فارغ التحصیل در مدارج بالای علمی و نیز دانشجویان در سالهای اخیر تغییر یافته است. این تغییر بافت از قهقرا رفتن وضعیت کار و اشتغال در این استانها حکایت می کند. افزایش این پدیده در حالی صورت می گیرد که در مناسبات استثمار گرانه سرمایه داری انگلی حاکم بر ایران، اقلیتی هر روز پولدارتر، لوکس تر و اکثریتی به شدت فقیر تر می شوند. افزایش غیر متعارف شکاف طبقاتی به ویژه در سه دهه اخیر برآمد عینی اقتصاد مقاومتی و سیاست تحمیل ریاضت کشی و ناهنجاریهای آن بر دوش مردم ایران به ویژه مردم ساکن مناطق مرزی ایران است.
سوختبران و کولبران از جمله کسانی هستند که نه تنها جایگاهی در ساختار اجتماعی و قانون کار از نظر بیمه درمانی، بازنشستگی و... ندارند بلکه پایان زندگی کاری آنها، مرگ با گلوله های ماموران رژیم و در شکل بهتر، پیری زود رس و مرگ در اثر بیماریهای ناشی از نوع کاری است که به آنها تحمیل می شود.

سوختبران زیر آتش ماموران
سوختبری در مناطق سیستان و بلوچستان رواج دارد. سیستان و بلوچستان از جمله استانهای فقیر و محروم ایران است که در دهه های اخیر به دلیل خشکسالی دریاچه هامون و طوفان شن و ریزگردها، فعالیتهای کشاورزی، دامداری و صیادی در این منطقه از بین رفته است. در این استان هیچ چشم انداز کسب و کار برای ساکنان آن وجود ندارد. حمل بنزین و گازوئیل با خوردوهای غیر استاندارد در سایه ترس و فرار از ماموران، برای رساندن به خریداران آن طرف مرز، تنها گزینه اشتغال پر خطر برای جوانان بیکار در این منطقه مرزی است. این گروه زحمتکش به واسطه هایی بین دو طرف قاچاقچی، بدون سهم داشتن در سود سرشار از محموله قاچاق، تبدیل شده و جان خود را در برابر مزد اندکی به هراج می گذارند.
سوختبری آنقدر گسترش پیدا کرده که از درهای مجلس ارتجاع عبور کرده و به گوش ناشنوای مجلس نشینان هم رسیده اما هیچ نتیجه ای در بر نداشته است.
رئیس مجمع مجلس نشینان از استان سیستان و بلوچستان (محمد نعیم امینی فرد) روز اول مرداد در رابطه با افزایش تعداد سوختبران گفت: «بیکاری در سطح استان باعث شده تا سوختبری همه گیر شود.»
کمپین فعالان بلوچ، زندگی در استان سیستان و بلوچستان را این گونه به تصویر می کشد: «18 سال است تالاب هامون روی خوش و پر آبی به خود ندیده. عطش بی آبی مردم، گرمای جان سوز، ناقوس مرگ ماهیان، شیوع بیماریهای تنفسی و خالی شدن روستاها از سکنه، تصویر و واقعیت تلخی است از زندگی مردم سرزمین (دریا و کویر)».
رژیم ولایت فقیه علاوه بر تحمیل فقر و نابرابری، بر مردم این منطقه مرزی ایران، به بهانه امنیت مرزها، فرهنگیان، فعالان مدنی، دانشجویان و مخالفان خود را شدیداً سرکوب می کند. شمار زیادی از هموطنان مبارز و آزادیخواه بدون دستیابی به امکانات دفاع از خود در سیاهچالهای قرون وسطایی رژیم حبس هستند. تا کنون تعداد زیادی به چوبه های دار سپره شده و همچنان تعدادی در صف اعدام هستند. اقلیتهای دینی محبوس در زندانها از این مناطق را هم باید به حجم ستمهای وارده اضافه کرد.

کشتار کولبران ادامه دارد
کشتن و نقص عضو کردن کولبران توسط ماموران رژیم همچنان ادامه دارد. کولبری هم مانند سوختبری، در استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان، از برکت راهبردهای اقتصاد مقاومتی ولی فقیه، همه گیر و یا در مواردی تنها چاره درآمد برای خانواده به حساب می آید. کولبران کسانی هستند که تنها ابزار کارشان برای درآمد، بدنشان است و هیچ جایی در قانون کار، بیمه سلامت و بیکاری و بازنشستگی ندارند. در پی پخش گسترده وضعیت کولبران، پایوران رژیم از بیمه کردن تعدادی از آنها و یا دادن کارت سبز سخن پراکندند اما تا کنون نه تنها وضع این شاغلان پنهان بهبودی نیافته بلکه هر روز خبر تیراندازی و یا مرگ آنها در حین عبور از مناطق صعب العبور شنیده می شود. در این قسمت اقتصاد مرزی، علاوه بر دارندگان مدارک تحصیلی بالا، زنان، کودکان و معلولان هم در صف کولبران به کار مشغول هستند.
بر اساس خبرهای منتشر شده، فقط در تیرماه سال جاری، 3 کولبر به دست ماموران مرزی رژیم جان شان را از دست دادند.
روز اول تیر ماه یک کولبر در مرز ارومیه جانش را از دست داد. مراد عربی، پدر سه فرزند توسط گلوله ماموران در روز اول تیرماه جان داد. روز شنبه 10 تیر ماموران در ارتفاعات بانه و در اطراف روستای «کنده سوره» 8 کولبر زحمتکش را به گلوله بستند. یکی از کولبران به نام واحد قادری جانش را از دست داد. و تعدادی زخمی شدند. یک کولبر دیگر به نام سیروان خانه خلی، در 24 خرداد در سردشت با گلوله ماموران جانش را از دست داد. به این تعداد باید شمار کولبرانی که نقص عضو و برای همیشه خانه نشین می شوند را باید اضافه کرد.

وزیر کار دست به دامن خُمس و زَکات دهندگان شد
برای اسلحه رسانی به عراق، سوریه، حزب الله، بسیج و پاسداران در بودجه سالانه حکومت مقدار زیادی بودجه در نظر گرفته شده اما برای ساختن مدرسه، بیمارستان و کمک به بینوایان دست به سمت مردم خیرخواه دراز می کنند. مدرسه های خراب، روستاهای بدون مدرسه، بیمارستانهای غیر استاندارد و روستاهای بدون آب و بهداشت باید منتظر کمک مردم خیرخواه باشند. وزیر کار رژیم در روزهای پایانی کارش، ناامیدانه از کلید زنگ خورده روحانی برای ایجاد شغل، به خُمس و زَکات خیرخواهان متوسل شد.
حرفهای ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در رابطه با «خُمس و زَکات» به عنوان بدیلی در برابر گسترش فقر و بی خانمانی، از نوع راهبردهایی است که فقط در عَطاری رژیم ولایت فقیه با اقتصاد مقاومتی یافت می شود. وزیر کار حسن روحانی هم به همان راهبردهای مبارزه با فقر و بیکاری از راه صَدَقه مانند احمدی نژاد متوسل شده است.
علی ربیعی در نشست «شورای عالی زَکات»، چاره رفع نابرابری را در ترویج خُمس و زَکات دانست و گفت: «سیاست دولتها، چون هدفمند نبوده نتوانسته فقر و نابرابری را ریشه کن کند، بنابراین نیازمند توجه جامعه به سنتهای دینی نظیر خیرات، وَقف، خُمس و زَکات هستیم.» (ایلنا اول مرداد 96 )
ربیعی در این نشست وعده ایجاد کسب و کار در روستا را نداد و خواهان استفاده از «نهادهای مستقر در روستاها برای تبلیغ این واجب دینی» برای فقرزدایی شد. به نظر می رسد مردم خیرخواه به دلیل عدم اطمینان به حکومت و سران نهادهایی که خُمس و زَکات را به بهانه کمک به فقیران جمع می کنند، از گوش کردن به این فریضه آخوندها سرپیچی می کنند.



منبع: نبرد خلق شماره 387، یکشنبه 1 مرداد ۱۳۹۶ - ۲3 ژوئیه ۲۰۱۷