قیام مردم و شیادی مدافعان قلابی کارگران - زینت میرهاشمی

قیام مردم و شیادی مدافعان قلابی کارگران
زینت میرهاشمی

گامهای پرقدرت غارت شدگان و ستم دیدگان که از روز 7 دی ماه 1396 کف خیابانهای بسیاری از نقاط ایران زمین را درنوردید، همچنان بیت ولی فقیه را می لرزاند. صدای پر قدرت مردم شجاع و به جان آمده علاوه بر بیت خلیفه ارتجاع، نَبض مدافعان حکومت و آرامش قبرستانی را نیز دچار عارضه کرده است. از واکنش سینه چاکان ولایت، نگاهبانان وضع موجود و استثمارکنندگان می توان قدرت توفان آغاز شده برای برانداختن حکومت ستمگران را مورد سنجش قرار داد.
برآمد واکنشها، بازتابی از ورشکستگی حکومت در هماوردی با مردمی است که بی باکانه فساد، دزدی، استثمار و چپاولگری حکومت را به چالش کشیدند و جنبش سرنگونی را به مرحله نوینی وارد کردند.
گستردگی بی سابقه واکنشها و موضعگیریها نشان می دهد که همه اهالی شریک در قدرت بر این نظر متفق القولند که این بار مساله متفاوت است و دیگه شوخی نیست. خطر بیخ گوش است، پس همه راه حلها روی میز ریخته می شود.
نسبت دادن خیزش مردمی به چارگوشه جهان و به کارگیری صفاتی مانند اغتشاشگر، وحشی (کلمات خامنه ای)، فتنه گر، آشغال (روضه خوان نماز جمعه در تهران)، کَرکَسان (حمید رضا جلایی ‌پور، اصلاح طلب قلابی) و... نتوانست پیام مردم را مخدوش کند. پیامی که مردم در کف خیابان شجاعانه و با هدف گیری کل نظام استبداد مذهبی و برای تغییر وضعیت موجود، به همه جهان مخابره کردند.

به جز نظر مستقیم پایوران حکومت، از میان واکنشها پیرامون خیزش سراسری دی ماه، دو مورد بیش تر برجسته است؛
مورد اول صدای مردم ایران واضح و بدون ابهام می داند و خواست آنان را سرنگونی، تغییر و تحول برای ساختن ایرانی آباد و آزاد، مطالبه کار، مسکن و آزادی و حکومت غیر دینی، توسعه دموکراتیک و پایدار جامعه همراه با عدالت اجتماعی، ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، تشکلهای مدنی مردم نهاد و...ارزیابی می کند که در چارچوب نظام حاکم بی پاسخ می ماند.
مورد دوم برای حرکت مردم اما و اگرهای زیادی در نظر می گیرد. از ترمیم زخمهای جامعه، پالایش، گزینش مطالبات، جدا کردن صف معترضان از براندازان تا دعوت به آرامش و بازگشت به خانه ها و دنبال کردن خواسته ها از مجاری قانونی. اینان به دنبال خاموش کردن خشم بر حق مردم هستند و به طور مستقیم به ماندگاری حکومت و استثمارگران یاری می رسانند.

اما عکس العمل حکومتیان که بر سر نیزه متکی است، جنبش ضد دیکتاتوری، ضد فقر و گرسنگی را به مرحله جلوتری سوق خواهد داد. هماوردی این جنبش که مُهر تهیدستان بر آن زده شده و شورش علیه فساد و استبداد را نشانه گرفته، مناسبات با حکومت را وارد دوران جدیدی کرده است. این هماوردی چالش اصلی رژیم در طرح و عمل ضد کارگری خواهد بود. تعیین حداقل دستمزد، تبعیض در سهمیه بندی بودجه برای سال 97 و سرانجام دود شدن اقتصاد مقاومتی ولی فقیه نمونه هایی از چالشهای پیش روی رژیم است.
در این میان بوی تعفن از موضع تشکلهای به اصطلاح کارگری رژیم ساخته، فضای جامعه را پر کرده است. بیانیه مشترک کانون بازنشستگان تامین اجتماعی استان تهران و کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران یکی از نمونه های این گونه مواضع ضد کارگری است.
در این بیانیه ها که در رسانه های حکومتی درج شد ضمن ردیف کردن یک سری اتهامات به قیام کنندگان همراه با وعده دروغین افزایش حقوق، گفته شده که «سازمان تامین اجتماعی به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی می باشد و ... هرگونه دخل و تصرف در آن بدون اذن صاحبان اصلی، خلاف تمامی قوانین و موازین شرعی و قانونی می باشد.». حالا که از ترس تصرف این نهاد به دست صاحبان اصلی آن یعنی کارگران بیم دارند شَرع به میان آورده اند تا به طور نقد غارت کنندگان این نهاد، همچون مرتضوی و احمدی نژآد آسیبی نبینند.

در این بیانیه «ضمن اعلام پایبندی به قانون و برائت از هر نوع اغتشاش و بی قانونی» از کارگران و بازنشستگان خواسته شده که «خواسته های به حق خود را در قالب مصاحبه، مناظره و بیانیه از طریق نمایندگان قانونی خود مطرح و پیگیری نمایند و ....حتی از برگزاری اجتماعات صنفی آرام صرفنظر نموده، به این امید که کارگزاران و مدیران اجرایی نظام به این بیانیه ها و اطلاعیه ها پاسخ مناسب و در خور شان جامعه کارگری را بدهند.» (ایلنا، دوشنبه 25 دی)
بیانیه این خودفروشان در حالی در رسانه های حکومتی چاپ می شود، که در هفته پایانی دی ماه شاهد چندین اعتصاب کارگری بودیم.
همین صادرکنندگان این گونه بیانیه ها هستند که زمینه ساز شلاق خوردن کارگران، زندانی و شکنجه کردن فعالان کارگری می شوند.
همین تشکلهای حکومتی هستند که شرایط را برای سرکوب فعالان کارگری مانند اسماعیل بخشی که به نماز جمعه خوان تهران نشان داد که آشغال کیست، می شوند.
ضرب و شتم اسماعیل بخشی، یکی از نمایندگان اعتصابی کارگران نیشکر هفت تپه در دزفول، هنگام رفتن به خانه، توسط آتش به اختیاران ولی فقیه (نقابداران)، نهایت خشونت و بزدلی حکومتی است که تاب شنیدن هیچ صدایی را ندارد. جرم اسماعیل بخشی، دفاع از خواست کارگرانی است که حقوقهای عقب افتاده خود را می خواهند.
واقعیتهای بیان شده از زبان اسماعیل بخشی در مورد نیشکر هفت تپه و این که خود کارکران می توانند کارخانه را اداره کنند و احتیاج به مدیران بی لیاقت نیست به پَر قبای خامنه ای برخورده است، اما همبستگی کارکران اعتصابی در دفاع از اسماعیل بخشی، درس بزرگی به بزدلانی داد که با چراغ خاموش و نقاب بر صورت، می خواهند صدای حق طلبانه کارگران را قطع کنند.

حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور رژیم اعتراف می کند که: «۸۴ درصد معترضان زیر ۳۵ سال سن و فاقد سابقه امنیتی بودند.» بنا به اعتراف اعتراف، بخش بزرگی از قیام آفرینان را جوانانی تشکیل می دادند که زیر سیطره استبداد دینی و اجبارات شَرعی حکومت درس خوانده اند. این بخش از جامعه که با خروش خود تخت سلطنت مطلقه ولی فقیه را به لرزه درآوردند، بی آیندگی و پوسیدگی رژیم را مُهر کردند. خیزش تهیدستان مهر باطل را بر تشکلهای حکومتی زد و نوید شکل گیری شوراها و کمیته های هماهنگی و تشکلهای مردم نهاد را داد و این آغاز توفانی است که همه حکومتیان و تشکلهای ساخته آنان را درو خواهد کرد.
کشته شدگان و خودکشی شدگان قیامهای اخیر، مانند سارو قهرمانی که در رستوران کار می کرد، وحید حیدری و سینا قنبری که در خیابان دستفروشی می کردند، نمونه هایی هستند که نخواستند زیر بیرق چاپلوسان و پادوهای حکومتی به نام کانون شوارهای اسلامی کار روند. اسامی برخی از شهدای مردم به نقل از رسانه های مجازی (تلگرام، فیس بوک،...) به قرار زیر است.

شهادت زیر شکنجه در بازداشتگاه
۱ - سینا قنبری، تهران
۲ - محسن عادلی، دزفول
۳- وحید حیدری، اراک
۴- سارو فهرمانی، سنندج
۵- کیانوش زندی، سنندج
۶ - علی پولادی، چالوس
۷ - محمد نصیری، زنجان
۸- حسین قادری، سنندج
۹ – حسن (شاهین) ترکاشوندی، کرج
۱۰ - سید شهاب ابطحی، اراک
11- غلامرضا محمدی، کرمانشاه
12- فرزاد چگنی، درفول
13 - مریم (فروزان) جعفر پور، دانشجو
14- آریا روزبهی بابادی، پیکرش در رود کارون یافت شد

شهادت در پیکار خیابانی
1- احمد حیدری، دانش آموز ۱۳ ساله، قهدریجان
2- غلام حسین شهاب، فروشنده‌ ی کفش در پاساژ پارسیان، قهدریجان
3- آرمین صادقی، دانش آموز ۱۵ ساله، خمینی شهر
4- حسین شفیعی زاده، کشاورز پدر یک کودک ۵ ساله، اصفهان
5- حمزه لشنی زند، درود
6- حسین رشنو، درود
7- محمد چوباک، درود
8- احسان خیری، درود
9- محسن ویرایشی، درود
10- محمد کهزادی
11- نعمت الله شفیعی، قهدریجان
12- امین رمضانی، مسجد سلیمان
13- راضییه اسماعیلیان، حامله، اصفهان
14- مسعود کیانی، دانش آموز ۱۳ ساله، ایذه
15- نعمت الله صالحی، همایون شهر
16- عبدالرسول کریمی، اصفهان
17- آرش خدری، مسجد سلیمان
18- محمد ابراهیمی، اصفهان
19- بهزاد شهسواری، کرمانشاه
20- علی مومنی، با شلیک مستقیم سه گلوله
21- سیروان پسندی، همدان
22- عباس کریمی
23- شهریار حداوند، درود
24- غلام ‌رضا حداوند، درود
25- عامر فلاحی، شاهین شهر


منبع: نبردخلق شماره 393، یکشنبه اول بهمن ۱۳۹۶ - ۲1 ژانویه ۲۰۱۸