فقدان امنیت کار، لاغر تر شدن سفره کارگران و مبارزه حق طلبانه نیروهای کار - زینت میرهاشمی

فقدان امنیت کار، لاغر تر شدن سفره کارگران و مبارزه حق طلبانه نیروهای کار
زینت میرهاشمی

جنبش کارگری ایران سال 1396 را با روزهای سخت اما با رویدادهای مهم همراه با حرکتهای اعتراضی طبقاتی پشت سر گذاشت. در مجموع رویدادهای سال 1396 برای جنبش کارگری پرتاطم و پربار بود.
برآمد رویدادهای به بار نشسته جنبش کارگری در سالی که پایان بافت، گسترده گی، تداوم و مقاومت در برابر استبداد و استثمار بود. مقاومت فعالان کارگری و سندیکالی، فعالان جنبش معلمان و پرستاران در برابر استثمارگران و حکومت حامی آنان، برگ زرینی در مبارزه مردم ایران در رویارویی با رژیم ولایت فقیه را به ثبت رساند. وجود فعالان کارگری و معلمان در زندان، مقاومت آنان و همبستگی همکاران این فعالان در بند برای آزادی همکاران شان، این امر را گواهی می دهد. در سالی که گذشت به دلیل سیاستهای رژیم در برابر جنبش کارگری یعنی گرفتن آنچه که هست و مجبور کردن کارگران به دفاع از وضع موجود از نظر مزد و بهبود وضعیت معیشتی تغییری در زندگی کارگران به وجود نیامد، اما عدم تحمل و شورش علیه وضع موجود و ریختن ترس در برابر سرکوب، از دستاوردهای مهم جنبش کارگری است که چشم اندازهای روشنی را برای طبقه کارگر رقم خواهد زد.
محدود کردن خواسته های کارگران به حفظ شرایط موجود و جنگیدن برای آن چه که در حال از دست رفتن است و یا پرداخت قطره چکانی مزدهای عقب افتاده از شگردها و سیاستهای ضد کارگری جمهوری اسلامی در برابر جنبشهای کارگری است که تا کنون اعمال شده است. این شیوه ضد انسانی از جانب بسیاری از فعالان نیروهای کار که برخی از آنان اکنون در زندان هستند، همواره مردود اعلام شده است.

فقدان امنیت کار و کشته شدن کارگران
بر اساس داده های آماری رسانه های حکومتی در سال 96، نزدیگ به 20 هزار کارگر در اثر فقدان امنیت کار کشته و مجروح شده اند که بیشترین آسیب به کارگران ساختمانی بوده است. علت آن روشن است؛ فعالیت در این بخش رونق زیادی دارد و وقتی ساختمانها با زیرساختهای غیر استاندارد و جهت سودآوری هر چه بیشتر برپا شود، جان کارگر ساختمانی برای کارفرما آن ارزشی را ندارد که امکانات بهداشتی و استانداردهای امنیت کار در نظر گرفته شود.
به این آمار باید خودکشی منجر به مرگ، اقدام به خودکشی و اجبار به خودکشی در میان نیروهای کار را اضافه کرد. این وضعیت به برکت هر چه پروارتر شدن مافیای اقتصاد شبه دولتی و فساد حکومتی به وجود آمده است.
در اسفند ماه، متاسفانه علاوه بر جان باختن کارگران در حین کار، شاهد خودکشی و یا اقدام به خودکشی تعدادی از کارگران بودیم که یک نمونه آن خودکشی دردناک یکی از کارگران از شرکت کنندگان فعال در حرکتهای اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه بود.
خودکشی کارگر پیمانی نیشکر هفت تپه در کانال آب مزارع نیشکر در روز سه شنبه ۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۶، بار دیگر برگی از بی عدالتی مناسبات حاکم بر کار و سرمایه که در زرورق اقتصاد مقاومتی ولایت فقیه پیچیده شده است را ورق زد. مسئول جان کارکرانی که در پی ناامیدی از دریافت مطالبات بر حق خود جان شان را از دست داده اند حکومت و در راس آن خامنه ای است.
جسد بی جان کارگر فصلی مجتمع هفت تپه، انبان خشم و تنفر کارگرانی است که ماهها حقوق نگرفته و برای مطالبات اولیه شان هیچ نقطه امید و چشم اندازی نمی بینند. علی نقدی با ۲۷ سال سابقه کار در مجتمع نیشکر هفت تپه صبح روز سه شنبه در حالی که از پیگیری خواسته های خود در بخش اداری این مجتمع ناامید شده بود با خودکشی تنفر و خشم خود را نشان داد. بدون شک، این نوع خودکشیها نه یک گزینه برای زندگی بهتر، بلکه عصیانی علیه استثتمار و حکومت مدافع آن است.
همان گونه که در ماه قبل، بیژن قلوزی، کارگر کارخانه آسفالت کامیاران با بیش از ۲۳ سال سابقه کار در دفتر کارفرما با شعله های آتش جانش را از دست داد.
خودکشی در اثر فقر و نداشتن امید به چشم اندازهای روشن برای زندگی شرافتمندانه، به برکت رژیم ولایت فقیه رشد چشمگیری داشته است. می توان گفت که حکومت به عنوان بزرگ سرمایه دار همراه با قوانین ضد کارگری موجود، انسانها را به سمت اقدام به خودکشی به عنوان بی راهه نهایی سوق می دهد.
بدون شک سرکوب و آزار کارگران، زندانی کردن فعالان کارگری و به قل و زنجیر کشاندن شرکت کنندگان در اعتصابهای کارگری، از یک سو مناسبات استثمارگرانه و ظالمانه را تقویت می کند و از سوی دیگر کارگران را به ناامیدی و اقدامهای از نوع خودکشی می کشاند.

از شعار غیر واقعی تا شعار واقعی در برابر سرکوبگران
شعارهای طَعنه آمیز که در برخی از حرکتهای اعتراضی کارگران در هفته های گذشته داده شده؛ مانند «مرگ بر کارگر، درود بر سرمایه دار» شعار واقعی کارگران نیست. بلکه شعاری است که تمایلات حاکمان را منعکس کرده و به نوعی می توان گفت مسخره کردن و بیان ترس از سرکوب است. این شعار نمایی از سرکوبگری حکومت در اعتراضهای کارگری را نشان می دهد. در مقابل شعار تجمع اعتراضی کارگران فولاد اهواز در روز 27 اسفند که فریاد می زدند «تا حق خود نگیرم از اینجا نمی رم»، شعاری واقعی کارگران است.
کارگران کاشی حافظ در تجمع خود در روز 24 اسفند، در برابر اداره صنعت و معدن شیراز در اعتراض به عدم دریافت 12 ماه حقوق خود، به طور نمادین یک مجسمه کارگر را به آتش کشیده و شعار دادند: «کارگر و فروختی چند میلیارد گرفتید».
شعار کارگران فولاد اهواز در تجمع اعتراضی در 22 اسفند، گویای خشم این کارگرانی است که نزدیک به یک ماه از اعتصاب آنان گذشته است. شعار «نیروی انتظامی بگوش باش کارگریم نه اوباش»، هشدار به آتش به اختیاران حکومت و مقاومت در برابر سرکوب است.

پرونده سازی برای کارگران اعتصابی
در ماه اسفند 4 نفر از کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه از طرف بیدادستانی شوش احضار شدند. به گزارش سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه، رحیم بساک و قربان علیپور، اعضای هیئت مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه و کرامت پام و اسماعیل بخشی از فعالان سندیکای نیشکر هفت تپه، روز یکشنبه 27 اسفند به اتهام «شرکت در اعتصابها» به شعبه سوم دادیاری بیدادگستری شوش احضار و محاکمه شدند. کارگران نیشکر هفت تپه، علیرغم بازداشت 34 کارگر این شرکت در بهمن ماه، همچنان به اعتراضهای خود در اسفند ماه ادامه دادند.
یورش شبانه به محل اقامت کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و دستگیری تعداد زیادی از کارگران در اولین ساعتهای آدینه ۱۱ اسفند، بار دیگر واکنش هراس آلود رژیم تا دندان مسلح در برابر اراده کارگرانی که با دستانی خالی برای گرفتن حق خود به میدان آمده اند را نشان داد. یا حق طلبی و یا سکوت و پذیرش فقر و بی چیزی، جرم کارگران از این جا آغاز می شود که راه اول را انتخاب می کنند. کارگرانی که دستگیر شدند خواستار دریافت سه ماه دستمزد عقب افتاده خود بودند. پاسخ به این خواسته اولیه، برحق و ساده، بازداشت و شکنجه بود.
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز، بارها برای دریافت مطالبات بر حق خود اعتراض کرده اند. مالکیت کارخانه فولاد اهواز از هنگام راه اندازی در سال ۱۳۴۶ تا کنون چندین بار دست به دست شده است. فَربَه شدن مالکلان این واحد تولیدی به بهای فقیر تر شدن کارگران آن است. نهایت اختلاس و دزدی مالکان کارخانه؛ ندادن ماهها حقوق کارگران و گرسنه نگاه داشتن خانواده های آنان است. در رویارویی کارگران و سرمایه داران، حکومت در جایگاه کلان سرمایه دار به طور تمام قد از سرمایه داران، غارتگران و استثمار کنندگان دفاع می کند.
یکی از شعارهای کارگران فولاد اهواز نوشته شده در روی پلاکاردی چنین بود:«چه کسی مسئول بحران در این مجتمع بزرگ صنعتی در اهواز است؟». رژیم با دستگیری وحشیانه کارگران، نشان داد که مسئول اول بحران این کارخانه و وضعیت معاش کارگران است.
دستگیری کارگران، نقض حقوق کار و نقض مقاوله نامه های سازمان جهانی کار است که حکومت ایران آن را امضا کرده است. دستگیری بی شرمانه فرهاد اکبریان، مرتضی اکبریان، مهدی عادل زاده، میثم علی قنواتی، هادی عفراوی، امین مؤمن پور، حسین نیسی، تقی حسن زاده و باقر دلفی موج گسترده ای از مجکومیت و تنفر را بر انگیخته است.
کارگران فولاد اهواز با مبارزه پیگیر خود توانستند همقطاران زندانی خود را آزاد کنند و در روزهای آخر سال گذشته به بخشی از خواستهای خود رسیدند.

تحمیل دستمزد چندین برابر کمتر از خط فقر
در روزهای پایانی سال 1396، نشست نمایشی شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد برای سال 1397، در چند نوبت برگزار شد. جلسه این شورای به اصطلاح سه گانه متشکل از نماینده دولت در جایگاه کارفرمای بزرگ، نماینده کارفرمایان و نماینده تشکلهای کارگری دست ساز حکومتی در روز آدینه ۲۵ اسفند بدون هیچ نتیجه ای پایان گرفت.
این جلسه بر خلاف اسمش نه سه گانه است و نه به رعایت بندهای قوانین کار در مورد چگونگی تعیین حقوق پایه متعهد است و تنها منافع دو طرف اصلی یعنی دولت و کارفرماها که در هم تنیده شده را در نظر می گیرد.
سرکوب مبارزه کارگران همپیمانی دو طرف اصلی را نشان می دهد. بر این منظر در تعیین مزد پایه، این دو در اساس یک جبهه واحد در برابر منافع کارگران را تشکیل می دهند. اما طرف سوم این شورا، که باید نماینده کارگران باشد، همواره در شوی هر ساله شورای عالی کار، غایب است. کسانی که از طرف تشکلهای به اصطلاح کارگری دست ساز حکومتی شرکت می کنند و حتا منتخب این تشکلها هم نبوده بلکه چینش حکومت هستند، از آنجایی که بند نافشان به سرمایه دار بزرگ یعنی حکومت بسته شده است، نمی توانند مدافع حقوق کارگران در این شورای دولتی باشند.
همه ساله یک کمیته مزد تشکیل می شود. بازیگران تعیین حداقل مزد، در کمیته مزد یک نرخی بر اساس خط فقر آشکار و سبد معیشت کارگری تهیه می کنند. این نرخ را با بوق و کرنا به شورای عالی کار برده و خود را بازیگر اصلی شوی شورای عالی کار نشان می دهند. اما سرانجام به رقم تعیین شده شورای عالی کار که فاصله بسیار با رقم تعیین شده در کمیته مزد دارد، مهر قبولی می زنند. حتا در برابر این سوال که چه نیازی به تعیین کمیته مزد است هم پاسخ نمی دهند.
اما نقش این بازیگران پیش گیری و جلوگیری از شکل گیری حرکتهای اعتراضی علیه شورای عالی کار است که فقر و ریاضت کشی را به کارورزان تحمیل می کند.
شرکت ندادن نمایندگان واقعی کارگران و مزدبگیران برای تعیین حداقل حقوق، فاصله حقوق پایه با سبد معیشت کارکران را همه ساله افزایش می دهد.
کمیته مزد روز ۲۲ اسفند، روی رقم ۲ میلیون و ۶۶۹ هزار و ۸۰۰ تومان برای سبد معیشت حداقلی توافق کرد. غیر جدی بودن نتیجه برآورد این کمیته را از روی مقایسه این نرخ با سال قبل می توان مشاهد کرد. این کمیته سال قبل، سبد معیشت کارگران را ۲ میلیون و ۴۸۹ هزار تومان تعیین کرده بود. این رقم در شورای عالی کار به هیچ گرفته شد و مزد کارگران زیر یک میلیون تعیین شد. در یک سالی که گذشت با توجه به بالا رفتن هزینه های زندگی حداقلی، نرخ کمیته مزد بر همین پاشنه ۲ میلیون می چرخد.
5 تشکل کارگری طی بیانیه مشترکی، خواستار تعیین «5 میلیون تومان به عنوان حداقل دستمزد ماهانه برای کارگران در سال 97 شدند.» اما شورای عالی کار حداقل حقوق را انذکی بیش از یک ملیون تومان اعلام کرد که کمتر از یک سوم خط فقر است.
تنها مبارزه متحد و گسترده کارکران و مزدبگیران در برابر تحمیل حداقل دستمزد فقیرانه که سرنوشت چند ده میلیون مزدبگیر برای سال ۹۷ را رقم می زند، می تواند بساط اقتصاد مقاومتی خلیفه ارتجاع را بر هم زند.

مقاومت در برابر سرکوب کشاورزان
سر انجام ولی فقیه تظاهرات مسالمت آمیز کشاورزان ورزنه را برنتابید و با گسیل مزدوران و آتش به اختیاران اش، کشاورزان محروم و زحمتکش شرق اصفهان را وحشیانه سرکوب کردند. بر اساس گزارشها و فیلمهای پخش شده در شبکه های اجتماعی، نیروهای سرکوبگر رژیم با گاز اشک آور، تیراندازی و چماق به کشاروزان تشنه آب یورش برده و تعداد زیادی را زخمی کردند.
کشاورزان ورزنه از روز ۲۷ بهمن ماه تا کنون به طور مسالمت آمیز علیه طرحهایی که به خشکسالی این منطقه انجامیده، دست به اعتراض و تظاهرات زدند. خواسته کشاورزان ورزنه بسیار ساده و مشخص است. آنها خواهان «حق آبه به یغما رفته خود» و جاری شدن آب در زاینده رود برای آبیاری مزارع کشاورزی شان هستند. یکی از کشاورزان معترض که مسئولان رژیم را بی غیرت خطاب می کرد گفت؛ هرکسی حرف از حق بزند او را خرابکار می نامند.
در اعتراض گسترده کشاورزان که مورد حمایت مردم روستاهای شرق اصفهان قرار گرفت، شاهد نوعی از سازماندهی و برنامه ریزی از جانب معترضان بودیم که نمونه درخشان آن شرکت در نماز جمعه روز آدینه 25 اسفند بود که آنان پشت به پیش نماز نشستند و شعار دادند: «رو به میهن، پشت به دشمن» و بدین ترتیب بساط نماز جمعه رژیم را برهم زدند. این حرکت ابتکاری بازتاب گسترده ای در رسانه های جمعی پیدا کرد.
به گزارش روز شنبه ۵ اسفند ایلنا، بی ‌آبی بیکاری را کلید زده است. این بیکاری اما سهم محروم ‌ترین اقشار جامعه شده، یعنی همان روستاییانی که صدها سال است در اطراف رودخانه‌هایی همچون زاینده ‌رود زمین کشاورزی برای خود برپا کرده ‌اند.
مطابق آمار «سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان» ۱۵۸ هزار و ۷۱۴ نفر معادل ۱۱,۳ شاغلان استان به کشت محصولات زراعی و محصولات باغی مشغول هستند.
کشاورزان معترض به رسانه ‌ها گفتند: «نان شب نداریم»؛ «چرا به داد ما نمی‌رسند؟»؛ «مرم گشنن، درد دلشون رو به کی بگن؟»؛ «این عدله، این عدالته؟» و... .
روز چهارشنبه 9 اسفند، کشاورزان ورزنه‌ در ادامه اعتراضهای شان نسبت به عدم اختصاص حق آبه مقابل بخشداری ورزنه در اطراف تجمع کردند. به گزارش فارس، کشاورزان ورزنه‌ که چندی قبل با حرکت تراکتور‌های خود و قرار دادن آن کنار یکدیگر خواستار توجه مسئولان به وضعیت کشاورزان این منطقه شده بودند با بیان اعتراض خود به این شکل خواستار بهره ‌مندی از حق‌آبه قانونی خود شدند.
روز آدینه ۱۱ اسفند، اعتراض دامنه دار کشاورزان ورزنه نسبت به عدم اختصاص حقابه ادامه یافت. به گزارش اصفهان شرق، کشاورزان ورزنه تجمع خود را به کنار خط انتقال آب اصفهان به یزد منتقل کردند.
شهر ورزنه که بیشتر مردمان آن کشاورز هستند، تاثیرات خشکی زاینده‌ رود را بیشتر از هر نقطه ‌ای در پایین دست رودخانه احساس می کنند و شرایط برای کشاورزان این منطقه بسیار دشوار شده است. یکی از کشاورزان معترض گفت: ما صدقه بگیر نیستیم، ما حق ‌آبه خود را می خواهیم.
بامداد روز دوشنبه 14 اسفند، کشاورزان ورزنه درادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به عدم اختصاص حق آبه مقابل شرکت آب منطقه‌ای و پل خواجو تجمع کردند.
روز چهارشنبه 16 اسفند، صدها کشاورز ورزنه به دنبال تجمع در حاشیه پل خواجو دست به راهپیمایی به طرف شرکت آب منطقه ای اصفهان زدند.
روز پنجشنبه ۱۷ اسفند، بیش از هزار نفر از کشاورزان شرق استان با تجمع در مقابل استانداری و با همراه داشتن دست نویسهایی با عنوان «ماکشاورز فقیریم، ذلت نمی پذیریم» خواهان تامین سهم حق آبه بهاره و دریافت خسارت قبلی خود شدند.
روز آدینه ۱۸ اسفند، کشاورزان معترض تراکتورهای خود را در دو طرف جاده مستقر کرده و خود به سمت محل پمپاژ آب ورزنه به طرف یزد حرکت کردند. کشاورزان شعار می دادند: نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم؛ هر کس حرف از حق بزند او را خرابکار می‌نامید؛ خاک بر سرتان با این مدیریت ‌تان؛ خاک بر سرتان با این عدالت تان؛ مرگ بر مسئولان بی غیرت.
روز شنبه 19 اسفند، کشاورزان معترض از مقابل سازمان آب منطقه ای اصفهان و پل خواجو راهپیمایی شان را آغاز کردند و مقابل دفتر یک عضو مجلس رژیم از اصفهان تجمع کردند. به گزارش موج، کشاورزان پلاکاردهایی همراه داشتند که بر روی یکی از آنها با درج تصویری از زاینده رود پر آب، نوشته شده بود: ما زاینده رود را این گونه می خواهیم.
در همین روز جمع کثیری از مردم اصفهان درحمایت از کشاورزان شهرهای شرق این استان در مقابل سازمان آب در اصفهان دست به تجمع زدند. اعتراضات کشاورزان همچنین روی پل بزرگمهر و پل خواجو و با راهپیمایی در خیابانهای شهر ادامه یافت. آنها شعار می دادند: این همه بی‌عدالتی هرگز ندیده ملتی، آب زاینده رود حق ماست، زاینده رود ما کو؟ یگان ویژه حیا کن ورزنه را رهاکن. شنبه شب کشاورزان ورزنه با تاریک شدن هوا ورودی شهر را با تراکتورها و ماشین آلات کشاورزی مسدود کردند. نیروهای سرکوبگر شماری از تراکتورهای کشاورزان را که تنها سرمایه شان است را به آتش کشیدند.
صبح یکشنبه ۲۰ اسفند در تحولی دیگر کشاورزان برای آزادی دستگیرشدگان در مقابل بخشداری بن رود تجمع کرده و در آن را قفل کردند.
روز دوشنبه 21 اسفند، تظاهرات کشاورزان با شعار «ای وای از این خیانت، مسئول بِکِش خجالت» ادامه یافت.
پنج شنبه ۲۴ اسفند، مردم ورزنه در بخشداری با شعار «بخشدار اگر نداریم، بریم قبرس بیاریم» تجمع کردند.
روز آدینه 25 اسفند، کشاورزان معترض ورزنه، سرشيادران، اژيه و .. در کنار پل خواجو دست به تجمع زدند. و سپس با شعار عزا عزاست امروز زندگی کارگر روی هوا است امروز؛ روحانی دروغگو زاینده رود ما کو؟ در خیابانهای شهر به راهپیمایی پرداختند. کشاورزان در ادامه به سمت صدا و سیما حرکت و با سر دادن شعارهایی خواستار بیان واقعیات از بیکار شدن بیش از 26 هزار کشاورز شرق اصفهان از طریق بخشهای مختلف صداو سیما شدند.
روز سه شنبه 29 اسفند، در ساعت تحویل سال جدید کشاورزان مقاوم سفره هفت سین خود را در کنار تراکتورهای شان پهن کردند. در سفره هفت سین کشاورزان، یک ماهی مرده را در داخل تنگ بلوری از خاک گذاشته بودند و زیر آن نوشتند: «غارتگران آب را از من گرفتند». آنها همچنین به جای سبزه، علف خشک گذاشته و زیر آن نوشتند: «سبزی جای خود را به کویر داد». از جمله مواد دیگر سفره هفت سین کشاورزان ورزنه ظرفی پر از ساچمه و تعدادی سنگ بود و در یک سینی سربازهای پلاستیکی تفنگ به دست که سمبل نیروهای سرکوبی است، گذاشته بودند.
کشاورزان پلاکاردی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود: «تا کی قرار است نان در خون ما بزنید و تناول کنید.».
این سفره ابتکاری نیز نشان دهنده آگاهی کشاورزان بر ابعاد مختلف ستمی است که بر آنها رفته و بیان بیدادگری رژیم حاکم است.
حرکت گسترده کشاورزان ورزنه و روستاهای شرق اصفهان و همبستگی آنها، جلوه ای از خشم مردمی گرسنه است که حکومت را نماد ظلم و غارتگری می دانند. حرکتهای اعتراضی کشاورزان ورزنه در تداوم قیام گرسنگان و تهبدستان در دی ماه است که اثار ترکشهای آن بر کشتی ورشکسته حکومتی برجا مانده است.
وضعیت بحرانی آب که منجر به نابودی کشتزارها و مراتع کشاورزان و تباه شدن زندگی روستائیان شده، نتیجه مستقیم طرحهای ضد مردمی و غیرکارشناسانه رژیم فاسد است. گوش به گوش و دهان به دهان فساد در میان مردم چنین تعریف می شود؛ نفت و گاز را دزدیدند، خاک را دزدیدند و فروختند و آب را هم دزدیدند.
کابوس خیزشهای مردمی و جنبشهای روزمره اعتراضی پایوران رژیم را رها نمی کند، رئیس جمهور رژیم به غرق شدن کشتی حکومتی هشدار می دهد.
حرفهای پاسدار حسین ذولفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور و توصیه او برای سرپوش کذاشتن بر مشکلات، بیان وضعیت بحرانی رژیم رو به زوال است. وی در رابطه با اعتراضها و قیامهای اخیر می گوید: «این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود». وی ادامه داد: «تا آخر آذر ماه حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد.» (ایلنا، پنجشنبه ۱۷ اسفند)
حرفهای وی اعتراف یه کیفیت و کمیت جنبش مردمی است که کل نظام را نشانه گرفته و خواهان سرنگونی آن هستند.


منبع: نبرد خلق شماره ۳۹۶، چهارشنبه اول فروردین ۱۳۹۷ - ۲۱ مارس ۲۰۱۸