ایران یک کشور جنگ‌زده و غارت شده است! (قسمت دوم و سوم) - بهرام رحمانی

ایران یک کشور جنگ‌زده و غارت شده است!
(قسمت دوم)
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
فعال شدن تروریسم حکومت اسلامی ایران
*دستگاه‌های اطلاعاتی بلژیک، فرانسه و آلمان، موفق به دستگیری اعضای تیم 6 نفره‌ای شدند که به برنامه‌ریزی برای بمب‌گذاری در محل کنفرانس سازمان مجاهدین خلق، متهم شده است.
دادستانی فدرال و امنیت ملی بلژیک، روز دوشنبه 11 تیر 1397 - 2 ژوئیه 2018، از خنثی کردن طرح بمب‌گذاری در گردهم‌آیی روز شنبه 9 تیر سازمان مجاهدین خلق در حومه پاریس و بازداشت دو بلژیکی ایرانی‌تبار در این رابطه در بروکسل خبر داده است.
دادستانی فدرال بلژیک، گفته است که زوج یادشده تابعیت ایرانی - بلژیکی دارند. ترور مخالفان توسط حکومت اسلامی در داخل و خارج کشور، سیاست آشنایی است که با آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، با هدف حذف فیزیکی مخالفین به کار گرفته شده است.
دولت اتریش هم اعلام کرد که از تهران خواسته، مصونیت دیپلماتیک دیپلمات ایرانی فعال در سفارت این کشور در وین که به ظن به دست داشتن در عملیات نافرجام علیه کنفرانس سازمان مجاهدین خلق دستگیر شده است را لغو کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این درخواست پس از آن ارائه شد که دیپلمات ایرانی مظنون، شنبه در آلمان دستگیر شد.
بنا به گفته سخن‌گوی وزارت امور خارجه اتریش، وین این درخواست را به سفیر ایران در اتریش ارائه داد که روز دوشنبه پس از اعلام خنثی‌سازی عملیات توسط دستگاه قضایی بلژیک، به وزارت امور خارجه اتریش احضار شد.
پیش از این، منابع اروپایی خبر داده بودند که اسدالله اسدی دیپلمات ایرانی 47 ساله، به اتهام مدیریت تیمی دستگیر شد که قصد داشت محل برگزاری کنفرانس سازمان مجاهدین خلق در پاریس پایتخت فرانسه را بمب‌گذاری کند. به گفته منابع اروپایی، اسدی یکی از نیروهای دستگاه اطلاعات ایران است و از سوی پلیس بین‌المللی‌(اینترپل) تحت تعقیب قرار دارد.
نیروهای امنیتی آلمان اسدی را شامگاه شنبه 9 تیر ماه، اسدی را به اتهام «برنامه‌ریزی برای اقدام تروریستی» دستگیر کردند. او به همراه سه نفر دیگر که آن‌ها هم متهم به عضویت در این تیم هستند، سوار خودرویی در جنوب آلمان بودند.
به نوشته روزنامه آلمانی «بیلد»، بلژیک از آلمان خواست اسدی را به‌منظور محاکمه در بروکسل به اتهام برنامه‌ریزی برای حمله‌ای نافرجام تحویل دهد.
امیر سعدونی 38 ساله و همسرش نسیمه مومنی 33 ساله، دو شهروند ایرانی - بلژیکی، دو تن دیگر از متهمان این پرونده هستند که دستگیر شده‌اند. این دو نفر، با حکم یک قاضی در شهر «آنتورپ»، روز دوشنبه 2 ژوئیه 2018 به زندان منتقل شدند.
بنا بر اعلام دفتر دادستان بلژیک، پلیس روز شنبه 500 گرم مواد منفجره اسوتین - پیروکسید را در خودروی این افراد کشف و ضبط کرد.
هم‌چنین در این پرونده از «مهرداد آ»، 54 ساله در فرانسه به اتهام همکاری در این طرح بمب‌گذاری، بازجویی شده است. 2 فرد دیگری که در این زمینه از آن‌ها در فرانسه بازجویی شده، آزاد شده‌اند.
طبق گزارش خبرگزاری‌ها، چند هزار نفر پناهنده‌ای که از کشورهای مختلف به همایش سازمان مجاهدین آورده شده بودند، علاوه بر رهبری این سازمان و هواداران آن، رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و از مشاوران حقوقی دونالد ترامپ، بیل ریچاردسون، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل، وزیر اطلاعات و امنیت سابق عربستان و شماری دیگر از چهره‌ها و مقام‌های پیشین غربی حضور داشتند. در صورتی که تروریست‌های حکومت اسلامی ایران موفق به اجرای طرح خود می‌شدند یک فاجعه بزرگ انسانی به وقوع می‌پیوست که احتمالا عواقب سنگین آن را مردم ایران پرداخت می‌کردند.
وزارت امور خارجه حکومت اسلامی ایران، مانند سابق دستگیری این دیپلمات خود در آلمان را سناریویی برای تخریب روابط ایران و اروپا خوانده است.
بهرام قاسمی، سخن‌گوی وزارت امور خارجه ایران گفته است که مجاهدین خلق در آستانه سفر رییس جمهوری ایران به اروپا و برای تخریب جایگاه ایران در افکار عمومی «مبادرت به برنامه‌ریزی و اجرای سناریوی دیگری کرده‌اند.»
قاسمی، بی‌شرمانه مدعی شده است که افراد بازداشت شده در بلژیک «از اعضای شناخته شده و عملیاتی آن سازمان تروریستی‌(مجاهدین خلق) محسوب می‌شوند و مقامات ذی‌صلاح ایران آمادگی دارند تا با ارایه اسناد و مدارک لازم در جهت روشن ساختن ابعاد واقعی این سناریوی از پیش طراحی شده گروه مزبور همکاری‌های لازم را به عمل آورد.»
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران که روحانی را در سفر سوئیس و اتریش، همراهی می‌کند در توییتی نوشت: «چه جالب که هم‌زمان با سفر ما‌(هیات ایرانی) به همراه رییس جمهوری ایران به اروپا، عملیات ادعایی ایران مطرح و «عاملان» بازداشت شده‌اند. ایران به صراحت خشونت و تروریسم را در همه جا محکوم می‌کند و آماده است تا به تمام نگرانی‌ها در این زمینه پاسخ دهد.»

حکومت اسلامی ایران در این چهل سال حاکمیت خود، علاوه بر ترور مخالفین خود، همواره حامی و سازمانده تروریسم به ویژه در منطقه بحرانی خاورمیانه بوده است. اگر این حکومت در سال‌های اخیر، همانند دهه‌های نخست حاکمیت خود دست به ترور نزده است نه این که ماهیتش تغییر کرده است، بلکه به دلایل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دیپلماسی تحت فشار بوده است.
روح‌الله خمینی بنیان‌گذار حکومت اسلامی ایران، هنگامی که قطع‌نامه 598 سازمان ملل را مبتنی بر آتش‌بس جنگ خانمانسوز هشت ساله ایران و عراق را پذیرفت گفت: «جام زهر را سر کشیدم.» اما او این زهر را به زندان‌ها پاشید و دستگاه قضایی و امنیتی حکومت اسلامی در بهار و تابستان 1357، هزاران زندانی سیاسی را با تمام موازین مخفی‌کاری اعدام کردند. خمینی به دلیل این که افکار عمومی جامعه ایران و جهان را از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی درونی جامعه ایران منحرف سازد رسما فتوای ترور سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی را صادر کرد. بنابراین، تروریسم همزاد حکومت اسلامی ایران است.
هنوز دو ماه پس از استقرار حکومت اسلامی، نگذشته بود که شهریار شفیق فرزند اشرف پهلوی در آذر 1358 در پاریس ترور شد.
متعاقب این ترور، شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر حکومت پهلوی ایران در مرداد 1370 همراه با سروش کتیبه منشی خود در پاریس ترور شد. در مرداد 1371، فریدون فرخزاد خواننده و شومن مشهور ایرانی در شهر بن آلمان به شیوه فجیع به قتل رسید.
ترورهای حکومت اسلامی در خارج از کشور ادامه یافت، کاظم رجوی در سوئیس، سیروس الهی فرانسه، عفت قاضی در سوئد، حمله مسلحانه به محل زندگی پناهندگان و ترور حسین کشور در پاکستان، غلام کشاورز در قبرس، صدیق کمانگر در کردستان عراق، علی کاشف‌پور و اکبر قربانی در ترکیه، حمید بهمنی در اتریش، عبدالرحمان قاسملو در شهر وین پایتخت اتریش، صادق شرفکندی، به همراه سه تن دیگر از همراهانش در رستورانی به نام «میکونوس» در برلین در شهریور ۱۳۷۱ بود که با دستگیری تروریست‌های حکومت اسلامی، پرونده پر سرو صدایی را به جریان افتاد.
پس از این ترور، تحقیقات قضایی گسترده‌ای به عمل آمد که نزدیک به شش سال به طول انجامید. سرانجام دادگاه آلمان، نه فقط برای عاملان این قتل حکم مجرمیت صادر کرد، بلکه مقامات ارشد حکومت اسلامی ایران، یعنی هاشمی رفسنجانی، رییس‌جمهوری وقت ایران، علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت، علی‌اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت و سیدعلی خامنه‌ای رهبر حکومت اسلامی ایران را به دست داشتن در این ترور متهم کرد. در نتیجه، رابطه ایران و اتحادیه اروپا بحرانی شد و اعضای اتحادیه با فراخواندن کلیه سفیران خود مراتب اعتراض شدیدشان را اعلام کردند.
در قتل‌های معروف به «قتل‌های زنجیره‌ای» در سال 1377، فعالین سرشناس کانون نویسندگان ایران، هم‌چون محمدجعفر پوینده، محمد مختاری، مجید شریف و پیش‌تر ده‌ها نویسنده و هم‌چنین پروانه فروهر و داریوش فروهر فعالین سیاسی در تهران به قتل رسیدند. حکومت اسلامی ایران، با فشار افکار عمومی پذیرفت که این نویسندگان و فعالین سیاسی توسط ماموران امنیتی‌‌شان به قتل رسیده‌اند اما آن‌ها «خودسر» دست به این ترورها زده‌اند. هیچ‌کس این ادعای سران حکومت اسلامی را باور نکرد و افکار عمومی آگاه جامعه، هم‌چنان انگشت اتهام تروریستی را به‌سوی کل حاکمیت اسلامی ایران نشانه رفت.

هر چند که حکومت اسلامی ایران، به دلیل بحران‌های اقتصادی و سیاسی و دیپلماسی خود، چند سالی مجبور شد دست از ترور مخالفین خود بردارد اما اخیرا باز دست به ترور مخالفین خود زده است. حدود سه سال پیش یک ایرانی به نام «علی معتمد»‌(محمد رضا کلاهی) در آلمیره هلند کشته شد. ظاهرا او قبل از کشته شدن، چندین روز تحت نظر بوده است. بر اساس گزارش‌ها مهاجمان حرفه‌ای بودند و پس از ترور، خودروی دزدی خود را آتش زدند و هیچ اثری از خود به جا نگذاشتند. مقامات قضایی هلند گفته‌اند که قاتلان برای ترور کلاهی، ده‌ها هزار یورو گرفته بودند.

«احمد مولا ابوناهض»، مشهور به «احمد نیسی»، یکى از رهبران «جنبش آزادى‌بخش الأحواز» بود که روز چهارشنبه ‌ نوامبر 2017، در مقابل منزل خود در شهر لاهه هلند بر اثر اصابت سه گلوله به سرش کشته شده است. نزدیکان وی گفته‌اند او را ماموران امنیتی حکومت اسلامی ترور کرده‌اند. این منابع، هم‌چنین می‌گویند قبلا ایران سعی کرده بود احمد نیسی را از طریق پلیس بین‌الملل به ایران بازگردانده و محاکمه کند.

سعید کریمیان، مدیر گروه تلویزیونی جِم ( GEM TV)‌در ترکیه ترور شد. خودروی حامل کریمیان و یک تاجر کویتی همراهش شب 30 آوریل 2017 -10 اردیبهشت 1396، در استانبول هدف حمله افراد ناشناس قرار گرفت. هر دو سرنشین خودرو به ضرب گلوله مهاجمان نقاب‌پوش کشته شدند.
خبرگزاری رسمی ترکیه، آناتولی، گزارش داده بود که مهاجمان، خودروی خود را در منطقه کمربورغاز استانبول آتش زده و گریخته‌اند. به گزارش این خبرگزاری، کریمیان در محل حادثه کشته شده و همراهش در بیمارستان درگذشته است.
سعید کریمیان، اسفند گذشته، به صورت غیابی در ایران به زندان محکوم شد. اتهام او «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» اعلام شد. خانواده او به ژیار گل خبرنگار بی‌بی‌سی در استانبول گفته‌اند که او «در سه ماه اخیر از طرف حکومت ایران تهدید شده بود و قصد داشت به لندن برگردد.»
سال 1395، روابط عمومی سازمان سینمایی، در مورد پخش تیزرهای فیلم‌های سینمایی از شبکه جم بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن آمده بود: «پس از گفت‌وگو و توافق‌های انجام شده با قوه محترم قضاییه و با توجه به تذکرات متعدد و اعلام مسئولان عالی‌رتبه قضایی، همکاری با شبکه‌های معاند، معاونت در جرم تلقی می‌شود.»

تروریسم دولتی حکومت اسلامی ایران، لیستی هم از بمب‌گذاری علیه‌اشخاص و مراکز خارجی در پیشینه‌خود دارد که‌برای نمونه‌می‌توان به‌انفجار کامیون بمب گذاری شده‌با 900 کیلو مواد منفجره‌در مقابل سفارتخانه‌آمریکا در 29/01/1362 بیروت اشاره‌کرد که‌در آن 63 نفر کشته‌و بیش‌تر از 120 نفر زخمی شدند. هم‌چنین بمب‌گذاری در مرکز یهودیان در آرژانتین در سال 1373 که‌85 نفر در آن کشته‌شدند. انفجار تروریستی منطقه الخبر سعودی در سال 1375 که‌موجب کشته‌شدن 19 سرباز آمریکایی و زخمی شدن 400 نفر را در پی داشت.
دادستانی آرژانتین سال 2007 برای برخی تز مقامات ایرانی از جمله رفسنجانی حکم جلب بین‌المللی صادر کرد.
تعداد زیادی از فعالان سیاسی کرد و اعضای احزاب کردستان ایران در اقلیم کردستان توسط حکومت اسلامی ترور شده‌اند.

«ابوالقاسم مصباحی» یکی از پایه‌گذاران وزارت اطلاعات و امنیت حکومت اسلامى ایران، اعترافات و شهادت خود در دادگاه فدرال آلمان به‌عنوان شاهد، در خصوص ساختار تصمیم‌گیری ترور میکونوس و سایر ترورها، گفته است: «تصمیم‌گیرى در رابطه با قتل دگراندیشان در داخل یا خارج کشور در ابتدا برعهده شخص «آیت‌الله خمینى» بود ولى پس از فوت وى شورایى به نام «شورای امور ویژه» به ریاست «على خامنه‌اى» تاسیس شد، که اعضاى ثابت آن عبارتند از: «علی اکبر هاشمی رفسنجانى»، «علی اکبر ولایتی»، «علی فلاحیان»، «ری شهری»، «فرمانده سپاه پاسداران وقت»، «محسن رضائی»، «رییس نیروهای انتظامی» وقت، سرتیپ «رضا سیف‌اللهی» و «آیت‌الله خزعلی»، «عضو شورای نگهبان» که در آن زمان وظیفه برنامه‌ریزى و حذف مخالفان و دگراندیشان را برعهده داشته‌اند.

بی‌تردید حکومت اسلامی ایران، تا روزی که بر جامعه ایران حاکمیت می‌کند از تروریسم دولتی، از شکنجه و اعدام مخالفین و نه از تبعیض و ستم بر خلق‌های ایران و هم‌چنین استثمار بی‌رحمانه نیروی کار، دست نخواهد کشید.

*بهرام قاسمی، سخن‌گوی وزارت خارجه ایران، از هلند برای اخراج دو دیپلمات ایرانی انتقاد کرده و گفته است ایران حق مقابله به مثل را برای خود محفوظ می‌داند.
قاسمی گفته است که سفیر هلند در تهران به وزارت خارجه ایران احضار شده و اعتراض ایران درباره اخراج دیپلمات‌ها به او ابلاغ شده است.
سخن‌گوی وزارت خارجه ایران گفته است: «جمهوری اسلامی ایران این تصمیم را اقدامی غیر‌سازنده در روابط دو کشور ارزیابی می‌کند.»
دستگاه امنیتی هلند، روز جمعه اعلام کرد دو نفر از وابستگان سفارت ایران در لاهه حدود یک ماه پیش از هلند اخراج‌شده‌اند.
نه ایران و نه هلند درباره هویت و رتبه دیپلمات‌های اخراجی و یا دلیل اخراج آن‌ها جزئیاتی منتشر نکرده‌اند.
سخن‌گوی دستگاه امنیتی هلند، ضمن اعلام خبر اخراج دیپلمات‌های ایرانی گفت وارد جزئیات موضوع نخواهد شد و اطلاعات بیش‌تری به رسانه‌ها داده نمی‌شود.
قاسمی هم در صحبت‌های خود اشاره‌ای به دلیل اخراج دیپلمات‌ها نکرده، با این حال در کنار محکومیت اخراج آن‌ها گفته موضع جمهوری اسلامی بر «مبارزه قاطع با تروریسم» است.
او هم‌چنین از مقامات هلند خواسته است که «به جای ایراد اتهامات ناروا» نسبت به «دستگیری و محاکمه عناصر تروریستی» اقدام کنند و برای پناه دادن به اعضای سازمان مجاهدین خلق پاسخ‌گو باشند.
بهرام قاسمی، نگفته است که هلند مشخصا چه اتهامی به ایران زده است که با مسایل تروریستی ارتباط دارد.
در روزهای اخیر یک دیپلمات ایرانی در اتریش به ظن نقش در توطئه بمب‌گذاری در نشست سازمان مجاهدین خلق بازداشت شد.
حدود سه سال پیش هم یک ایرانی به نام علی معتمد در سوءقصدی در هلند کشته شد. برخی احتمال می‌دهند این شخص محمدرضا کلاهی صمدی باشد که از نظر حکومت ایران عامل بمب‌گذاری سال 1360 در دفتر حزب جمهوری اسلامی است. او عضو سازمان مجاهدین خلق بود.
*دولت هلند هم هفته گذشته دو دیپلمات ایرانی را هم‌زمان با آغاز محاکمه متهمان ترور محمد رضا کلاهی‌(با نام مستعار علی معتمد) در آمستردام اخراج کرد. دولت هلند اما درباره دلایل اخراج این دو دیپلمات ایرانی سکوت کرده است. وزارت خارجه حکومت اسلامی ایران، اخراج این دو دیپلمات را هم در ادامه تلاش برای تخریب مذاکرات برجام با اروپا درک کرده و آن را محکوم کرده است. سفیر هلند در تهران نیز برای پاسخ‌گویی احضار شده بود.
دادگاهی که پرونده قتل علی معتمد یک ایرانی 56 ساله در شهر آلمیره هلند را بررسی می‌کرد، جمعه گذشته اعلام کرد که او به احتمال قریب به یقین، همان محمد رضا کلاهی است. کلاهی متهم اول پرونده انفجار دفتر جمهوری اسلامی در 7 تیر سال 60 است. در این حادثه بنا بر آمار رسمی، 73 نفر از مقامات بلندپایه حکومت اسلامی از جمله محمد بهشتی، کشته شدند.
کلاهی در ایران به اعدام محکوم شده بود و تحت تعقیب بین‌المللی قرار داشت.
نتیجه تحقیقات دادگاه رسیدگی به قتل علی معتمد‌(محمد رضا کلاهی) را روزنامه «پارول» هلند منتشر کرده است. به‌نوشته این روزنامه، او در سال‌های آخر زندگی‌اش از ترس شناخته‌شدن و ترور، دوست نداشت عکس‌اش در رسانه‌های اجتماعی منتشر شود. همین منبع گزارش می‌دهد که همسر او می‌گوید حکومت ایران در قتل علی معتمد‌(محمد رضا کلاهی) دست دارد و... گفته می‌شود او که از هواداران مجاهدین خلق بود، از این سازمان جدا شده بود.
به نوشته روزنامه «پارول» همسر علی معتمد تا سه سال پیشن نمی‌دانست او همان محمدرضا کلاهی است و سال 2015 که پسرشان 17 ساله بود و شوهرش ترور شده بود، متوجه هویت واقعی او شده است.
به نوشته این روزنامه، علی معتمد(محمد رضا کلاهی) از دوستان مسعود کشمیری است و بعدها با او در کلن و هامبورگ آلمان دیده شده است. مسعود کشمیری متهم انفجار 30 اوت 1981 در دفتر نخست‌وزیر وقت ایران محمد علی رجایی است و محمد رضا باهنر است که هر دوی آن‌ها در آن انفجار کشته شدند.
علی معتمد که اکنون روشن شده همان محمد رضا کلاهی است، اوایل دهه 90 میلادی در هلند پناهندگی گرفت و همراه خانواده خود در آلمیره، شهری در نزدیکی آمستردام ، زندگی می‌کرد. صبح 15 دسامبر 2015 مقابل خانه‌اش توسط سرنشینان اتومبیلی که نقاب بر چهره داشتند به قتل رسید. یکی از همسایگانش که مشاهده کرده بود اتومبیلی با دو سرنشین پس از شلیلک به او بسرعت محل را ترک کرد، پلیس را در جریان گذاشت.
دو متهم به قتل پس از چندی دستگیر شدند؛ انور 28 ساله برادر یکی از جنایت‌کاران حرفه‌ای هلند است و خود نیز نزد پلیس به خلاف‌کاری شناخته شده است. مورئو 35 ساله نیز از تبه‌کاران حرفه‌ای هلند است.
مشخص شدن هویت دو متهم به قتل که از تبه‌کاران شناخته شده هلندی هستند، ابتدا این تصور را ایجاد کرده بود که قتل علی کلاهی در رده قتل‌ها و پاک‌سازی‌های درون گروهی باندهای مافیایی‌(مواد مخدر) است.
علی معتمد(محمد رضا کلاهی) در هلند به‌عنوان تکنیسین برق کار می‌کرد. در محل اقامتش مورد احترام بود و هیچ‌گونه سابقه تخلف نداشت.
شبکه تلویزیون و رادیوی سراسری هلند «ان. او. اس» نوشته است وکیل دو متهم به قتل علی معتمد(محمد رضا کلاهی) در جلسه دادگاه شهر «لِیلی‌اِستاد» هلند که پرونده را بررسی می‌کند، در دادگاه حضور داشت اما متهمان در دادگاه حاضر نبودند. به اعتقاد دادستان، متهمان به سر علی معتمد شلیک کرده‌اند. دادگاه در اوت سال جاری به کار خود ادامه خواهد داد.

*مریم فرجی، فعال مدنی، اخیرا حدود 10 روز ناپدید شده بود. وکیل وی به رادیو فردا گفت که بنابر شواهدی که خانواده فرجی تایید کرده، جسد پیداشده متعلق به خانم فرجی‌ست و یک نفر هم به عنوان مظنون به قتل او بازداشت شده است.
محمدحسین آقاسی، وکیل خانم فرجی، شامگاه شنبه 23 تیر به رادیو فردا گفت که خانواده فرجی از طریق «علائمی که در گردن و دندان‌های متوفا بوده» جسد را شناسایی کرده‌اند.
بنابر همین گزارش، آزمایش دی.ان.ای صورت نگرفته اما علائم مشاهده‌شده «منطبق بوده با آن‌چه پزشکی قانونی کشف کرده بود.»
مریم فرجی، 33 ساله، دانشجوی ارشد مدیریت بین‌الملل و مدیر مالی یک شرکت در شهریار استان تهران، بود که در 12 دی سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری در ایران بازداشت و به مدت 10 روز در بند 209 اوین زندانی بود.
شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده، او را به سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده بود. خانم فرجی با قرار وثیقه آزاد شده و درانتظار حکم دادگاه تجدید نظر بود.
احتمال دارد ماموران اطلاعاتی و امنیتی حکومت اسلامی مریم را ربوده و به قتل رسانده‌اند. ماموران اطلاعاتی و امنیتی حکومت اسلامی در کشتن مخالفین سابقه‌ای به اندازه عمر نکبت‌بار و خونین حکومت اسلامی دارند!

*رادیو فرانسه، 12-07-2018، خبر داد: فرانسه یک شهروند ایرانی- بلژیکی مظنون به سوء‌قصد علیه مجاهدین را در اختیار دادگستری بلژیک می‌گذارد.
دادگستری فرانسه اعلام کرد فردی که از او با عنوان «مرهاد ع» نام برده شده، با استرداد خود به بلژیک موافقت کرده و بنابراین کار انتقال وی به این کشور می‌تواند بزودی به اجرا گذاشته شود. این شهروند 54 ساله ایرانی- بلژیکی که رسانه‌های فارسی زبان او را «مهراد عارفانی» و یا «مهرداد عارفانی» خوانده‌اند مورد ظن مقامات قضائی بلژیک در اجرای طرح بمب‌گذاری در گردهمائی سازمان مجاهدین خلق ایران است. کشف طرح یک سوءقصد تروریستی علیۀ اجتماع این سازمان که روز 30 ژوئن - 9 تیرماه در «ویلپنت» واقع در حومه شمال شرقی پاریس برپا شد، تاکنون منجر به دستگیری یک دیپلمات جمهوری اسلامی ایران در آلمان، یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار در بلژیک و نیز «مرهاد ع» در پاریس شده است.
منابع قضایی فرانسه روز چهارشنبه 11 ژوئیه اعلام کردند «مرهاد ع» همان روز در برابر شعبه بازپرسی دادگاه تجدیدنظر پاریس با استرداد خود به بلژیک موافقت کرده است. دادگستری بلژیک در روز 3 ژوئیه علیه او یک «حکم تعقیب اروپائی» به اتهام «تلاش در ارتکاب قتل تروریستی» و شرکت در «تدارک مقدمات یک سوء‌قصد» صادر کرده بود تا به این ترتیب بتواند از وی بازجوئی کند. وکیل مدافع او خواستار اعزام هرچه سریع‌تر وی به بلژیک شد، زیرا به‌گفته او، وضعیت جسمی وی رضایت‌بخش نیست.
بر اساس آگاهی‌های بدست آمده نزد بازپرسان دادسرای پاریس، این فرد در هتل محل اقامت خود در پایتخت فرانسه دستگیر شده است. وی دارای یک تلفن دستیِ مجهز به یک سیم‌کارت اتریشی بوده که در آن تنها یک شمارۀ تلفن در اتریش وجود دارد.
این شهروند ایرانی-بلژیکی، بگزارش منابع خبری، قصد داشت علیه اجتماع مجاهدین دست به یک سوءقصد تروریستی بزند. بنوشتۀ همین منابع، این سوءقصد توسط یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار طرح‌ریزی شده بود. این زوج به نام‌های «امیر سعدونی» 38 ساله و «نسیم نومنی» 33 ساله در روز سی‌ام ژوئن در بروکسل دستگیر شدند. پلیس در اتوموبیل آنان 500 گرم مواد منفجره و یک چاشنی انفجار کشف کرد.
در همین حال، دادگستری آلمان، روز چهارشنبه 11 ژوئیه - 20 تیر، اعلام کرد یک دیپلمات ایرانی را که دوشنبه پیش در این کشور دستگیر کرده بود، در بازداشت موقت قرار داده است. از این دیپلمات 46 ساله که با نام «اسدالله اسدی»، دبیر سوم در سفارت ایران در وین است، به عنوان فردی یاد می‌شود که در ماه ژوئن گذشته مواد منفجره را در لوکزامبورگ در اختیار زوج بلژیکی ایرانی‌تبار قرار داده است.
دادسرای آلمان اعلام کرد که وی به داشتن «فعالیت‌های اطلاعاتی» و «توطئه برای ارتکاب یک قتل» متهم شده است. این اتهامات، بگفتۀ همین منبع، مانع استرداد وی به بلژیک نیست. دادگستری بلژیک خواستار استرداد او شده است.
«اسدالله اسدی»، به‌نوشته منابع خبری از ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران و مسئولیت او شناسائی و مبارزه با سازمان‌‌های مخالف حکومت اسلامی در داخل و خارج کشور است.
براساس همین منبع، وی در مارس گذشته از زوج «سعدونی» خواسته است بمب‌گذاری درگردهمائی مجاهدین در «ویلپنت» را تدارک دیده و به اجرا بگذارد.
حکومت اسلامی ایران، هم‌چون همیشه این طرح را آفریده سازمان مجاهدین برای مطرح ساختن خود و بی‌اعتبار کردن حکومت اسلامی ایران می‌خواند.
دادسرای فدرال آلمان امروز چهارشنبه یازدهم ژوئن 2018، حکم بازداشت اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی ساکن اتریش را تمدید کرد. دادسرای آلمان بعید ندانسته که دیپلمات ایرانی جهت تکمیل تحقیقات به بلژیک فرستاده شود.
در بیانیه‌ای که دادسرای فدرال آلمان منتشر کرده، آمده است که دیپلمات ایرانی متهم است که از زوج دستگیر شده در بلژیک خواسته بود که در اجتماع سازمان مجاهدین خلق ایران در حومه شهر پاریس در سی‌ام ژوئن گذشته بمب گذاری کند. او هم‌چنین متهم است که علاوه بر ماده انفجاری، دستگاه منفجرکننده از راه دور را نیز در اختیار این زوج قرار داده است.
دادسرای فدرال آلمان در بیانیه خود تصریح نموده است که اسدالله اسدی چهل و شش سال دارد. او نه فقط دبیر سوم سفارتخانه ایران در اتریش، بلکه از اعضای سرویس‌های اطلاعاتی ایران است.
در همین چارچو دولت فرانسه نیز یک ایرانی تبار را دستگیر کرده و در انتظار صدور حکم استرداد او به بلژیک است. دولت فرانسه هویت و ملیّت این فرد را فاش نکرده است.
هم‌چنین به گزارش آسوشیتدپرس به نقل از دادستانی آلمان، اسدی که از سال 2014 به‌عنوان رایزن سفارت ایران در وین فعال بوده، عضو دستگاه اطلاعاتی ایران است که ماموریت آن «اصولا شامل نظارت گسترده و مبارزه با گروه‌های اپوزیسیون داخل و خارج از ایران است.»
مسئولان بلژیکی نیز اسدی را متهم به دست داشتن در توطئه علیه نشست مجاهدین خلق کرده‌و خواستار استرداد او شده‌اند. آلمان می‌گوید ادامه تحقیقات و باقی ماندن این دیپلمات ایرانی در بازداشت، دلیلی برای رد درخواست بلژیک نخواهد شد.

*ائتلاف پیمان آتلانتیک شمالی‌(ناتو) در بیانیه‌ای که روز چهارشنبه گذشته صادر کرد ایران را به بی‌ثبات کردن منطقه غرب آسیا متهم کرد و گفته است «تمامی حمایت‌های مالی از تروریسم» از جمله حمایت حکومت اسلامی ایران از گروه‌های نظامی غیردولتی را محکوم می‌کند.
ناتو می‌گوید نگران آزمایش‌های موشکی ایران، برد موشک‌ها، و هم‌چنین دقت موشک‌های بالیستیک ایران است.
ناتو از حکومت اسلامی ایران خواسته است به‌طور کامل به قطعنامه 2231 شورای امنیت و متمم‌های آن عمل کند و از اقدامات مغایر با این قطعنامه دست بردارد.
بیانیه ناتو می‌گوید اقدامات ایران در خاورمیانه بی‌ثبات کننده است. ناتو هم‌چنین می‌گوید در راستای تعهدات بین‌المللی ایران که هیچ‌وقت به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهد بود، ناتو نیز خود را متعهد می‌داند که اطمینان حاصل شود برنامه هسته‌ای برای همیشه «صلح‌آمیز» باقی می‌ماند.
به‌گفته ناتو، حکومت اسلامی ایران از گروه‌های غیردولتی نظامی حمایت می‌کند؛ اما ناتو هم‌چنین از ایران خواسته است در «مبارزه با تروریسم» و دست‌یابی به راه‌حل‌های سیاسی در منطقه، مشارکت کند و نقش سازنده‌ای داشته باشد.

*یکی از دادگاه‌های فدرال آرژانتین از دستگاه قضایی روسیه خواست که «علی اکبر ولایتی» فرستاده خامنه‌ای در امور بین‌الملل را بازداشت و به این کشور استرداد کند.ولایتی روز چهارشنبه برای گفت‌وگو درباره روابط دوجانبه، تحولات منطقه و دیدار با مقامات روسیه از جمله «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور این کشور، به مسکو سفر کرد.
به نوشته وبگاه «آی24 نیوز» قاضی این دادگاه فدرال با متهم کردن ولایتی به ارتباط با «حادثه آمیا» - انفجار در مقر یهودیان در آرژانتین در سال 1994 - از روسیه خواست تا به این بهانه او را دستگیر کنند.
دولت آرژانتین پیش‌تر هم در زمانی که در سال 2016 به مالزی و سنگاپور سفر کرده بود، مجددا خواستار بازداشت او شده بود.

*به‌تازگی شبکه BBC اسنادی جدید فاش کرد که نشان می‌دهد دولت قطر میلیاردها دلار به سازمان‌ها و افرادی پرداخت کرده که در فهرست سیاه تروریسم بسیاری از کشورها قرار دارند؛ پرداخت‌هایی که به منظور آزادی شماری از افراد خاندان حاکم در عراق صورت گرفت که در سال 2015 در عراق ربوده شدند.
شبکه بریتانیایی BBC در گزارش خود که آن را پاول وود تهیه کرده، نامه‌هایی را منتشر کرد که از منابع دولتی بریتانیا به‌دست آورده است. این نامه‌ها تاکید دارد که چند طرف و چند کشور به قطر کمک کردند تا گروگان‌هایش را آزاد کند.
نامه‌های درز یافته، بخش‌هایی از گفت‌وگوها میان سفرای قطر و وزیر امور خارجه این کشور را فاش کرد. از جمله آن نامه‌ای است که زاید بن سعد سفیر قطر در عراق و مذاکره کننده ارشد برای آزادی گروگان‌ها نوشته و در آن آمده است: «سوری‌ها، حزب‌الله لبنان و گردان‌های حزب‌الله عراق، همه این‌ها پول می‌خواهند، این مساله برای آن‌ها فرصتی است.»
این علاوه می‌شود بر گفت‌وگویش با یکی از افراد قرار گرفته در فهرست‌های تروریسم بین‌المللی که به او می‌گوید: «پس از آن‌که افرادمان آزاد شوند، پولت را خواهی گرفت.»
این اسناد نشان می‌دهد که دو تن از نزدیکان محمد بن عبدالرحمن آل ثانی وزیر امور خارجه قطر، در میان گروگان‌ها بودند، از این رو از سفیر کشورش خواست ماجرا را با دقت پی‌گیری کرده و او را در جریان جزئیات تحولات قرار دهد.
روزنامه آمریکایی واشینگتن تایمز، جزئیات ماجرا را آوریل سال 2018 منتشر کرده بود، اما در گزارش BBC اسنادی درج شده که پشتیبانی مالی قطر را از کسانی ثابت می‌کند که در فهرست‌های تروریسم قرار دارند. این اسناد هم‌چنین نشان می‌دهد دولت قطر به «گروه‌های شبه‌نظامی تروریست» پول پرداخت کرده در حالی که می‌گفت به دولت عراق پولی برای فدیه پرداخت کرده است.
اسناد منتشر شده نشان می‌دهد که دیپلمات‌های قطری، سلسله پرداخت‌هایی 5 تا 50 میلیون دلاری به مسئولان ایرانی، عراقی و رهبران گروه‌های شبه‌نظامی امضا کرده‌اند. هم‌چنین 25 میلیون دلار به یک مقام مسئول بلندپایه در گروه حزب‌الله لبنان اختصاص یافت.
بنا بر اسناد، 360 میلیون دلاری که پیشتر مصادره آن از فرودگاه بغداد اعلام شد، برای گروه‌ها و افرادی قرار گرفته در فهرست‌های تروریسم ارسال شده بود که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس شاخه برون مرزی سپاه پاسداران ایران و شماری دیگر از مسئولان، از جمله آن‌ها هستند.
اسناد به دست آمده از ایمیل‌های هک شده نشان می‌دهد که 50 میلیون دلار به قاسم سلیمانی اختصاص داده شد و هم‌چنین مبلغی اضافی به قیمت 150 میلیون دلار به افراد و گروه‌هایی اختصاص یافت که به‌عنوان واسطه کار می‌کردند.
از جمله میانجی‌هایی که گزارش به آن‌ها اشاره کرد، گروه شبه‌نظامی حزب‌الله عراق، گروه شبه‌نظامی حزب الله لبنان و دستکم دو گروه اپوزیسیون سوریه هستند که گروه النصره شاخه القاعده در سوریه از جمله آن‌ها است. النصره از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد به‌عنوان گروهی تروریستی شناخته شده است.
در یکی از جلسات مذاکرات میان قطری‌ها و «تروریست‌ها» نشان می‌دهد یکی از مذاکره کنندگان از گروه گردان‌های حزب‌الله عراق موسوم به ابو محمد، سفیر قطر را کنار کشیده و از او 10 میلیون دلار طلب کرده است.
سفیر قطر در ایمیلی صوتی گفته است: «ابو محمد از من پرسید: از این کار چه سودی می‌برم؟ در واقع من 10 میلیون دلار می‌خواهم. به او گفتم: 10 میلیون؟ من به تو 10 میلیون نمی‌دهم مگر آن‌که همه گروگان‌ها را به من تحویل دهی. برای این‌که بیش‌تر تشویق شود به او گفتم در آن صورت آپارتمانی هم برای تو در لبنان خواهم خرید.»
در نهایت بنا بر اسناد، مبلغ کل ی درخواستی برای آزادی گروگان‌ها، به یک میلیارد دلار رسید.
اسناد درز یافته ثابت می‌کند که قطر نقش میانجی را میان گروه جیش الفتح از گروه‌های اپوزیسوین سوریه و ایران ایفا کرد تا در نهایت، توافق جنجالی «چهار شهر» به دست آید. این توافق تغییر جمعیتی بزرگی در سوریه ایجاد کرد. گفت‌وگوها میان سفیر قطر و مسئولان این کشور نشان می‌دهد که قاسم سلیمانی برای تحقق این توافق، طرف‌ها را زیر فشار قرار داد.
بنا بر اسناد، آوریل سال 2016، نام جدیدی به فهرست‌های تلفن‌ها اضافه شد که «قاسم سلیمانی» است. سفیر قطری پیامی به وزیر امور خارجه کشورش ارسال کرد که در آن آمده است: «سلیمانی شامگاه گذشته با گروگان‌گیران دیدار کرد و بر آن‌ها فشار آورد تا یک میلیارد دلار را بپذیرند. آن‌ها به خاطر وضع مالی‌شان نپذیرفتند... سلیمانی باز خواهد گشت.»
در یکی از ایمیل‌ها آمده که جاسم بن فهد آل ثانی افسر اطلاعاتی قطری و از نزدیکان امیر این کشور، در اجرای توافق چهار شهر حاضر بود و بر خالی کردن این شهرها از سنیان و تامین امنیت شیعیان نظارت داشت. او در ایمیلی نوشته است: «نخست 46 اتوبوس از مردم را از دو شهر سنی در سوریه خارج کردم». او افزود: «5000 شخص را در دو روز خارج کردیم. اکنون ما در صدد خارج کردن 3000 شخص دیگر هستیم... نمی‌خواهیم انفجاری روی دهد». پس از چند روز دو شهر شیعه هم تخلیه شد.
اسناد نشان می‌دهد که این پرداخت‌های قطر از پیش از ماجرای گروگان‌ها جاری بود و با برخی از گروه‌ها هم دوحه روابط نزدیک داشت.
یک ایمیل صوتی از سفیر قطر وجود دارد که برای حزب‌الله لبنان ارسال شده و در آن آمده است: «باید به قطر اعتماد کنیم، شما می‌دانید قطر چه انجام داد و پدر امیر چه کاری کرد... کارهای زیادی کرد، 50 میلیون پرداخت کرد، زیر ساخت برای جنوب فراهم کرد، او اولین کسی بود که به این منطقه سفر کرد.» حزب‌الله معتقد است که پشتیبانی قطر از گروه‌های شبه‌نظامی شیعه از قبل در جریان بود.
برخی از ایمیل‌های صوتی هم درخواست گروگان‌گیران از قطر برای خروج از ائتلاف عربی پشتیبانی از دولت قانونی یمن را نشان می‌دهد. هم‌چنین از دوحه خواستند آزادی سربازان ایرانی به اسارت گرفته شده در سوریه را تامین کند.
بحران گروگان‌ها آوریل 2017، به پایان رسید. بر پایه گزارش BBC یک هواپیمای وابسته به خطوط هوایی قطر، برای انتقال اموال و باز گرداندن گروگان‌ها، به بغداد سفر کرد.

*رادیو آلمان، سه‌شنبه 26 تیر ماه 1397: کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم؛ ایران از چه می‌ترسد؟ مخالفت خامنه‌ای با لایحه مقابله با تامین مالی تروریسم، سرنوشت «لوایح چهارگانه» را بیش از پیش با ابهام مواجه کرد. این لوایح برای «حفظ برجام» ضروری‌اند. برخی از مخالفت و برخی از موافقت «نظام» با تصویب آن خبر می‌دهند.
روزنامه «وال استریت جورنال» روز 25 تیر ماه، در گزارشی با استناد به چند مقام اروپایی نوشت که اتحادیه اروپا در راستای حفظ برجام در صدد باز کردن حساب‌های جدید یا احیای حساب‌های قدیمی بانک مرکزی ایران در بانک‌های مرکزی برخی اعضای این اتحادیه است. این روزنامه چنین اقدامی را «نخستین گام ملموس» اتحادیه اروپا برای حفظ توافق اتمی با ایران و رویارویی مستقیم این اتحادیه با تحریم‌های آمریکا علیه حکومت اسلامی دانسته است.
وال استریت جورنال، هم‌چنین نوشته است، برخی کشورها از جمله اتریش و سوئد برای «بررسی» ایجاد حساب‌هایی برای بانک مرکزی ایران در بانک مرکزی خود ابراز آمادگی کرده‌اند. مقام‌های اروپایی اما گفته‌اند که با وجود آغاز رایزنی‌ها، هنوز بانک‌های مرکزی کشورهای اروپایی موافقت خود را با برداشتن چنین گامی اعلام نکرده‌اند. هم‌زمان اما این روزنامه با استناد به «مقام‌های بانک مرکزی اروپا»، از عدم تمایل بانک‌های اروپایی برای رابطه با ایران خبر داده است.
نکته قابل توجه در گزارش وال استریت جورنال، تاکید مقام‌های اروپایی بر تعهداتی است که از حکومت اسلامی انتظار می‌رود. به گفته این مقام‌ها، لازمه طرح اروپایی‌ها برای حفظ برجام، تصویب قوانینی در ایران در راستای تأمین استانداردهای گروه ویژه اقدام مالی (FATF)‌ برای مقابله با پول‌شویی است.
سرنوشت تصویب لایحه‌های مورد نظر «اف‌ای‌تی‌اف» در ایران اما روشن نیست. امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، امروز سه‌شنبه 26 تیر - 17 ژوئیه، گفت که اظهارات شورای نگهبان در خصوص لایحه‌های موسوم به لوایح چهارگانه مرتبط با گروه ویژه اقدام مالی «به معنای رد کلیات آن» است.
به‌گفته این نماینده عضو جبهه پایداری، ایرادهای شورای نگهبان «بعضا ماهیتی» هستند و «طبق قانون اساسی لوایحی که منشا قضایی دارند باید ابتدا توسط قوه قضائیه به دولت پیشنهاد شود و دولت سپس آن را ارائه کند.»
بنابراین طبق گفته این عضو هیأت رئیسه مجلس، مخالفت شورای نگهبان «به معنای رد کل ماهیت این لوایح و غیرقابل بررسی بودن آن در مجلس است.»
محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس اما روز گذشته تفسیر دیگری از ایرادهای شورای نگهبان کرده و آنها را نه بر سر «ماهیت»، بلکه «شکلی» دانسته بود. این نماینده اصلاح‌طلب گفته بود: «تصور من با اطلاعاتی که داریم این است که مجموعه نظام درباره تصویب این لوایح به تصمیم رسیده است.» صادقی تأکید کرده بود که نظر شورای عالی هماهنگی اقتصادی هم که به فرمان رهبر حکومت اسلامی تشکیل شده و سران سه قوه در آن حضور دارند، بر «تصویب لایحه» است. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، سخنان صادقی درباره «موافقت نظام» با لایحه پیوستن به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، با واکنش شدید تندروهای ایران مواجه شد. آنها از سخنان اخیر این نماینده مجلس به‌عنوان «دروغ جدید محمود صادقی» یاد کردند.
تمام ماجرا بر سر تلاش دولت روحانی و حامیان او در راستای دسترسی ایران به منابع ارزی خود در خارج از کشور و نیز تسهیل مبادلات بین‌المللی بانکی حکومت اسلامی است. مجلس شورای اسلامی، برای این امر چهار لایحه را در دستور کار خود قرار داد: نخست لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی موسوم به «کنوانسیون پالرمو» که دو بار با سد شورای نگهبان برخورد کرد. دوم لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT)‌که برای دو ماه مسکوت گذاشته شد تا نتیجه مذاکرات ایران و اروپا روشن شود. سوم لایحه اصلاح قانون مبارزه با پول‌شویی که از طرف شورای نگهبان رد شد. چهارمین نیز لایحه اصلاح قانون مقابله با تامین مالی تروریسم بود.
لوایح مرتبط با «اف‌ای‌تی‌اف»، نه تنها با مانع شورای نگهبان، بلکه با سد رهبر هم مواجه شدند. علی خامنه‌ای، رهبر حکومت اسلامی، روز 30 خرداد مخالفت صریح خود را با لایحه پیوستن به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم اعلام کرد و از نمایندگان مجلس خواست قوانین دیگری را در این حوزه تصویب کنند. خامنه‌ای از جمله گفت: «بعضی از این معاهدات مواد مفیدی دارند؛ عیبی ندارد. راه‌حل مسئله این است که مجلس خودش قانون بگذارد، مثلا یک قانون مبارزه با پول‌شویی. هیچ لزومی ندارد ما چیزهایی که نمی‌دانیم به کجا ختم می‌شود و حتی می‌دانیم که مشکلاتی دارد، به‌خاطر آن جهات مثبت قبول کنیم.»
اصول‌گرایان مخالف پیوستن به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم ادعا می‌کنند که دولت روحانی در برابر گروه ویژه اقدام مالی «تعهد سطح بالای سیاسی ایران» را برای اجرای سند برنامه اقدام (Action Plan)‌اعلام کرده و گامی «برخلاف منافع ملی» ایران برداشته است.
مخالفان تصویب «لوایح چهارگانه» معتقدند که اینگونه معاهدات بین‌المللی «به‌طور نرم، ظریف و حساب‌شده ابزارهای نظام سلطه را به ایران تحمیل» می‌کنند. برای نمونه شورای نگهبان لایحه الحاق به کنوانسیون پالرمو را «خلاف شرع»، «مغایر با سیاست‌های کلی نظام» و «مغایر با سیاست‌های امنیتی» حکومت اسلامی خوانده است.
بخش مهمی از مخالفت‌ها به‌خصوص با لایحه پیوستن به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم نیز بر سر تعریف تروریسم و استفاده از ترکیب «گروه‌های تروریستی» در آن است. مخالفان هشدار می‌دهند که آمریکا از جمله حزب‌الله لبنان و برخی گروه‌های فلسطینی مانند حماس را تروریستی می‌داند و پیوستن به چنین کنوانسیونی می‌تواند بر محکومیت ایران به خاطر حمایت از آنان مؤثر باشد.
حزب‌الله لبنان که از حمایت گسترده حکومت اسلامی ایران برخوردار است، در فهرست گروه‌های تروریستی ایالات متحده قرار دارد. علاوه بر این، وزارت دادگستری آمریکا گروهی تحقیقی برای اتهام‌های منتسب به حزب‌الله در رابطه با پول‌شویی و جرایم مرتبط با مواد مخدر تشکیل داده است.
از سوی دیگر، نهادهای نظامی و امنیتی ایران، به‌خصوص سپاه پاسداران، تصویب لوایح چهارگانه برای مقابله با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم را، به‌خاطر امکان به وجود آمدن شفافیت مالی، خطری برای فعالیت‌های اقتصادی خود و دور زدن تحریم‌ها می‌دانند.

پیوستن به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم برای باز کردن مسیر مبادلات بانکی و شکستن محدودیت‌های بین‌المللی پولی و مالی ایران ضروری است. هموار شدن این مسیر نیز بدون همکاری حکومت اسلامی با «اف‌ای‌تی‌اف» که ذیل آن کنوانسیون فعالیت می‌کند، امکان‌ناپذیر است. از جمله توصیه‌های سازمان میان‌دولتی گروه ویژه اقدام مالی، ایجاد «استانداردهای بین‌المللی» برای مقابله با پول‌شویی و تامین مالی تروریسم است. میزان پیشرفت کشورهای عضو کنوانسیون «مقابله با تامین مالی تروریسم» در اجرای توصیه‌ها نیز توسط این گروه رصد می‌شود. «گروه ویژه» از جمله فعالیت‌های ایران و میزان پیشرفت این کشور را در مبارزه با پولشویی و مقابله با تأمین مالی تروریسم زیر نظر دارد.
گروه ویژه، اقدام مالی اوایل تیرماه گذشته برای سه ماه دیگر به حکومت اسلامی فرصت داد تا با اجرایی کردن شروط این سازمان، زمینه‌های خروج خود از «فهرست سیاه» را به وجود آورد.
لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون «مقابله با تامین مالی تروریسم» در حالی با مخالفت رهبر حکومت اسلامی و مقاومت حامیان او روبه‌رو شده که تصویب آن و سه لایحه دیگر، شرط خروج ایران از «لیست سیاه» اعلام شده است. تاکید «اف‌ای‌تی‌اف» بر اصلاح قوانین حکومت اسلامی برای مقابله با پول‌شویی در حالی صورت می‌گیرد که آمارهای غیررسمی حجم «پول کثیف» در چرخه اقتصاد ایران را معادل 8/11 درصد از نقدینگی کشور برآورد می‌کنند.
شروط «گروه ویژه» حکومت اسلامی را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ همان‌گونه که گزارش اخیر «وال استریت جورنال» با استناد به اظهارات مقام‌های اروپایی نشان می‌دهد، ایران از یک‌سو برای داد و ستدهای بین‌المللی و باز شدن راه بسته‌اش به بانک‌های جهانی نیازمند شفاف‌سازی مالی و تن دادن به خواست‌های این سازمان میان‌دولتی است، از سوی دیگر اما جناحی نیرومند و در راس آن‌ها شخص رهبر در برآورده کردن این خواست‌ها خطری برای خود می‌بینند. این امر و صف‌آرایی مخالفان و موافقان در برابر هم سرنوشت لوایح چهارگانه را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است

*جوخه‌های مرگ حکومت اسلامی ایران، شب 26 تیر ماه 1397، «اقبال مرادی»، فعال سیاسی و مدنی را در شهر «پنجوین» کردستان عراق، ترور کردند.
اقبال مرادی، عضو جمعیت حقوق بشر کردستان و پدر زندانی سیاسی محکوم به اعدام، زانیار مرادی است. این نخستین بار نیست که اقبال مرادی این‌گونه مورد حمله تروریستی قرار می‌گیرد. وی قبلا نیز یک بار در سال 1387 در اطراف شهر پنجوین در حمله‌ای مشابه به شدت زخمی و به بیمارستان منتقل شده و از مرگ نجات یافته بود.
پیکر بی‌جان رفیق اقبال را که هفت گلوله بر روی آن مشاهده شده است در کنار رودخانه پنجوین از شهرهای مرزی استان سلیمانیه که هم مرز شهر مریوان است، یافته‌اند.
رفیق اقبال مرادی، به‌دلیل فعالیت گسترده‌اش علیه اعدام به‌چهره شناخته شده‌ای در کردستان ایران و عراق تبدیل شده بود.
ترور اقبال مرادی، نشان داد که حکومت اسلامی با هر ترکیب حکومتی در حذف فیزیکی و ترور مخالفان سیاسی خود از هیچ تلاش جنایت‌کارانه و تبه‌کاری دریغ نمی‌کند.
زانیار مرادی فرزند اقبال مرادی، هم‌اکنون در زندان رجائی شهر کرج محبوس است و به همراه لقمان مرادی سال‌ها در حبس و محرومیت به‌سر می‌برد.
تروریسم در حکومت اسلامی ایران، به اندازه عمر نکبت‌بار و خونین این حکومت سابقه دارد و تاکنون صدها فعال سیاسی و فرهنگی در داخل ایران و در خارج کشور در کشورهای مختلف جهان، به‌ویژه در کردستان عراق توسط جوخه‌های مرگ حکومت اسلامی ایران ترور شده‌اند. و اخیرا نیز تروریسم حکومت اسلامی بار دیگر فعال شده است.
جمعه بیست و نهم 1397 - بیستم ژوئیه 2018



ایران یک کشور جنگ‌زده و غارت شده است!
(قسمت سوم)
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

شرکت فعال حکومت اسلامی ایران در جنگ‌های «نیابتی» و فعالیت‌های میلیتاریستی آن

* این روزها، جدال لفظی میان سران آمریکا و ایران بالا گرفته است و طرفین به همدیگر چنگ و دندان نشان می‌دهند.
این جدال پس از تهدید تلویحی حسن روحانی به بستن تنگه هرمز به روی نفتکش‌ها آغاز شد. پس از آن روحانی در یک سخنرانی دیگر اظهار داشت: «آمریکایی‌ها باید خوب بفهمند که صلح با ایران مادر صلح‌ها و جنگ با ایران مادر جنگ‌هاست.»
حسن روحانی در مقابل تهدیدهای ترامپ، تهدید بستن تنگه هرمز را پیش کشید. این موضع روحانی، با استقبال وسیع خامنه‌ای و فرماندهان سپاه پاسداران قرار گرفت و به این ترتیب، جنگ لفظی شدیدی بین سران و مقامات ایران و آمریکا راه فتاده است.
حسن روحانی، در ادامه تهدید آمریکا، گفت: «با دم شیر بازی نکند» و جنگ با ایران «مادر جنگ‌ها خواهد بود.» دونال ترمپ رییس جمهور آمریکا، در واکنشی تند گفته است که ایران دیگر آمریکا را تهدید نکند، چون آمریکا تحمل نخواهد کرد.
ترامپ در توییتر خود نوشته است: «به رییس جمهور ایران، روحانی: هرگز و هرگز ایالات متحده را تهدید نکن، وگرنه بلایی سرتان خواهد آمد که کم‌تر کسی در تاریخ متحمل شده‌است. ما دیگر آن کشوری نیستیم که حرف‌های جنون‌آمیزتان درباره خشونت و مرگ‌را تحمل کنیم. حواست را جمع کن.»
حسن روحانی، دو روز پیش گفته بود: «امروز سخن گفتن با آمریکا معنایی جز تسلیم و پایان دستاوردهای ملت ندارد. آقای ترامپ، ما مرد شرف و ضامن امنیت آبراه منطقه در طول تاریخ هستیم؛ با دم شیر بازی نکنید، پشیمان‌کننده است.»
روحانی پیش از آن گفته بود که در صورتی‌که آمریکا بخواهد مانع صادرات نفت ایران شود، نفت بقیه منطقه هم صادر نخواهد شد.
او چند روز بعد در توضیح سخنان خود گفت: «می‌گویند نمی‌گذاریم نفت ایران صادر شود و خیال می‌کنند وقتی ما می‌گوییم هنگامی که نفت ایران صادر نشود، هیچ کس نمی‌تواند نفت صادر کند به دنبال بستن تنگه هرمز هستیم در صورتی که راه‌های فراوانی وجود دارد و بستن تنگه هرمز روش ساده آن است، اما بسیاری تنگه‌های دیگر برای این کار در اختیار داریم.»
چند ساعت پیش از توییت ترامپ، مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا در جمع عده‌ای از ایرانیان مقیم آمریکا با انتقاد شدید از حکومت ایران گفت: «ما حاضریم با حکومت ایران گفتگو کنیم اما فشارهای آمریکا فقط زمانی کاهش خواهد یافت که ما در سیاست‌های تهران چرخشی ملموس، ثابت شده و مستمر مشاهده کنیم.»
او گفت: «میزان فساد و ثروت رهبران حکومت نشان می‌دهد چیزی که ایران را اداره می‌کند بیش‌تر به یک مافیا شباهت دارد تا یک دولت.»
این سخنرانی ساعاتی پس از آن ایراد شد که حسن روحانی، سرنگونی و تجزیه ایران را از جمله سیاست‌های اصلی آمریکا علیه ایران دانست و به دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا در این مورد هشدار داد.
روحانی، صلح با ایران را «مادر صلح‌ها» و جنگ با ایران را «مادر جنگ‌ها» خواند و گفت کشورش نمی‌پذیرد مورد تهدید قرار بگیرد.
قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس که فرماندهی ترور مخالفین در خارج و کمک به گروه‌های تروریستی شیعه و دولت عراق و سوریه را نیز به عهده دارد روز پنج‌شنبه 4 مرداد - 26 ژوئیه، در سخنانی در همدان به تهدیدهای دونالد ترامپ و دیگر مقام‌های آمریکا واکنش نشان داد و ادعا کرد: «از آن‌چه فکر کنید به شما نزدیک‌تریم، یادتان باشد طرف حساب شما من هستم و نیروی سپاه قدس، نه تمام نیروهای مسلح، شما که می‌دانید توان ایران در جنگ نامتقارن چه‌قدر است.»
او با اشاره به تجربه حمله آمریکا به افغانستان، خطاب به رییس جمهوری آمریکا گفت: «با 110 هزار سرباز و هزاران دستگاه تانک و نفربر و صدها فروند هواپیمای جنگی به افغانستان حمله کردید و پس از شکست بارها از طالبان برای صلح و گفت‌وگو التماس کردید و اکنون برای ما خط و نشان می‌کشید؟»
فرمانده سپاه قدس اضافه کرد: «شما با 160 هزار سرباز و چند برابر تجهیزات افغانستان به عراق حمله کردید و با وحشیانه‌ترین اتفاقات در این کشور مواجه شدید و حالا ملت ایران را تهدید می‌کنید؟»
سلیمانی، درباره جنگ داخلی یمن نیز گفت: «شما جنگی با پشتوانه 2000 میلیارد دلار با همکاری امارات و عربستان سعودی در یمن به راه انداختید و همه امکانات فنی که بیش از 2800 دستگاه تانک مجهز دنیا را بدون خط قرمز در اختیار عربستان قرار دادید که جز جنایات کودک‌کشی چیزی به دست نیاوردید.»
فرمانده سپاه قدس ترامپ را یک «قمارباز» و ادبیات او را «قمارخانه‌ای و کاباره‌ای» خواند و گفت: «وقتی که وی با اروپا، روسیه، چین و کره به همین نحو حرف می‌زند احساس می‌شود که این حرف‌های یک قمارباز است و نشان از شکست یک ملت را دارد.»
فرمانده قدس سپاه، خطاب به ترامپ گفت: «تو که سابقه نداری و فکرت مشغول چیزهای دیگر است لااقل از سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا درباره سبقه ایران و این‌که کسی تا به حال نتوانسته علیه ایران کاری کند سئوال کن.»

چند روز پس از تهدید ایران و حسن روحانی از سوی ترامپ، جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، اقدام به برگزاری جلسه‌ای پیرامون تعیین استراتژی آمریکا در قبال ایران نموده است. این سومین جلسه‌ای است که بولتون برگزار می‌کند.
«وال استریت ژورنال» روز پنج‌شنبه 26 ژوئیه – 4 مرداد، با انتشار گزارشی خبر از برگزاری اجلاس استراتژیک دولت آمریکا در قبال ایران داده است؛ اجلاسی که تنها چهار روز پس از انتشار پست توییتری و تهدید کننده ترامپ خطاب به روحانی برگزار می‌شود.
در همین رابطه گفته شده است که جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، امروز پنج‌شنبه شماری از مشاوران و مسئولان ارشد آمریکا را برای تعیین یک سیاست راهبردی در قبال ایران به کاخ سفید فراخوانده است.
این سومین جلسه‌ای است که جان بولتون پس از شروع کار خود در ماه آوریل 2018 در ارتباط با ایران برگزار می‌کند.
این جلسات در ارتباط با سیاست دولت آمریکا مبنی بر خروج این کشور از توافق هسته‌ای برگزار می‌شوند. هدف از این جلسات تدوین یک سیاست راهبردی در قبال حکومت اسلامی است.
وال استریت ژورنال، در ادامه گزارش خود اشاره می‌کند که با وجود تهدید آمریکا به تمدید و تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، هنوز بسیاری از ارکان سیاست آمریکا در قبال ایران ناروشن است.
هر چند به بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران، نزدیک می‌شویم تحریم‌هایی که در نوبت دوم، یعنی از روز 4 نوامبر 2018 - 13 آبان 1397، آغاز می‌شود، صادرات نفت ایران را هدف قرار خواهد داد احتمال دارد این جدال لفظی و تهدیدات نیز با شدت بیش‌تری ادامه یابد.
متاسفانه اکنون بیش از هر زمان دیگری، احتمال جنگ و درگیری جدید بین حکومت اسلامی ایران و رقبایش احساس می‌شود. بی‌گمان تاوان چنین جنگی را مردم ایران پرداخت خواهند کرد.
خبرگزاری اسپوتنیک روسیه، امروز پنج‌شنبه 29 ژوئیه 2018، با درج خبر مربوط به تهدید سلیمانی علیه آمریکا نوشت: تنش‌های کلامی میان مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا امروزه به جایی رسیده که دیگر جایی برای ادامه این روند باقی نمی‌گذارد و بسیاری بیم آن را دارد که مرحله بعدی جنگ خواهد بود.
سخنان قاسم سلیمانی، یک روز پس از تلاش شبه‌نظامیان حوثی پشتیبانی شده از سوی حکومت اسلامی ایران برای هدف قرار دادن یک نفت‌کش سعودی در دریای سرخ ایراد می‌شود؛ سخنانی که احتمال دست داشتن ایران در حادثه حمله به این نفت‌کش را تقویت می‌کند.
به گزارش خبرگزاری‌های ایران، قاسم سلیمانی در اظهارات خود که در «همایش شهدای همدان ایراد شده»، از اظهارات اخیر حسن روحاتی رییس‌جمهوری ایران حمایت کرد و ادعا کرد: «اظهارات شجاعانه روحانی تاثیر خود را در دل‌های مردم گذاشته است.»
در حالی که بر خلاف ادعای سلیمانی و هم‌فکرانش مرتجع‌اش در حاکمیت، دل‌ها اکثریت مردم ایران، برای سرنگونی حکومت اسلامی و رهایی از فقر و فلاکت موجود و سرکوب و جنگ دیگر حکومت اسلامی و رقبایش می‌طپد!

*قاسم سلیمانی در بیست سال اخیر کم نامه ننوشته است. زمانی در اوج اعتراضات دانشجویی به محمد خاتمی رییس جمهور وقت با لحنی تهدیدآمیز هشدار داد که کاسه صبر سپاه به پایان رسیده است. زمانی ابراهیم حاتمی کیا فیلم‌ساز حکومتی را «سردار هنر» نامید و با لحنی مهربانانه از او خواست «از طعنه‌ها و سرزنش‌ها» نهراسد. زمانی هم به رهبری حکومت نامه نوشت و با لحنی پیروزمندانه مژده داد که سیطره داعش به پایان رسیده است. با این حال، نامه اخیر سلیمانی به حسن روحانی را می توان مهم‌ترین نامه سرگشاده او دانست. نامه‌ای که نشان می‌دهد تغییراتی راهبردی در صحنه سیاست ایران در حال شکل‌گیری است.
نامه قاسم سلیمانی به حسن روحانی، مراتب فراتر از یک آشتی‌کنان تبلیغاتی و در حقیقت بیعت سیاسی بانفوذترین بخش سپاه با رییس قوه مجریه است. طی چند روز گذشته بخش‌های دیگر سپاه از محمدعلی جعفری فرمانده کل گرفته تا یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق و اسماعیل کوثری جانشین قرارگاه ثارالله نیز به صف حامیان روحانی پیوسته‌اند. در واقع باید گفت اکثریت نیروهای نزدیک به علی خامنه‌ای طی کم‌تر از یک هفته از مخالف سرسخت روحانی به حامی او تبدیل شده‌اند.
فرآیند تغییر جهت اصول‌گرایان که از عصر چهارشنبه ششم تیر بلافاصله پس از سخن‌رانی روحانی در جمع مدیران ارشد دولت کلید خورد، یک عملیات کاملا مدیریت شده و ناشی از یک تصمیم استراتژیک در سطح فوقانی قدرت است. بدون مداخله و فشار شخص آیت‌الله خامنه‌ای چنین تغییر جهت بزرگ و سریعی مطلقا ممکن نبود.
بخشی از آنان «سخن‌رانی وحدت بخش روحانی» در ششم تیرماه را بهانه کردند، بخش دیگری از موضع‌گیری روحانی علیه اسرائیل استفاده کردند، و بخشی هم نظیر قاسم سلیمانی «تهدید روحانی به بستن تنگه هرمز» را بهانه گرفتند.
هدف نهایی آن چیزی است که در آخرین جمله از نامه قاسم سلیمانی به روحانی، صراحتا نوشته شده است: «ما برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد در خدمت هستیم.»
حسن روحانی در سوئیس، اشاره صریحی به بستن تنگه هرمز، جنگ با آمریکا و اعراب یا تقابل نظامی وجود ندارد. موضع‌گیری روحانی فی‌نفسه یک «تهدید غیرمستقیم، غیر صریح و دیپلماتیک» بود. با این حال، نامه چند خطی قاسم سلیمانی و اظهارات بعدی فرماندهان سپاه آن را در یک چشم به هم زدن به یک «تهدید مستقیم، صریح و نظامی» تبدیل کرد. در واقع یک نامه چند خطی از قاسم سلیمانی توانست به‌سادگی بار معنایی مورد نظر سپاه را بر دیپلماسی تحمیل کند.

*حسین امیر‌عبداللهیان، دستیار ویژه علی لاریجانی، رییس مجلس ایران در دیدار با سفیر تشکیلات خودگردان فلسطین در ایران گفته است اسرائیل در تلاش برای «سیطره» بر سوریه است ولی مستشاران ایران «هم‌چنان به حضور خود در کنار سوریه» ادامه خواهند داد.
امیر‌عبداللهیان، گفته است حضور «نیروی مقاومت و مستشاران نظامی جمهوری اسلامی برای مقابله با تروریسم» ادامه خواهد داشت.
او گفته است ایران «نسبت به مسئله فلسطین و تهدیدات رژیم صهیونیستی که امنیت همه کشورهای منطقه را تهدید می‌کند، کوتاه نخواهد آمد.»
حکومت اسلامی ایران، از حامیان اصلی بشار اسد، رییس‌جمهوری سوریه بوده است و می‌گوید با کمک روسیه، ارتش سوریه و حزب‌الله لبنان، گروه موسوم به دولت اسلامی‌(داعش) را در سوریه شکست داده است.
اسرائیل مخالف حضور نظامی ایران در سوریه است. این کشور گفته است ایران به دنبال ساخت پایگاه‌های نظامی در سوریه است.
مقام‌های ایران می‌گویند ایران «حضوری محدود در سوریه» دارد که «برای کمک مستشاری» است و حضور آن‌ها به دعوت دولت بشار اسد، رییس‌جمهوری سوریه است.
وزارت امور خارجه ایران، گفته است: «تا زمانی که نیاز باشد و خطر تروریسم در سوریه باقی باشد و دولت سوریه بخواهد، نیروهای ایرانی در خاک این کشور باقی خواهند ماند.»
بیش از هزار نیروی ایرانی و دو هزار نیروی افغان سازماندهی‌شده از طرف ایران در جنگ سوریه کشته شده‌اند.

تاسیسات موشکی
*بحث وجود تاسیسات موشکی ایران در صحرای شاهرود دست‌کم 5 سال پیش به رسانه‌ها راه یافت. حالا یک کارآموز آلمانی که اولین نشانه‌های وجود این تاسیسات را در اینترنت یافت از نحوه کار خود با هفته‌نامه اشپیگل سخن گفته است.
هفته‌نامه آلمانی اشپیگل در شماره جدید خود، گزارشی دارد از چند و چون فعالیت‌های فابیان هینتس، شهروند 29 ساله آلمانی که در حین کارآموزی در یک موسسه آمریکایی به کشف تاسیسات موشکی شاهرود رسید. هینتس قرار بود در دوره کارآموزی‌اش در انستیتوی میدل‌بری کالیفرنیا صرفا در یک پروژه ساده شرکت کند، ولی کنجکاوی او به کشف یک برنامه موشکی مخفی ایران انجامید. پنج دانشمند و کارشناس مستقل یافته‌های هینتس را تا کنون بررسی و آن را تایید کرده‌اند.
یافته‌های هاینتس و موسسه محل کار او اولین بار سال 2013 در نیویورک تایمز منتشر شدند و به لحاظ سیاسی بحث‌های متفاوتی برانگیختند چرا که این یافته‌ها از کار ایران بر روی یک موشک ماهواره‌بر با سوخت جامد پرده برمی‌داشتند، پروژه‌ای که شاید حالا نهایی هم شده باشد. جنبه نگرانی‌آور در این موشک‌ها به گفته هاینتس، این است که می‌توان آن‌ها را به موشک‌های قاره‌پیما تبدیل کرد. به‌عبارتی ایران به جای این که با این موشک‌ها ماهواره به فضا بفرستد می‌تواند روزی آن‌ها را به کلاهک‌های هسته‌ای مجهز کند و به سوی آمریکا شلیک کند.
البته ایران برای ساخت این‌گونه موشک ممنوعیتی ندارد، ولی معلوم نیست که چرا چنین پروژه‌ای را، آن هم مخفیانه، دنبال می‌کند، به خصوص که برای فرستادن ماهواره به فضا موشک‌های کنونی ایران کفایت می‌کنند. این ابهام، ماهیت صلح‌آمیز برنامه موشکی یادشده را با علامت سئوال بزرگی رو‌به‌رو می‌کند، آن هم در دوره‌ای که به نوشته اشپیگل، مناسبات ایران با جهان خارج بحرانی است.
اشپیگل در گزارش خود آورده که فابیان هاینتس به زبان فارسی مسلط است و دو ترم در دانشگاه اصفهان درس خوانده است. او که دانش‌آموخته علوم سیاسی از دانشگاه‌های برلین و فرایبورگ در آلمان است در سن سیزده سالگی در جریان حمله عراق به آمریکا به مسائل مربوط به سلاح‌های کشتار جمعی علاقه‌مند می‌شود. او به آثار و علائم برنامه موشکی ایران را هم در فیلم‌های یوتیوب دست یافته است.
هاینتس به اشپیگل گفته است که اولین نشانه‌ها را در یکی از فیلم‌های یوتیوب که جنبه تبلیغی برای حسن تهرانی، پدر برنامه موشکی ایران، دارد کشف کرده است. او می‌گوید که مقدم در غرب زیاد شناخته شده نیست، ولی در ایران یک قهرمان ملی به شمار می‌رود.
مقدم تحقیقات موشکی ایران را در دهه هشتاد با شماری از پاسداران و با کمک سوریه و کسب قطعات موشکی از لیبی و کره شمالی آغاز کرد. دختر مقدم در همین فیلم به یاد می‌آورد که «کره شمالی برای پدرش یک الگو و سرمشق بود»، چرا که به قول پدر «این کشور زیر فشارهای آمریکا به قدرتی اتمی بدل شد و از آن پس آمریکا دیگر نتوانست کاری علیه‌اش انجام دهد.»
هینتس به نوشته اشپیگل به کندوکاو بیش‌تر در یوتیوب دست زد و به مواد و داده‌های بیش‌تری درباره مقدم رسید. در این فیلم‌ها و مصاحبه‌ها متخصصان موشکی ایران، دوستان و خویشاوندان مقدم ناخواسته اسراری مهم را در باره کارهای او افشا می‌کنند. از جمله یک محقق موشکی ایران به کار مقدم بر روی یک موشک ماهواره‌بر با سوخت جامد اشاره می‌کند. محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز سال 2012 تایید کرد که مقدم بر روی چنین موشکی کار می‌کرده است. شاید نکته شگفت‌آور در جست‌و‌جوی هاینتس این باشد که همه یافته‌های او حی و حاضر در اینترنت موجود بوده‌اند. تنها لازم بوده که کسی به این ایده برسد که آن‌ها را دنبال و جمع و جور کند.
اشپیگل می‌نویسد که هاینتس ابتدا خود هم از یافته خویش در حیرت بود و باورش نمی‌کرد. او ولی این یافته‌ها را به همکارانش در انستیتوی میدل‌بری که از سال‌ها پیش روی سلاح‌های کشتار جمعی کار می‌کنند نشان داد و جمعا تحقیقات را ادامه دادند، از جمله با مقایسه تصاویر ماهواره‌ای و پی‌بردن به تاسیسات آزمایش‌های موشکی در صحرای شاهرود و رشد و توسعه آن درطول چند سال. و نیز پی‌بردن به این که چگونه یک سکوی بزرگ پرتاب موشک، احتمالا برای شلیک موشک‌های با سوخت جامد، در این تاسیسات نصب شد.
بعداَ یک انبار متحرک آبی رنگ نیز به جزیی از این تاسیسات بدل شد. ولی این سئوال مطرح بود که رنگ آبی معنایش چیست.
پاسخ این سوال را نیز هاینتس در یوتیوب و از خلال مصاحبه‌های همکاران و خویشان مقدم به دست آورد. بر اساس گفته‌های مطرح در این فیلم‌ها آبی رنگ تیم استقلال تهران و مورد علاقه مقدم بود. یکی از همکاران مقدم در این مصاحبه‌ها می‌گوید که به خواست او حتی کپسول‌های آتش‌نشانی در تاسیسات شاهرود را هم رنگ آبی زده‌اند. ولی به گفته هینتس، او با همین رنگ آبی ناخواسته نشانه‌ای لودهنده به جا گذاشت.
حسن تهرانی روز 12 نوامبر 2012 - 21 آبان 1390، در جریان یک انفجار مهیب در تاسیسات موشکی ایران در ملارد کرج کشته شد، انفجاری که در تهران هم شنیده شد. در مورد این انفجار شایعات متفاوتی مطرح شد، و شاید هم صرفا یک اتفاق بود. به‌گفته هینتس «مقدم به برنامه‌های ریسک‌‌آمیز زیادی وارد شده بود و دیر یا زود بالاخره حادثه‌ای در یکی از این برنامه‌ها روی می‌داد.»
مقدم بعد از مرگ به «شهید» حکومت اسلامی بدل شد. علی خامنه‌ای رهبر ایران شخصا به دیدار خانواده او رفت. برادر مقدم در یکی از مصاحبه‌های یوتیوبی جمله خامنه‌ای خطاب به خانواده او نقل کرده است که «برخی مواقع من می‌بایست جلوش را بگیرم و مهارش کنم.»
به گفته هینتس رویه سپاه پاسداران در پیش‌برد برنامه موشکی شبیه کار آن‌ها بر روی برنامه اتمی است: «آن‌ها ابتدا ظرفیت‌های غیرنظامی چنین تکنیکی را گسترش می‌دهند، به گونه‌ای که وقتی که وضعیت حساس و بحرانی شد به راحتی بتوانند آن را به ظرفیت‌های نظامی برسانند.»
ولی بعد از کشته‌شدن حسن مقدم بر سر برنامه موشکی ایران چه آمد. محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه در اولین سالگرد کشته‌شدن مقدم گفت که ماموریت و رسالت او ادامه دارد. تصاویر ماهواره‌ای از تاسیسات شاهرود نیز این سخن جعفری را تایید می‌کنند.
این تاسیسات به‌گفته هینتس، هم‌چنان فعال است و در طول دو سال گذشته به شدت توسعه یافته است. برادر حسن مقدم شش ماه پیش در اظهاراتی گفت که «مستکبرین منطقه بدانند که پروژه‌های این شهید بزرگوار یکی پس از دیگری در حال رو نمایی است و هنوز آن پروژه اصلی وی رونمایی نشده است... پروژه‌ای را شهید تهرانی مقدم برای رهبر انقلاب افتتاح کردند که اگر یک روز برای همگان پرده‌برداری شود لرزه بر اندام تمام مستکبرین حاضر در منطقه و عوامل آن‌ها خواهد انداخت.»
فابیان هاینتس هم به نوشته اشپیگل در تعقیب همین برنامه‌هاست. انستیتوی میدل‌بری هم به او پیشنهاد داده که بعد از دوره کارآموزی رسما در این انستیتو مشغول به کار شود.

*به گزارش پرس تی وی، در ویدئوی یک دقیقه فیلمی از تجهیزات موشکی ایران شامل موشک‌های ذوالفقار، فتح، عماد منتشر شده است. این فیلم کوتاه به معرفی تمامی موشک‌های نظامی ایران می‌ردازد.
گفتنی است، نام برخی از تجهیزات نظامی و موشکی ایران در روز ارتش به شرح زیر اعلام شده بود:
سامانه موشکی نصر ساحل‌پایه، خودروی تاکتیکی راکت‌انداز مکران، سامانه موشکی اس200، سامانه موشکی صیاد2، سامانه موشکی مرصاد، موشک هواپرتاب ستار1، بمب قاص، موشک هواپرتاب یاسر، موشک فکور90، موشک کروز قادر و…

*رهبران کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی‌(ناتو) در نشست خود در مقر این سازمان در بروکسل در روز چهارشنبه 11 ژوئیه - 20 تیر، از فعالیت‌های ایران، روسیه و کره شمالی ابراز نگرانی کردند.
آن‌ها در بیانیه پایانی این نشست از ایران خواستند تا از تمامی فعالیت‌های مغایر با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد دست بکشد.
قطعنامه 2231، متنی بود که پس از توافق اتمی با ایران در سال 2015 به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. در این قطعنامه از ایران خواسته شده که هیچ فعالیتی در رابطه با موشک‌های بالستیکی که قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای را دارند انجام ندهد.
در بیانیه پایانی ناتو آمده است: «ما از تشدید آزمایش موشک‌های بالستیک ایران و فعالیت‌های بی‌ثبات کننده این کشور در سراسر منطقه خاورمیانه نگرانیم. ما از ایران می‌خواهیم از تمامی فعالیت‌هایی که با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیوست‌های آن مطابقت ندارد خودداری کند.»
حاضران در نشست ناتو علاوه بر افزایش آزمایش‌های موشکی ایران از دقت موشک‌های بالستیک و برد آن‌ها نیز ابراز نگرانی کرده‌اند.
در بیانیه آمده است: «ما متعهد هستیم تا دائما از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در راستای الزام‌ها و تعهدهای بین‌المللی این کشور که هرگز سلاح‌های هسته‌ای را جست‌وجو، توسعه و تولید نخواهد کرد اطمینان حاصل کنیم.»
در این بیانیه، بر اهمیت همکاری کامل ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تاکید شده است.
هم‌چنین حمایت مالی ایران از تروریسم، از جمله برخی «گرو‌ه‌های مسلح غیردولتی» محکوم و از این کشور خواسته شده تا در مبارزه با تروریسم و دست‌یابی به راه‌حل‌های سیاسی در راه استقرار صلح در منطقه نقشی سازنده ایفا کند.

*رُزمری دی‌کارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد با ارائه گزارش آنتونیو گوترش در نشست شورای امنیت در روز چهارشنبه 27 ژوئن - 6 تیر، گفت که ایران به تعهدات خود در چارچوب برجام پایبند بوده، اما در عین حال از این کشور خواست تا به نگرانی‌های بین‌المللی در مورد برنامه‌های موشکی خود اهمیت دهد.
دی‌کارلو، با اشاره به خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران گفت: «دبیرکل سازمان ملل از این اتفاق به شدت متاسف است و اعتقاد دارد مسائلی که به‌طور مستقیم به برجام مربوط نمی‌شوند، باید به دور از غرض‌ورزی مطرح شوند تا به این توافق و دستاوردهای آن لطمه‌ای وارد نشود.»
نشست روز چهارشنبه نخستین نشست شورای امنیت در مورد برجام پس از خروج آمریکا از این توافق‌نامه بود.
رزمری دی‌کارلو، در گزارش خود اشاره کرد که آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای 11 مرتبه پایبندی ایران به تعهداتش را تایید کرده است.
او در عین حال، از تهران خواست تا به نگرانی‌های بین‌المللی در مورد فعالیت‌های خود که در تضاد با برجام هستند، به ویژه فعالیت‌های موشکی و ارسال سلاح به شورشیان حوثی در یمن و گروه‌های شبه‌نظامی در لبنان و نوار غزه توجه کرده و به آن‌ها اهمیت بدهد.
به‌گفته رزمری دی‌کارلو، از زمان ارائه آخرین گزارش آنتونیو گوترش در مورد برجام، مقامات عربستان سعودی «9 اتهام جدید» علیه ایران را در رابطه با موشک‌های بالستیکی که از یمن به خاک این کشور پرتاب شده‌اند، نزد دبیرکل سازمان ملل مطرح کرده‌اند. به گفته مقامات سعودی این موشک‌ها حاوی قطعات موشک‌های قیام‌1 بوده‌اند که ساخت ایران است.
گوترش در گزارش اخیر خود به شورای امنیت، گفته بود کارشناسان سازمان ملل در بررسی بقایای به جا مانده از موشک‌هایی که از سمت یمن به خاک عربستان شلیک شده‌اند، قطعاتی ساخت ایران یافته‌اند، اما با این حال سازمان ملل هنوز نتوانسته مشخص کند که قطعات این موشک‌ها و تکنولوژی مربوط به آنان دقیقا در چه زمانی از ایران به یمن منتقل شده است.
او گفته بود برای سازمان ملل این امر محرز نشده که آیا این اتفاق پس از 16 ژانویه 2016، یعنی بعد از اجرایی شدن قطعنامه شورای امنیت در مورد تحریم تسلیحاتی یمن صورت گرفته یا قبل از آن رخ داده است.
رزمری دی‌کارلو، هم‌چنین اعضای شورای امنیت را در جریان اطلاعاتی گذاشت که سازمان ملل در رابطه با حضور احتمالی یک پهپاد ایرانی در سوریه از سوی اسرائیل دریافت کرده است. این پهپاد در ماه فوریه در پی ورود به حریم هوایی اسرائیل توسط ارتش این کشور سرنگون شد.
به‌گفته دی‌کارلو، دبیرخانه سازمان ملل امکان بررسی بقایای این پهپاد را نداشته اما طبق تصاویری که اسرائیل ارائه کرده، به نظر می‌رسد پیکربندی بال این پهپاد شبیه به پهپادی باشد که ایران در اکتبر سال 2016 از آن رونمایی کرد.
دی کارلو افزود دبیرخانه سازمان ملل «هیچ اطلاعاتی در مورد صاحبان و کنترل‌کنندگان این پهپادها ندارد.»

*روزنامه همشهری تهران، شنبه 25 آذر 1396، نوشت: بودجه دفاعی ایران چه‌قدر در سال است؟
بودجه نظامی ایران، چه سهمی از درآمدهای کشور را به‌خود اختصاص می‌دهد و این هزینه، ایران را در چه جایگاهی از دنیا قرار می‌دهد؟
اگر از بخش‌های محرمانه احتمالی بودجه‌های سالانه صرف‌نظر كنيم، پاسخ به اين پرسش‌ها را بايد از همان ارقام شفاف شده در لايحه‌های بودجه تخمين زد. يك‌سالی م‌‌شود كه بودجه نظامی و دفاعی ايران با يك ماده واحده افزايش قابل توجه نزديك به 5 درصدی داشته است. اين افزايش برای بودجه سال آينده نيز لحاظ شده است. تا قبل از سال 96، 5 نهاد نظامی ايران به‌طور مستقيم رديف بودجه‌ای داشتند: سپاه، بسيج، ارتش، وزارت دفاع و ستاد كل نيروهای مسلح.
با اجرای برنامه ششم توسعه از ابتدای امسال، رديف ششمی هم به اين جدول اضافه شد؛ «بودجه ارتقای توان دفاعی.» اين بودجه به‌طور مستقيم در اختيار وزارت دفاع قرار می‌‌گيرد. ارزش آن هم نزديك به 2 هزار ميليارد تومان است؛ و اگر قرار بود همان سهم قانونی 5 درصدی تقويت توان دفاعی در برنامه ششم لحاظ شود بالغ بر 21 هزار ميليارد تومان و افزايش 50 درصدی بودجه دفاعی كشور می‌شد.
براساس ماده 1016 قانون برنامه ششم توسعه كشور، دولت مكلف شده حداقل 5 درصد از منابع بودجه عمومی دولت را به‌عنوان سهم تقويت بنيه دفاعی در رديف‌های تقويت بنيه دفاعی در بودجه سالانه كشور اختصاص دهد. براساس گزارش يكی از موسسات شناخته‌شده در رتبه‌بندی هزينه نظامی كشورها‌(موسسه تحقيقات صلح استكهلم)، بودجه نظامی ايران در سال 2016 ميلادی سهم 3 درصدی از بودجه كل كشور داشته است. محاسبات انجام شده در چارچوب مفاد برنامه ششم توسعه رشد 7/0 درصدی از اين تاريخ به بعد را نشان می‌دهد.

*براساس گزارش ديگری از موسسه تحقيقات صلح استكهلم در سال 2016، بالاترين سهم هزينه نظامی از بودجه كشورهای ديگر نيز بعد از كره‌شمالی به عمان‌(7/16 درصد) و عربستان سعودی‌(10 درصد) در جايگاه‌های دوم و سوم قرار دارد.
ايران نيز در اين جدول پس از ايالات متحده در جايگاه دوازدهم قرار می‌گيرد. كويت، امارات، روسيه و پاكستان نيز در همان 10 پله اول جدول قرار می‌گيرند. آمريكا با وجود صرف هزينه بالغ بر 600 ميليارد دلاری در بخش نظامی حدود 3/3 درصد منابع بودجه كل اين كشور را به امور نظامی تخصيص می‌دهد. از لحاظ ارزش مالی آمريكا در رتبه نخست هزينه دفاعی قرار دارد و پس از آن چين، روسيه، عربستان سعودی و هند با فاصله فاحش از آمريكا در جايگاه‌های بعدی قرار می‌گيرند. ايران نيز در جدول ارزش مالی هزينه‌های نظامی پس از تركيه در جايگاه 19 قرار می‌گيرد.
همشهری در گزارش خود آورده است که يادآوری شود نمايندگان مجلس 22 مردادماه امسال طرحی با عنوان «طرح مقابله با اقدامات ماجراجويانه و تروريستی آمريكا در منطقه» به تصويب رساندند و 2 هزار ميليارد تومان در اختيار ستاد كل نيروهای مسلح و سپاه قدس برای گسترش فعاليت‌های موشكی و مبارزه با تروريسم قرار دادند.
ناگفته نماند که این روزنامه دولتی در ابتدای گزارش خود می‌نویسد: «اگر از بخش‌های محرمانه احتمالی بودجه‌های سالانه صرف‌نظر كنيم...» بنابراین، بودجه نظامی حکومت اسلامی ایران، بخش‌های محرمانه زیادی دارد.

*کل بودجه پنج نهاد نظامی حکومت اسلامی ایران در سال 1396، بیش از 44 هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده است که با نرخ دلار بانک مرکزی، برابر با حدود 13 میلیارد و پانصد میلیون دلار است. در عین حال دو هزار میلیارد تومان که برابر با تقریبا 608 میلیون دلار است، تقریبا نصف کل بودجه وزارت دفاع ایران است، چون بیش‌تر بودجه به سپاه پاسداران می‌رسد.
در واقع حکومت اسلامی ایران، از سال 1396، به ازای هر نفر از جمعیت ایران، حدود 500 هزار تومان خرج هزینه‌های دفاعی می‌کند که نشان می‌دهد برنامه‌های نظامی یکی از اولویت‌های اصلی حکومت اسلامی ایران است.
در عین حال سرانه بودجه دفاعی حکومت اسلامی ایران، حدود 76 برابر سرانه بودجه محیط زیست است که برای هر نفر تنها 6 هزار و 500 تومان است.

*جنگ داخلی سوریه، بیش از هفت ساله شده است. حکومت اسلامی ایران، از همان آغاز برای حمایت از حکومت بشار اسد کمک‌های تسلیحاتی را آغاز کرد. تا جایی که در نیمه اول سال 1390، اتحادیه اروپا سه عضو ارشد سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه را به دلیل «تامین تجهیزات و پشتیبانی از سرکوب معترضان در سوریه» تحریم کرد.
حمایت‌های ایران با بالا گرفتن جنگ داخلی سوریه ابعاد گسترده‌تری یافت و از کمک‌های تسلیحاتی و آن‌چه مقام‌های ایران «کمک‌های مستشاری» می‌خوانند به نیروهای نظامی بیش‌تر و کمک‌های مالی و تجاری رسید.
حال این سئوال مطرح است که حدود هفت سال دخالت همه‌جانبه حکومت اسلامی ایران در جنگ داخلی سوریه، برای ایران چه‌قدر خرج داشته است؟
در سال‌های اخیر، این سئوال بارها به خصوص در میان گروه‌های مخالف یا منتقد حکومت ایران مطرح شده است. در داخل کشور در جریان اعتراض‌های دی 1396، خرج کردن برای سوریه در شعارهای معترضان شنیده شد. در این گزارش تلاش شده است که بعضی از ادعاهای مطرح شده درباره حجم کمک‌های مالی ایران به سوریه راستی‌آزمایی شود و به برآوردی از حجم کمک‌های مالی به دمشق به دست بیاید.
اقتصاد ایران در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، اقتصادی شفاف شناخته نمی‌شود و هم‌چنین ارزش‌گذاری بعضی از خدمات‌(مثل اعزام نیرو) یا کمک‌های تسلیحاتی، بسیار دشوار و گاهی به دلیل نبود اطلاعات کافی، ناممکن است. با این حال در سال‌های اخیر، برآوردهایی از حجم کمک‌های حکومت اسلامی ایران به سوریه، مطرح شده است.
- سازمان ملل: سالی 6 میلیادر دلار
شاید قابل اتکا ترین رقم، برآورد دفتر نماینده سازمان ملل در امور سوریه، استفان دی میستورا باشد. جسی شاهین سخن‌گوی این دفتر گفته برآورد سازمان ملل این است که ایران به‌طور متوسط «سالی 6 میلیارد دلارم‌(معادل 22 هزار میلیارد تومان با نرخ دلار بانک مرکزی) در سوریه هزینه می‌کند.
برای مقایسه، این برآورد به معنی آن است که حکومت اسلامی ایران، سالانه حدودا به اندازه نصف بودجه پرداختی یارانه‌های نقدی به سوریه کمک کرده است. اگر ایران این رقم را به صورت منظم در شش سال جنگ داخلی سوریه هزینه کرده باشد، به معنی پرداخت 36 میلیارد دلار است. این رقم، حدود سه برابر بودجه دفاعی سالانه ایران است.

*یکی دیگر از عددهای مطرح شده، برآورد ندیم شهادی، استاد اقتصاد در دانشگاه تافتس در ماساچوست آمریکا است. شهادی برآورد کرده است که ایران در سال‌های 2012 و 2013، یعنی زمانی که حکومت بشار اسد تقریبا تمام منابع درآمد خود را از دست داده بود، بین 14 تا 15 میلیارد دلار به سوریه کمک کرده است.
شهادی به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که به دلیل به گفته او «ورود گروه‌های متعدد که تحت حمایت مالی سپاه پاسداران ایران هستند، از جمله گروه‌هایی از عراق و افغانستان، برآورد هزینه‌های ایران در سال‌های بعد از 2013 میلادی بسیار دشوار است.» اما برآورد شهادی به عددی که سازمان ملل متحد اعلام کرده‌(سالی حدود 6 میلیارد دلار) نزدیک است.

*در مورد هزینه‌نیروهایی که ایران به سوریه فرستاده است، حدود دو سال پیش نیویورک تایمز، گزارشی منتشر کرد و به نقل از یکی از نیروهای افغان که از طریق سپاه فاطمیون به سوریه رفته بود، مبلغ دستمزد ماهانه این نیروها را 800 دلار اعلام کرده بود. منابع دیگر هم مبلغ‌هایی حدود این را تأیید می‌کنند. با این حساب اگر تعداد این نیروها 10 هزار نفر باشد، هزینه سالانه تنها پرداخت دستمزد آن‌ها برای ایران حدود 100 میلیون دلار خواهد بود، با این تاکید که این رقم تنها یک برآورد است.
درزمان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 5+1، مسئله رفع تحریم‌ها و آزاد شدن پول‌های مسدود شده ایران در بانک‌های خارجی، سئوال از رسیدن این پول‌ها به دست بشار اسد را مطرح کرده بود. در آن زمان دولت باراک اوباما، برآوردهای «چند صد یا چند ده» میلیاردی را دور از واقعیت دانست. باراک اوباما در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، گفته بود که «خطر ایران به خاطر پولدار بودنش نیست، بودجه سالانه دفاعی ایران حدود 15 میلیارد دلار است، در حالی که بودجه دفاعی کشورهای خلیج فارس 150 میلیارد دلار است.»

*واضح‌ترین کمکی که ایران به حکومت سوریه کرده است، باز کردن خطوط اعتباری است. صندوق بین‌المللی پول این اعتبارها را «تنها کمک مالی رسمی» به حکومت سوریه در فاصله سال‌های 2011 تا 2015 میلادی خوانده است. این صندوق مجموع کمک‌های ایران در قالب خطوط اعتباری (Line Of Credit) را 5 میلیارد و 870 میلیون دلار اعلام کرده است.
علاوه بر این اعتبارها، سازمان توسعه تجارت ایران هم مهر 95 از «اختصاص خطوط اعتباری خاص» برای صادرات به عراق و سوریه خبر داد. اما جزئیات بیش‌تری درباره سقف این اعتبار اعلام نشده است با این حال بعضی از منابع سوری، سقف اعتبارات ایران را 6 میلیارد و 600 میلیون دلار اعلام کرده‌اند که به رقم بالا نزدیک است.
مقام‌های ایران گفته‌اند که حدود 6 میلیارد دلار اعتباراتی که در اختیار دمشق گذاشته شده است، برای تجارت کالا است. اما مشخص نیست چه مقدار از این اعتبار تاکنون مصرف شده است. گرچه سه بار بالارفتن حجم اعتبار می‌تواند به معنی نیاز به اعتبار بیش‌تر برداشت شود.
ارزش کالاهایی که از سال 1390 تا هشت ماه اول 1396 از گمرک ایران به سوریه صادر شده است، به یک میلیارد و 313 میلیون دلار می‌رسد. واردات ایران از سوریه هم در این مدت، حدود 91 میلیون دلار ارزش داشته است. بنابراین تراز تجاری دو کشور در زمان جنگ، به منفی یک میلیارد و 221 میلیون دلار می‌رسد. این رقم با فرض این‌که سوریه با صاردات کالا به ایران، بخشی کوچکی از واردات را جبران کرده باشد، می‌تواند به‌عنوان بدهی سوریه به ایران در نظر گرفته شده باشد.
چرا که براساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول، در این سال‌ها سوریه «به هیچ عنوان» توان تسویه حساب‌های بین‌المللی خود را نداشته است.

*محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، پارسال در اجلاسی در مورد جلب کمک‌های بشردوستانه برای مردم سوریه که در لندن برگزار شد گفت که ارزش کمک‌های بشر دوستانه ایران از آغاز جنگ، حدود 2 میلیارد و 800 میلیون دلار بوده است. البته او تاکید کرد که این پول ارزش کمک‌های دارویی، تجهیزات پزشکی، خوراک و اقلام مصرفی دیگر است و به کمک‌های نظامی اشاره‌ای نکرد.

*ستاد بازسادی عتبات عالیات، همان‌طور که از نامش مشخص است، برای بازسازی مکان‌های مقدس شیعیان در عراق تشکیل شده است اما حالا در سوریه هم حضور دارد. این سازمان ادعا می‌کند که بودجه دولتی ندارد و به گفته مسئولانش، بودجه خود را تنها از «کمک‌های مردمی» و «کمک بعضی از شرکت‌های خصوصی» تامین می‌کند. گرچه بعضی از مخالفان حکومت اسلامی ایران می‌گویند این ستاد آشکارا از امکانات دولتی استفاده می‌کند.
این ستاد تاکنون «مرمت» مقبره زینب کبری را در دمشق تمام کرده و در حال ساخت یک «مهمان‌سرا» مقابل مقبره است که بعد از تکمیل به گفته مسئولان این ستاد «در اختیار آستان قدس رضوی» قرار خواهد گرفت.
هم‌چنین شهرداری مشهد، در حال ساخت یک «بوستان» در نزدیکی این مقبره است. این ستاد رقم مشخصی از هزینه‌هایی که در سوریه کرده است را منتشر نکرده، اما در یک مورد از هزینه 100 میلیون تومان، برای تجهیز این مقبره خبر داده است. مقام‌های این ستاد گفته‌اند که بیشتر هزینه‌ها را «مردم مومن خوزستان» پرداخت کرده‌اند.

*بانک جهانی در تازه‌ترین برآوردش می‌گوید درآمد سوریه از نفت، در سال 2011 حدود 4 میلیارد و 700 میلیون دلار بود، که در سال 2015‌(حدود دو سال پیش) درآمدش به 140 میلیون دلار در سال کاهش یافته است. بنابراین دولت سوریه حدود 97 درصد درآمدش را از دست داده است.
اگر برآورد دفتر نماینده ویژه سازمان ملل در سوریه که بالاتر به آن اشاره شد در ست باشد، کمک سالانه «شش میلیارد دلاری» ایران می‌تواند تا حدودی نیازهای حکومت سوریه را برطرف کند و جایگزین نفت شود.
سوریه قبل از آغاز جنگ هم اقتصادی کوچک و وابسته به صادرات نفت داشت. با آن‌که این کشور منابع بزرگی هم ندارد اما همان فروش سالی 5 تا 6 میلیارد دلار نفت و محصولات نفتی، بزرگ‌ترین درآمد این کشور بود. مقصد تقریبا تمام صادرات نفت هم اتحادیه اروپا بود که با شروع جنگ، سوریه را تحریم کرد. و البته از حدود سال 2012، دمشق تقریبا کنترل منابع نفتی خود را از دست داد یا آن‌که تولید به دلیل جنگ برایش ناممکن شد.
صندوق بین‌المللی پول، برآورد کرده است که در فاصله سال‌های 2012 تا 2105 میلادی‌(1394-1390)، اقتصاد سوریه حدود 60 درصد کوچک شده است. تمام منابع درآمدی از بین رفته و دولت اموراتش را با خرج منابع ارزی ذخیره شده، چاپ پول و تقریبا ممنوع کردن خروج هر نوع پولی از کشور تامین کرده است. در این دوره تورم بین 120 تا 50 درصد در نوسان بوده است. البته همه منابع باقی مانده در راستای تهیه مایحتاج ضروری و خرید سلاح و مهمات به کار گرفته شده است، یعنی یک اقتصاد جنگی تمام عیار.
براساس برآورد صندوق بین المللی پول، افزایش بدهی داخلی دولت بشار اسد به بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی کشور و بدهی خارجی به حدود 60 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. با این ارقام، پولی برای بازپرداخت بدهی‌های خارجی نمی‌ماند.

*حجم بدهی‌های سوریه غیر شفاف است، اما بدهکار بودن دمشق به تهران روشن است. مقام‌های حکومت اسلامی ایران، در سال‌های اخیر، حضور در سوریه و کمک به حکومت بشار اسد را علاوه بر آن‌که یک «سیاست درست خارجی و استراتژیک» ایران خوانده‌اند، اشاره‌هایی هم به‌فرصت‌های اقتصادی ایران در آینده سوریه کرده‌اند.
ایران هرگز شریک تجاری بزرگی برای سوریه نبوده است. حتی قبل از جنگ هم، ترکیه، اروپا، چین و روسیه شریکان تجاری عمده این کشور بودند. اما از سخنان مقام‌های ایران بر می‌آید که آن‌ها روی باز شدن بازار سوریه به روی کالاهای ایرانی حساب کرده‌اند.
گرچه مقام‌های بازرگانی گفته‌اند که عملا کالاهای ایرانی نه آن‌چنان بازاری در سوریه دارند و نه دمشق نظر مشخصی روی تجارت با ایران دارد، برعکس تجارت با ترکیه رونق دارد. البته دلیل عمده‌اش هم فرار بسیاری از تولیدکننده‌ها و شرکت‌های سوری به خاک ترکیه در سال‌های اول جنگ است.
یحیی رحیم صفوی، مشاور نظامی آیت‌الله علی خامنه‎ای رهبر حکومت اسلامی ایران هم اخیرا گفت که سوریه «آمادگی دارد از منابع نفت و گاز و فسفات بدهی خود را به ایران بپردازد.»
اما خبرگزاری بلومبرگ، گزارش داده است که شرکت‌های چینی، علاقه زیادی به تجارت با سوریه پیدا کرده‌اند و چند فعال اقتصادی هم به این خبرگزاری گفته‌اند که تمایل برای تجارت با سوریه بیش‌تر است. با این حال ایران موفق شده ساخت شبکه موبایل را در سوریه بگیرد، گرچه هنوز از جزئیات این واگذاری اطلاعات دقیقی در دست نیست.
سازمان ملل متحد برآورد کرده است که سوریه برای بازسازی، نیاز به 250 تا 300 میلیارد دلار دارد. این رقم حدود 10 برابر تولید ناخالص داخلی سوریه است که نشان می‌دهد این کشور، نیاز به سرمایه خارجی دارد. اما دولت سوریه دوستان بسیار محدودی در جهان دارد.

*حکومت اسلامی ایران، که با افول نظامی داعش در اواخر سال گذشته میلادی از یک سو و گسترش سیطره نفوذ ارتش سوریه بر مناطق بیشتری از خاک سوریه از سوی دیگر، رؤیای افزایش «عمق استراتژیک» خود در سوریه و منطقه را تحقق یافته می‌دید این روزها با انبوهی از بحران‌های داخلی و خارجی روبه‌رو است.
در سوریه، ایران نه تنها از سوی دشمن دیرینه‌اش آمریکا، بلکه حتی از سوی روسیه مهم‌ترین هم‌پیمانش نیز تحت فشار قرار گرفته است؛ روسیه‌ای که به‌گفته علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل آیت‌الله خامنه‌ای، هم‌چنان «شریک استراتژیک» جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود. در حالی که اخیرا ولادیمیر در دیدار با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به او اطمینان می‌دهد نگرانی‌های تل آویو در مورد افزایش نفوذ ایران را در نظر خواهد گرفت و اجازه نخواهد داد نیروهای مورد حمایت ایران در سوریه به مرز اسرائیل نزدیک شوند.
تنها چند ساعت پس از دیدار پوتین و نتانیاهو جنگنده‌های اسرائیلی مواضع نظامی ارتش سوریه را در بلندی‌های جولان در قنیطره هدف قرار دادند. پوتین ماه مه گذشته نیز ساعاتی پس از اعلام تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از برجام میزبان نتانیاهو در مسکو بود. برخی رسانه‌های اسرائیل از جمله «شبکه دو» این کشور همان موقع گزارش دادند که مسکو و تل آویو به یک توافق پنهانی دست یافته‌اند که به موجب آن روسیه با خروج ایران از سوریه در ازای کنترل درعا و مناطق مرزی مشترک قنیطره با جولان اشغالی توسط ارتش سوریه موافقت کرده است.
دیدار پوتین و ترامپ در هلسینکی فنلاند نیز گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دست‌یابی به یک توافق بزرگ بین روسیه و آمریکا درباره سوریه و به‌ویژه آینده ایران در این کشور افزایش یافته است. آیا امکان دست‌یابی به این توافق بزرگ میان روسیه و آمریکا وجود دارد؟ اهداف روسیه چیست و با فرض حصول چنین توافقی تا چه اندازه می‌توان آن را با در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود عملیاتی دانست و چه پیامدهایی برای ایران خواهد داشت؟
عاقبت جنگ در سوریه، این روزها به یک معمای استراتژیک بزرگ و پیچیده‌ای برای بازیگران اصلی این نبرد هفت ساله بدل شده است. روسیه، ایران، ایالات متحده و ترکیه در قالب ائتلاف‌های جداگانه می‌کوشند نفوذ خود را در سوریه و در منطقه پرآشوب خاورمیانه گسترش دهند و یا روابط خود را با دیگر رقبا و بازیگران تنظیم کنند، هرچند هیچ کدام به روشنی نمی‌دانند کارزار بازی قدرت و بده بستان سیاسی بر سر سوریه در آخر برای‌شان چه سرانجامی خواهد داشت.
اکنون اسرائیل نیز به شدت مواضع ایران رد سوریه را بمباران می‌کند و تاکنون ضربات کوبنده‌ای به نیروهای حکومت اسلامی مسقر در سوریه زده است.
ایران اما با وجود صرف هزینه‌های هنگفت برای نیل به اهدافی هم‌چون حفظ بشار اسد، مقابله با داعش و گسترش نفوذ خود در منطقه با چالش‌های جدیدی روبه‌رو است، چالش‌هایی که کار حفظ «عمق استراتژیک» توسط سران ایران را دشوار و یا ناممکن ساخته است.
تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام و بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران در هفته‌های آینده از یک‌سو و خیز روسیه برای اتمام هرچه سریع‌تر فاز نظامی جنگ در سوریه و توافق اسرائیل و روسیه بر سر محدود کردن حوزه نفود نیروهای ایرانی و نیروهای شیعه مورد حمایت تهران مانند زینبیون و فاطمیون و البته حزب‌الله لبنان از سوی دیگر، تنگنای بزرگی را برای حکومت اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی به خصوص در قبال مسئله سوریه به‌وجود آورده است.
ایران اینک تحت فشار دو قدرت بزرگ قرار گرفته است. از یک طرف آمریکا با خروج از برجام و تلاش فلج کردن اقتصاد ایران و برای حذف ایران از معادلات قدرت در سوریه، تهران را تحت فشار جدی قرار داده است. از طرف دیگر، روسیه با فرصت‌سازی از روابط پرتنش ایران با غرب به‌ویژه آمریکا، در طول سال‌های گذشته آن‌چنان ایران را به خود وابسته کرده و از آن بهره برده است که جدا شدن از خط‌مشی روس‌ها برای سران ایران، تصمیمی پرمخاطره و دارای ریسک بالا خواهد بود.
بی‌تردید پیشنهاد پوتین به ولایتی مبنی بر سرمایه‌گذاری روسیه در حوزه‌های نفتی و گازی تا سقف 50 میلیارد دلار آن هم در شرایطی که شرکت‌های غربی از ترس بازگشت تحریم‌ها ایران را ترک کرده‌اند در ازای پیشنهاد و امتیاز مشخصی از سوی ایران ارائه شده است.
گرچه محتوای چنین گفت‌و‌گوهایی غالبا محرمانه باقی می‌مانند اما به نظر می‌رسد عقب‌نشینی نیروهای ایران تا شعاع 80 کیلومتری از مرزهای جنوب غرب سوریه‌(جولان) که موضوع مهم مورد بحث نتانیاهو و پوتین هم بود، همان امتیاز احتمالی ایران به روس‌ها در مقطع کنونی است.
پوتین پیش‌تر در ماه مه نیز در دیدار با اسد اظهار داشت با آغاز فرایند سیاسی در سوریه نیروهای مسلح خارجی باید خاک این کشور را ترک کنند. نظر به این‌که ترامپ از قریب‌الوقوع بودن خروج نیروهای آمریکایی از سوریه خبر داده است، بعید نیست پوتین در دیدارش با ترامپ از متقاعد کردن ایران برای عقب‌نشینی از مناطق جنوب سوریه به‌عنوان برگ برنده استفاده کرده است تا در ازای آن از او بخواهد نیروهای آمریکایی از پایگاه نظامی التنف در جنوب سوریه خارج شوند و یا کنترل آن را به روس‌ها واگذار کنند.
پوتین، با اطمینان از موفقیت‌آمیز بودن مذاکراتش با ایران و اسرائیل به دیدار ترامپ رفت. روسیه اساسا به‌عنوان قدرتی که در روابط بین‌الملل خود در چارچوب ملاحظات رئال پلیتیک تصمیم‌سازی و اقدام می‌کند بی‌تردید تنش‌زدایی در روابط با آمریکا را نیز در دستور کار خود قرار داده است.
اگرچه روابط روسیه با آمریکا به دنبال اعمال تحریم ها ی واشینگتن به خاطر مسئله اوکراین و پیوستن شبه‌جزیره کریمه به روسیه و نیز بحث دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا به تیره‌گی گراییده است اما پوتین و ترامپ در عین حال به دنبال یافتن زمینه‌های هم‌گرایی در قبال مناقشات بزرگ بین‌المللی هستند. این تلاش‌ها لزوما به معنای منطبق و هم‌سو بودن منافع این دو رقیب دوران جنگ سرد نیست، بلکه بدان معناست که روسیه و آمریکا به‌عنوان قدرت‌های بزرگ به‌دنبال ایفای نقش و تنظیم روابط دو جانبه از بطن مناقشات مهم بین‌المللی هستند.
بنابراین پرونده‌های ایران، کره شمالی، سوریه و اوکراین را باید به مثابه فرصت‌هایی برای روسیه در راستای ارتقا قدرت و منافع خود و مهم‌تر از همه تنظیم روابط قدرت خود با آمریکا دانست. پوتین با فرض گرفتن امتیاز از ایران در سوریه، با دست بازتر و اطمینان بیش‌تری می‌تواند بر سر موضوع تحریم‌های آمریکا بر سر مسئله اوکراین با ترامپ به چانه‌زنی ادامه دهد.
پوتین به‌خوبی می‌داند که خروج کامل ایران از سوریه با توجه به هزینه‌های هنگفت مالی ایران و به سبب روابط نزدیک دمشق - تهران عملا میسر نیست. بنابراین او تلاش می‌کند آمریکا و اسرائیل را با ایده بستن فضای مانور نظامی ایران در سوریه راضی نگه دارد تا در آینده با مشخص شدن روند سیاسی در سوریه امکان خروج نیروهای نظامی خارجی فراهم شود. شاید روس‌ها بر این باورند با بازگشت ایران به دوران سخت تحریم، افزایش فشارهای بین‌المللی و تعمیق بحران اقتصادی در این کشور، سران ایران دیگر قادر نخواهند بود با فروش نفت برجامی از «عمق استراتژیکی» شان در سوریه محافظت کنند.
شواهد و قرائن اما نشان می‌دهد روسیه و آمریکا و اسرائیل روی ایران برای تنظیم روابط قدرت خود حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند و ایران در جغرافیای قدرت‌های بزرگ مدت‌هاست در سراشیبی از دست دادن «عمق استراتژیک» خود در منطقه قرار گرفته است.
پنج‌شنبه چهارم مرداد 1397 - بیست و ششم ؤوئیه 2018
ادامه دارد.