حقایقی که حسن روحانی نمی خواهد و نمی تواند بیان کند! - مهدی سامع


روز چهارشنبه ۱۰ مرداد، علی لاریجانی، رئیس مجلس ارتجاع اعلام کرد که؛ رئیس جمهور موظف است حداکثر ظرف مدت یك ماه در مجلس حضور پیدا كند و به سوالهای مطروحه پاسخ دهد.
این سوالها ابتدا نوسط ۹۲ تن از مجلس نشینان مطرح شد که پس از بررسی در کمیسیون اقتصاد با حضور نمایندگان حسن روحانی، ۱۲ تن کنار کشیده و ۸۰ تن دیگر بر خواست خود باقی ماندند. از آن جا که این تعداد بیش از یک چهارم ساکنان بهارستان است، بر طبق قانون اساسی رژیم، روحانی مجبور به حضور در مجلس ارتجاع است.
سوالها از روحانی چنین است:
«۱- عدم موفقیت دولت در کنترل قاچاق کالا و ارز
۲ - استمرار تحریمهای بانکی
۳- عدم اقدام شایسته دولت در خصوص کاهش نرخ بیکاری
۴ - رکود اقتصادی شدید چندین ساله
۵ - افزایش شتابان نرخ ارزهای خارجی و کاهش شدید ارزش پول ملی». (رادیو فرهنگ، ۱۰ مرداد ۱۳۹۷)
گرچه خامنه ای در سخنرانی روز دوشنبه ۲۲ مرداد با توسل به سیاست «چماق و هویج» از ماندن روحانی در پست ریاست جمهوری دفاع کرد، اما این دفاع که در اصل به سود ولی فقیه است، مانع از پاسخگویی روحانی در مجلس نمی شود. قبلاً نیز سپاه منفور پاسداران در نامه ای طلبکارانه از حسن روحانی خواستار اقدامات بیشتر برای تقویت ریال شده بود. محمدعلی جعفری، سرکرده کل سپاه در نامه ای سرگشاده که به آن نام دلنوشته گذاشته اند نوشته است: «حمایتهای بی نظیر و گسترده دلسوزان انقلاب در هفته اخیر از جنابعالی، نباید مانع اقدامات انقلابی شما در کنترل قیمتها و جلوگیری از افزایش سرسام آور قیمت ارز و سکه، در شرایط جنگ اقتصادی با دشمنان شود.» (انتخاب، دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷)
از سوی دیگر، اُمَت همیشه چماق به دست که جیره و مواجب آنان همیشه از کانون اصلی قدرت پرداخت می شود و از طریق اوباش و قداره بندان مرتبط با مقام معظم هدایت می شوند، در روز پنجشنبه ۲۵ مرداد طی گردهمایی طلاب در مدرسه فیضیه قم شعار دادند: «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت». این آش آنقدر شور بود که مکارم شیرازی نیز صدایش درآمد و با انگشت اشاره به سپاه این رویداد را «به تمام معنا یک فاجعه» اعلام کرد و به دنبال آن جمعی از سرکردگان سپاه با مکارم شیرازی دیدار کرده و حرکت طلاب را «اقدامی برای تخریب سپاه» اعلام کردند.
این فرار به جلوی سپاه منفور پاسداران برای همگان یادآوری آن مثال معروف دزدی است که در حال فرار فریاد می زد «آی دزد، آی دزد». گرچه سپاه شرکت خود در این جلسه را تکذیب کرده و عکسهای منتشر شده از شرکت برخی از سرکردگان سپاه در این گردهمایی را مربوط به نشست دیگری اعلام کرده، اما برخی از رسانه های حکومتی برملا کردند که در این جلسه حسین طیبی ‌فر، سرکرده تیپ امام صادق و رحیم‌ پور ازغدی، عضو شورای عالی ارتجاع فرهنگی خامنه ای سخنرانی کرده و هیچ واکنشی هم در ارتباط با شعار داده شده نداشتند و برعکس ازغندی به نیابت از خامنه ای حوزویان را مورد خطاب قرار داد که: «ریشه سکولاریسم در حوزه است....حوزه بیسواد است....کارخانه تولید انبوه مرجع‌ سازی در قم است.».
این که صدای آخوندهای حوزه جهل و جنایت قم درآمده نه به خاطر اعتراف سپاه پاسداران به قتل رفسنجانی و تهدید روحانی به قتل، بلکه به خاطر این است که می دانند ولی فقیه دل خوشی از اینان که همواره اعلام سرسپردگی کردند هم ندارد.
آخوند هاشم بطحایی، عضو مجلس خبرگان تحت امر ولی فقیه در روز سه ‌شنبه ۳۰ مرداد در واکنش به شعار داده شده توسط اوباش تحت امر اطلاعات سپاه گفت: «به عبارت دیگر «مفهوم این شعار آن است که غیر مستقیم بگوییم اتفاقی که برای آقای هاشمی افتاد، ما انجام دادیم و اگر دیگران هم خلاف نظر ما حرکت کنند، به آن سرنوشت مبتلا می‌شوند.» (خبر آنلاین)
جالب این است که این بلوا بعد از سخنرانی روز دوشنبه ۲۲ مرداد خامنه ای روی صحنه می آید.
آن سوالهای مطرح شده توسط مجلس نشینان و این تهدید آشکار دو روی یک سکه از راهکار ولی فقیه برای مِهار زیاده خواهی روحانی و کنترل او در مناسبات با قدرتهای جهانی است. خامنه ای همواره از پذیرش مسئولیت طفره می رود و طوری وانمود می کند که کناره گود نشینی بیش نیست. اما این حنای او دیگر برای مردم رنگی ندارد و مشتهای گِرِه کرده مردم او را نشانه گرفته است.
اما روحانی نیز نه می تواند و نه می خواهد که واقعیتها را به طور آشکار بیان کند. او با نمام وجود به نظام وابسته و در سخنان علنی اش، مگر در چند مورد محدود، خط سُرخهای خامنه ای را رعایت کرده است. پیرامون سوالهای اشغالگران بهارستان هم پر واضح است که روحانی از مرز عبور نخواهد کرد، چرا که اگر بخواهد واقعیتها را به طور کامل بیان کند باید بگوید که «قاچاق کالا» به طور عمده در اختیار سپاه است و «تحریمهای بانکی» بدون پذیرش «FATF» کاهش پیدا نمی کند و مانع اصلی در این پذیرش شخص خامنه ای است.
او باید به نفش اختلاسهای کلان که ایادی خودش نیز در آن سهیم هستند در مورد افزایش «نرخ بیکاری» بپردازد و در مورد بودجه های کلانی که به جای سرمایه گذاری برای ایجاد اشتغال، صرف صدور ترور و ارتجاع و ترویج و تبلیغ جهل و خرافات می شود صحبت کند.
او باید سیاست هسته ای و موشکی که فاجعه «رکود اقتصادی شدید» و «افزایش شتابان نرخ ارزهای خارجی و کاهش شدید ارزش پول ملی» را به مردم تحمیل کرده است را افشا کند.
او باید به خامنه ای توصیه کند که دست از لاف و گزاف برداشته و دیگر این حرف پوچ که «نسبت به اوضاع ما اصلا نگران نباشند، هیچ‌ کس هیچ غلطی نمی‌ تواند بکند، مطمئن باشند، هیچ تردیدی در این جهت وجود ندارد؛ این را به همه بگویید.»، را نزند. او باید به شرکایش در قدرت پیرامون شعار «مرگ بر دیکتاتور» در ورزشگاه آزادی و حرکتها و خیزشهای همین ماه مرداد هشدار دهد.
او باید از آن «۲۰۰ خانواده» که به گفته یک مجلس نشین «سرنوشت این کشور را به گروگان گرفتند و از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌روند» حسابرسی کند.
او باید این حرف آخوند احمد خاتمی که گفت «مساله زدن ولایت فقیه است دشمنان شما [بخوانید مردم ایران] خیز براندازی بر داشتند» را به عنوان یک حقیقت مسلم شرایط کنونی به رسمیت شناسد.
اما او هرگز چنین حقایقی را بر زبان نخواهد آورد. گفته اند که «چاقو دسته خود را نمی برد» و «ذات نایافته از هستی بخش، کی تواند که شود هستی بخش».
روحانی جزیی از نظام و یک کارگزار امنیتی حاکمیت است و با وجود هر تحقیری که در مورد او از جانب خامنه ای صورت گیرد، مدافع نظام و استبداد مذهبی است و برای همین است که مردم ایران در خیزشها و قیامهای خود تمامیت نظام با همه دسته بندیها و باندهای درونی آن را هدف گیری کرده اند.
فیلمهای منتشر شده از قیام مردم اصفهان، کرج، سمنان، شیراز، مشهد، رشت، اهواز، اراک، شاهین شهر، نجف آباد، همدان، قائمشهر، تهران و ... با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای در ماهی که گذشت همین واقعیت را برجسته می کند.
همان طور که قبلاً نوشتم «آبشخور این خیزشها شرایط درونی جامعه ایران، بحران انقلابی و ستیز مردم با رژیم ایران در کلیت آن است. شرایط خارجی نقش تعیین کننده و مهمی در اعتلا و یا خمودی جنبش ندارد. سرنوشت آینده کشور را زنان و مردان ایران زمین با قیام برای آزادی رقم خواهند زد.»


منبع: نبرد خلق شماره 402، پنجشنبه اول شهریور ۱۳۹۷ - ۲۳ اوت ۲۰۱۸