اعتصاب رانندگان؛ آثار و تجربیات - منصور امان

اعتصاب رانندگان؛ آثار و تجربیات
منصور امان

اعتصابهای سراسری و همزمان که ماه گذشته صحنه های سیاسی و اجتماعی کشور را به تسخیر خود درآورد، مرحله جدیدی را از مُبارزه توده ها و اقشار گوناگون علیه شرایط وخیم زیست و معیشت خود و علیه عاملان آن آغاز کرد که بیش از همه نشانه های قُدرتمندی از ژرفش اجتماعی و نیز تکامُل اشکال مُبارزه را به نمایش می گذارد. بر تارُک اعتلای مهر ماه، دُوُمین اعتصاب رانندگان قرار دارد؛ حرکتی که روند پیشرونده اعتراضها را به جلو راند و موجب شکل گیری بستری برای عینیت یافتن و جاری شدن همبستگی مُبارزاتی اقشار در میدان گردید. مُبارزه آنان دربرگیرنده تجربیات مُشخص و همچنین آموزه های عامی است که توجُه به آنها به ویژه با نگاه به موج خروشان اعتراضها و اعتصابهایی که در کمین دستگاه حاکم نشسته، دارای اهمیت می باشد.

اعتصابی بر متن تجربه مبارزاتی خُرداد
دور تازه اعتصاب رانندگان و کامیون داران بر زمین سفت یک آگاهی کسب شده از اعتصاب خرداد ماه ایستاده بود. هیچیک از وعده های مجلس، دولت و اُرگانهای زیر مجموعه اش به واقعیت نپیوست، خواسته های مُبرم اعتصابیون بی پاسُخ ماند و آنها با مُشکلاتی که زندگی و معیشت شان را تهدید می کند، به حال خویش رها شدند. رانندگان و کامیون داران در عوض با این تجربه روبرو شدند که عملی ترین واکُنش حُکومت به مُطالبات شان، فشارهای امنیتی و پلیسی، اجیر کردن اعتصاب شکن و تبلیغات دروغین و تحریک آمیز علیه آنها است.
اعتصاب خرداد به گونه روشن تری به رانندگان و کامیون داران نشان داد که طرف حساب آنها کیست و دست حمایت قانونی و قهری چه کسی در پس مُشکلات شان نهُفته است. دولت به آنها ثابت کرد که قُوه اجرایی تدبیرها و راهکارهایی است که زندگی شان را سخت تر می کند و مجلس به آنان آموخت که قوانین آن برای فرادستان وضع شده است و علیه فرودستان به کار گرفته می شود. "دُشمن ما همینجاست"، این چکیده و بیان آگاهی مزبور است.
با وجود سر باز زدن حُکومت از شناسایی و حل مُشکلات رانندگان و کامیون داران، اعتصاب خُرداد آنها را از خواسته های شان دور نکرد، بلکه با نمایاندن قُدرت صنفی و اقتصادی این بخش، راه را برای مُبارزات گُسترده تر و تاثیرگذار تر هموار کرد. این واقعیت را می توان در اعتصاب کنونی مُشاهده کرد. آنها توانستند به گونه گسترده تری از پیش با یکدیگر حتی در دور افتاده ترین شهرها ارتباط برقرار کنند و مساله مرکزی هر اعتصاب همگانی یعنی ارتباطات را با وجود فقدان تشکیلات اتحادیه ای و سندیکایی فراگیر حل و فصل کنند. به مُوازات آن، نُکته ای که در این اعتصاب به گونه برجسته تری رُخ نمود، افزایش توان سازماندهی، پیشبُرد هماهنگ آن و تنظیم اُمور جاری اش به طور روزانه است.
تجربه اعتصاب کنونی در هر دو زمینه ارتباطات و مُدیریت، راهنمایی برای مُبارزات هماهنگ دیگر بخشهای جامعه بود که در میدان حضور دارند و با چشم باز رویدادها را مُرور می کنند.

تاثیرات
ضربه اعتصاب رانندگان کامیون بر پیکر رژیم فاسد و سُست بنیاد حاکم و آثار اجتماعی و اقتصادی آن بسا سخت تر و عذاب آورتر از آن بود که در کابوسهایش می دید. این واقعیت را می توان در تکاپوی آشُفته و مُضحک "نظام" که در بازوی امنیتی و دستگاه قضایی آن تمرکُز یافت، به روشنی مشاهده کرد.
تنها یک هفته پس از آغاز اعتصاب سراسری، تاثیرات اقتصادی آن بر دیگر بخشهای مُرتبط همچون بازار، صنایع، انرژی و حمل و نقل شهری و جاده ای آشکار گردید. مُهمترین گُذرگاههای ورود کالا تعطیل شدند، چرخ صنایع بُزُرگ بر اثر نرسیدن مواد اولیه و سوخت یا انباشته شدن تولیدات از حرکت باز ایستاد، صف خودروها در برابر پُمپ بنزینها طولانی تر و قفسه فروشگاهها هر روز کمی بیشتر خالی شد. همزمان، این فرآیند دستگاه اداری حُکومت را زیر ضرب برد و فشار تحمُل ناپذیری را به طور روزانه مُتوجه آن کرد.
زاویه سهمگین تر اعتصاب اما تاثیرات اجتماعی آن است. جامعه ایران در تب و تاب تحوُل بسر می برد و تمام زوایای زندگی صنفی و روزمره اش در جوششی اعتراضی به تحرُک درآمده است. در این بستر که هر روز امواج مُقاومت و مُبارزه بخشهای بیشتری از جامعه در آن روان می گردد، هر حرکت بُزُرگ یا کوچک اعتراضی، نیروی دوچندانی است که بخشهای ساکن را به تحرُک وامی دارد، به بخشهای فعال اعتماد به نفس می دهد و بدینگونه روند پویای موجود را شتاب بیشتری می بخشد.
از سوی دیگر، حُکومت با به میدان آوردن تُفنگ و پُلیس، دادگاه و دژخیم برای سرکوبی خواسته های جامعه و به مُوازات آن با تصویب آیین نامه ها و قوانینی برای رویارویی با مُعترضان و حفظ وضع ناعادلانه و ستمگرانه موجود، به روشنی ارتباطی که بین خواستهای اقتصادی با سیاست حاکم وجود دارد را به تماشای همگانی گذاشته است. این رویکرد خواست و عمل اقتصادی را به خواست و عمل سیاسی مُتحول ساخته و نیروی اعتصابی و مُعترض را به سطح یک قُدرت سیاسی در توازُن و کشمکش بین "بالا" و "پایین" فراز داده است.

نیروی آزاد شده، نیروی بالقوه
مفهوم دیگر این کنش مُتقابل، شتاب یافتن چرخه رویارویی در هر دو سوی میدان است؛ حُکومت با شدت بیشتری به سرکوبی اقشار مُعترض می پردازد و نیروی سیاسی و پُلیسی بیشتری را وارد میدان می کند و در سوی دیگر نیز گُستره اعتراضها پهناورتر می شود، وزن سیاسی مُطالبات سنگین تر شده و حاکمیت به گونه بی واسطه ای آماج حمله قرار می گیرد.
تفاوُت بین این دو نیروی مُتخاصم در آن است که در حالی که ظرفیت اقتصادی، سیاسی و روانی "نظام" محدود است، مرزهای گُنجایش مُقاومت و مُبارزه جامعه نه فقط حیات اقتصادی کشور، بلکه بیش از آن فضای تنفُسی حُکومت، دستگاه بوروکراسی و اُرگانهای قهر آن را درمی نوردد.
ناگفته پیداست که مسیر عینیت یافتن و به کار افتادن این توانایی بالقوه، همبستگی اقشار مُعترض و کوشش یکپارچه آنها است. انتهای پیروز این مُبارزه و به کُرسی نشانده شدن خواست و اراده ای که آن را به پیش می راند، در گرو رزم مُشترک و پیوند مُبارزاتی همه نیروهای اجتماعی، اقشار و طبقاتی است که جان به لب شده اند و در جُستُجوی راه حل به میدان آمده اند.
مردُم مُعترض از هر صنف و قشر نه فقط در آماج قهر و کینه حُکومت قرار گرفتن، بلکه فراتر از آن، در چگونگی رقم خوردن آینده و لمس زندگی بهتر و انسانی تر سرنوشت مُشترکی دارند. مُبارزه همبسته رانندگان و کامیون داران رُشد این آگاهی را که از ماههای پیش در جُنبشهای مُبارزاتی آغاز گردیده، تقویت کرد. ضرورت و نیاز فراتر رفتن از مُبارزه انفرادی و جداگانه و ایجاد قُدرت جمعی و مُوثر در برابر قُدرت یکپارچه حکومت به مثابه یک طبقه، چونان سایه همراه این جُنبشها در حرکت است و با هر اعتراض تازه، حضور پُر رنگ تری می باید. شاهد این تحول اعتصاب دو گُردان نیرومند و تاثیرگذار اجتماعی، بازار و معلمان، زمان کوتاهی پس از اعتصاب رانندگان و همزمان با آن است.
پیش از این، جُنبش اعتراضی شاهد تقویت ویژگی همبستگی صنفی در اعتراضات بود که به گونه برجسته در اعتصاب کارگران ابنیه راه آهن و اعتصاب بُزُرگ کردستان بازتاب یافت. در جریان اعتصاب کنونی زحمتکشان جاده اما صداهایی که خواهان همبستگی اقشار دیگر با آنها شدند، این بار رسا تر از گذشته به گوش می رسید. این امر فقط نشانه ای از آمادگی مُبارزاتی بخشهای گوناگون جامعه نیست، بلکه همچنین گذار تدریجی از مُبارزه اقتصادی بخشها و واحدهای منفرد به مُبارزه عُمومی و روبرو شدن با حاکمیت فرادست به مثابه قُدرت "پایین" را مُهر کرده است. همچنان که این مُبارزه مُتحدانه و سراسری در شکل به صراحت سیاسی است، در مضمون نیز پله ای برای فراتر رفتن از خواستهای صنفی به شمار می آید.

تکامُل از دی به مهر
بر متن این آگاهی آنچه که حاکمان ایران به سختی از آن هراس دارند، روی داد و اعتصاب و مُقاومت مُتحد یک لایه صنفی از جامعه، بخشهای دیگر را نیز به همینگونه یکپارچه و هماهنگ به میدان آورد. بیش از دو هفته پس از اعتصاب مُتحدانه رانندگان و کامیونداران، آثار اجتماعی آن در شکل اعتصاب بازاریان در دهها شهر کشور پدیدار گردید و در پی آن معلمان نیز به اعتصابها پیوستند.
این مُبارزات رژیم حاکم را به وِیژه از آن رو به وحشت می اندازد که شانه به شانه یکدیگر علیه وضع موجود صورت می گیرد. پیوستن اقشار دیگر به مُبارزه رانندگان کامیون به روشنی نشان می دهد که جُنبشها و حرکتهای اعتراضی یک گام دیگر به جلو برداشته اند و پس از شکل گیری آگاهی صنفی در بطن آنها که خود را در اعتصابات و اعتراضهای پُر شُمار اما پراکنده به نمایش می گذاشت، اینک به تدریج به درک قُدرت جمعی و آگاهی به نیروی تغییر دهنده آن دست می یابند.
اگر در دی ۹۶ این توده مُعترض بود که به خیابان آمد، در مهر ۹۷ اقشار همبسته هستند که نام خود را بر پرچم جُنبش اعتراضی نوشته اند. آنها که در برنتابیدن وضع موجود و اعتراض بدان نُقطه پیوند خود را یافته بودند و از پایگاه خیابان به حرکت درمی آمدند، امروز گرد منشور مُبارزاتی خویش مُتشکل می شوند و از ستادهای همبستگی صنفی پا به میدان می گذارند. تنها در فاصله چند ماه سرخوردگی از شرایط فلاکت بار کار و زندگی، به نیروی تغییر و اشتیاق و اراده برای مادی کردن آن تحوُل یافته است.
رژیم ولایت فقیه با توجُه به تحول ذهنی جامعه مُعترض و برای جلوگیری از سرایت اعتصاب رانندگان به دیگر اقشار اجتماعی و شکل گیری همبستگی مُبارزاتی، این بار با شدت بیشتری به رویارویی با آنها شتافته است. با این حال بی نتیجه بودن یورش بیرحمانه و خشن آن به اعتصابیون و فرسایش کارزار امنیتی و قضایی آن به تدریج در حال آشکار شدن است. این امر خود را نه فقط در فراگیر شدن اعتصابها، بلکه در عقب نشینی در برابر مُطالبات یک بخش از اعتصابیون به نمایش گذاشت. حاکمیت به اجبار به یکی از خواسته های مُهم رانندگان و کامیونداران که مُزد عادلانه بر اساس مُحاسبه کرایه حمل بار بر اساس وزن و مسافت بود، تن داد.
این موفقیت مرحله ای تجربه انگیزاننده ای برای دیگر بخشهای جُنبش اجتماعی است و به آنها قُدرت جمعی اقشار مُتحد را نشان می دهد که به خوبی در موقعیتی هستند که در یک نبرد چشم در چشم، حُکومتی که پول، زور، باتوم و زندان را به گونه انبوه در اختیار دارد، به عقب برانند و اراده شان را به کُرسی بنشانند.

برآمد
توانایی جُنبشهای اعتراضی برای تدارُک، سازمان دادن، پیش بردن و اداره مُقاومت و مُبارزه جمعی و مُتحدانه، این واقعیت را برای همه اقشار و کسانی که نه می توانند و نه می خواهند همچون سابق زندگی کنند، ملموس ساخت که قُدرت حُکومت مُطلق نیست، او به اندازه ضعف آنها قُدرتمند است. آنها اکنون می بینند که چگونه تصویر مخدوشی که حاکمیت از خود ترسیم می کند، با نخُستین نشانه های غلبه جامعه بر ترس، پراکندگی و انفراد محو می شود و اقتدار مُبتنی بر نیروی ویژه، اطلاعات و اوین زیربنای خود را از دست می دهد.
اعتصابها و شکل گیری مُقاومت در برابر حُکومت ستمگر و تحمیلات آن، وجود تاثیر گذار قُدرت "پایین" را هم به حُکومت و هم به جامعه و نیروهای در میدان آن اثبات کرده است. این آگاهی از دی ماه به مهر ماه و مبارزه سلسله وار کارگران و حرکت پی در پی رانندگان و کامیون داران، بازاریان و مُعلمان تکامُل یافته و همچنان به پیش می ورد.


منبع: نبرد خلق شماره 404، سه شنبه اول آبان 1397- 23 اکتبر 2018