قیام فرودستان «خنجر به قلب نظام» - مهدی سامع



در تاریخ هر جامعه لحظه هایی وجود دارد که پیچیدگی مناسبات و پدیده ها رَنگ باخته و آن چه در بطن جامعه، در سطح و در عمق، می گذرد با وضوح خود را نشان می دهد. جامعه ایران اکنون در چنین موقعیتی قرار گرفته و همه نیروها و عوامل موثر در روندهای زندگی اجتماعی به شکل بی سابقه فعال شده اند. ابعاد کلان فشار تودها به قدرت حاکم، نظام را مجبور به انتخاب کرده تا این فشار را مِهار کند. حاکمیت در چنین وضعیتی از آن جا که بنا به ماهیت و منافع خود نمی تواند با روندهای رو به رشد خود را به طور نسبی همساز کند، به ناچار به ابزار سرکوب متوسل شده تا جامعه را خنثی کند. میزان و شدت سرکوب به کمیت و کیفیت فشار از پایین بستگی دارد. گرچه محور اصلی این یادداشت به رابطه سرکوب با جنبش توده ای مربوط نمی شود، اما برای وارد شدن به بحث اصلی تنها به این نکته اشاره می کنم که؛ به طور علمی و تجربی نمی توان این حُکم را صادر کرد که هرچه ابعاد فشار از پایین افزایش یابد، سرکوب نیز عریان تر و بی محابا تر می شود.

ابعاد بحرانی که با قیام سِتُرگ دی ماه سال گذشته هر روز عمق و گسترش می یابد آن چنان در حال خیش زدن جامعه است که همگان، به شمول خامنه ای و شرکا، به شکلی به آن اعتراف می کنند. چهار تضاد و چالش اساسی جامعه در انکشاف خود به نقطه تعیین تکلیف رسیده اند.
جامعه به طور کامل در مقابل حاکمیت قرار گرفته است. تضاد بین زیربنای جامعه با استبداد مذهبی (شکل قدرت سیاسی) شدت یافته و همزمان تضاد قدرت حقیقی (ولایت فقیه) با قدرت حقوقی (نهادهای منتخب) به چنان درجه ای رسیده که ولی فقیه به ناچار و به طور علنی و البته به شکل کم سابقه لایحه بودجه را به سطل آشغال انداخت و به عَمَلِه و اَکَرِه اش دستور داد که بر طبق نیات او لایحه را تنظیم کنند. با اوج گیری تضادهای رژیم با کشورهای دیگر و نهادهای بین الدولی، سه چالش و تضاد داخلی به نقطه ستیز رسیده است. تاکید بر این نکته مهم است که برخلاف دیدگاه آن دسته از نظریه پردازان که خروجی فشار خارجی به حاکمیت را تخفیف تضاد در درون هِرَم قدرت و کاهش برآمد توده ای ارزیابی می کنند، واقعیت عینی که به طور روزانه در مقابل همگان قرار دارد، بطلان این دیدگاه را ثابت می کند.

جنیش پرتوان نیروهای کار در چند ماه گذشته همراه با انبوهی از گفتار و نوشتارهایی که پوشش رسانه ای داشته عمق تضاد بین مردم و رژیم و چالشهای علاج ناپذیر در درون قدرت را به خوبی نشان داد که تنها به چند نمونه آن می پردازم.

مساله مبرم فعلی برای حاکمیت تصمیم در مورد «گروه ویژه اقدام مالی» است. گرچه آخوندهایی هستند که لوایح مربوط به «گروه ویژه اقدام مالی» را «ذلت بار» خوانده و آن را ادامه «کاپیتولاسیون» معرفی می کنند، اما سران رژیم و به ویژه خامنه ای می دانند که این شُتری است که دَم خانه اش خوابیده است. آنها می دانند که اگر به این نهاد نپیوندند و کنوانسیونهای مربوط به آن را تصویب نکنند، خود تحریمی کرده و راه آب باریکه اروپا را هم مسدود کرده اند.
جواد ظریف در یک حمله شدید به نیروی قدرتمندی که از پولشویی سود می برد در گفت و گوی ویدئویی با وب سایت حکومتی خبرآنلاین گفت: «بالاخره پولشویی یک واقعیت در کشور ماست و خیلیها از پولشویی منفعت می‌برند. من نمی‌ خواهم این پولشویی را به جایی نسبت دهم؛ اما جاهایی که هزاران میلیارد پولشویی می‌کنند حتما آنقدر توان مالی دارند که دهها و صدها میلیارد هزینه تبلیغات و فضاسازی کنند. ... با این وضعیت ما نمی‌ توانیم با فضا‌سازیها مقابله کنیم. کسانی که یک قلم معامله ‌شان ممکن است ۳۰ هزار میلیارد باشد [بخوانید سپاه پاسداران] فضاسازی کرده ‌اند. آنها می ‌توانند بودجه وزارت خارجه را هزینه یک قلم فضا‌سازی ‌شان کنند.» (عصر ایران، سه شنبه ۲۲ آبان 1397)
به دنبال این حرف ظریف، همگان آدرس درست نیروهای قدرتمندی که در پولشویی دخیل هستند و ظریف از آنان به طور شفاف نام نبرد، را پیدا کردند و سرکرده قوه قضائیه رژیم آن را «قلب نظام» نامید. آخوند صادق لاریجانی با شِکوه گفت: «مسئولان نباید سخنانی به زبان بیاورند که مانند خنجر به قلب نظام فرو برود.» (رویداد 24، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷) خیال دژخیم صادق لاریجانی جمع باشد که مسئولان نظام چنین کاری نمی کنند و این مردم تهیدست و زنان و مردان ایران زمین هستند که با قیامهای حماسی خود قلب نظام را نشانه گرفته و سرانجام آن نابود خواهند کرد.

پیرامون برخی از دلایل فلاکت مردم ایران، حسین راغفر،‌ اقتصاددان جکومتی می گوید: «پارلمان بخش خصوصی کلاهبرداری است. بنیانهای اقتصادیِ‌ ما روی شانه تجار رانت خوار است. اتاق بازرگانی محل چانه زنی گرفتن رانت است.» (90 اقتصادی، سه شنبه 20 آذر 1397)
پیرامون شرایط عمومی، آخوند محسن قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز و از تئوریسینهای ولایت خامنه ای در روز یکشنبه 25 آذر 1397 گفت: «گاهی در عالم سیاست، دین‌ فروشی می‌ کنیم [ریاکاری خامنه ای و شرکا]. ما متاسفانه آلوده دنیوی شده‌ ایم [غارت جامعه]، دیر یا زود پرده‌ ها کنار می ‌رود و معلوم می ‌شود دستانمان خالی است. ... بسیاری از نسل نو علاقه ‌ای که باید به ما داشته باشند را ندارد [تنفر عمومی از رژیم]. خیلیها که سابقه جبهه و … دارند نمی ‌توانند اثرگذار باشند زیرا رنگی شده ‌اند [زاویه با ولایت فقیه]. (ایسنا)
دقیقاً دست حکومت برای پاسخ به بحران خالی است و بسیاری از آنان که وظیفه داشتند با رنگ و نیرنگ شرایط را خوب جلوه دهند، اکنون دیگر نمی توانند توده ها را رنگ کرده و خود رنگی شده اند.

منبع: نبرد خلق شماره 406، شنبه اول دی 1379 – 22 دسامبر 2018