باید قدرت خودرا گسترش دهیم؟! - اسماعیل مولودی

باید قدرت خودرا گسترش دهیم؟!

اسماعیل مولودی سوم بهمن ۱۳۹۷ خورشیدی
در یکسال اخیر جامعه ایران شاهد برآمد حرکتهای اعتراضی کارگری/اجتماعی؛جنبشهای خیابانی که در آن مردم فقیر و تنگ دست جامعه نقش داشتند بوده است و هنوز بشدت مردم جامعه فعالین مسایل اجتماعی و رهبران جنبش کارگری درگیر آن هستند. اتفاقات این دوره بازگوی این واقعیت است که مردم جامعه و بخصوص کارگران و زحمتکشان از حاکمیت فاشیسم اسلامی به تنگ آمده اند و تلاش میکنند آنرا به زیر بکشند. برایش کارمیکنند و تلفات سنگینی هم تاکنون متحمل شده اند. بخصوص در چند ماه اخیر نقش مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز بر جسته تر و طولانی تر بوده است. اگر در اعتراضات سالهای قبل بیشتر حرکتها خود جوش و عمدتا زنان، دانشجویان ، قشر تحصیل کرده جامعه و روشنفکران و جوانان در آن در گیر بودند برای مسله آزادی های فردی و اجتماعی و نیز برای بر داشتن قانون حجاب اجباری در جامعه اما این دوره شعارها برای نان ؛مسکن و آزادی بوده. یعنی شعار ها بیشتر طبقاتی شده و نیز نیروی محرکه اعتراضات مردم فقیر جامعه و کارگران بوده اند. این مسله از آنجا اهمیت دارد که نشان میدهد خواستهای طبقاتی در مقابل حاکمیت گرفته شده و در همان حال مسله دزدی و اختلاس رهبران رژیم اسلامی علنی تر شده که نه تنها مردم معترض بلکه ترفندی شده و دلیلی شده برای دعواهای داخلی درون حکومتی. یعنی طبق معمول وقتی گاری رژیم فاشیست اسلامی از طرف مردم معترض به سر بالایی میرسد خودشان همدیگر را گاز میگیرند.
رژيم اسلامی حاکم بر ایران در طول حیات ننگینش این همه تحت فشار نبوده و این همه کوس رسوایی اش بر بام خاص و عام بصدا در نیامده. چه در داخل ایران و چه در خارج این همه رژیم رسوایی هایش برملا نگردیده. نیروهای مزدورش در خارج ایران مرتب زیر ضربه هستند چه به لحاظ تبلیغی و چه عملا از طرف مخالفینش مورد حمله و دادن تلفاتهای سنگین میشود. دوستان و هم پیمانان دیروز حاکمیت اسلامی امروز تا اندازه ای بهش پشت کرده اند و اگر هم همپیمانش باشند باید به آنها باج بدهد(نمونه باجهایی که به روسیه؛ ترکیه و یمن میدهد.) مسله استخراج نفت و فروشش در بازار بشدت نزول کرده و نیز عمدتا شرکتهای بزرگ دنیا از ایران رفته اند. خود حاکمیت در شرایطی قرار دارد که نمیتواند حساب دخل و خرجش را برای اداره جامعه روشن کند. علنی کردن دزدها و اختلاس گران جامعه چه در سطح بالای لشکری و کشوری و اختلاس شرکتهایی که تحت نظارت حاکمیت در جامعه است ، به بحث روز مره روز نامه های رژیم تبدیل شده. سیستم قضایی و دستگاه امنیت اجتماعی در جامعه به گل نشسته و هیچ قدرتی هم یاری مقابله یا حتی اصلاح آنرا ندارد.
متولیان بیت رهبری هر روز بی آبرویی شان علنی تر و آشکار تر میگردد(محسن رضایی، »کارم شیرازی، رهبران دزد سپاهو.....). انگار این مسله شده فرهنگ جامعه سالاران حاکمیت اسلامی در ایران. علنی کردن دزدی های همدیگر برای این نیست که همدیگر را رسوا کنند بلکه برای آن است که همدیگر را بسکوت وادارند. یعنی در قافله دزدان مسله محاکمه دزدهانیست بلکه مسله تقسیم دزدی هایی است که از ثروت جامعه و از مردم کرده اند.
این شرایطی است که اکنون جامعه ایران درگیرش است. در دی ماه امسال اعتراضات کارگری به اوج رسید و رژیم فاشیست اسلامی هر روزه تعدای از معترضین و فعالین را یا ترور و یا بازداشت و شکنجه میکند. برای جامعه این مسله روشن بود که دستگاه حاکم بدون ترور و شکنجه و اعدام نمیتواند جامعه را اداره کند و توان رهبری جامعه را ندارد. اما با افشا گری علنی اسماعیل بخشی یکی از رهبران حرکتهای اخیر کارگران و نیز سپیده قلیان یکی از فعالین مدنی در مورد شکنجه و اینکه خواستار به مناظره طلبیدن رهبران فاشیست ایران شدند. بعد تازه ای به مبارزات مردم و کارگران و اینکه از طرف جامعه جهانی و تعداد زیادی از اتحادیه های کارگری در سراسر دنیا رژیم اسلامی را متهم کردند به اذیت و آزار زندانیان و خواستار رعایت حقوق شهروندان در ایران شدند. این یک رسوایی دیگری شده برای حاکمان ایران در داخل و در سطح جهانی. رژیم اسلامی با ترور و ایجاد فضای رعب تلاش کردند جامعه را به سکوت وادار کنند. از ایجاد فضای ترور و اختناق تا ربودن آدمها و تا تلاش برای راه انداختن شوهای آبرو باخته مثل ایجاد شورای اسلامی برای کارگران نیشکر هفت تپه، شو تلویزیونی اقرار گرفتن از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان جز بی آبرویی بیشتر ارزش دیگر برای حاکمیت فاسد نداشت و ندارد. رژیم فاشیست اسلامی ظرفیت هر جنایاتی که تصور کنیم را دارد. زیرا حکومتی دزد آبروباخته و بی عرضه در تمام عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و این را علنا جلو چشم دنیا نشان داده که از فرط آبرو باختگی و بی عرضه گی اش تمام قوانین انسانی در جامعه و سطح جهانی را زیر پا گذاشته و بر کوس رسوایی حکومت اسلامی خود می کوبد.
با وجود اینکه تمام جهان بر بی آبرویی رژیم اسلامی تاکید دارند بدون توجه به آن در روز روشن مزدرانش آدم ربایی کردند و دوباره اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را ربوده اند. اگر چه با نمایش ساختگی تلویزیونی و تحت شکنجه تلاش نمودند از اسماعیل بخشی اعتراف کذب بگیرند اما چون دیدند رسوا تر شدند آنهارا ربودند. زیرا رژیم اسلامی میداند که تنها ترور و وحشت است میتواند نگاهش دارد.
ولی اینها برای طبقه کارگر هوشیار و مبارز کافی نیست. کوس رسوایی رژیم اسلامی خیلی وقت است زده شده ؛ برای طبقه کارگر سرنگونی این رژیم در دستور کار است. تاکنون تلاش فراوانی کردیم و مبارزه خودرا یک گام جلو بردیم ولی کافی نیست. برای سرنگونی حکومت باید ابزار لازم و کافی را مهیا کرد. آری فعالیتها ما و علنی کردن مسله شکنجه و نیز ایستادن در مقابل زور تلاش نموده ایم !! ولی ما خواهان سرنگونی هستیم. این باید جواب بگیرد! چگونه باید این حاکمیت فاسد را به زیر کشید مسله است؟

اینجاست وقتی که به کردار های خود نگاه میکنیم خوب کار کردیم ولی برای سرنگونی رژيمی فاسد مثل حاکمان در ایران باید ابزار و روش کارگر تری را بکار برد. سرنگونی رژیم اسلامی از کمک کشوری های اروپایی یا آمریکا یا کشوری دیگر نمیگذرد. زیرا هر کشور دنبال منافع اقتصادی خود است و با این وضع اقتصادی ورشکسته ای که در دنیا وجود دارد. سرمایه جهانی به کشور های فاشیستی مثل حاکمان ایران نیاز دارد. و رژیم اسلامی از شکاف بین حاکمیتهای جهانی خودرا نگهداشته است. بیان این مسایل برای آن است که ما کارگران و مردم برابری طلب و آزادیخواه باید فقط به نیروی مبارزه متشکل و متحد خود تکیه کنیم و بس. هر چه اعتراضات ما گسترده تر و متشکل تر باشد میتوانیم بیشتر مبارزین جامعه را بدور اعتراضات خود جمع کنیم. اگر بر گردم به سوال اولی که مطرح کردم و اینکه بخود برگردیم . بگوییم کمبودها یمان کجاست؟
میتوانیم برای خود روشن کنیم که کاستی ها کجاست. ما یک گام خوب جلو آمدیم و اعتراضات کارگری و اجتماعی را در جامعه و در جاهایی در سطح جهانی پژواک داده ایم. ولی نتوانستیم یک اتحاد سراسری و قدرتمند را در داخل بوجود آوریم. این کمبود جدی است. ما توانستیم در سطح چند صنف معین اعتراض کارگری راه اندازیم اما نتوانستیم همبستگی عمومی در سطح نیروی کار جامعه به اعتراضات خود دعوت کنیم. اینها کمبودهای ماست.تنها صحبت کردن از درد ها و مشکلات مارا به جایی نمیرساند. باید با بر نقاط قوت و نیروی میلونی خود تکیه کنیم و بکار گیریم.

نه به پاهای زخمدار

باید به قدم های استوار بیاندیشیم!
آری ما آگاه هستیم رژیم فاشیست اسلامی ظرفیت هر جنایتی را دارد ولی ما با گسترش دادن خودمان فقط میتوانیم بر این مسله فایق آییم. باید با اعتراضات سراسری شود و متشکل تا بتواند ماشین قتل و کشتار رژیم را نابود کند این وظیفه جدی ما تا سرنگونی فاشیسم حاکم بر ایران.
زنده باد مبارزه متحد و متشکل ما!
http://emoloudi.blogspot.com/2019/01/blog-post_23.html