شُعبده «طراحی سوخته»، تدبیر خامنه ای - مهدی سامع



یکی از شیوه های تبهکارانه دیکتاتورها اعتراف گیری اجباری از زندانیان سیاسی و عقیدتی است. رژیم ولایت فقیه از تابستان ۱۳۶۰ از این شیوه به طور مداوم و با وحشیگری بی حَد و مرز استفاده کرده و بسیاری از زندانیان سیاسی را مجبور کرده تا بر طبق نظر شکنجه گران، علیه خود و یا دیگران اعتراف کنند. اسدالله لاجوردی در زندان اوین از این عمل رذیلانه به وفور استفاده کرد و برای همین زبان زد خاص (حکومتیان) و عام (مردم) شد. او تنها دژخیمی نبود که به وفور از اعتراف گیری زیر شکنجه برای پرونده سازی علیه خود و دیگران استفاده کرد. شکنجه گران دیگری هم وجود داشته و دارند که با متدهای سخت افزاری (شلاق و ..) و نرم افزاری (ورود به زندگی خصوصی و عاطفی و ..) زندانی سیاسی را مجبور می کنند تا آن چه بازجو می خواهد را بنویسند. یکی از آنها سعید اسلامی بود که وقتی تصمیم به قربانی کردن او گرفته شد، همسرش را با شکنجه و با وقاحت کم نظیر مجبور به اعتراف علیه خود و دیگران کردند. صحنه های شوک آور از فیلم بازجویی وی که نمونه ای از خروار است، چهره کَریه استبداد دینی را به نمایش گذاشت.
حکومتی که مقام دوم وزارت اطلاعات اش را برای لاپوشانی کردن حقایق قربانی می کند و همسر او را آن گونه مورد شکنجه قرار می دهد، معلوم است که با زندانیان سیاسی و فعالان اجتماعی که دستگیر می کند چه رفتار جابرانه ای خواهد شد.
این رفتار خودکامه در ولایت خامنه ای ابعاد گوناگون پیدا کرده است. ترکیبی از شقاوت، بی شرافتی، یاوه سرایی، وقاحت، دغل بازی و ...صدای تزویر و سیمای دیکتاتوری خامنه ای در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی و فعالان اجتماعی است. از اعترافات اجباری زندانیان سیاسی و مدنی فیلمبرداری می کنند و با حقه بازی و سرهمبندی کردن مشتی اراجیف و بُهتانهای شرم آور، هَرزِه درایی خود را با عنوان «مستند» به نمایش می گذارند. وقتی مزدوران خامنه ای تعدادی از کشیشان را به قتل رساندند، یک زندانی سیاسی را با شکنجه، خُدعه و فریب مجبور کردند که علیه مجاهدین خلق به عنوان «قاتل کشیشان» اعتراف کند و فیلم آن را به نمایش گذاشتند.
انتشار انبوهی مقاله، کتاب و ساخت فیلم سینمایی و آن چه به تزویر نام مستند بر آن می گذارند، یکی از صنایع پر رونق استبداد دینی در دوران ولایت خامنه ای است. بیشترین تولیدات این کارخانه دغلبازی به مجاهدین خلق و پس از آن به مارکسیستها و فعالان اجتماعی اختصاص دارد که آخرین نمونه آن در فیلمی با عنوان «طراحی سوخته» شنبه شب ۲۹ دی، از اعترافات اجباری سپیده قُلیان، اسماعیل بخشی و علی نجاتی برای مخدوش کردن جنبش پرتوان کارگری، از شبکه دوم سیمای جَهل و جنایت رژیم به نمایش درآمد. بلافاصله پس از انتشار این به اصطلاح مستند، سپیده قُلیان در توییتر خود نوشت: «تصاویری که از من پخش شد گواه دیگری در اثبات حرفهایم مبنی بر شکنجه شدن در طول مدت بازداشتم بود. جدی ‌تر از قبل به پیگیری شکنجه شدنم خواهم پرداخت و حالا که اعترافهایم پخش شد خواهان علنی برگزار شدن دادگاهم هستم.» وی با تاکید اضافه کرد که: «من و اسماعیل بخشی که سهل است، پنج هزار کارگر هفت‌تپه را هم جلوی دوربین بنشانید و از آنها به زور کابل و باتوم اعتراف اجباری بگیرید باز هم چیزی از اصل داستانِ این‌که شما ستمگر و فاسد هستید کم نخواهد کرد.» به دنبال این سخنان، ابتدا سپیده قلیان و برادرش و پس از چند ساعت اسماعیل بخشی دستگیر شدند.
چند روز قبل از پخش این گزارش که بر اساس لَه و لَوَرده کردن زندانی تولید شده، سپیده قُلیان دست دژخیم را این گونه رو کرد: «اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافهای اجباری تو و اسماعیل بخشی را در اخبار ۲۰:۳۰ هم پخش خواهیم کرد و پودرتان خواهیم کرد.»
در شُعبده «طراحی سوخته» که برای قدرتنمایی در مقابل جنبش کارگری تولید شده، ترس و دغدغه هسته سخت قدرت از گرایش به مارکسیسم و افزایش روزافزون فعالان چپ محسوس است. کارکشنده، فقر روزافزون، تبعیضهای کلان و استبداد سیاسی زمینه های عینی کم سابقه ای برای فعالیت موثر نیروهای چپ فراهم کرده است. حکومت با هرمیزان تبهکاری سخت و نرم نمی تواند واقعیت موجود جامعه ایران را انکار و یا پنهان کند. زیر پوست جامعه بسیار بیشتر و بیشتر از آن چه در قیامهای ده روز دی ماه سال پیش بروز علنی پیدا کرد، خشم و نفرت انباشت شده است.
چپ جدی و واقعی نه در جبهه بالاییها و در این یا آن باند حکومتی که در جبهه پایینیها خود را تعریف می کند. 70 سال پیش لاهوتی در شعری حماسی و رزمی «چاره رنجبران» را «وحدت و تشکیلات» دانست و اکنون علی ربیعی (بازجوی سابق با نام برادر عباد) در تقلیدی ناشیانه در مراسم انجمنهای صنفی حکومت ساخته گفت: «چاره حل مسائل کارگران، وحدت و گسترش تشکلها است.» (ایلنا، چهارشنبه ۱۲ دی) در این تقلید حساب شده و البته مَکارانه حقیقتی نهفته است. حقیقتِ شَبَح مارکسیسم در سپهر سیاست ایران.
سه سال پیش خامنه‌ای در دیدار ۴ ساعته با دانشجویان بسیجی که به دانشگاهها تزریق شده اند گفت: «اگر برخی خبرها درباره فعال شدن دو باره جریان مارکسیستی در بعضی دانشگاهها، واقعیت داشته باشد، قطعاً پول آمریکایی حامی این جریان است تا دانشجویان متفرق و شقه شقه شوند.» خامنه ای البته به طور علنی نگفت که چگونه با این «فعال شدن» برخورد خواهد کرد. اما دژخیمان او با شیوه های سخت و نرم تلاش می کنند که این فعالیت را مهار کنند. در این رابطه آخوند مصباح یزدی در روز شنبه ۸ دی ۱۳۹۷، در جمعی که خبرگزاری حکومتی ایسنا آن را «تعدادی از فعالان عرصه زنان» معرفی کرد از «تدبیر» خامنه ای در مواجه با مارکسیستها تمجید کرد و گفت: «امروز در بسیاری از کشورها، حزبهای مارکسیستی در حال ایجاد شدن هستند. چه بسا در کشورهای اسلامی نیز احزاب مارکسیستی که هیچ اعتقادی به دین ندارند دوباره احیا شوند. اگر وجود مقام معظم رهبری و تدبیر ایشان نبود،‌شاید در کشور ما نیز چنین حزبهایی ایجاد شده بود. تدبیر حکیمانه ایشان است که با توجه به اولویتها، وضع را کنترل کرده ‌اند و شعار را از دست سوسیالیستها گرفته است.»
«طراحی سوخته» یکی از دهها تدبیر «مقام معظم» علیه جریان رو به رشد مارکسیسم و چپ در ایران است. مصباح یزدی در بخشی از حرفهایش به نکته درستی پرداخت و گفت خمینی «به خوبی می ‌دانست که تا شاه بر سر کار باشد، این مشکلات نیز ادامه خواهد داشت. ... از این‌ رو هرچه نیرو داریم باید در حل مشکل اصلی صرف شود.»
مردم ایران سالهاست که به مشکل اصلی که همانا استبداد مذهبی حاکم است پی برده و تلاش می کنند نیروهای خود را متحد و متشکل کنند تا بر مشکل اصلی غلبه کنند و برای مهار همین تلاشها است که مقام معظم به طور مداوم شعبده بازی با نام «مستند» به راه می اندازد.


منبع: نبردخلق شماره 407، یکشنبه اول بهمن ۱۳۹۷ - ۲1 ژانویه ۲۰۱۹