اُروپا؛ "جمع بندی" کارنامه مُماشات در چند ماده - منصور امان



با فاصله گیری اُروپا از رژیم مُلاها، حلقه دار بُحران خارجی بر گردن آن تنگ تر شده است. در حالی که حاکمان ضربه خورده جمهوری اسلامی (از این پس "ج.ا") اُمید داشتند پس از کناره گیری آمریکا از "برجام" در شکاف واشنگتن و بروکسل اوقات نقاهت خوبی را سپری کنند، اینک چنین می نماید که بین چکش و سندان این دو به تله افتاده باشند. اگرچه هنوز اتحادیه اُروپا صورت حساب شرارتهای مُلاها را به گونه یکجا صادر نکرده، این امر اما از مُلاحظات دیگری سرچشمه می گیرد که رژیم ج. ا در آنها نقش فرعی بازی می کند.

سابقه
بیانیه ۱۲ ماده ای اتحادیه اُروپا که نام "جمع بندی" بر آن نهاده و در میانه بهمن ماه انتشار یافت، روشن ترین علامت نارضایتی است که اُروپا پس از توافُق هسته ای وین به آدرس شُرکایش ارسال کرده است. بروکسل تا پیش از این در برابر سیاستهای مُخرب رژیم مُلاها، رویکرد مُداراجویانه ای در پیش گرفته بود. حتی زمانی که رییس جمهور جدید آمریکا آشکارا علیه "برجام" موضع گرفت و به این ترتیب در عمل در برابر بقای آن یک علامت سووال پُر رنگ گذاشت، اُروپا همچنان شولای نرم و نازُک توافُق هسته ای را روی زُمُختیهای موشکی و منطقه ای مُلاها می کشید و مایل به دیدن آن نبود.
سخت جانی این رویکرد هنگامی محک خورد که اولتیماتوم طرف اصلی مُعامله هسته ای برای اصلاح آن را نادیده گرفت. در این نُقطه برای تاجر پیشه ترین سیاستمدار اُروپایی نیز باید روشن می شد که در صورت ادامه روند فعلی، عُمر توافُق وین در فُرم پیشین به تدریج اما به طور قطعی رو به پایان است زیرا امکانات اقتصادی و نُفوذ سیاسی اتحادیه اُروپا به اندازه ای نیست که بتواند شانه زیر مُعامله ای در این ابعاد بین المللی و با چنین دامنه تاثیری بدهد.
اروپا مدعی بود که توافُق هسته ای پلاتفُرم نرمی برای بر سر عقل آوردن حاکمان ایران در اختیار می گذارد و آستانی برای انتقال رژیم ج.ا از یک کانون بُحران، به قُطب ثبات و امنیت در منطقه خواهد بود. در عمل اما این نقشه راه یک آرزو باقی ماند، زیرا آنچه که به طور بالقوه مُمکن است، هنوز به معنای آنچه که به طور بالفعل به جریان می افتد، نیست.
از منظر رئال پُلتیک، "برجام" یک شانس استثنایی برای رژیم ج.ا به حساب می آمد که به خوبی گُنجایش عادی سازی مُناسبات آن با جهان پیرامونش را داشت و فُرصت سیاسی و اقتصادی این مُهم را در اختیار آن می گذاشت. اما حاکمان ایران سیاستهای خود را نه براساس مصلحت اندیشی مردُم گرا، بلکه منافع ناب و قُدرت گرا تنظیم می کنند و هم از این رو بود که از توافُق هسته ای و امتیازهای مالی، نفتی و سیاسی آن به عنوان تخته پرشی برای تشدید مُداخله گری، توسعه جنگهای نیابتی و استخدام مُزدوران بیشتر سود جستند. دو سال بعد از "توافُق وین" - برخلاف انتظار اُروپا و آمریکای آقای اوباما - "برجام" نه تنها موجب صُلح آمیز تر منطقه خاورمیانه نشد، بلکه آتش درگیریها در کانونهای قبلی تنش مانند سوریه و عراق شُعله ور تر گردید و نُقاط بُحرانی جدیدی در یمن و عربستان پا گرفت.
این واقعیت اما در سیاست مانوس اُروپا جُز انتقاد لفظی و بی جان از میلیتاریسم موشکی رژیم ج. ا تغییر جدی ایجاد نکرد. گامهای عملی برای فشار به رژیم مُلاها و تشویق آن به مُذاکره بر سر نُقاط مورد اختلاف غایب ماند و به جای آن، اتحادیه اُروپا به اُلگوی وقت کُشی که پیش از "برجام" به مُدت یک دهه به کار می بست، بازگشت.

نگران و سردرگُم
ده ماه بعد اتحادیه اُروپا در بیانیه ۱۲ ماده ای خود در حقیقت به شکست سیاست رام کردن مُلاها اعتراف کرد. انتقادهای این بیانیه از رژیم ج.ا با اصلی ترین محورهای تقابُل آمریکا با آن همسویی دارد و به جُز موضوع برنامه هسته ای، خواهان همان تغییراتی در سیاستها و رویکردهای مُلاها است که واشنگتن بدانها فرا می خواند.
شُرکای مُلاها "نگرانی روزافزون" خود از سیاست استخدام مُزدور و تغذیه مالی، نظامی و سیاسی آنها را اعلام داشته اند. آنها همچنین به "نگرانی جدی" خود پیرامون مُداخله گری و توسعه طلبی حاکمان ایران در سوریه اشاره کرده اند و در بخش دیگری مساله یمن را مورد توجُه قرار داده و خواهان "پایان درگیریها و همکاری سازنده" شده اند.
مساله موشک پرانی مُلاها محور دیگر اختلاف اُروپا در این بیانیه را تشکیل داده که آن را موجب "بی اعتمادی و بی ثباتی منطقه" دانسته و خواهان پایان دادن به آن و "به ویژه موشکهایی که با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مغایرت دارد" شده است.
اتحادیه اُروپا همچنین از فعالیتها و دسیسه های تروریستی رژیم ج.ا در این قاره ابراز "نگرانی عمیق" کرده و آنها را در ردیف "فعالیتهای خصمانه" ارزش گذاری کرده است. به مُوازات آن، این اتحادیه مساله حُقوق بشر را مورد تاکید قرار داده و در این رابطه به "حُقوق برابر زنان، دُختران و اقلیتهای قومی و مذهبی" اشاره کرده است.
در بخشهای دیگری از بیانیه یاد شده، تعهُد طرفهای اُروپایی مُلاها به "برجام" یادآوری شده و تاکید می گردد که آنها خواهان "توسعه روابط در حوزه های دارای منافع مُشترک" هستند.
در پس ناهمگونی میان دو بخش این سند، تلاش اتحادیه اُروپا برای مُتوازن ساختن رویکرد خود دیده می شود. بروکسل از یکطرف به مواضع آمریکا نزدیک شده و در مُقابل رژیم ج.ا آرایش گرفته است و از طرف دیگر می کوشد "نظام" را به عُنوان کارت بازی همچنان در دست داشته باشد، بدون آنکه آن و سیاستهایش را تقویت کند.

عقب نشینی به اینس تکس
به این پُرسش که سیاست مزبور در صحنه عمل چگونه خواهد بود، INSTEX پاسخ می دهد؛ سازوکاری که اُروپا ماههاست که به مُلاها و عده راه اندازی آن برای "دور زدن تحریمها" را می دهد و تنها چند روز بعد از انتشار بیانیه تُند خود، از زبان "سه تُفنگدار" آن را زیر عُنوان "ابزار حمایت از مبادلات تجاری" (INSTEX۱) مُعرفی کرد.
طرح مزبور، به طور مُختصر ابزاری برای مُبادله نفت در برابر غذا و دارو است و البته طراحانش توضیح داده اند که منظور از "نفت"، نه درآمد صادراتی ج.ا به همه مُشتریان، بلکه فقط نفتی است که طرفهای اُروپایی خریداری می کنند.
آنچه که در نگاه اول به چشم می خورد، تفاوت مُهمی است که بین INSTEX و طرح قبلی اُروپا موسوم به SPV۲ وجود دارد. در حالی که "سازوکار ویژه" از "نفت در برابر کالا" سُخن می گفت، دایره مُبادله در طرح جدید تنها به "کُمکهای انسانی و بشردوستانه، مواد غذایی و اقلام دارویی" محدود گردیده و به این ترتیب در چارچوب تحریمهای اعمال شده آمریکا قرار دارد.
از سوی دیگر، بنا به اعلام طرفهای اُروپایی مُلاها زمان کوتاهی پس از کناره گیری آمریکا از "برجام"، "سازوکار ویژه" می بایست نقش جایگزین برای "سوئیفت" (۳SWIFT) را ایفا می کرد که به سبب تحریمهای آمریکا، رابطه بانکهای جمهوری اسلامی را با این مرکز جهانی مُبادلات مالی قطع کرده بود. در ابتکار جدید نشانی از این ایده بُلندپروازانه به چشم نمی خورد و جای آن را یک بُنگاه کارپردازی گرفته که وظیفه خود را – مُتواضعانه - ردوبدل کردن کالا و پول بین خریدار و مُشتری عُنوان می کند. در همین حال آلمان، فرانسه و انگلیس به عُنوان مُتولیان این طرح، راه اندازی نهایی آن را به تعهُد رسمی رژیم ج.ا به کُنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی موسوم به "پالرمو" و قرار گرفتن تحت تنظیمات و مُقررات "گروه ویژه اقدام مالی" (۴FATF) مشروط ساخته اند.
به این ترتیب، مکانیزم پیشنهادی اروپا در جوهره خود امتیازی به رژیم مُلاها نمی دهد و حوزه عمل آن در چارچوب رژیم تحریمهای آمریکا باقی می ماند. این در حالی است که برای حاکمان ایران تامین غذا و داروی کشور آخرین اولویت محسوب می شود و در راس خواسته های آنها از اُروپا قرار ندارد. آقای خامنه ای و شُرکا خواهان دسترسی به بازار فروش نفت از یکطرف و وصول مُستقیم درآمد آن از طرف دیگر هستند. ابتکار اُروپا نیازهای استراتژیک ج.ا برای بقا در داخل و نقش آفرینی در خارج را برآورده نمی کند و همزمان قادر نیست منافعی که چرخه صادرات نفت و واردات کالا نصیب بوروکراسی حاکم می سازد را تامین کند.

دوره گُذار
بیانیه ۱۲ ماده ای اتحادیه اُروپا و سپس پیشنهاد اینس تکس بیانگر پایان ابهام و سردرگُمی بروکسل در برخورد به چگونگی آرایش خود در برابر "برجام" پس از خروج آمریکا و برقراری دوباره تحریمهای یکجانبه آن است. چنین می نماید که اُروپا اُمیدوار بود بتواند حاکمان ایران را به رویکردی "سازنده" در موارد مورد اختلاف قانع کند و با ایفای نقش یک میانجی موثر، بدین وسیله در بازی جهانی بلوکها، دستاوردی را به حساب خود به ثبت برساند.
مُلاها در خلال این دوره کوتاه، جُملگی این پندارها را نقش برآب کردند. اُروپا در هیچیک از محورهای مُناقشه برانگیز سیاست خارجی و نظامی رژیم ج.ا به پیشرفتی دست نیافت و هیچکُدام از نصایح دوستانه و کُرنشهای سیاسی آن به نتیجه مطلوب مُنتهی نشد. برعکس، رویکرد مُماشات گرانه آن مُلاها را به این نتیجه رساند که می توانند با ریختن بنزین بر آتش و باجگیری موشکی، هسته ای، منطقه ای و تروریستی به خواسته هایشان دست یابند.
آشکارترین نشانه ناکامی و بیهودگی رویکرد شُرکای اُروپایی مُلاها، کشانده شدن تروریسم دولتی رژیم ج. ا به پُشت درب خانه آنهاست. هُلند، فرانسه و دانمارک یکی پس از دیگری هدف دسیسه های تروریستی مُلاها برای بُمب گذاری و آدمکُشی گردیدند و چنین می نماید که آتش بس ترور در اُروپا خاتمه یافته باشد.
پایان ابهام در مورد "دور زدن تحریمها" اما هنوز به معنای پایان ابهام اُروپا در باره خُرافه "میانه روهای ج.ا" نیست. این امر آویختن کماکان بروکسل به "برجام" و بخشهای ابتدایی بیانیه ۱۲ ماده ای اتحادیه را توضیح می دهد که در آن از "همکاری" ج.ا با آژانس تقدیر کرده، از تحریمهای آمریکا ابراز تاسف می کند و سر آخر به تمجید از "پیشرفتهای صورت گرفته برای انجام اصلاحات ضروری" پرداخته است.
بر این اساس کارکرد "برجام" برای اُروپا در این دوره ایفای نقش به عُنوان یک پُل ارتباطی با مُلاها و کانالی برای حفظ رابطه است. با این حال روشن نیست که سیاست "تغییر از طریق مُعامله" چگونه موثر خواهد بود هنگامی که زیربنای آن (مُعامله) وجود خارجی ندارد. این سیاست زمانی که اُروپا برای دستکم سی سال فُرصت مادی ساختنش را داشت، بی تاثیر ماند و جُز حجم جیب تاجرها و تقویت شرارت مُلاها موجب تغییر دیگری نگردید؛ حال امروز که دامنه "مُعامله" به "اینس تکس" فروکاسته، به طور بدیهی خبری از این مُعجزه مرکانتلیستی در کار نخواهد بود.

برآمد
پروسه فاصله گیری اتحادیه اُروپا از رژیم ج.ا به جریان افتاده است، در حالی که سیاست ریاکارانه آن در برابر مُلاها به سیاست دوگانه ای تغییر یافته که نه طرفهایش را راضی می کند و نه به آرایش اُروپا در بلوک سرمایه داری جهانی یاری می رساند. از طرف دیگر، آنچه که در بیانیه ۱۲ ماده ای این اتحادیه به نگارش درآمده، سیاه بر سفید کارنامه شکست سیاست تاکنونی اُروپا را ثبت کرده است. با نگاه به این دو فاکت می توان نتیجه گرفت که سیاست ایران قاره سبز، در دوران گذار بسر می برد و نُقطه تعیین تکلیف در ایستگاه بعدی به انتظار نشسته است.



پانویس:
۱- Instrument in Support of Trade Exchanges
۲- Special Purpose Vehicle
۳- Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication
۴- Financial Action Task Force





منبع: نبردخلق شماره 408، چهار شنبه اول اسفند ۱۳۹۷ - 20 فوریه ۲۰۱۹