گزارش سیاسی به دهمین اجلاس شورای عالی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیرامون قیام دی ماه ۱۳۹۶ و خیزشهای پس از آن



۱- در فاصله دوسالی که از نهمین اجلاس شورای عالی «سچفخا» می گذرد، ایران دستخوش تحولات سرنوشت سازی شده که از نظر عمق و وسعت کم سابقه است. اجلاس دهم شورای عالی سازمان در شرایطی برگزار می شود که بحران و موقعیت انقلابی* فروکش نکرده و خیزشهای متوالی پس از قیام دی ماه ۱۳۹۶ به تناوب ادامه دارد. این گزارش مواضع سچخفا پیرامون شرایط انقلابی و خیزشهای بی شماران طی دو سال گذشته را مرور می کند.
تحلیل وضعیت و بحران انقلابی و ارزیابی از رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی طی سالهای گذشته که به خیزش پرشکوه دی ماه ۱۳۹۶ منجر شد، باید به درستی و به طور شفاف بیان شود. بحران اقتصادی در ایران مدتهاست که از مرز فاجعه عبور کرده و زندگی توده های مردم را به فلاکت کشانده است.
لاف و گزافهای خامنه ای در مورد اقتصاد مقاومتی فقط می تواند عقب افتاده ترین اقشار بسیج و پاسدار را فریب دهد. فقدان سرمایه گذاری موثر در تولید، رشد سرسام آور نقدینگی، افزایش نرخ بیکاری، وجود نرخ تورم چند رقمی، فساد گسترده و نهادینه شده و... سبب آن شده که وضعیت «رکود همراه با تورم» همچنان ادامه داشته باشد. در حالی که بخش اعظم درآمدهای داخلی و ارزی کشور صرف تامین امنیت رژیم، گسترش سرکوب داخلی و صدور بنیاد گرایی اسلامی و جنگ و تروریسم در خارج و به خصوص در خاورمیانه می شود، زندگی توده های مردم روز به روز به سمت تباهی و ویرانی سوق داده می شود.
همزمان با سیاستهای عمیقاً ضد مردمی حاکمیت، شاهد شتاب گیری حرکتهای اعتراضی توده ای هستیم.

۲- ما در ششمین شورای عالی سازمان که در آبان ۱۳۸۸ برگزار شد، مواضع خود را پیرامون زمینه های شکل گیری بحران غیرقانونی (انقلابی) و شکل گیری خیزشها و قیام مردم، خیزشها و جنبشهای اجتماعی مردم ایران و سازماندهی شبکه ای، پروژه اتمی و صدور بنیادگرایی اسلامی به مثابه ابزار تامین هژمونی ولایت فقیه در خاورمیانه و بحران جهانی سرمایه داری و چالشهای چپ اعلام کردیم.
در هفتمین اجلاس شورای عالی سازمان که در بهمن ۱۳۹۱ برگزار شد، ما سیر تحولات سیاسی در درون هِرَم قدرت و در جنبش مردم ایران را مورد بحث قرار داده و تعریف خود را از این شرایط را بیان کردیم.
در مورد سیر تحولات سیاسی در درون هِرَم قدرت و در جنبش مردم ایران ما چهار تضاد و چالش مهم در جامعه ایران را به تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. این چهار تضاد عبارتند از:
- تضاد بین زیر بنای اقتصادی (سرمایه داری در یک کشور پیرامونی) با روبنای سیاسی (رژیم قرون وسطایی و متکی بر اصل ولایت فقیه)
- تضاد بین قدرت واقعی (اختیارات و قدرت ولی فقیه) و قدرت حقوقی (اصولی از قانون اساسی رژیم که به "انتخابات" بر می گردد)
- تضاد با جامعه جهانی و سیستم جهانی امپریالیستی و مناسبات نو - لیبرالیستی حاکم بر جهان
- تضاد بین رژیم حاکم و توده های مردم به مثابه اساسی ترین و عمده ترین تضاد و کانون اصلی ستیز در جامعه ایران.
در آن گزارش با توجه به شرایطی که جامعه به طور کلی در آن قرار داشت، ارزیابی شد: «تضادها و چالشهای درون قدرت، کشاکشهای حاکمیت با جامعه جهانی و مهمتر از همه، خشم، نفرت و فریاد اعتراض مردم نشان می دهد که ولی فقیه نتوانسته بحران غیرقانونی را مهار کند» و نتیجه گرفتیم: «استبداد مذهبی حاکم بر ایران مانع عمده در راه بهبود زندگی مردم و تحقق توسعه پایدار است» و «فقدان قیامهای گسترده خیابانی دلیل پایان یافتن بحران غیر قانونی نیست. این بحران ادامه داشته و در ابعاد کلان تعمیق پیدا کرده است.»
اکنون که ۶ سال از آن تاریخ می گذرد، واقعیتها نشان می دهد که هر چهار تضاد ذکر شده به شکل بی سابقه ای تشدید شده و ولایت خامنه ای با مصرف کردن همه ذخایر نظام، در موقعیت هشدار سرنگونی قرار گرفته و برای همین صدور بحران و مداخله آشوبگرانه را در ابعاد کلان افزایش داده است. خامنه ای و کارگزاران ریز و درشت او بارها اعلام کرده اند که اگر در سوریه نجنگند، مجبور به جنگ در تهران، مشهد، اصفهان و... هستند. این گفته به معنی آن است که مهار جنبش مردمی و پتانسیل قیام برای سرنگونی نظام از طریق مداخله نظامی در سوریه، عراق، یمن و... میسر است.
در هشتمین اجلاس شورای عالی سازمان که در بهمن ۱۳۹۳ برگزار شد، ما تحولات مربوط به شکست پروژه یکدست سازی حاکمیت و تن دادن خامنه ای به مشارکت باند میانی که خواستار «مشروط شدن ولایت مطلقه فقیه» هستند را مورد بررسی قرار دادیم و مواضع سازمان پیرامون مذاکرات اتمی و عقب نشینی با عنوان «نرمش قهرمانانه» را اعلام کردیم. در آن اجلاس همچنین برخی از مسایلی که مردم و جامعه به طور روزمره با آن درگیر هستند همچون هدر دادن درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام، مساله نقدینگی، موضوع جمعیت و اشتغال، بیشترین واردات مایحتاج روزانه، تکان دهنده ترین آمار از سوانح کار، مقام اول در فرار مغزها، قرار گرفتن ایران در قعر جدول نابرابری جنسیتی و بالاترین میزان سوانح رانندگی مورد بحث، بررسی و اعلام موضع قرار گرفت. همچنین در آن اجلاس در مورد فاجعه تخریب مواد حیاتی رشد و توسعه پایدار همچون آب، خاک، آتش (انرژی) و هوا به تفصیل تحت بررسی قرار گرفت.
متن کامل مصوبات سه اجلاس شورای عالی سازمان در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۱ و ۱۳۹۳ همراه با بیانیه «پیرامون عقب نشینی خامنه ای» و منشور سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در یک مجموعه به نام «زیر محک زمان» در سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.

۳- نهمین اجلاس شورای عالی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران که از روز یکشنبه ۱۷ بهمن تا روز سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ (۵ تا ۷ فوریه ۲۰۱۷) برگزار شد، تحولات سیاسی - اقتصادی دوران «پسا برجام» و آرایش درونی رژیم پس از «عقب نشینی هسته ای» را مورد بحث، بررسی و تبادل نظر کامل قرار داد.
یک سال قبل از این اجلاس، در ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ به مناسبت چهل و پنجمین سالگرد حماسه و رستاخیز سیاهکل ما اعلام کردیم: «اینک با آشکار شدن نقش تحریمها در عقب نشینی ولی فقیه، صحت مواضع ما پیرامون دفاع از تحریم بانکی، نفتی و تسلیحاتی رژیم به اثبات می رسد. ما برخلاف یاوه گوییهایی که با سپر کردن مردم، علیه تحریمها جار و جنجال می کردند، بدون آن که منکر آسیب دیدن مردم از تحریمها شویم، اعلام می کردیم که منافع قطع شریانهای حیاتی رژیم و جلوگیری از ریختن ثروت ملی به تنور هسته ای، بیش از همه نصیب مردم خواهد شد. ما برخلاف تبلیغات ساده لوحهای سیاسی و پادوها و کارچاق کنهای اقتصادی، توضیح می دادیم که مردم ایران سهمی از دلارهای نفتی ندارند، همچنان که واقعیت نشان داد، در اوج درآمدهای سرشار نفتی طی دوران احمدی نژاد، زندگی مردم فاجعه بارتر شد.» (بیانیه سچخفا به مناسبت چهل و پنجمین سالگرد حماسه و رستاخیز سیاهکل)
از نظر ما پذیرش خدعه آمیز برجام نه فقط گِرِه ای از مشکلات جامعه را باز نمی کند، بلکه پذیرش این معاهده و همزمان ساخت و توسعه جنگ افزار موشکی و دخالتهای آشوبگرانه و تروریستی در جا به جای جهان و به ویژه در خاورمیانه، جامعه را به تباهی سوق می دهد.
از نگاه ما مهمترین و اساسی ترین مانع تحقق «چشم انداز مثبت» برای «تعامل اقتصادی» با رژیم، وجود نظام سیاسی ولایت فقیه است. این نظام سیاسی و در راس آن ولی فقیه هر چقدر که «نرمش قهرمانانه» در مقابل طرفهای خارجی داشته باشد، بدون پذیرش برجامهای دیگر که در نهایت هسته اصلی قدرت را پوک و پلاسیده می کند، نمی تواند «چشم انداز مثبت» برای طرفهای خارجی ایجاد کند. این موضوع هم در اساس ربطی به این که چه نیرویی در آمریکا و اروپا در قدرت سیاسی باشد ندارد و به طور عمده به ماهیت قدرت سیاسی در ایران مربوط است.
از این رو برخلاف آن چه برخی بحران خارجی رژیم جمهوری اسلامی را ماحصل برآمد ترامپ ارزیابی می کنند، ما معتقدیم که ماهیت و خصلت بحران به وجود حاکمیتی بر می گردد که خود را «ام القرای جهان اسلام» می داند و به جای همزیستی با کشورهای دیگر، به دنبال سلطه بر آنهاست.
در اولین گزارش وزارت خارجه جمهوری اسلامی درباره روند اجرای برجام که در تاریخ ۲۶ دی ‌ماه ۱۳۹۵ به مجلس داده شد آمده است: «بزرگترین مشکل و چالشی که برجام با آن مواجه است یک فضای اعتماد بخش و اطمینان ساز در کشور برای طرفهای خارجی است. نکته آن است که تقریباً تمامی بانکها، شرکتها و بنگاههای اقتصادی که از آنها انتظار بازگشت به فضای قبل از تحریم و تعامل و همکاری اقتصادی با ایران می رود، متعلق به بخش خصوصی هستند و با منطق اقتصادی نه به دستور دولتهای خود وارد تعاملات اقتصادی می شوند. به بیان دیگر محاسبه هزینه-فایده است که بنگاههای اقتصادی را وارد یک تعامل اقتصادی می کند و مهمترین عامل در این محاسبه، میزان اطمینان به این تعامل و فضای پیرامونی آن است. چنانچه یک بنگاه اقتصادی به این جمعبندی نرسد که بازار هدف محیط امنی برای سرمایه گذاری، تجارت و کلاً هر گونه همکاری اقتصادی است، مسلماً نه اقدام به سرمایه گذاری می نماید، نه انتقال فناوری می کند، نه وارد پروژه های بزرگ میشوند و نه خود را در معاملات کلان درگیر می کند. حداکثر آنکه به تجارت کوتاه مدت و در سطح پایین بسنده خواهد کرد. در فضای پرآشوب –سرمایه گریز- خاورمیانه و در فضای پر تردید نسبت به میزان پایبندی همه طرفها به برجام، طبیعی است که بسیاری از بنگاههای اقتصادی با تامل برخورد می کنند تا در مرور زمان پایبندی طرفها به تعهدات خود اثبات گردد. برای درمان این مشکل علاوه بر ایجاد حس رقابت، می بایست فضای اطمینان بخشی را برای طرفهای اقتصادی خود ایجاد نموده و چشم انداز مثبتی از تعامل اقتصادی با ایران را برای همگان ترسیم کنیم تا باعث شود ترس و نگرانی از تعامل با ایران فرو ریخته و رغبت همکاری ایجاد گردد.» (تسنیم، یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۵)

۴- دو سال پس از آن اجلاس و با بن بست معاهده وین موسوم به برجام، سیمای جامعه ایران با قیامها و خیزشهای سرنوشت ساز کارگران، تهیدستان و مردم آزادیخواه ایران در دی ماه ۱۳۹۶ که به مدت ده روز در بیش از ۱۵۰ شهر رخ داد، به کلی دگرگون شده و بحران انقلابی که با خیزشهای سال ۱۳۸۸ و درهم شکسته شدن اتوریته ولی فقیه شکل گرفته بود، اعتلای نوینی پیدا کرد و به اعتراف کارگزاران حکومت و نظریه پردازان مدافع رژیم جمهوری اسلامی، این قیامها مختصات سیاسی جامعه ایران را به کلی دگرگون کرد.
رویدادهای پس از دی ۱۳۹۶ تاکنون نیز نشان می دهد که بحران و شرایط انقلابی نه فقط فروکش نکرده، بلکه جنبش رنگین کمان مردم سراسر ایران ستونهای خیمه ولایت را به لرزه انداخته و زنگهای خطر را در تمامی ارکان حاکمیت به صدا درآورده است.
روزنامه لوموند که معمولاً در مورد شرایط داخلی ایران محافظه کارانه برخورد می کند، در شماره روز سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶ (۲ ژانویه ۲۰۱۸) نوشت: «آنچه در ایران امروز می گذرد یک انقلاب به معنای حقیقی کلمه است.»

۵- خیزشهای دی ماه ۱۳۹۶، صدای بی صدایان را به تمامی جهان رساند و فرودستان نادیده گرفته شده و به حاشیه رانده شده، جای خود را در خیابان پیدا کرده و مقابل چشم همگان سرود انقلاب سردادند. آنهایی که از دردها و رنجهای فروخفته شان کسی خبر نمی گرفت، در صدر رسانه های جهان جای گرفتند. مارش پرشکوه فرودستان، عینی ترین حقیقت جامعه ایران را بدون هرگونه بَزَک حکومت ساخته در کف خیابان به نمایش گذاشت.
این خیزشها در بستر یک شرایط عینی به جریان افتاد که استبداد سیاسی و سرکوب اقتصادی آن را ایجاد کرده بود. این قیامها پروسه خیزشهای ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ را تداوم بخشید و آن را به اوج دیگری رساند که از نظر رادیکالیسم در شعارهای جاری و مرزبندی با حاکمیت از اعتلای توده ای در سالهای یاد شده جلوتر بود. حرکت دی ماه نشان داد که تدبیرهای وحشیانه حاکمیت در عرض هشت سال پیش از آن ناکام بوده است و نیروی تغییر و خواست اجتماعی آن بسا نیرومندتر از سرکوب پلیسی و امنیتی است. خامنه ای و پاسداران ولایت در طول این دوره در جنگی فرسایشی و مداوم با حرکتهای اعتراضی کارگران، زحمتکشان، معلمان، پرستاران، دهقانان، دانشجویان، بازنشستگان، ارتش بیکاران، غارت شدگان، زنان، مدافعان محیط زیست، دستفروشان، کولبران و ... قرار داشتند که در دی ماه ۱۳۹۶ تجمیع یافت و جبهه گسترده تری را علیه حاکمیت گشود. سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بین سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶ به تریبون نیرومندی برای انعکاس مبارزات بخشهای گوناگون مردم ایران بدل گردید و به طور روزانه، هفتگی و ماهانه در رسانه های خود صدای آنها را که در هزاران حرکت اعتراضی پژواک می یافت، بازتاب داد.
خیزشهای دی ماه فقط اعتراض به وضع موجود نبود، بلکه خواست گذار از آن را نیز همراه خود داشت. توده معترض با صف بندی علیه نظم حاکم و نمادهای آن، آگاهی خود از ریشه فلاکت و مشکلاتی که با آن دست بگریبان بود را فریاد زد. شعارهای «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» در نوک حمله معترضان قرار داشت و در شعارهای دیگری همچون «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن» پایه های ثبات حکومت زیر ضرب قرار می گرفت. توده ها در عمل به افقی چشم دوخته بودند که در آن جمهوری اسلامی جایی نداشت.

۶- ابعاد خیزش بیشماران را می توان از مقایسه تعداد حرکتهای اعتراضی از سال ۱۳۹۰ تاکنون به خوبی دریافت.
بر اساس گزارشهای منابع رسمی در سال ۱۳۹۰، ۳۵۰ حرکت، در سال ۱۳۹۱، ۴۴۶ حرکت، در سال ۱۳۹۲، ۵۵۶ حرکت، در سال ۱۳۹۳، ۹۹۵ حرکت، در سال ۱۳۹۴، ۱۵۶۸ حرکت، در سال ۱۳۹۵، ۱۹۵۶ حرکت و در سال ۱۳۹۶، ۲۰۴۹ حرکت بدون محاسبه خیزشهای دی ماه ۱۳۹۶ و حرکتهای اعتراضی غارت شدگان، از جانب نیروهای کار صورت گرفته است.
به گزارش موسسه غیردولتی اکلد (ACLED) که اطلاعات مربوط به حرکتهای مسالمت آمیز و قهرآمیز را جمع آوری می کند، رشد اعتراضها در ایران در سال ۲۰۱۸ نسبت به سال ۲۰۱۸، تقریبا چهار برابر بوده است.
برآوردهای این موسسه نشان می دهد که در ایران ۲۲۵۱ اعتراض در سال ۲۰۱۸ انجام شده است و به این ترتیب، این کشور از نظر تعداد اعتراضها، پس از هند و پاکستان، در رده سوم جهان قرار گرفته است.
وبسایت بی بی سی در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ گزارشی از حرکتهای اعتراضی در فاصله روز کارگر سال ۱۳۹۶ تا روز کارگر سال ۱۳۹۷ منبشر کرده است. بر اساس این ارزیابی که «براساس برآورد انجام شده توسط فعالان کارگری» صورت گرفته، در این فاصله حدود شش هزار حرکت اعتراضی رخ داده است.
به گزارش ایلنا، پاسدار حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور، روز پنج شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶، در همایش استانداران پیرامون حجم و ماهیت تجمعهای اعتراضی گفت: «ما در گذشته چنین پدیده ای نداشتیم و با وضعیت متفاوت ‌تری از گذشته مواجهیم... این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود... تا آخر آذر ماه حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد.»
پاسدار حسین ساجدی‌ نیا، سرکرده پیشین پلیس تهران بزرگ، در مراسم تودیع خود گفت: «تنها در سال گذشته بیش از ۱۶۰۰ تجمع صنفی و اقتصادی در شهر تهران شکل گرفت.» (تسنیم، وابسته به سپاه قدس، ۱۹ مرداد ۱۳۹۶)
پاسدار حسین رحیمی روز دوشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۷در همایش سرکردگان نیروی انتظامی تهران بزرگ گفت: «در ۹ ماهه گذشته ۹۳۲ مورد تجمع داشته ‌ایم که با درایت و تلاش همکارانم این تجمعات مدیریت شد با اینکه خیلی از این تجمعات برای شهرستانهای دیگر بود ما حضور داشتیم.» (ایلنا)
سرکرده نیروی انتظامی استان خوزستان در روز دو شنبه ۳دی ۱۳۹۷ گفت: «پلیس خوزستان از ابتدای امسال تاکنون ۶۵۰ اعتراض کارگری را در سطح استان مدیریت کرده است.» (ایرنا)
روز شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، همایون یوسفی، عضو مجلس ارتجاع، گفت: «در دو سال اخیر نزدیک به ۹۰۰ تجمع کارگری در خوزستان داشتیم که اگر به موقع ورود پیدا می‌ کردیم، خیلی از آنها قابل پیگیری و حل بود.» (ایلنا)
طی دو سال گذشته علاوه بر قیامهای ده روزه دی ماه ۱۳۹۶، کارگران، مزدبگیران، کشاورزان، معلمان، پرستاران، دانشجویان، دستفروشان، کولبران، سپرده گذاران غارت شده توسط موسسه های مالی دولتی وابسته به سپاه پاسداران و دیگر نهادهای لشگری و کشوری، جنبش طرفداران محیط زیست، مردم محروم از آب آشامیدنی و جوانان جویای کار برای رهایی از فقر و بیکاری، بی خانمانی و گرسنگی، استبداد و عقب ماندگی به اشکال گوناگون مبارزه کردند. خیزشهای توده ای در برازجان، خرمشهر در تیرماه سال ۱۳۹۷، همبستگی و اتحاد مردم در کمک به مردم زلزله زده استان کرمانشاه، چهار دور اعتصاب کامیونداران در سراسر کشور، خیزش چند ماهه کشاورزان شرق اصفهان (ورزنه، خوراسگان...)، چند بار تحصن‌ و تجمع سراسری معلمان، حرکتهای اعتراضی دراویش، خیزشهای دلیرانه مرداد ۱۳۹۷، شورش مردم در شهرهای کرج و کازرون، اعتصاب بازاریان، اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفته تپه، اعتصاب و تظاهرات بزرگ کارگران گروه ملی فولاد اهواز، و... از جمله حرکتهای اعتراضی در این مدت است. بر اساس فیلمها و تصاویر منتشر شده از جنبشهای رنگین کمان مردم ایران، زنان نقش برجسته ای در شکل گیری و ادامه این جنبشها داشته اند.

۷- حکومت در برخورد با خیزشها و جنبشهای مردمی به شیوه همیشگی خود یعنی سرکوبی متوسل می شود. این تنها پاسخ صاحبان قدرت و ثروت به توده های محروم است. زندان، شکنجه بدنی و روانی، تحقیر، کشتن زیر شکنجه با عنوان سخیف خودکشی و فشار برای اعتراف از خود شیوه همیشگی رژیم بوده و خواهد بود.
همزمان با استفاده از شیوه «سخت افزاری»، دستگاههای تبلیغاتی رژیم که به طور مستقیم از خامنه ای رهنمود و دستور می گیرند، به روشهای «نرم افزاری» مثل راه انداختن تظاهرات حکومتی، ساخت فیلم و... متوسل شده و می شوند.
خامنه ای درصدد برآمد تا در روز شنبه ۹ دی ۱۳۹۶، معرکه گیری حکومتی ۹ دی ۱۳۸۸ را با پول و زور تکرار کند که با خیزش پرتوان توده های بپاخاسته به شکست مفتضحانه منجر شد. طعنه های روزمره مردم به «مستند» سازیهای قلابی گواه بر این است که اکثریت قاطع مردم هیچ اعتمادی به نظام ندارند و اگر چه همه ظرفیتهای خودشان را هنوز به میدان نیاورده اند، اما روند جنبش نشان می دهد که زنگهای سرنگونی به صدا درآمده است.
عفو بین‌ الملل سال ۲۰۱۸ میلادی که با قیام دی‌ ۹۶ آغاز شد را سال دستگیریهایی گسترده اعلام کرد. عفو بین ‌الملل اعلام کرد که واکنش جمهوری اسلامی به اعتراضها تنها سرکوب گسترده بوده است؛ سرکوبی که همواره با بازداشت همراه بوده؛ بازداشت بیش از هفت هزار نفر در یک سال. (رادیو فردا، ۴ بهمن ۱۳۹۷)

۸- سرکوبگران و اراذل و اوباش گوش به فرمان خامنه ای این گونه وانمود می کنند که قدرت مطلق دارند و هیچ کس نمی تواند کاخ پرشکوه آنان را بر سرشان خراب کند.
نظریه پردازان مزدبگیر دستگاه سرکوب با مشتی اراجیف پوچ و خرافه های ترسناک مثل «سوریه ای شدن»، «به هم خوردن امنیت»، «خطر حمله نظامی» و... تلاش می کنند تا مردم را به تسلیم وادارند.
نلسون ماندلا به درستی می گفت: «امنیت تنها به معنی نبود جنگ در کشور نیست، امنیت حقیقی یعنی تمام افراد جامعه بدون توجه به نژاد، دین، طبقه، جنسیت و پایگاه اجتماعی از حقوق یکسان برای رشد برخوردار باشند.»
نظریه پردازان و امدادگران ولایت در اپوزیسیون که اکنون مدافع برجام هستند، با تحریمهایی که منجر به عقب نشینی خامنه ای شد مخالف بودند و هم اینان هستند که در اوج سیاست مماشات در دوران ریاست جمهوری جُرج بوش پسر در مورد خطر «رژیم چنج» هشدار می دادند. مردم با اعتراضهای مداوم خود به اراجیفی که آگاهانه به خاطر منافع و یا ناآگانه به خاطر کند ذهنی منتشر می شود، پاسخ مشخص می دهند.
ما همواره از طریق رسانه های خود و دیگر رسانه ها اعلام کرده ایم و واکنش دشمنانه و وحشیانه حکومت به صداهای حق طلبانه آن را اثبات می کند که درب «خیمه نظام» به روی مشکلات، خواسته ها و نیازهای امروز و امید و آرزوهای فردای مردم بسته است. پس نزدیک ترین و عقلانی ترین راه برای دیده و شنیده شدن فرودستان، به زیر کشیدن فرادستان کَر و کور است.

۹- ادعای خامنه ای و دست نشاندگان سیاسی، نظامی و امنیتی او مبنی بر قدرتمند بودن جمهوری اسلامی را فقط کسانی به ظاهر قبول می کنند که یا برای سرکوب حقوق بگیر هستند و یا برای حفظ رژیم منافع کلان دارند. در اسفند ماه سال ۱۳۹۷، پاسدار قاسم سلیمانی، سرکرده سپاه تروریستی قدس مدعی شد که ۱۰ دلیل برای شکست دشمن دارد. البته او پنهان نکرد که: «افکاری وجود دارد که دنبال تشکیک در بین مردم است و دانسته یا نادانسته به ‌دنبال شبهه ‌افکنی و تخریب نسبت به اسلام [بخوانید خامنه ای] و انقلاب [بخوانید ولایت فقیه] هستند.» او با لاف و گزاف ادامه داد که «هیچ کشوری امروز به اندازه [رژیم] ایران در منطقه قدرت و اقتدار ندارد و عوامل قدرت ما زیاد هستند... دارا بودن رهبری حکیم از عوامل قدرت [رژیم] ایران است». (مرصاد نیوز)
حسن رحیم پور ازغدی از نظریه پردازان ولایت مدعی شد: «این نظام اگر کارآمد نبود با وجود این همه مشکلات داخلی و خارجی نمی‌ توانست آمار افتخار آمیز ارائه بدهد.» (همان جا)
اگر داشتن چند هزار تروریست ایرانی، عراقی، افغانی، پاکستانی و... و ساختن چند صد موشک بالستیک دلیل اقتدار است، باید سخنان چند سال پیش جواد ظریف مراجعه کرد که با گفتن یک جمله پَتِه قدرت رژیم را روی آب ریخت.
روز سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲، جواد ظریف، وزیر امور خارجه رژیم، در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان چنین گفت: «آیا فکر کردید آمریکا که می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد از سیستم دفاعی ما می ترسد؟ آیا واقعا به خاطر قدرت نظامی، آمریکا جلو نمی آید؟ بر اساس کدام سند فکر می کنید آمریکا می تواند به اطلاعات نظامی ما دست پیدا کند؟» (جهان نیوز)

۱۰- نگاهی به «افتخارات رژیم»، روشنگر حقایقی است که ولی فقیه و ایادی او آگاهانه پرده پوشی می کنند.
روز چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، مسعود نیلی، دستیار اقتصادی حسن روحانی، در گفت ‌وگو با روزنامه دولتی ایران به خطر وقوع «ناآرامیهایی شدیدتر» از دی‌ ماه هشدار داده و گفت: «اگر همین ‌طور ادامه دهیم و در همین روند پیش برویم، در معرض خطر خواهیم بود و این امکان وجود دارد که دفعه بعد فرصتی در اختیار شما نباشد. امروز کشور مانند مریضی است که در حالت بد در بیمارستان قرار گرفته اما هم "بستگان" با هم و هم "پزشکان" با هم درگیرند.»
روز یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷، هدایت ‌الله خادمی، مجلس نشین از ایذه و باغمَلِک در مجلس ارتجاع گفت: «مردم ایران را بدبخت کرده ‌اید. احترام و اعتماد به نفس آنها را گرفته ‌اید. از فقر و بیچارگی نمی‌ دانند چه کنند. برای تامین هزینه زندگی به فروش اعضای بدن از جمله کلیه روی آورده ‌اند. با کشوری که یک درصد جمعیت جهان و هشت درصد منابع جهان را دارد ببینید چه کرده ‌اید... در ۴۰ سال گذشته حدود ۲۰۰ خانواده سرنوشت این کشور را به گروگان گرفتند و از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می ‌روند.»
سیاست نولیبرالی مبتنی بر رانت، خصوصی سازی خودمانی (خصولتی سازی)، فساد بی دنده و ترمز در حکومت، قاچاق کلان کالا از طریق «برادران قاچاقچی» و شرکا، فقدان سرمایه گذاری موثر در تولید و در حوزه های اشتغال زا، ورشکسته شدن شرکتهای صنعتی، رانت خواری باندهای تشکیل دهنده هرم قدرت، گسترش اقتصاد دلالی و سوداگری، غارت منابع آبی و جنگلها، افزایش سرسام آور نقدینگی و به تبع آن افزایش روزانه نرخ تورم (رقم کل نقدینگی در سال ۱۳۹۷ نسبت به ۵ سال قبل بیش از ۵ برابر شده است)، برنامه ریزی و بودجه بندی به سود نهاد نظامی و ارگانهای مروج جهل و خرافات، معاف بودن کارتلهای وابسته به ولی فقیه از دادن مالیات و فقدان نظارت بر این موسسه های چپاولگر، تاراج سازمان تامین اجتماعی، فقدان سیاست موثر برای ایجاد اشتغال، به رسمیت نشناختن تشکلهای مستقل و حق اعتصاب، محروم بودن از حقوق اولیه انسانی همچون مسکن، بهداشت و آموزش رایگان و حتی آب، تحمیل زندگی فلاکتبار به بازنشستگان، حذف شمار بزرگی از کارگران از شمول قانون کار و تلاش مداوم حاکمیت برای تغییر این قانون به زیان نیروهای کار، نپرداختن دستمزد لازم برای اضافه کاری و کار شبانه، بیکارسازی مداوم و ایجاد ارتش چند ده میلیونی ار نیروی ذخیره کار، فقدان امنیت شغلی و امنیت محیط کار، نپرداختن مزد ناچیز کارگران برای ماههای متوالی و نپرداختن سهم کارفرما از بیمه، قرارداد سفید امضا، فاصله عظیم بین هزینه های اولیه زندگی و درآمد ناچیز، خصوصی سازیهای مداوم به سود وابستگان به حکومت و به زیان کارورزان و... چنین است کارنامه «افتخار آمیز» رژیمی که قاسم سلیمانی پُز رهبر آن را می دهد. این چنین است که شعار خمینی شیاد و جلاد مبنی بر حمایت از کوخ نشینان به طور واقعی تحقق یافته و تنها سَهو خمینی گفتن «کوخ» به جای «کاخ» بود.

۱۱- در این تردیدی نیست که قدرت یک کشور در مرحله اول به قدرت اقتصادی آن و سطح زندگی مردمانش بستگی دارد.
ﺑﺮﻃﺒﻖ ﮔﺰاﺭﺵ اﻛﺘﺒﺮ ۲۰۱۵ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻲ credit suisse که وبسایت عصر اعتبار در روز ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ ترجمه خلاصه شده آن را منتشر کرد: «ﻛﻞ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﺩاﺭاﻳﻬﺎی ﻣﺎلی (ﺷﺎﻣﻞ ﭘﻮﻝ ﻧﻘﺪ، ﻓﻠﺰاﺕ ﮔﺮاﻧﺒﻬﺎ، ﺳﻬﺎﻡ ﺑﻮﺭﺱ) و اﻣﻮاﻝ ﻏﻴﺮ ﻣﺎلی (ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻨﺎﺯﻝ ﻣﺴﻜﻮنی و ﺗﺠﺎﺭی و ﺯﻣﻴﻦ، ﻣﺎﺷﻴﻦ آﻻﺕ و ﻫﺮ اﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻥ ﺑﺮ ﺭﻭی آﻥ ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺬاﺷﺖ) ﺣﺪﻭﺩ ۲۵۰ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ است.
اﺯ ﻛﻞ ﺛﺮﻭﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۸۶ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ آن یعنی ﻣﻌﺎﺩﻝ ۳۴.۳ﺩﺭﺻﺪ ﻓﻘﻄ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ آﻣﺮﻳﻜﺎ است. ﺑﻌﺪ اﺯ آﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺣﺪﻭﺩ ۲۳ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ یعنی ﺣﺪﻭﺩ ۹درصد ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺩﻭﻡ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺭﺩ. ﮊاﭘﻦ ﺑﺎ ۲۰ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺛﺮﻭﺕ ﺩﺭ ﺭﺩﻳﻒ ﺳﻮﻡ و ﺑﻌﺪ اﺯ آﻥ اﻧﮕﻠﻴﺲ ﺑﺎ ۱۵.۶، ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺑﺎ ۱۲.۶، آﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ۱۲، اﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﺑﺎ ۱۰، ﻛﺎﻧﺎﺩا ﺑﺎ ۷، اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ ﺑﺎ ۶، اﺳﭙﺎﻧﻴﺎ ﺑﺎ ۴، ﺗﺎﻳﻮان ﺑﺎ ۳.۵ و ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮبی ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ۳.۵ ﺗﺮﻳﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺛﺮﻭﺕ ملی ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎههای ﺑﻌﺪی ﻗﺮاﺭ ﺩاﺭﻧﺪ.
اﻳﺮاﻥ ﺑﺎ ﺩاﺷﺘﻦ ﺣﺪﻭﺩ یک درصد اﺯ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺟﻬﺎﻥ، ﻓﻘﻄ ﺣﺪﻭﺩ یک ﺩﻫﻢ ﺩﺭﺻﺪ اﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﺩﻧﻴﺎ ﺭا ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩاﺭﺩ و ﺟﺰ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎی ﺑﺎ ﺩﺭآﻣﺪ ﻣﺘﻮﺳﻄ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ می شود و ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻋﻠﺖ اﻳﻦ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺩﻭﺭﻩ ای ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻛﺸﻮﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺛﺮﻭﺕ ﻧﺒﻮﺩﻩ اﻳﻢ و ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎی ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻛﺸﻮﺭ ﻓﻘﻄ اﺯ ﺛﺮﻭتهای ﺧﺪاﺩاﺩی ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ به صورت ﺑﻬﻴﻨﻪ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻩ اﻳﻢ.»
علیرضا سلطانی، کارشناس اقتصاد انرژی اعلام کرد: «جمع ارزش مالی منابع هیدروکربوری کشور، رقمی در حدود ۱۲ هزار میلیارد دلار است. این رقم وقتی با تولید ناخالص داخلی برخی کشور‌ها مانند آمریکا (۱۸ هزار میلیارد دلار)، چین (۱۲ هزار میلیارد دلار) و حتی ایران (۵۰۰ میلیارد دلار) مقایسه می‌ شود، رقم بالایی به نظر نمی‌ رسد. در واقع آمریکا در یک سال، یک ‌و ‌نیم برابر کل ارزش ذخایر نفت و گاز ایران و چین معادل ارزش کل ذخایر نفت و گاز ایران، فعالیت اقتصادی دارند. به‌ این ‌ترتیب، آیا می‌ توان پذیرفت ایران به لحاظ نفت و گاز کشور ثروتمندی است؟ پاسخ به‌ طور طبیعی منفی است.» (ایسنا، چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷)

۱۲- سیاستهای ضد مردمی رژیم در تمامی عرصه های حیات اجتماعی جامعه، گسترش جنبش همگانی در نقاط مختلف کشور، تشدید کشمکش در درون هرم قدرت و ادامه چالشهای حکومت با کشورهای دیگر، بر بستر بحران انقلابی، انقلاب و ضد انقلاب را برای نبرد نهایی در مقابل هم قرار داده و سرنوشت جامعه به خروجی این ستیز بستگی دارد.
نظام حاکم طی چهل سال گذشته نشان داده که در مقابل مبارزه مردم برای حقوق مسلم شان به هیچ «نرمشی» تن نداده و تنها از حربه زور استفاده می کند. حاکمیت اما در مقابل چالشهایی که با کشورهای دیگر دارد در مقابل دو راهی قرار دارد. راه اول تن دادن به همه تنظیمات جهانی و منطقه و تبدیل به یک شریک قابل محاسبه بر اساس قانونمندیهای این تنظیمات است. این راه مستلزم پذیرش «نرمشهای قهرمانانه» و «برجامهای» دیگر است. راه دوم ادامه سیاست صدور ترور
و بنیادگرایی اسلامی به منظور ایجاد یک قطب «بنیادگرای شیعی» در مقابل کشورهای خاورمیانه و جهان غرب است.
مردم نیز اگر نخواهند در فقر نهادینه شده و در بی حقوقی مداوم زندگی کنند، برای رهایی، علیرغم هر گزینه ای که رژیم در مقابل جهان انتخاب کند، راهی جز سرنگون کردن نظام حاکم و انجام انقلاب ندارند. این راه البته کم هزینه ترین گزینه برای دستیابی به آزادی، عدالت و حقوق انسانی است. بدیهی است که ما ترجیح می دهیم که حاکمیت به سریالی از «نرمشهای قهرمانانه» در مقابل قدرتهای بزرگ، در مرحله کنونی پذیرش کنوانسیون پالِرمو، تن دهد.

دیدگاههای ما، خواسته های فوری و رویکرد ما به جنبش براندازی
۱- سازمان ما در منشور و در مصوبات اجلاسهای شورای عالی بارها بر این که ما کمونیستها برای برچیدن نظام مبتنی بر استثمار مبارزه می کنیم تاکید کرده است. در سند پیوست شماره یک گزارش سیاسی مصوب هشتمین اجلاس شورای عالی سازمان، اعلام کردیم که: «سازمان ما خود را در جبهه نیروهای کار تعریف می کند و برای سوسیالیسم و تحقق شعار "از هر کس به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه نیازش" مبارزه می کند.»
از نظر ما - همان گونه که در منشور سازمان قید گردیده - «دیدگاهها و اندیشه های رهبران و تئوریسینهای برجسته جنبش جهانی کمونیستی و از جمله مارکس، انگلس، لنین و... نه یک "شریعت جامد"، بلکه "رهنمود عمل" است. از این جهت ما هرگونه ساده اندیشی، کپی برداری، دگماتیسم، شریعت سازی، مطلق گرایی و تحجر را که بزرگترین مانع تکامل اندیشه های ترقیخواهانه و انقلابی است، رد می کنیم. اندیشه و تئوریهای ما باید انسان را مرکز توجه قرار داده و هماهنگ با دستاوردهای علمی باشد. سازمان به این امر واقف است که در اندیشه و تئوری اش به ناچار محدودیتها، ناتواناییها، چالشها، ضعفها و تنگناهایی وجود دارد که تنها در تلاش برای تطابق با پیشرفت عینی جامعه و توجه اکید به دستاوردهای علمی و فنی بشریت می تواند بر آنها غلبه نماید. سازمان اعتقاد ندارد که برای تمام مسایل یک پاسخ حاضر و آماده دارد و بنابراین در اندیشه و تئوری، مدافع مدارا، تسامح، نقد ، پژوهش و بررسی دقیق عمل اجتماعی به مثابه محک تئوری می باشد... ما علیه هرگونه تبعیت و دنباله روی از نهادها، ارزشها و روشهای سنتی که همواره از توسعه علمی و فنی فاصله می گیرند، مبارزه می کنیم.» (مواد ۲، ۳ و ۴ منشور سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، آبان ماه ۱۳۷۶)
سازمان ما مدافع اتحاد کمونیستها همزمان با به رسمیت شناختن گرایشات و دیدگاههای گوناگون با حفظ مرزهای معین و خط سرخهای روشن است. از این جهت ما بار دیگر «از تمامی فعالان جنبش کمونیستی ایران که برای استقلال، آزادی، دموکراسی، صلح، سوسیالیسم مبارزه می کنند و از همه پیروان جنبش پیشتاز فدایی دعوت می کنیم که برای گسترش و تقویت نقش کمونیستهای ایران در انقلاب دمکراتیک و ضد استبدادی مردم ایران متحد و متشکل شوند. منشور سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، پیشنهاد ما به همه کمونیستهای ایران برای اتحاد و همبستگی است.»

۲- مردم ایران از آستانه انقلاب مشروطیت تا کنون برای دمکراتیزه کردن حیات جامعه و مشارکت مستقیم در سرنوشت خود مبارزه کرده اند. بیش از صد سال است که زنان و مردان ایران زمین با جنبشهای سترگ خویش برای تحقق آزادی مبارزه می کنند.
ما به تمامى زنان و مردانی که برای آزادی، دموکراسی، صلح، پیشرفت، عدالت و جدایی دین از ‏دولت مبارزه می کنند، درود می فرستیم و با مبارزه مردم ایران علیه استبداد، فقر، جهل و تبعیض اعلام همبستگی می کنیم.
ما خاطره تمامی زنان و مردانی که در بیش از یک صد سال گذشته در رزم بی امان با ستمگران، در راه آزادی و عدالت ‏به شهادت رسیدند را گرامی می داریم و به همه زندانیان سیاسی که زیر فشار و شکنجه دژخیمان خامنه ای مقاومت می کنند، درود می فرستیم.
ما به پایداری خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی، به مقاومت همه زندانیان سیاسی و عقیدتی ادای احترام می کنیم و خواستار اقدام بیدرنگ بین المللی برای بازدید از زندانهای رژیم جمهوری اسلامی و ملاقات با زندانیان سیاسی به ویژه آنانی که در اعتصاب غذا به سر می برند، هستیم.
ما از جنبش دادخواهی خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی و عقیدتی حمایت می کنیم و برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و برچیدن مجازاتهای وحشیانه ‏سنگسار، قصاص، قطع اعضای بدن و اعدام در ایران مبارزه می کنیم.‏

۳- سازمان چریکهای فدایی خلق ایران برای آزادی بدون حد و مرز بیان و اندیشه، آزادی اطلاع رسانی و نفی هرگونه سانسور، رفع تمامی اشکال تبعیض جنسیتی از زنان و برابری کامل زن و مرد در تمامی عرصه های حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و قضایی، برخورداری ملیتهای ساکن ایران از حقوق مساوی و بدون تبعیض در تمامی پهنه های دولتی و اجتماعی و لغو هرگونه تبعیض مذهبی مبارزه می کند.
ما خواهان فرصتهای برابر در زمینه های آموزش، بهداشت، حرفه و... برای تمام مردم مستقل از جنسیت، نژاد، مذهب و تعلق اجتماعی هستیم.
ما از همه جنبشهای اجتماعی برای تحقق این خواسته ها و از هر تلاش برای جلوگیری از نابودی طبیعت و حفاظت و بهسازی محیط زیست بر اساس توسعه پایدار حمایت می کنیم.

۴- ما مخالف شکنجه و مجازات اعدام هستیم و برای آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی مبارزه می کنیم.

۵- ما خواستار اقدام بی درنگ شورای امنیت ملل متحد به منظور جلوگیری از نقض حقوق بشر و پایمالی حقوق و سرکوب فعالان سیاسی و مدنی در ایران و بازدید گزارشگر ویژه حقوق بشر از زندانهای رژیم جمهوری اسلامی و ملاقات با خانواده شهدا و زندانیان سیاسی هستیم.

۶- ما از مبارزه به حق کارگران، مزدبگیران و کارکنان شرکتهای دولتی و خصوصی علیه نظام حاکم و سرمایه داری لگام گسیخته که تعرض به سطح زندگی و معیشت مردم را گسترش بی سابقه داده حمایت می کنیم. ما ضمن همبستگی با جنبش اعتراضی نیروهای کار، از خواسته های فوری و پایه ای کارگران و مزدبگیران پشتیبانی می کنیم.

خواسته های فوری و پایه ای کارگران و مزد بگیران
۷- سازمان چریکهای فدایی خلق ایران از خواسته های فوری و پایه ای کارگران و مزد بگیران ایران که در زیر آمده حمایت کرده و همبستگی خود را با جنبش نیروهای کار اعلام می کند.
*حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری برای نیروهای کار یدی و فکری (کارگران صنعتی، کشاورزی، معلمان، پرسـتاران، کارگران بخش خدمات و...)
*لغو و رفع هرگونه تبعیض بین زن و مرد در حقوق کار و در تمامی شـئون سیاسـی، اقتـصادی و اجتمـاعی و پـذیرش کنوانسیون جهانی منع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان
*توقف بلادرنگ خصوصی سازیها
*به رسمیت شناختن حق اعتصاب، تجمع و تظاهرات به عنوان حقوق پایه ای نیروهای کار
*آزادی کلیه زندانیان سیاسی به شمول فعالان کارگری
*تامین امنیت شغلی برای همه کارگران، لغو قراردادهای موقـت و قراردادهـای شـرکتهای پیمانکـاری و سـفید امـضا و پرداخت فوری دستمزدهای معوقه به طور کامل
*به رسمیت شناختن حداکثر ۸ ساعت کار در روز، دو روز تعطیل در هفته و یک ماه مرخصی سالانه با حقوق
*تعیین حداقل دستمزد با مشارکت نمایندگان واقعی کارگران و تشکلهای مستقل کارگری، متناسـب بـا افـزایش نـرخ واقعی تورم. محاسبه حداقل حقوق براساس تامین نیازهای زندگی انسانی یک خانوار چهار نفره بر پایه استانداردهای جهانی
*توقف کامل اخراجها و بیکارسازی و ایجاد سیستم بیمه اجتماعی برای تمامی نیروهای کار
*لغو و ممنوع بودن کامل کار کودکان
*تامین حقوق بازنشستگان برای زندگی بدون دغدغه اقتصادی
*تعطیل رسمی و همگانی اول ماه مه و لغو هرگونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم روز جهانی کارگران

خواسته‌ های ویژه معلمان
*آموزش رایگان برای همه از کودکستان تا دانشگاه
*توقف سیاست کالاسازی آموزش (خصوصی سازی)
*آزادی فعالان صنفی فرهنگی و بسته شدن همه پرونده‌ ها در این زمینه
*رفع تمام موانع قانونی برای فعالیت رسمی و آزاد تشکلهای صنفی فرهنگیان در سراسر کشور
*اختصاص سهم کافی و وافی در بودجه سال ۹۸ به آموزش و پرورش تا سرحد رفع مشکلات عدیده مدارس، ترمیم اساسی حقوق فرهنگیان و پرداخت تمام معوقات آنها اعم از مطالبات معلمان خرید خدمت، حق‌التدریسی و استخدام رسمی معلمان حق التدریسی
*همسان ‌سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی با شاغلان و ارتقای آن به بالاتر ازحد خط فقر
*لغو قرارداد با بیمه ناکارآمد تکمیلی فعلی و جایگزینی آن با بیمه ‌ای کارآ و پاسخگو برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته
*توقف سیاست‌ پولی‌ سازی مدارس

خواسته های ویژه پرستاران
*اجرای قانون ارتقاء بهروري کارکنان بالینی نظام سلامت در بخش دولتی و خصوصی
*تخصیص بودجه برای اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری
*بهره گیری پرستاران از بازنشستگی پیش از موعد
*اجرای قانون مشاغل سخت و زیان آورو بازنشستگی پس از ۲۵ سال کار
*توقف طرح پرستار بیمارستانی و طرح قاصدک
*افزایش حقوق و پرداخت به موقع حقوق و مزایا
*اجرای طرح طبقه بندی مشاغل
*تامین امنیت شغلی برای پرستاران بخش خصوصی، شرکتی، قراردادی و پیمانی
* لغو اضافه کاری
*تامین امکانات رفاهی پرستاران درحین کار (برخورداری از اتاق استراحت و خوابگاه مناسب و ...)
*لغو تبعیض در پرداخت کارانه

۸- در شهریور ماه سال ۱۳۸۲ ما تاکید کردیم: «با هرگونه دخالت نظامی خارجی و هرگونه جانشین سازی که اراده آزاد مردم ایران برای تحقق حاكمیت ملی را نفی كند، مخالفیم.» (گزارش سیاسی، مصوب شورای عالی سازمان، ۲۸ شهریور ۱۳۸۲) در همین سند وظایف ما در عرصه جهانی چنین اعلام شده است: «فعالیت گسترده در خارج از ایران و استفاده از همه امكانات جهانی (مراجع بین المللی – دولتها - سازمانهای اجتماعی - نهادهای مدافع حقوق بشر و...) بر اساس حفظ استقلال و رعایت موازین و اسلوبهای شناخته شده بین المللی در جهت هرچه منفرد كردن استبداد مذهبی حاكم بر ایران و گسترش مبارزه مردم برای سرنگونی رژیم.»
در قطعنامه مصوب پنجمین اجلاس شورای عالی سازمان ضمن تایید مواضع بالا تاکید کردیم: « استفاده از امکانات مذکور در صورتی که به دخالت در امر انقلاب مردم ایران و یا تن دادن به آلترناتیو سازیها برای آینده ایران و یا کمک به جنگ خارجی منجر شود، نافی استقلال به شمار می رود.»

۹- هدف عاجل و مقدم سازمان چریکهای فدایی خلق ایران سرنگونی رژیم حاکم بر ایران با همه دسته بندیها و باندهای درونی آن است. به خاطر دستیابی به این هدف و کاستن از هزینه های گزاف مبارزه علیه استبداد دینی ما به ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت ایران پیوستیم و به سهم خود در این ائتلاف ایفای نقش می کنیم.
به همان گونه که در نهمین اجلاس شورای عالی سازمان اعلام کردیم: «ما قیام همگانی و استفاده از تمامی اشکال مبارزه را حق مسلم مردم ایران می شماریم. سازمان ما ایجاد هسته های مخفی مقاومت، تشکیل هسته های کوچک رسانه ای و خبر رسانی، ایجاد کمیته های مخفی عمل و شوراهای هماهنگی، سازمانیابی برای نافرمانی مدنی و... را راهکارهای ایجاد بی شمار کانونهای شورشی می داند. این راهکارها اشکال مناسب و عملی برای هماهنگی مبارزه کارگران، معلمان، کارمندان، مزدبگیران، پرستاران، دانش آموزان، دانشجویان و جوانان، زنان، روشنفکران، فرهنگیان و هنرمندان است و ما به سهم و توانایی خود در این مسیر تلاش می کنیم.» (گزارش سیاسی، مصوب نهمین شورای عالی سازمان، سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵/ ۷ فوریه ۲۰۱۷)

۱۰- خیزش مردم ایران با همه اصالت و عمق آن باید پیروز شود و شرایط برای تحقق خواسته های دیرین مردم فراهم گردد. بدون سرنگونی رژیم جهل و جنایت حاکم با همه باندهای درونی آن، هیچیک از خواسته های مردم تحقق پذیر نیست. از این رو ما زنان و مردان آزادیخواه ایران زمین را به اتحاد و مبارزه به منظور ایجاد جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه و ‏تحقق یک جمهوری لاییک، دمکراتیک و مستقل فرا می خوانیم.

«ما بی شمارانیم و برای سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه متحد و متشکل می شویم»
«مرگ بر دیکتاتوری، مرگ بر خامنه ای، زنده باد آزادی»


پانویس
*نظر لنین در اثر «سقوط انترناسیونال دوم» پیرامون موقعیت انقلابی
برای مارکسیستها، این موضوعی مسلم و غیرقابل بحث است که انقلاب بدون وجود موقعیت انقلابی امری ‌ست ناممکن. اما هر موقعیت انقلابی هم به انقلاب نمی ‌انجامد.
به طور کلی، علائم یک موقعیت انقلابی چیست؟ در پاسخ به این سئوال، قطعا به خطا نرفته ‌ایم اگر سه علامت زیر را برشماریم:
۱) هنگامی که برای طبقات حاکم غیرممکن است تا حاکمیت خود را بدون تغییر و به سیاق قبل حفظ نمایند، یعنی آن هنگام که بین «طبقات فرادست» به این یا آن شکل بحران ایجاد گردیده، بحرانی در مشی و سیاست طبقه حاکم و این بحران به شکافی منتهی گردیده که از طریق آن نارضایتی و خشم طبقات تحت ستم بیرون جهیده و منفجر می‌ گردد. برای وقوع انقلاب، معمولا این ناکافی‌ است که «طبقات فرودست نخواهند» به شیوه سابق زندگی کنند.
۲) هنگامی که مشقات و مطالبات طبقات تحت ستم به سطحی بیش از حد معمول رشد یافته ‌اند.
۳) هنگامی که در نتیجه‌ علل فوق، رشد قابل ملاحظه ‌ای در جنب و جوش توده ‌ها پدید آمده، توده ‌هایی که در شرایط «آرامش» بدون شکوه و شکایت اجازه می ‌دهند تا مورد غارت قرار گیرند، ولی در شرایط آشفته و طوفانی ـ هم به واسطه‌ اوضاع و احوال ناشی از بحران و هم در نتیجه‌ عملکرد خود «طبقات حاکم» ـ به سمت حرکت تاریخی و مستقل خود کشیده می ‌شوند.
به عنوان یک اصل و قاعده‌ عام، بدون این تغییرات عینی ـ که نه فقط از اراده‌ یک گروه و حزب واحد بلکه از اراده یک طبقه واحد نیز خارج است ـ انقلاب ناممکن است. کلیت و مجموعه‌ این تغییرات عینی موقعیت انقلابی خوانده می‌ شوند.
هر موقعیت انقلابی به انقلاب نمی ‌انجامد، بلکه انقلاب فقط از شرایطی سر برمی ‌آورد که در آن تغییرات عینیِ مورد بحث با یک تغییر ذهنی همراه گردد و آن تغییر ذهنی یعنی قابلیت طبقه انقلابی برای دست زدن به یک عمل توده ‌ای فراگیر. حرکتی آن‌ چنان قدرتمند که بتواند کمر حاکمیت کهنه را شکسته (یا مهره‌ های آن را منفصل کند)؛ حاکمیتی که اگر به زمین‌ اش نزنی خود هرگز، حتی در دوره ‌های بحران نیز خود بخود فرو نخواهد ریخت.
«آیا این موقعیت برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند؛ اوضاع چقدر وخیم تر از این خواهد شد؟ و آیا این اوضاع به انقلاب منتهی خواهد گشت؟ این آن چیزی است که ما نمی ‌دانیم و هیچکس دیگری نیز نمی‌ تواند بداند. پاسخ به این سوال، تنها با تجربه به دست آمده در جریان رشد و گسترش روحیه‌ انقلابی و تبدیل آن به عمل انقلابی از سوی طبقه‌ پیشرو، یعنی پرولتاریا، قابل دستیابی است. در اینجا جایی برای بحث بر سر «توهمات» یا رد توهمات وجود ندارد، چرا که هیچ سوسیالیستی هرگز تضمین نکرده که این جنگ (و نه جنگ بعدی) یا موقعیت انقلابیِ امروز (و نه موقعیت انقلابیِ فردا) موجب انقلاب خواهد شد. آنچه که در اینجا مورد بحث است این است که وظیفه مسلم و بنیادین تمامیِ سوسیالیستهاست تا وجود یک موقعیت انقلابی را برای توده ‌ها آشکار ساخته، دامنه‌ ها و عمق آن را توضیح داده، آگاهی و عزم طبقاتیِ پرولتاریا را برانگیخته، به او برای روی آوردن به عمل انقلابی یاری رسانده و بدین منظور، تشکیلات مناسب و منطبق با موقعیت انقلابی را شکل دهند. هیچ سوسیالیست تاثیرگذار و متعهدی هرگز نسبت به این وظیفه احساس شک و شبهه به خود راه نمی ‌دهد.


(این گزارش توسط مهدی سامع قبل از برگزاری دهمین اجلاس شورای عالی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران به تشکیلات ارایه شد و در نخستین جلسه این اجلاس در روز یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸ برابر با ۲۴ مارس ۲۰۱۹ با تغییراتی به اتفاق آرا به تصویب شرکت کنندگان شورای عالی سازمان رسید.)




منبع: نبردخلق شماره 410، یکشنبه 25 فروردین ۱۳۹۸ – 14 آوریل ۲۰۱۹