چشم انداز خروش رنگین کمان بیشماران - زینت میرهاشمی

دوستان عزیز درود بر همه شما
از این تریبون استفاده می کنم به همه کوشندگان و رزمندگان راه آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم سال نو را را تبریک می گویم به امید روزی که بهار آزادی در ایران را با هم جشن بگیریم. ادای احترام می کنم به خانواده شهدا و زندانیان سیاسی و ستایش می کنم از مقاومت زندانیان سیاسی و عقیدتی که در زندانهای رژیم ولایت فقیه تحت فشار و شکنجه هستند. به سهم خود به شما خوش آمد می گویم که در این مراسم شرکت کرده اید. بهتر و درست تر آن است که بگویم در مراسم مربوط به خودتان، مربوط به مبارزه مردم ایران حضور دارید.

در شرایطی ما امروز دور هم جمع شدیم که موضوع برای صحبت و تبادل نظر بسیار گسترده است. شرایطی که جنبشهای توده ای به ویژه جنبشهای نیروی کار، تغییر و تحولات بزرگی را در کشورمان نوید می دهد. طبیعی است که در آستانه وقوع این تغییر و تحولات بزرگ، چرایی آن، جنس این تحولات، چشم اندازهای پیش رو، و سوالها ی دیگر ذهن کنشگران سیاسی را به خود مشغول و کنش و واکنشهای متفاوتی در برابر این سوالها ایجاد شده و خواهد شد.
با توجه به فرصتی که داریم من سعی می کنم دیدگاههای سازمان را نسبت به این شرایط بیان کنم و در قسمت دوم بخش تبادل نظر، بحث را با هم غنای بیشتری می بخشیم.
برای پرداختن به آنچه که امروز در برابر ما قرار دارد، با توجه به هدف این گردهمایی، اشاره کوتاهی می کنم به رستاخیز و حماسه تاریخ ساز سیاهکل در ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹ و پیامدهای آن. در اطلاعیه سازمان، به بررسی این رویداد به عنوان یک نفطه عطف در جنبش ضد دیکتاتوری علیه رژیم سلطنتی پهلوی و نیز تولد جنبش نوین کمونیستی ایران پرداخته شده است. حماسه ۱۹ بهمن نتیجه تلاش آشکار و علنی برای به عمل کشیدن آرمانهای عدالت خواهانه رفقای سازمان بود که می توان گفت برگ زرینی در جنبش عدالت خواهانه مردم ایران در دوران جدیدی که با انقلاب مشروطه آغاز شد، به ثبت رساند. همچنین رویدادی بود برای شکستن بن بست در شیوه های مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی و گشودنی راه نوین مبارزه. همچنین تولد سیمایی نوینی از جنبش کمونیستی در سپهر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در پایان دهه بود.
و امروز به درستی می بینیم که آن رفقا آخرین شقایق جنگل خونین مبارزه نبودند و این راه ادامه دارد. آفتابکاران جنگل در قیامهای پر شکوه مردمی، بازتولید شده است. مبارزه، شورش علیه وضع موجود، بی عدالتی، تبعیض، استثمار، بردگی، و مقاومت در برابر دیکتاتوری و استبداد دینی خود را نشان می دهد. حماسه سیاهکل در عزم جنبش برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و ساختن ایرانی دموکراتیک، آزاد، لاییک همراه با عدالت اجتماعی خود را نشان می دهد. از این جهت ما امروز می توانیم عنصر اصلی حماسه سیاهکل را در خروش جنبش رنگین کمان بیشماران ببینیم. مبارزه برای رهایی با پذیرش تمام هزینه های آن!
البته امروز شرایط عوض شده است اما آرمان آزادی، برابری و عدالت همچنان تحقق نیافته است. بر این مبنا است که ما خود را ادامه دهنده آن راه می دانیم. طبیعی است که مسایلی که امروز در برابر ما قرار دارد پاسخهای مشخص خودش را می خواهد. اما آرمان مشترک است و بنابراین ما با انبانی از تجربه و ارزشهای آفریده شده آن رویداد بزرگ به مسایل امروز می پردازیم.

وضعیت امروز را در خلاصه ترین شکل می توان این طور تصویر کرد
ثروت و قدرت در بی سابقه ترین شکل به هم پیوند خورده و نظامی و امنیتی بودن این دو شرایط خاصی ایجاد کرده است.
ولایت مطلقه فقیه یعنی استبداد دینی همراه با قدرت مطلق امنیتی و نظامی و با پشتیبانی سپاه پاسداران، برای کسب ثروت فعالیت می کنند.
سپاه پاسداران تحت حمایت خامنه ای، در همه زمینه ها سرمایه گذاری کرده است. پروژه های کلان در انرژِی، پتروشیمی، مخابرات، حمل و نقل، بانکها، ورزش، سینما و...از طرف سپاه پاسداران اجرا می شود و از این طریق این نهاد منفور با استثمار و غارت مردم، ثروت افسانه ای به جیب زده است. ثروت و سرمایه های نهادهای مربوط به ولی فقیه و نهادهای نظامی امنیتی فاقد هرگونه شفافیت است و هیچ نظارتی از طرف نهادهای مربوط به دولت بر آن وجود ندارد. خود این مساله، یعنی عدم شفافیت و معاف بودن از مالیات تبدیل به مشاجره ای در میان باندهای حکومتی شده که به آن نمی پردازم.
سپاه پاسداران پس از جنگ ۸ ساله، با گسترش فعالیتهای اقتصادی تبدیل به مافیای بزرگ و همزمان «برادران قاچاقچی» شده و شریانهای مهم اقتصاد را به دست گرفته است. گذر از فعالیت در حوزه نظامی به اقتصادی طبیعتا باید با سیاست گره می خورد و از این رهگذر به تدریج در قدرت سهم بیشتری پیدا کرد.
افزایش قدرت سپاه و انباشت سرمایه در نهادها و شرکتهای اقماری آن برای این نیرو برای افزایش عملکردهای دخالت جویانه اش در منطقه امکانات فراوانی ایجاد کرد.
یکی از دستاوردهای مخرب این ترکیب اقتصاد امنیتی نظامی، خصوصی سازیهای صورت گرفته است. این نوع خصوصی سازی یا خودمانی سازی که با کلمه خصولتی بیان می شود به گونه ای است که موسسات و واحدهای تولیدی به ارزانترین قیمت بدون رعایت شرایط واگذاری به خودیهایی سپرده می شود که توان مالی و علمی و تجربی برای اداره آن واحد ندارند. این واگذاری امکانی برای افراد وابسته به قدرت فراهم می کند که وامهای کلان بگیرند. آنها این وامها را نه تنها برای بهبود شرکت خریداری شده هزینه نمی کنند، بلکه با حساب سازی اصل آن را هم به بانگ نمی پردازند و مزد کارگران را نمی دهند و یا با تاخیر چند ماهه و به صورت قطره چکانی می پردازند.
دستاورد این گونه خصوصی سازی اختلاس، غارت، دزدی، فرار و.... برج نشینان و آقازاده هایی است که با ثروتهای بادآورده در بیرون از برجهای خود جانماز آب می کشند و در برابر عظمت قدرت حاکم سر تعظیم فرود می آورند و در پنهان در بهشتی از ممنوعه ها زندگی می کنند و پاسپورتهای شان برای تفریح در خارج از ایران در جیب شان است.
خصوصی کردن بهداشت و آموزش و پرورش، بیکاری گسترده، تبعیض در حقوق کار، گرانی سرسام آور، افزایش روزمره نرخ تورم، خالی شدن هرچه بیشتر سفره مردم، سقوط ارزش ریال، افزایش بی دنده و ترمز نقدینگی، گسترش فقر مطلق، فاجعه محیط زیست و بحران بی آبی در کنار نبودن آزادیهای سیاسی اجتماعی و فرهنگی و تبعیض جنسیتی، مذهبی، ملی و قومی ......چنین است بیلان چهل سال حاکمیت ولایت فقیه

اجازه دهید به چند مورد اشاره کنم:
حداقل حقوق کارگران و مزدبگیران برای سال ۹۸، که در آخرین ساعات پایانی سال ۹۷ اعلام شده چیزی جز تولید فقر، تنگدستی و بی عدالتی بیشتر نیست. رقمی که با خط فقر فاصله فاحش دارد. طبیعی است خروجی نهادی مثل شورای عالی کار که ترکیبی از دولت در مقام کارفرمای بزرگ و حامی سرمایه داران و کارفرمایانی که در همان دایره خصولتی ها جای دارند همراه با تعداد کسانی که به عنوان نماینده به اصطلاح کارگری که گزینه دولت هستند این حقوق ناچیز در بیاد. محصول این توافق یعنی حفظ نظام، پرداخت برای دخالتگریهای تروریستی در منطقه، و تحمیل فقر به نیروهای کار به بهانه جنگ اقتصادی است.

مورد دیگر ، مرکز پژوهشهای مجلس رژیم در گزارش خود می گوید که فقط طی یک سال از تابستان ۹۶ تا تابستان ۹۷، با افزایش ۲۵ درصد فقر مواجه هستیم. البته این ۲۵ درصد یک آمار حکومتی است و واقعیتهای زندگی مردم بیشتر از اینها را نشان می دهد. می توان تصور کرد که با توجه به بحرانی تر شدن اقتصاد و بالا رفتن فساد و دزدی چه فاجعه ای از نظر افزایش فقر در پیش رو است.
این تصویر بسیار خلاصه از شرایط عینی زندگی مردم است.

مردم ایران در مقابل این شرایط ساکت و بی اعتراض نیستند. یکی از مهمترین تفاوتهای شرایط کنونی با شرایط رستاخیز سیاهکل در این است که مردم بدون ترس به اشکال مختلف مشگلات خود را بیان می کنند و حکومت چون قادر به مهار این موضوع نیست، هزینه بیان مشکلات را بالا می برد.
هزینه خیزشها و قیامهای مردمی در سال ۸۸ و قیامهای ده روزه دی ماه سال ۹۶ و خیزشهای پس از ان تاکنون برای مردم بسیار سنگین بوده ولی با وجود این رژیم نتوانسته حرکتهای اعتراضی، جنبشها و خیزشها را مهار کند. بالندگی این جنبشها امروز زبانزد همه تحلیلگران سیاسی است. قیام دی ماه سال ۹۶، نقطه عطفی مهم از عزم آگاهانه مردم برای تغییر رژِیم در کلیت آن بود.

اعتراضهای نیروهای کار از کارگران تا پرستاران و فرهنگیان از نظر کمیت هیچ گاه ما با این ابعاد روبرو نبودیم بسیار گسترده است. از نظر کیفی هم بسیار رشد کرده است که در شعارهای آگاهانه و افقهای روشن آن معلوم است.
در ماهنامه نبرد خلق ، ما جنبشهای نیروهای کار، کارگران و پرستاران و جنبش دانشجویی را جمع آوری می کنیم. در آستانه اول ماه می سال ۹۷ ، در جمع آوری سالانه حرکتهای اعتراضی نیروی کار، ما ۲۰۴۹ حرکت اعتراضی نیروهای کار داشتیم. این بدون حرکتهای اعتراضی دیگر مانند حرکتهای غارت شدگان، محیط زیستیها ، کشاورزان و یا بازنشستگان است.
از اول آذر ۹۶ تا اول آذر ۹۷ دستکم ۲۴۳ حرکت اعتراضی توسط دانشجویان در سراسر کشور انجام شده است.
توده های تهیدست، خواسته های عدالت جویانه و دموکراتیک خود را در کف خیابان بیان کردند. جهت اصلی حمله مردم به راس نظام به طور خاص و به باندهای درونی آن به طور عام نشان از آگاهی مردم است. جنبش مطالبه محور بر بستر جنبش براندازی روز به روز عمق و وسعت می یابد. فرودستان و نیروهای کار برای رهایی از زنجیرهای بردگی بپا می خیزند و هزینه آن را می پردازند.
خروش رنگین کمان بیشماران، جنبش کارگران، زحمتکشان، معلمان، دهقانان، پرستاران، دانشجویان، زنان، بیکاران، غارت شدگان به پیش می رود و جامعه را دگرگون می کند.
در این شرایط،جامعه به طور کامل دو قطبی شده و هیچ جناحی از حکومت و یا رانده شدگان از حکومت توانایی و رسالت پاسخ به خواسته های مردم را ندارند. چهل سال کافی است.
این را من نمی گویم بسیاری از کارشناسان می گویند حتا خود حکومتیها اقرار می کنند که رژیم در سراشیب سقوط است، طوفان و انقلاب دمکراتیک و رهایی بخش در چشم انداز.
به نظر من ما بعد از نه ۴۰ سال بلکه پس از یک قرن استبداد شاهنشاهی و ارتجاع مذهبی در آستانه یک تغییر و تحول بزرگ با شعار نان، کار، آزادی هستیم.
در جامعه نخبگان هم قطب بندی صورت گرفته است. عده ای به استقبال طوفان می روند، خود را در آن شریک می دانند، خود را به آن می سپارند و اما عده ای در برابر توفان سد ایجاد می کنند. از سرنگونی رژیم و برباد رفتن منافع شان می ترسند. آنها با طرح اما و اگرهای بسیار مردم را از قیام می ترسانند.
این نخبگان فرصت طلب و سازشکار نمی خواهند قبول کنند که جامعه ما در بحران و شرایط انقلابی است و رژیم نه توانایی برآورده کردن خواسته های عادلانه مردم را دارد و نه امکان آن را. حل بحران اقتصادی و معیشتی مردم با سیاست گره خورده است یعنی با قدرت سیاسی. اگر قدرت حاکم به تغییر سیاستهایش اقدام کند، یعنی رفرم کند، راه را برای سرنگونی اش هموار می کند و اگر در بر همین پاشته کنونی بچرخد، توده های ستمدیده با گامهای استوار خود و با قیامهای پرتوان خود حاکمیت را تغییر می دهند. این است چشم انداز تحولات جامعه در شرایط کنونی.

اجازه دهید چند نتیجه گیری کنم.
انسانها عموما دارای نظام ارزشی هستند که ممکن است در طول زندگی شان ثابت یا متغیر باشد و بدان آگاه و یا نا آگاه باشند.
نظام ارزشی که رفقای ما با تکیه بر آن رستاخیز ساهکل را خلق کردند، ساختن جامعه ای است که انسانها از خود بیگانگی رها شده و انسانیت خود را باز یابند. جامعه ای که در آن هرکس به اندازه توانش برای جامعه کار کند و به اندازه نیازش از امکانات جامعه استفاده کند. در یک کلام کمونیسم!
گام اول رفقای ما برای برداشتن سدهایی که در مقابل تحقق چنین جامعه ای ایجاد شده، برانداختن دیکتاتوری شاه بود و از ان جا که رژیم شاه با سیستم دیکتاتوری حکومت می کرد، مبارزه مسلحانه راهی بود که رفقای ما انتخاب کردند و با حماسه سیاهکل دوران نوینی را در حیات سیاسی جامعه ایران خلق کردند.
اکنون هم نظام ارزشی ما همان است که رفقای فدایی بدان اعتقاد داشتند و مانع تحقق آن در مرحله اول استبداد مذهبی بر أساس ولایت فقیه است. ما برای برداشتن این مانع برای سرنگونی نظام حاکم مبارزه می کنیم و برای کم کردن هزینه آن به شورای ملی مقاومت ایران پیوستیم و بر حقانیت این راه پافشاری می کنیم.

همان گونه که سازمان ما در بیانیه های خود اعلام کرده:
«ما قیام همگانی و استفاده از تمامی اشکال مبارزه را حق مسلم مردم ایران می شماریم. سازمان ما ایجاد هسته های مخفی مقاومت، تشکیل هسته های کوچک رسانه ای و خبر رسانی، ایجاد کمیته های مخفی عمل و شوراهای هماهنگی، سازمانیابی برای نافرمانی مدنی و ... را راهکارهای ایجاد بی شمار کانونهای شورشی می داند. این راهکارها اشکال مناسب و عملی برای هماهنگی مبارزه کارگران، معلمان، کارمندان، مزدبگیران، پرستاران، دانش آموزان، دانشجویان و جوانان، زنان، روشنفکران، فرهنگیان و هنرمندان است و ما به سهم و توانایی خود در این مسیر تلاش می کنیم.»
به امید روزی که همه با هم مزه شیرین آزادی را بچشیم
سپاس که به من گوش کردید. پیروز باشید


منبع: نبردخلق شماره 410، یکشنبه 25 فروردین ۱۳۹۸ – 14 آوریل ۲۰۱۹