فردا دیرست! - نیما امینی پور



از آغاز انقلاب ٥٧ و از همان ابتدای شروع اغتشاشات در ایران، تمام حركتهای انقلاب اسلامی همراه با حمله های وحشیانه و ویرانی و كشتار بوده است. از به آتش كشیدن سینما ركس آبادان تا سوزاندن زنان در محلات خاص، از اعدامهای روی پشت بام مدرسه رفاه تا كشتار خونین دهه ی شصت، از وحشیگریهای روزمره ی رژیم به محض استقرارش در لباس كمیته چیها و یورش آنها به خانه های مردم برای توقیف اشخاص و كتب و مجلات در سالهای نخست و ادامه ی یورشهای وحشیانه در دومین دهه برای توقیف ویدئو و فیلمهای بتاماكس و وی اچ اس، و در سومین دهه بالا رفتن از دیوار و بام منازل برای توقیف ماهواره و در چهارمین دهه هرچه بسته تر كردن فضای مجازی و فیلترینگ شدید اینترنت و یورش برای ضبط و توقیف كامپیوتر و.....

همچنین ؛ زمان جنگ ایران و عراق، حاكمان جمهوری اسلامی هزاران هزار تن از مخالفان خود را كشتند، در صورت جنگ و رویارویی نظامی جمهوری اسلامی با امریكا، حال كه مخالفان حكومت اسلامی تعدادشان به حدود ٧٨ میلیون تن یعنی نزدیك به كل جمعیت ایران رسیده است (فرض را بر این میگذاریم كه خودیهایشان و قمه كش ها و قداره بندها و شسشتشوی مغزی شده هایشان ماكسیمم دو میلیون نفرتد!) در این شرایط چه گزینه ای در پیش روی رژیم حاكم بر ایران است؟ قتل عام جمعی مشابه دهه ی شصت؟

گرچه فقر و نكبتی كه به دلیل سیاستهای ملت بر باد ده رژیم، دامنگیر اكثریت مردم ایران شده بگونه ای قتل عام محسوب می شود و می توان نام این زندگی فلاكتبار ایرانیان را "قتل عام سفید یا كشتار جمعی سفید" نامگذاری كرد، با اینحال تنها راه حلی كه می تواند كشور و ملت تحت ستم ایران را نجات دهد در دستهای خود مردم است.
ملت ایران بایستی در شرایطی كه رژیم با پلیدی سعی در افزایش تنش و آتش افروزی در منطقه می كند و برای وقوع جنگ با آمریكا لحظه شماری كرده، موشكها و سلاح های جدید و كاملأ سری خود را به رخ دولت امریكا می كشد، به تشكیل تیم های سیاسی بپردازد بدینگونه كه در هر شهر تیم عملیاتی منسجم با حضور قشرهای مختلف ایجاد نماید كه در آن هم حضور تئوریسن های خبره و هم حضور نیروهایی كه می توانند برنامه ریزی ها را به اجرا برسانند، لحاظ شده باشد. درواقع هم نیروهای فكری و هم نیروهای عملی در كنار هم در این تشكلهای مردمی حضور داشته باشند.
مسلمأ ایجاد این تیم ها زیر چشم های تیز انواع و اقسام وزارتخانه های اطلاعاتی و امنیتی و پلیس محسوس و نامحسوس و فتا و عوامل نفوذی و خبرچین های كاسه لیس و نان به نرخ روزخور، نه تنها كار سهل و ساده ای نیست، بلكه مخاطرات بسیاری هم دارد ولی در شرایطی كه رژیم در بن بستهای پیش روی خود، دچار گیجی و عدم تعادل و توازن در تصمیم گیریهای سیاسی ست، می توان هسته های مبارزاتی را كه در حال حاضر علنأ وجود دارند و متشكل از اصناف مختلف معترض به شرایط اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ، هستند، از جمله كارگران ، نویسندگان، دانشجویان، فرهنگی ها، بازنشستگان، هنرمندان، كامیونداران، بخشی از بازاریها، بخشی از روحانیت مخالف سیاستهای رژیم، اساتید دانشگاه ها، پزشكان مسئول و مردمدوست، پرستاران زحمتكش ، و دیگر اصنافی كه در بازه های زمانی مختلف، بر علیه سیاستهای نابودگر رژیم ، دست به اعتراض و تجمع و مخالفت زده اند، را پیرامون محوری مشخص گرد آورد و با برنامه ریزی مشخص و سازماندهی تخصصی ، هر شهر را به شهر دیگر و در مراحل بعد در سطح استانها به یكدیگر متصل كرد و خیزش نهایی برای سرنگون كردن رژیم اسلامی را رقم زد.
سالهای سالست كه بین قشرهای مختلف، در اعتراض به حكومت، تجمع و اعتصابات بسیاری شكل گرفته كه گاه با شدیدترین حملات خونین (از سوی رژیم) سركوب شده؛ با اینحال تمام این حركتها "زنده" و "همچنان پر قدرت" در بطن و حتی سطح جامعه حی و حاضرند، منتها باید توجه داشت كه بدون بهم پیوستگی تجمعات اعتراضی، و بدون هماهنگ سازی اهداف مردمی، تجمع اصناف مختلف كارساز نیست.
شرایط فعلی اقتصادی و سیاسی، و خشم و انزجار مردم نسبت به فساد و غارتگری حاكمان، موجب شده كه جامعه ی ایران به بالاترین حد پتانسیل برای قیام گسترده دست یابد، به همین دلیل بهره گیری و به نتیجه. رساندن این پتانسیل هرچه بیشتر ضرورت برنامه ریزی و سازماندهی در تمام لایه ها را به وضوح نمایان می كند.
پیش از آوار شدن یك جنگ نظامی بر سر مردم ایران. و باز پنجاه سال دیگر به عقب برگشتن از همه نظر، و حتی پیش از اینكه "قتل عام سفید" در مقطع كنونی، ایران و ایرانی را به نابودی مطلق بكشاند و قبل از اینكه رهبران و سرداران رده بالا و خدم و حشم شان مابقی ثروتهای این سرزمین را به یغما برده و در گوشه گوشه ی جهان متواری و مخفی شوند، بایستی اقدام كرد ، وگرنه فردا دیرست!

خرداد 1398