نقاط قوت نظام، پاشنه آشیل ولایت خامنه ای - مهدی سامع



سخنان خامنه ای در دیدار سران قوا، مسئولان و کارگزاران نظام، نمایندگان مجلس و برخی از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همبسته و وابسته به قدرت در عصر روز سه شنبه ۲۴ اردیبهشت امسال، بیشتر تکراری بود. اما در این سخنان ولی فقیه نظام با صراحت و البته به درستی دو نقطه قوت ولایت اش را توضیح می دهد.
خامنه ای در موضوع چالش با آمریکا پیش بینی می کند که: «آمریکا وادار به عقب نشینی خواهد شد.» وی در رابطه با جنگ و مذاکره به تکرار همان موضع قبلی اش می پردازد و می گوید: «این رویارویی، نظامی نیست؛ چون بنا نیست جنگی انجام بگیرد. نه ما دنبال جنگ هستیم، نه آنها که می دانند که به نفع شان نیست. ... و مذاکره با دولت کنونی آمریکا سم مضاعف است. ... و هیچ ایرانی غیرتمند [بخوانید سپاه تروریستی پاسداران و اراذل و اوباش] و باشعوری [بخوانید ذوب شدگان در ولایت] درباره نقاط قوت خود معامله نمی کند.»
اما «نقاط قوت» ولایت خامنه ای چیست؟ او توضیح می دهد که: «می گویند مذاکره کنیم درباره سلاح دفاعی شما که چرا موشکی با فلان برد می سازید؛ این برد را کم کنید که اگر شما را زدیم نتوانید پایگاه ما را بزنید و جواب بدهید! یا مثلاً می گویند درباره عمق راهبردی تان در منطقه صحبت کنیم؛ یعنی این را از دست بدهید.» (سایت خامنه ای، تاکید از من)
به نفطه قوتهای حکومت باید سرکوب بی امان جامعه را نیز اضافه کرد.
اما دو موردی که ولی فقیه نظام به آن تاکید می کند همانهایی است که در تحلیلهای ما طی سالهای گذسته بدان پرداخته ایم.
ما گفته ایم و می گوییم که نظام حاکم بر ایران بر «سرکوب و صدور ترور و ارتجاع» متکی بوده و با این دو، کُنشهای جامعه ایران برای رهایی و آزادی را مهار می کند.
«عمق راهبردی» به معنی حمایت کامل از حزب الله، حضور مداخله گرانه در سوریه به سود قصاب دمشق، مداخله مداوم در قدرت سیاسی عراق، حمایت از حوثیها، آشوبگری در بحرین و برخی کشورهای دیگر و....است. سپاه منفور پاسداران همراه با موشک و در صورت امکان بمب هسته ای، ابزارهای این سیاست است. خامنه ای با این نقاط قوت در مقابل آمریکا فرمان «آرایش جنگی» داده و با اتکا به همین نقاط قوت بشارت «شکست و عقب نشینی» آمریکا را می دهد.
به طور واقعی نیز حکومت ایران هیچ نقطه قوت دیگری ندارد که ولی فقیه نظام بتواند بدان بنازد و بر تخت خلافت و در آرزوی «تمدن پیشرفته اسلامی» که همان «امپراطوری بنیادگرای اسلامی» است، امر و نهی کند.
ایران از نظر معیارهای توسعه انسانی در رده ۸۸ از میان ۱۷۸ کشور در جهان است. تولید ناخالص داخلی ایران حتی با محاسبه استخراج نفت خام بسیار پایین است. رشد اقتصادی منفی و یا ناچیز و حجم اندوختگی غیر قابل تصور شده است. میزان بیکاری، فقر نسبی و مطلق از مرز فاجعه گذشته است. تخریب محیط زیست و طبیعت در ایران بیداد می کند. مرگ و میر در جاده ها و از آلودگی هوا در حد یک قتل عام است. ابعاد کلان فساد حکومتی در ایران و فقدان شفافیت و نظارت بر اموال و درآمدهای عمومی نهادینه شده است.
از نظر موضوع امنیت جامعه و حقوق شهروندی ایران دارای مدال طلا در پایمال کردن این حقوق است. در ایران تحت سلطه ولی فقیه تبعیض کامل و کم نظیر مذهبی، جنسیتی، ملی و قومی برقرار است.
و بالاخره تضاد فاحش طبقاتی در صد سال گذشته هیچ زمان به اندازه امروز نبوده و اشرافیت شکل گرفته پیرامون رژیم به این میزان بی سابقه است. تقی رستم وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی ایران صبح یکشنبه ۲۹ اردیبهشت از سکونت ۱۱ میلیون تن از جمعیت ایران در مناطق حاشیه نشین خبر داد و گفت؛ نزدیک به ۲۵ درصد جمعیت ایران ساکن مناطق حاشیه نشین و بافتهای فرسوده است. ۴۰ درصد جمعیت نیز زیرخط فقر قرار دارد. هفت دهک درآمدی بدون حمایتهای دولتی برای امرار معاش با مشکل روبرو است. به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس ارتجاع، جمعیت زیر خط فقر در پایان سال ۱۳۹۷ به ۴۰ درصد رسیده است. براساس آخرین گزارش مرکز آمار، نرخ تورم رسمی از مرز ۳۰ درصد نیز عبور کرده و نرخ تورم نقطه به نقطه به بیش از ۴۵ درصد رسیده است.
این واقعیتها چنان شرایطی ایجاد کرده که سرکوب گسترده هم چاره درد ولایت نیست. حکومت از ساده ترین کنشهای جامعه می ترسد. شادی کودکان با ترانه «جنتلمن، ساسی مانکن» لرزه بر اندام حاکمیت می اندازد. دوچرخه سواری زنان ناموس ولایت را برباد می دهد. و آوازخوانی یک دختر در ابیانه، ریش و عمامه ملاها را آتش زده است. همین وضعیت است که یک مجلس نشین از مهریز، ابرکوه، بافق، بهاباد و خاتم اعتراف می کند که: «مردم مشکل دارند هر جا ما می رویم دارند [به ما] بد میگن فحش می دهند.»
تصور این که «موشک و عمق راهبردی» برای خامنه ای آبی گَرم می کند، حتی اگر چالش با آمریکا را هم نادیده بگیریم، یک شوخی بیمورد است. تاریخ مصرف این نفاط قوت نامحدود نبوده و به نظر می رسد اکنون به پاشنه آشیل نظام تبدیل شده است.



منبع: نبرد خلق شماره 412، چهار شنبه اول خرداد 1398 ـ 22 مه 2019