دشمن کشور و مردم همین نظام است - مهدی سامع



روز دوشنبه ۲۴ تیر، ولی فقیه نظام طلبکارانه و با کلماتی چون «خبیث» و « پُررو» اروپا و انگلیس را مورد حمله قرار داد و آنها را به خاطر «عهدشکنی» تهدید کرد. خامنه ای که برای امام جمعه ها صحبت می کرد گفت: «الان در قضایای بین ما و اروپاییها، علت این که مشکلات باقی می ماند، تکبر آنهاست. حالا که ما شروع کردیم به کاهش دادن تعهدات، آنها می ‌آیند جلو. خب پُرروها! شما که به یازده تعهدتان عمل نکردید؛ حالا ما تازه شروع کردیم به کم کردن تعهدات و این فرایند قطعاً ادامه پیدا خواهد کرد.». در ادامه خامنه ای افزود: «در بین این توقعات بی ‌مورد، انگلیس خبیث دزدی دریایی می کند و کِشتی ما را می دزدد؛ جنایت می کنند و شکل قانونی به آن می دهند. جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن نظام، این خباثتها را بی ‌جواب نمی گذارند و در فرصت خود و جای خود پاسخ خواهد داد.».
آن چه خامنه ای به عنوان اهرمی که باعث به گفته او جلوآمدن اروپاییها شده؛ بالا بردن ذخیره اورانیوم و آغاز فرآیند غنی سازی بالای ۳.۷۶ درصد است. خامنه ای این اهرم را همراه با اقدامات تروریستی نشانه قدرت ولایت اش معرفی می کند. بالا بردن درجه غنی سازی اگر به مرحله ۲۰ درصد برسد، یک اهرم فشار به طرفهای خارجی و البته نقض قرارداد وین (برجام) است، اما نه فقط نشانه قدرت نیست، بلکه شلیک تیر در تاریکی است. در این وضعیت ولی فقیه نظام با فرار به جلو و بر طبق مثل «از این ستون به آن ستون فرج است» در انتظار آن است که با قدرتنمایی کاذب و تهدیدهای تروریستی حداقل اتحاد اروپا را به اندکی انعطاف وادارد تا شاید در دور بعدی انتخابات آمریکا، ترامپ حذف شود.

خامنه ای می داند که جنگ کمرشکن در راه نیست و با وجود جنگهای نیابتی، شلیک چند موشک از جانب آمریکا به برخی از نقاط نه چندان حساس، آسیبی متوجه ولایت اش نمی شود. او به اندازه کافی طرفهای مجادله را درگیر جنگ نیابتی کرده و در دوران طولانی مماشات که به عمر نظام است، به اندازه کافی عَمَلِه و اَکَره و مزدور با ساز و برگ کافی سازماندهی کرده است. این حسابگری نابخردانه و کوته بینانه آن جا به بن بست می رسد که پارامتر شرایط داخلی، محدودیت اروپا و فشار آمریکا وارد محاسبه شود. این جاست که خامنه ای زمین و زمان را به هم می بافد تا این گونه وانمود کند که دشمن اصلی کشور و مردم، آمریکاست و برای این به خیال خودش مردم ناراضی را یا سرکوب کند و یا از طریق سیاستمداران ورشکسته همچون سید محمد خاتمی آنان را منفعل کند.
روز جمعه، ۲۸ تیر محمد خاتمی با سرهمبندی کردن مشتی اراجیف «جنگ» را خطر اصلی اعلام کرد و از «مردم ناراضی» درخواست کرد که «فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران [بخوانید نظام حاکم]، پای صندوقها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود.» گرچه خاتمی قبلاً گفته بود که مردم حرف او را گوش نمی کنند، اما تلاش او برای مهار مردمی که دشمن اصلی خود را می شناسند، مذبوحانه است. کافی است به رسانه های حکومتی مراجعه کنیم تا ببینیم ولایت خامنه ای در چه وضعیتی است.

روز یکشنبه ۲۳ تیر، عبدالرضا هاشم ‌زایی، طی سخنانی در صحن علنی مجلس ارتجاع در مورد «شکاف عمیق» بین مردم و ساختار سیاسی حاکمیت صحبت کرد و موضوع بازنگری در قانون اساسی و رفراندوم را پیش نهاد کرد. وی گفت: «جامعه ‌شناسان از وجود شکافی عمیق میان مردم و مسئولان سخن می‌گویند و به نظر می‌ رسد که دلیل اصلی این شکاف تفاوت و تضاد فاحش میان دغدغه و اولویت اصلی مسئولان کشور با دغدغه و اولویت مردم است.» هاشم زایی به مساله «حفره» های قانون اساسی رژیم تاکید کرده و گفت: «شکی نیست که قانون اساسی ما حفره‌ هایی دارد. باید پیشنهاد بازنگری قانون اساسی را جدی گرفت ... چرا باید با اعمال نظارت استصوابی از این تحول بزرگ جلوگیری کنیم؟».
اعتراف به «شکاف عمیق» بین مردم و حاکمیت بی سابقه نیست. رسانه های حکومتی به وفور در مورد این شکاف مقاله، گزارش و ... منتشر می کنند. نکته مهم در سخنان این مجلس نشین اعتراف به «تفاوت و تضاد فاحش میان دغدغه و اولویت اصلی مسئولان کشور با دغدغه و اولویت مردم» است. این را مردم با صدای بلند به این صورت بیان می کنند که «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن».
محاسبه خامنه ای تا جایی که به عملیات ایذایی مزدورانش بر می گردد درست است. اما وقتی موضوع قدرت به طور واقعی در میان باشد، ولی فقیه چَنتِه اش خالی است.
‏زنگنه، وزیر نفت رژیم درباره مناسبات با کشور عراق که کارگزاران نظام آن را کشور «همسایه، دوست و برادر» می نامند می گوید: «عراقیها از بهترین پیمانکاران آمریکایی و اروپایی در میدانهای نفتی استفاده می ‌کنند و هیچ موظف نیستند با ما کار کنند. اصلا جواب ما را هم نمی‌ دهند چون سوارند. دیر بجنبیم سهم ما را هم برداشت می ‌کنند. اینجاها اصلا برادری مرادری مطرح نیست. دنیا، دنیای موازنه‌ قدرت است، خدا نکند که آدم [بخوانید رژیم] ضعیف بشود.». (گفت ‌و‌ گو با شبکه خبری دو، یکشنبه ۱۶ تیر)

خامنه ای برای داشتن اهرمهای فشار هزینه های کلانی را به مردم ایران تحمیل کرده است. اقدامان او جامعه را به چنان فلاکتی کشانده که فروش اعضای بدن به امری عادی تبدیل شده است. همزمان هرساله چند ده هزار ایرانی از آلودگی هوا، تصادفات جاده ای و ...جان خود را از دست می دهند.
بر اساس گزارش سال ۲۰۱۶ سازمان بهداشت جهانی هر سال ۲۸ هزار ایرانی تنها بر اثر بیماریهای ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می‌ دهند. (دویچه وله)
دستبرد خامنه ای و سپاه منفور پاسداران خسرانهای کلانی به بار آورده که سیل بهار سال جاری آن را به روشنی نشان داد.
برآورد ۳۷ صفحه ای مرکز پژوهشهای مجلس رژیم، میزان خسارت سالانه از بی ‌توجهی به اقتصاد محیط ‌زیست در ایران را دستکم ۵/ ۸ میلیارد دلار ارزیابی کرده است. (ایرنا، پنج‌ شنبه ۲۷ تیر)

از این نمونه ها به وفور وجود دارد و هر روز رسانه های حکومتی بخشهایی از آن را پوشش می دهند. دغدغه حاکمیت و در راس آن خامنه ای، موشک، بمب هسته ای، آشوبگری، صدور ارتجاع و بنیادگرایی اسلامی به منظور حفظ حاکمیت است. در مقابل دغدغه و مساله اصلی مردم نان، کار و آزادی است. این اصلی ترین چالش جامعه ایران است.



منبع: نبردخلق شماره 414، سه شنبه اول مرداد 1398ـ 23 ژوئیه 2019