سیریزا، درسهای یک شکست/ مارکس ۲۱/ برگردان و خلاصه: بابک

سیریزا، درسهای یک شکست

دولت سیریزا همان راهی را برگزید که پیشینیانش رفته بودند و هر دولت و حزب دولتی که در چارچوب "برنامه مددرسانی" "ترویکا" (مرکب از اتحادیه اروپا، صندوق جهانی پول و بانک مرکزی اروپا)، تدابیر ریاضتی آنها را به دست اجرا گذاشته، در انتخابات مجازات شده.


(تصویر1)
مارکس ۲۱
برگردان و خلاصه: بابک

سیریزا صورت حساب عقب نشینی خود از مقاومت علیه دیکته ریاضتی اتحادیه اروپا را دریافت کرد. این سووال اما همچنان مطرح است که چگونه می توان با این دیکته به گونه موفقیت آمیزی جنگید.
راست محافظه کار پس از انتخابات روز یکشنبه ۷ جولای/ ۱۶ تیر دوباره اداره دولت را به دست گرفت. اما خبر خوب برای جنبش جهانی ضد فاشیسم این است که نئونازیهای "فجر طلایی" دیگر در پارلمان حضور ندارند، آنها همه کرسیهای خود را باختند.
حزب راست میانه "دموکراسی نو" (Nea Dimokratia) نزدیک به ۴۰درصد آرا را کسب کرد، در حالیکه سیریزا، حزب چپ رادیکال قبلی و حزب دولتی بعدی، فقط ۳۱.۵ درصد به دست آورد. به این ترتیب "کیریاکوس میتسوتاکیس" (Kyriakos Mitsotakis)، رهبر "دموکراسی نوین"، بیش از ۱۵۸ کرسی از ۳۰۰ کرسی مجلس را به دست آورد. او براین اساس به لطف قانون غیردموکراتیک انتخابات که به حزب دارنده بیشترین آرا، ۵۰ کرسی اضافی هم اعطا می کند، دارای اکثریت مطلق است.
زمانی که سیریزا در سال ۲۱۰۵ همراه با امیدهای بزرگ در یونان و چپ جهانی دولت را به دست گرفت، فرصت تغییر قانون غیردموکراتیک انتخابات را داشت، اما همچون پهنه های بسیار دیگر و نه فقط در جبهه مرکزی پایان دادن به تدابیر ریاضتی، دست به عمل نزد.

شکست سیریزا
این شکست عمومی راه راستها برای بازگشت به صحنه سیاسی را هموار کرد. آنها برای نخستین بار از سال ۲۰۰۹، دولت اکثریت را تشکیل داده اند، حتی اگر اکثریت آنها بدان اندازه که امیدوار بودند، بزرگ نیست.
مفسران لیبرال در یونان و نیز در سطح بین المللی از نتیجه انتخابات به عنوان "طرد چپ پوپولیسم که سیریزا تجسم آن بود" استقبال کردند. نزدیکترین توضیح اما این است که دولت برکنار شده در برخورد به بحران که تلاطم دهه ۳۰ را به یاد می آورد، همان راهی را برگزید که پیشینیانش رفته بودند. هر دولت و حزب دولتی که در چارچوب "برنامه مددرسانی" "ترویکا" (مرکب از اتحادیه اروپا، صندوق جهانی پول و بانک مرکزی اروپا)، تدابیر ریاضتی آنها را به دست اجرا گذاشته، در انتخابات مجازات شده.
متحد پیشین سیریزا، حزب ناسیونال شوینیست "یونانیهای مستقل" (Anexartiti Ellines) که به مخالفت با سیاست ترویکا برخاست اما در دولت ائتلافی در سیاست ریاضتی شریک شد، در این میان به کلی از صحنه سیاسی ناپدید شده است.

خیانت به "یوکسیت"
نقطه چرخش سیریزا درست چهار سال پیش بود، آنگاه که یونان و یونانیها در یک رفراندوم با اکثریت شگفت انگیز و روشن ۶۱ درصدی به قرارداد با ترویکا "نه" گفتند. نخست وزیر یونان، "آلکسیس سیپراس" (Alexis Tsipras) اما رای به "یوکسیت" [خروج یونان] را به سادگی نادیده گرفت و آن را به تنها طی شش روز به رای ماندن تبدیل کرد. این تسلیم به نهادهای اتحادیه اروپا با شرایط حتی بدتر بود.
این یک ضربه سنگین بود و این ادعا را نیز رد می کند که در انتخابات یکشنبه این چپ رادیکال بود که باخت. در تابستان ۲۱۰۵ رهبری سیریزا علیه چپ قیام کرد و به سمت خط متعارف حزب چپ میانه مایل شد تا به اجبارات سیاست ریاضتی که اشک به چشم یونانیها می آورد، گردن بگذارد. وزیر دارایی، "یانوس واروفاکیس"، که به دلایل تاکتیکی مدافع برخورد با اتحادیه اروپا بود، اخراج شد و شاخه چپ حزب بیرون رانده شد.

واروفاکیس و دیم۲۵
حال واروفاکیس با حزب جدیدش "مرا۲۵" (MeRA۲۵)، شعبه یونانی حزب "دیم۲۵" (DiEM۲۵ – جنبش دموکراسی در اروپا ۲۰۱۵) موفق به راهیابی به پارلمان جدید یونان شده است. علت اینکه "مرا۲۵" با فاصله اندکی از مانع ۳درصدی برای ورود به پارلمان گذشت، به ویژه از شهرت واروفاکیس به عنوان مخالف سیاستهای ریاضتی سرچشمه می گیرد. با این حال برنامه حزب او در برگیرنده چیز بیشتری از وعده دموکراتیزه کردن اروپا و به جریان انداختن یک پیمان اجتماعی سبز نیست.
به این پرسشها که به اهداف مزبور با وجود توازن نیروی موجود در یونان و اتحادیه اروپا چگونه می توان دست یافت و چرا استراتژی سیریزا – که واروفاکیس می گوید او طراحی کرده – شکست خورد، به صورت جدی پاسخ داده نمی شود. باید منتظر ماند و دید که نمایندگان "مرا۲۵" چگونه با جنبشهای اجتماعی و مبارزات جاری برخورد می کنند.
تا همین جا اما باید از حضور حزب واروفاکیس در پارلمان که با نفی سیریزا همسان نشانده می شود، استقبال کرد.

شکست قابل پیش بینی سیریزا
اینکه سیریزا در انتخابات به دلیل سیاست ریاضتی چهار سال گذشته صورت حسابش را دریافت می کرد، پیش بنی پذیر بود. با انتخابات پیش از موعد در سپتامبر ۲۰۱۵ و پس از خیانت سیریزا به "یوکسیت"، حزب سیپراس با وجود کاهش رای دهندگان هنوز می توانست موقعیت خود را حفظ کند. همان زمان هم میلیونها رای دهنده از طبقه کارگر، به شدت از تسلیم سیریزا سرخورده شده بودند. با این حال خاطره دولت راست هنوز زنده بود و اکثریت می خواست به هر ترتیب مانع بازگشت "خفاشان" راستگرای بخش کارفرمایی یونان شود.
در آن هنگام سیپراس استدلال کرد که به سختی مبارزه کرده، اما آلترناتیوی به جز یک شکست شرافتمندانه وجود ندارد. او به رای دهندگان قول داد دولتش تاثیرات ریاضتهای تحمیلی برای طبقه کارگر و تنگدستان را تا حد ممکن محدود نگه خواهد داشت. با این حال اقداماتی که او در این راستا انجام داد، بسیار سطحی بود و توانایی آن را نداشت که تاثیرات سیاست تشدید شده ریاضتی را حتی به صورت حاشیه ای جبران کند. زمانی که یونان به یک رشد اقتصادی ناچیز دست یافت، وزیران فخر می فروختند که می توانند بدهیهای بانک جهانی را پیش از موعد بازپرداخت کنند. در حال حاضر نرخ بیکاری همچنان ۱۸درصد است که نرخ آن بین قشر جوان به ۴۰درصد می رسد.

رفاه زدایی اجتماعی (تصویر2)
پس از قطع خدمات عمومی در بخشهای بهداشت و اجتماعی، هیچ عقبگردی صورت نگرفت. بسیاری خروج از "سازوکار نجات" در سال پیش را بیش از همه هدیه ای بزرگ به کارفرمایان می دانستند، به جای آنکه خسارات وارده بر نظام رفاه به وسیله مازاد بزرگ بودجه دستکم تا اندازه ای جبران گردد.
یک آتش سوزی جنگل در نزدیکی آتن در جولای ۲۰۱۵ که در اثر آن ۱۰۳ نفر جان خود را از دست دادند، آشکار کرد که کاهش امنیت شهری و همچنین بی توجهی رسمی به زندگی مردم عادی چه پیامدهایی می تواند داشته باشد.
به بیان دیگر، سیریزا دولتی بود "مثل بقیه دولتها". این واقعیت در مورد دولت جدید کیریاکوس میتسوتاکیس هم صدق می کند. او وعده کاهش مالیات می دهد، اما به شرط یک رشد اقتصادی دست نیافتنی و یک مازاد بودجه ۴درصدی.

تسلیم سیریزا در مساله پناهندگان
اما فقط در جبهه اقتصادی نبود که سیریزا هوادارانش را دلسرد کرد: در سال ۲۰۱۶سیریزا برای بار دوم دستهایش را به علامت تسلیم بالا برد که سقوط اخلاقی آن را ثابت کرد و باور توده متمایل به چپ به این حزب را در هم شکست.
سیپراس نه تنها توافقی بدخواهانه بین اتحادیه اروپا و ترکیه برای مقابله با پناهندگان را امضا کرد، بلکه فعالانه کمر به بازگشایی اردوگاههای پناهندگان و بازگرداندن آنها به ترکیه بست. او به این وسیله به جنبش ضد نژادپرستی و مترقی پشت کرد و به نئونازیهای "فجر طلایی" و مجموعه راستهای نژادپرست مشروعیت بخشید.

شکست نازیها
این بزرگترین دستاورد جنبش ضدفاشیستی در یونان است که "فجر طلایی" به عقب رانده شده. بین همه طیفهای راست افراطی در اروپا، "فجر طلایی" یک حزب راستین نازی با یگانهای شبه نظامی است که می تواند ترور خیابانی را با موفقیت انتخاباتی ترکیب کند. در بیشتر کشورها هنوز بین نازیهای خشونت طلب و "یورو فاشیستها" با تشکیلاتهای راست افراطی که (فعلا) دارای جهتگیری انتخابات پارلمانی هستند، نقاط تمایزی وجود دارد.
"فجر طلایی" با ۱۶۶ هزار رای، "جوخه های مرگ" و حمله های فیزیکی به مخالفان خود یک تهدید به حساب می آید. اما این واقعیت که یک مدل سازمانی فاشیستی که تا چند سال پیش الگوی "ستیزه جویان" راست افراطی در هر دوسوی اقیانوس آتلانتیک بود به گونه تعیین کننده ای تضعیف شده، یک موفقیت برای چپ بین المللی است.
محاکمه ۶۸ تن از رهبران و فعالان فجر طلایی به اتهام جرایم مختلف و تشکیل یک سازمان تبهکاری پی گرفته می شود و در پاییز رای صادر خواهد شد. به همین ترتیب ائتلاف ضد فاشیست "کیفرفا" (Keerfa) و دیگر ابتکارات ضد فاشیستی و ضد راسیستی فعالیتهای خود را ادامه خواهند داد.

"برقراری نظم و قانون با مشت محکم"
این یک نبرد جبهه ای مهم علیه دولت "نو-دمکراتها" خواهد بود. چرا که میتسوتاکیس که از سوی رسانه های اقتصادی بین المللی به عنوان "یک رهبر لیبرال اصلاح طلب" معرفی می شود، وعده داده با مشت محکم "نظم و قانون" را برقرار خواهد کرد و دست زدن به تدابیر نژادپرستانه بیشتر علیه مهاجران را اعلام کرده است.
پیرامون اختلاف بر سر نام همسایه شمالی یونان، مقدونیه، او چشمک بدخواهانه ای به ناسیونال شوینیستهای راست زد. این یک دلیل کسب آرای راستها از سوی حزب میتسوتاکیس بود (باوجود آنکه یک حزب ملی گرای جدید، "راه حل یونانی" (Elliniki Lisi)، هم بیش از ۳درصد رای به دست آورد).

درسهایی از یک تجربه تلخ (تصویر3)
ضرورت صراحت چپ در مورد مسائل ضد نژادپرستی، انترناسیونالیسم و ضد امپریالیسم درس این تجربه تلخ است. و سیریزا در هر سه پهنه به گونه تماشایی شکست خورد.
افزوده بر این، لازم است که به مسائل استراتژیک بزرگ بازگردیم. سیریزا استراتژی یک دولت چپ را دنبال می کرد، بدون آنکه به مبارزه علیه سرمایه داری یونانی و اروپایی بپردازد و جدایی از قدرت دولتی در یونان و نیروهای کمکی آن در اتحادیه اروپا را عملی سازد.
این مساله خود را در سال ۲۰۱۵ به روشنی به نمایش گذاشت. فعالان سیریزا به گونه قوی در مبارزات گسترده اجتماعی علیه سیاست ریاضتی شرکت داشتند، اما از سال ۲۰۱۲ رهبری به طور فزاینده محافظه کار شده سیریزا، این مبارزات را در بهترین حالت به مثابه تبلیغی برای حزب و در بدترین حالت به عنوان عاملی مزاحم و منحرف کننده از "سیاست صحیح" یعنی، تمرکز بر انتخابات پارلمانی می دید.
تحت دولت سیریزا نیز مبارزات اجتماعی وجود داشت، اما ادعای اعلام شده مبنی بر "استراتژی دوگانه" چپ (پیشبرد سیاست دولت چپ بر پایه بسیج مردم) به مرحله عمل نرسید. چرا که بسیج توده – همچون کمپین همه پرسی چهار سال پیش - نیازمند جدایی بی درنگ و نه یک وقت دیگر که توسط استراتژها تعیین شده، از حکمرانی متعارف و بریدن بند نافی است که سرمایه یونانی را به اتحادیه اروپا و واحد پول اروپایی پیوند داده است.

مبارزات جدید
این موضوعات در مبارزه علیه دولت جدید میتسوتاکیس دوباره مطرح خواهد شد، زیرا سیستم سیاسی یونان به ثبات پیش از بحران خود باز نخواهد گشت.
در ماه های آینده فرصتی برای حذف گزینه بسیار خطرناک نئونازیها تا آینده ای قابل پیش بینی از معادله سیاسی وجود خواهد داشت.
فعالان چپ رادیکال همچنین فرصت پیدا خواهند کرد همراه با رای دهندگان به سیریزا که به صف اپوزسیون پیوسته اند، به مبارزه ای مشترک برخیزند. در این راستا لازم است که همبسته اما شفاف و روشن در باره اشتباهات صورت گرفته بحث شود و اینکه چگونه این بار می شود بهتر عمل کرد.


منبع: نبردخلق شماره 414، سه شنبه اول مرداد 1398ـ 23 ژوئیه 2019