اوجلان:کردها نیازی به تشکیل دولت مستقل ندارند! - بهرام رحمانی

کردها نیازی به تشکیل دولت مستقل ندارند!

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
آن‌که حقیقت را نمی‌داند نادان است،
آن‌که حقیقت را می‌داند ولی انکار می‌کند تبه‌کار است.
«برتولت برشت»

وکلای عبدالله اوجالان روز پنج‌شنبه 17 مرداد در بیانیه‌ای گفتند رهبر زندانی حزب کارگران کردستان ترکیه‌(پ.ک.ک)، آماده یافتن راه‌حلی برای بحران کردستان است و می‌تواند درگیری‌های نظامی بین نیروهای ترکیه و گریلاهای پ.ک.ک را ظرف یک هفته متوقف کند.
ممنوعیت ملاقات برای عبدالله اوجالان که از سال 2011 به اجرا گذاشته شد در ماه مه امسال لغو و وکلای او برای اولین بار پس از هشت سال توانستند با او ملاقات کنند. وکلای اوجالان در بیانیه‌ای اعلام کردند که توانسته‌اند یک‌بار دیگر با وی ملاقات کنند.
طبق این بیانیه، رفیق اوجالان در دیدار با وکلایش گفته که کردهای ترکیه به یک دولت مستقل در چارچوب فعلی کشور ترکیه و مناسبات تاریخی ترک‌ها و کردها نیازی ندارند.
در این بیانیه به‌نقل از اوجالان، گفته شده است: «تلاش من این است که فضایی برای کردها باز کنم. بیایید مشکل کردستان را حل کنم. به‌خود کاملا اطمینان دارم و برای رسیدن به یک راه‌حل آماده‌ام. ولی حکومت باید کارهایی را که ضروری است انجام دهد.»
پس از چند سال مذاکرات صلح آتش در سال 2015، از سوی دولت شکسته شد و از آن زمان مناطق کردنشین ترکیه شاهد حملات سیستماتیک و مداوم ارتش و سایر نیروهای امنیتی ترکیه بوده است.
عبدالله اوجالان در مذاکرات صلح قبلی، نقش بسیار مهمی ایفا کرده بود.
با اعلام این بیانیه اوجالان، برخی رسانه‌های ترکی، کردی، فارسی و عرب زبان منطقه و هم‌چنین برخی احزاب چپ و کردی ایرانی، با واژه‌هایی هم‌چون «خائن به ملت کرد»، «ناسیونالیست»، «عشیره‌ای» و غیره علیه وی سمپاشی کردند. در حالی که هیچ‌کدام از این واژه‌ها، به معنای واقعی درباره مواضع و شخصیت وی صدق نمی‌کنند.



بر اساس اطلاعاتی که توسط وکلای اوجالان و رسانه‌های ترکی و کردی و فارسی منتشر شده، در پیام جدید اوجالان چند نکته وجود دارد که برخی از جریانات و رسانه‌ها، این نکات را جدید تلقی کرده‌اند و از این‌رو، وی را مورد انتقاد شدید قرار داده‌اند. در حالی که تمام این نکات در چند سال اخیر بارها مورد تاکید اوجالان قرار گرفته‌اند. به‌ویژه به این موضع اوجالان که گفته است: «کردها نیازی به تشکیل دولت مستقل ندارند.»، گرایشات ناسیونالیستی کرد منطقه و برخی احزاب چپ ایرانی، شدیدا به او تاخته‌اند بدون این که توجهی به افکار اعلام شده وی در دو دهه گذشته توجه داشته باشند و یا اهمیتی به موقعیت او به‌عنوان یک زندانی سیاسی ایزوله و در عین حال شده بدهند.
این هم‌آوایی چپ و راست بر علیه مواضع اوجالان، ناشی از ملت‌گرایی و دولت‌گرایی آن‌هاست!
بگذارید این چند نکته از پیام اخیر «آپو» را با هم مورد بحث و بررسی قرار دهیم:
1- کردها نیازی به تشکیل دولت مستقل ندارند.
2- تلاش می‌کنم جایی برای کردها باز کنم.
3- بیایید معضل کردها را حل کنیم. من در عرض یک هفته زمینه و احتمال تداوم درگیری‌ها را از میان بر می‌دارم من می‌توانم حل کنم. من به خودم اطمینان دارم. اما دولت و ذهنیت دولت نیز باید اقدامات لازم را انجام دهد.
حال بگذارید به بررسی سوابق این مواضع اوجالان بپردازیم:
- در سال 1998، فشارهای ترکیه بر سوریه و برخی تغییرات موازنات سیاسی در منطقه، دولت حافظ اسد رییس‌جمهور وقت سوریه از اوجالان خواست که سوریه را به مقصد هر کشوری که خودش می‌خواهد، ترک کند. معاونین و مشاورین اوجالان، به دنبال آن بودند که در یک کشور اروپایی برای او، اقامت بگیرند. اما فشارهای ترکیه و لابی‌های دیپلماتیک این کشور و دولت‌های هم‌پیمان غربی‌اش، باعث شد که هیچ کشوری حاضر به پذیرش اوجالان نباشد.
نخستین کشوری که درخواست اوجالان را رد کرد، یونان بود. همان کشوری که در دهه‌های متمادی، با دولت ترکیه مناقشه داشته به‌ویژه بر سر تقسیم قبرس.
کلینتون رییس‌جمهور وقت آمریکا نیز نمی‌خواست که بین ترکیه و یونان به‌عنوان دو کشور عضو ناتو، به‌خاطر رهبر پ.ک.ک، اختلاف ایجاد شود و به همین خاطر از یونان خواست عذر مهمان را بخواهند.
روسیه نیز نخواست برایش جایی دست و پا کند و مذاکرات ادوارد شواردنادزه وزیر وقت امور خارجه شوروی و سفر او به ترکیه، منجر به آن شد که اوجالان مجبور به ترک روسیه شود.
در سفر به ایتالیا، این انتظار وجود داشت که رهبر پ.ک.ک، با حمایت سازمان‌های سوسیالیستی و نهادهای مدافع حق پناهندگی سیاسی، در آن‌جا پذیرفته شود. در زمانی که صدها نفر از کردها به هواداری از او در مقابل هتل شعار سر می‌دادند، وی در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌ها اعلام کرد: از آنکارا به کردستان رفتیم و حزب تشکیل دادیم. از ترکیه به سوریه رفتیم و ارتش تشکیل شد و حالا از خاورمیانه به اروپا آمده‌ایم و دولت تشکیل می‌دهیم.
اشاره اوجالان در این جملات، مراحل تاریخی شکل‌گیری پ.ک.ک بود که حلقه دانشجویی تشکیل‌دهنده آن از آنکارا به جنوب شرقی ترکیه رفته و در سال 1978 در یکی از روستاهای پیرامون دیاربکر، پ.ک.ک را تشکیل داد و هم‌چنین پس از خروج او همراهانش از ترکیه به سوی سوریه و لبنان در سال 1984، شاخه نظامی پ.ک.ک را تاسیس کردند. وی تلاش کرد بگوید که در فاز بعدی و پس از خروج از سوریه و سفر به اروپا، به‌دنبال تشکیل دولت است.
در آن دوره نیروهای چپ در رابطه با رفع ستم ملی، شعارشان حق تعیین سرنوشت تا سرحد جدایی بود. هنوز هم نیروهای چپ ایرانی همین شعار را سر می‌دهند؛ شعاری که جوهر گرایش ناسیونالیسم و ملت‌گرایی و دولت‌گرایی را در بطن خود دارد.
روشن است که اوجالان نیز در آن دوره با دیدگاه مارکسیستی – لنینیستی خود به فکر تشکیل دولت بوده، اما بعدها مواضع خود را تکامل داده و با رد قاطع و محکم «دولت - ملت»، جامعه‌گرایی و طبیعت‌گرایی در مقابل جوامع قرار داده است.
به این ترتیب، حدود دو دهه است که اوجالان بر این مواضع خود پافشاری می‌کند و در تمام کنفرانس‌ها و کنگره‌های پ.ک.ک نیز بر این موضوع صحه گذاشته شده که این حزب به‌دنبال تاسیس یک دولت نیست. طبیعی‌ست که خلق کرد به‌همراه سایر خلق‌های منطقه، به مطالبات سیاسی، حقوقیريا، فرهنگی و دموکراتیک خود دست پیدا کند و نیازی به تشکیل دولت مستقل کردی ندارد. اساسا بحث بر سر رد فلسفه «دولت - ملت» است. سیاستی که حدود هشت سال است در روژاوا تجربه شده و عملا نتایج مثبت آن نیز در مقابل ماست.
بنابراین در سالیان اخیر، نیروهایی که افکار اوجالان را پذیرفته‌اند بارها نشان داده‌اند که اساسا به‌دنبال دولت کردی نیستند، بلکه می‌خواهند در ساختار سیاسی و قدرت سراسری ترکیه در فضایی آزاد، برابر و دموکرایتک سهم و نقش مستقیم خود را ایفا کنند.
اولا از دیروز تا به امروز، در صفوف و رده‌های مختلف سیاسی - نظامی پ.ک.ک غیرکردها هم کم نیستند. در عین حال در شرایط نوینی که پس از مذاکرات سال 2013 میلادی فراهم شد، دولت اجبارا عقب‌نشینی‌هایی در مقابل مطالبات مردم کرد انجام داد اما این عقب‌نشینی نه استراتژیک، بلکه یک عقب‌نشینی تاکتیکی بود که هدف اصلی‌اش خلع سلاح کردن پ.ک.ک بود اما هم اوجالان و هم رهبران پ.ک.ک خیلی تیزهوش‌تر و هوشیارتر از آن بودند و هستند که به راحتی اسلحه را زمین بگذارند و با دست خالی به قتل‌گاه حکومت مذهبی - فاشیستی ترکیه بروند.
دوم این که اوجالان، همواره تلاش کرده است تا در هر شرایطی، جایی برای خلق کرد باز کند. پیداست که منظور او تاکید بر مطالبات دمکراتیک مردم کرد در چهارچوب جامعه ترکیه است و نه جدایی از آن. در عین حال جواب او به کسانی است که همواره پ.ک.ک و مردم کرد را تجزیه‌طلب معرفی می‌کنند. چرا که همین حالا هم کردها در ساختار سیاسی و حاکمیت ترکیه، صاحب حزب هستند و نهادهای مدنی کردی در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی مختلف فعالیت می‌کنند و به‌ویژه از مجموع 550 کرسی پارلمان ترکیه، 60 کرسی در اختیار حزب دموکراتیک خلق‌ها‌(ه.د.پ) است که مستقیما از سیاست‌های اوجالان تبعیت می‌کند.
سوم این که رهبر زندانی پ.ک.ک اعلام کرده که می‌تواند در عرض یک هفته تمام زمینه‌های تداوم درگیری بین شاخه نظامی پ.ک.ک و ارتش ترکیه را از میان بردارد و هم‌چنین اعلام کرده که به خودش اطمینان دارد و می‌تواند معضل کردها را حل کند. اما به‌شرطی که دولت نیز اقدامات لازم را انجام دهد.
این بند از سخنان اوجالان، هر چند قابل تعمق است اما در مذاکرات قبلی، اوجالان این موقعیت و اتوریته و تاثیر خود را عملا نشان داده بود. در جریان مذاکرات صلح در جریان پایان دادن به فعالیت‌های مسلحانه و چندین موضوع دیگر در سال 2014 میلادی، سران پ.ک.ک بارها نشان داده‌اند که حاضرند گفته‌های اوجالان را سرلوحه اهداف خود قرار دهند. هر چند که در این مورد احتمال دارد در آینده اختلاف نظرهایی نیز بین رهبری پ.ک.ک به‌وجود آید.
بدون شک در جریان تداوم درگیری‌های تازه بین نظامیان ترکیه و پ.ک.ک، دولت ترکیه و نهادهایی که سودها و رانت‌های خود را در تداوم جنگ و ناآرامی می‌بینند و به‌دنبال آن هستند که زمینه‌های درگیری را تقویت کنند و دولت، ارتش، پلیس مخفی و رییس جمهور نیز بخشی از این ماجراست.

در سال‌های اخیر، رجب طیب اردوغان و حزبش، تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا جامعه ترکیه را اسلامیزه کنند و جامعه سکولار ترکیه را با ایدئولوژی اخوان‌المسلمینی و نئوعثمانی‌گری خود، سازمان‌دهی کنند.
در ترکیه امروز، بیش از 85 هزار مسجد فعال وجود دارد؛ یعنی به‌طور میانگین برای هر 350 شهروند یک مسجد. به این آمار باید ده‌ها مدرسه دینی تحت کنترل دولت یا سازمان‌های غیردولتی را نیز بیافزاییم که شاهدی است بر تلاش دولت ترکیه برای گسترش اسلام‌گرایی در این کشور. به تازگی ترکیه یک دانشگاه اسلامی در استانبول تاسیس شده که انتظار دارند رقیبی برای دانشگاه الازهر در تعلیم و تفسیر قرائت‌های مطلوب اسلامی گردد.
مواجهه اسلام‌گرایی و کمالیزم با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 هم‌زمان است اما در نگاه تاریخی هیچ‌گاه پس از فروپاشی عثمانی، جامعه مدرن ترکیه و جنبش‌ها با ایده‌های اسلام‌گرایانه همراه نبوده است.
در سال 1987 و تاسیس نخستین حزب اسلامی ترکیه که راه را برای رقابت‌های سیاسی با احزاب سکولار باز کرد و کم‌تر از دو دهه طول کشید تا برتری یافتن اسلام‌گرایان در سیستم دموکراتیک ترکیه قطعیت یابد.
اکنون پس از حدود 17 سال حاکمیت حزب عدالت و توسعه اسلامی به رهبری رحب طیب اردوغان، تاکنون ارتش نیز این نقش را برای حزب عدالت و توسعه به‌رسمیت شناخته است.
چالش دوم داخلی ترکیه که بر سیاست خارجی آن نیز سایه افکنده چندین دهه مناقشه کردها و دولت مرکزی است که باید جایگاهش را نه در میان ناسیونالیسم و اسلامی، بلکه باید در یک فضای دموکراتیک بدون توجه به ملیت و مذهب پیدا کند. حقیقتا این مسئله را عبدالله اوجالان به‌خوبی درک کرده است.



اکنون سیاست‌های اقتصادی حزب اسلامی عدالت و توسعه و رهبرش اردوغان، ضربه شدیدی به اقتصادی ترکیه وارد کرده به‌طوری که سخت به درآمدهای توریستی و نقش ترانزیتی آن میان منابع انرژی و بازارهای اروپایی وابسته است. در سال‌های اخیر نیز کشمکش بین دولت ترکیه و آمریکا، این بحران ترکیه را عمیق‌تر کرده است.
رقابت‌های هم‌زمان دولت ترکیه با کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا، حاشیه امن ترکیه را به‌شدت ناامن کرده است. با این توجهات، نئوعثمانی‌گری، به‌عنوان جاه‌طلبی‌های اردوغان، اعتبار ترکیه را یک‌سره بر باد داده است.
سنگین‌ترین اتهامی که از اغاز جنگ داخلی سوریه از هشت سال پیش، متوجه ترکیه به‌ویژه خانواده خود اردوغان وارد شده این است که دولت این کشور، در طول مرز نهصد کیلومتری خود و سوریه، تسهیلاتی برای رفت‌و‌آمد و تردد گروه‌های ترویستی به‌ویژه گروه تبه‌کار اسلامی «داعش» فراهم نموده است و طرح این بحث نیز به‌خودی خود بارها با واکنش‌های متفاوت مقامات ترکیه روبه‌رو شده است. پسر اردوغان بلال اردوغان رابط بسیار نزدیک با سران داعش داشته و نفت آن‌ها ارزان می‌خرید و با قیمت بسیار بالایی به کشورهای اروپایی می‌فروخت.
خانواده اردوغان و برخی وزرای دولت وقت او، هم‌چنین در دوره تحریم‌های چند سال پیش ایران، در همکاری با رضا ضراب و بابک زنجانی، میلیون‌ها دلار رشوه گرفته بودند.
مسئولین ترکیه دست‌کم بارها اقرار کرده‌اند که نمی‌توانند ادعا کنند که بر مرز نهصد کیلومتری خود اشراف کامل دارند و در مقابل، منتقدین نیز معتقدند که عدم اشراف ترکیه بر مرز سوریه، نه از سر بی‌امکاناتی و مشکلات نظامی و امنیتی و تجهیزاتی، بلکه از سر عمد و به نشانه حمایت از داعشی‌ها ودریافت بسیار ارزان نفت آن بوده است!
اما برخی نهادهای سیاسی و رسانه‌ای مستقل ترکیه و حزب دموکراتیک خلق‌ها، برای تحت فشار قرار دادن دولت ترکیه در دو حوزه مذاکرات صلح و کمک به کوبانی، به‌شکلی گسترده بر موضوع حمایت ترکیه از داعش تاکید کرده و موج تبلیغاتی آنان و فراخواندن مردم به خیابان‌ها، موجب کشته شدن 35 شهروند کرد ترکیه، تخریب یک هزار و دویست بنای دولتی از جمله دویست و بیست مدرسه و به آتش کشیدن شدن بیش از یک هزار و یک صد دستگاه خودرو شد.
این اعتراضات که 35 استان ترکیه را در برگرفت، هزاران نفر را روانه زندان‌ها کرد، موجب واکنش تند مقامات ترکیه و به‌خطر افتادن مذاکرات صلح شد با این حال،دولت ترکیه حاضر نشد در این خصوص به نفع کردها و صراحتا بر علیه داعش موضع بگیرد.
واقعیت این است که هیچ‌کدام از کنوانسیون‌های حقوق و سیاست بین‌الملل، به ترکیه اجازه نمی‌دهند که نیروهای مسلح خود را به سوریه و روژآوا بفرستند و مناطقی را اشغال کنند؛ متاسفانه اما اوضاع کنونی جهانی و منطقه، چنین گستاخی را به سران دولت ترکیه داده است.
حتی پس از رفع بحران‌های سوریه و عراق، باید در انتظار رقابت‌های سرسختانه‌ای میان ترکیه با سایر قدرت‌های رقیب منطقه به‌ویژه عربستان، مصر و اسرائیل و... خواهد ماند. در صورتی که ظهور اسلام سیاسی ضدغربی و نزدیکی به روسیه، هم‌چنان در مرکز ثقل سیاست‌های ترکیه جا خوش کند، عدم حمایت غرب از ترکیه در این رقابت‌ها قطعی خواهد بود.

در چنین شرایطی، با نگاهی به تاریخ دهه‌های اخیر تحولات ترکیه، شاهد حضور افراد و سازمان‌های بسیاری در صحنه‌گردانی قدرت این کشور بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها فارغ از هر دید و نگاه مثبت و منفی به آن، عبدالله اوجالان و حزب کارگران کردستان‌(P.K.K) است، که در میانه دهه هفتاد میلادی این حزب و متعاقب آن بنیان‌گذارش خود را در تاریخ معاصر وارد عرصه سیاسی ترکیه کردند و تا کنون نیز با شدت و ضعف در ادوار مختلف به فعالیت‌شان ادامه داده‌اند. این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد که بدانیم که جایگاه و تاثیر عبدالله اوجالان که با جهان‌بینی مارکسیستی، فعالیت خود را آغاز کرد، و در 1984 دست به سلاح و مبارزه مسلحانه برد و به مدت 15 سال، یعنی تا سال 1999 میلادی زمانی که «بولنت اجویت» نخست وزیر وقت ترکیه خبر بازداشت وی را اعلام کرد، اکنون نیز تاثیر اوجالان بر شرایط موجود ترکیه، غیرقابل انکار است. شرایطی که دولت آنکارا امیدوار بود با دستگیری رهبر «P.K.K» و بایکوت خبری او طومار میلیشیای تحت هدایت وی را جمع کرده و حزبش را از دست یافتن به اهداف خود باز دارد و در نتیجه، نقطه پایانی بر تاریخ آن بگذارد. در چند سال اخیر نیز اردوغان برای حل مشکلات، دوباره میلیتاریسم سابق را با شدت بیش‌تری به کار برده، تا شاید جمعیت نزدیک به 25 تا 30 میلیونی مردم کرد و پ.ک.ک و اوجالان را مرعوب سازد.
در بستر وضعیت ترکیه بعد از کودتای «ساختگی» 15 ژوئیه 2016 و هم‌چنین تغییر رویکرد دولت ترکیه به مسئله کردها با اقداماتی مانند حمله به دفاتر حزب دموکراتیک خلق‌ها، دستگیری رهبران آن چون دمیرتاش و فیگن یوکسگداغ و درخواست احکام سنگین برای آن‌ها، جایگاه اوجالان نه تنها سست نشده، بلکه محکم‌تر هم شده است. بنابراین اوجالان برای حزب عدالت و توسعه و در راس آن خود رجب طیب اردوغان، راه‌حل آن مشکلات است.
در طول دهه‌های پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول در 1918 میلادی و تشکیل جمهوری نوین ترکیه‌(در سال 1923)، شخصیت‌ها، احزاب و سازمان‌های زیادی از میان کردهای ترکیه برخاستند اما عبدالله اوجالان و P.K.K با آن‌ها تفاوت اساسی دارند.
با تغییر روند فکری عبدالله اوجالان، باز هم جایگاه اجتماعی آن را از بیانیه‌ها و هم‌چنین مطالعات کتاب‌هایش می‌توان مشاهده کرد و به پررنگ شدن نقش و جایگاهش در تحولات آینده ترکیه می‌توان نظر داشت.
اردوغان تسویه حساب‌هایی با فتح‌الله گولن دارد که با مسئله فساد مالی بلال اردوغان‌(پسر اردوغان) به اوج خود رسید و کودتای 15 ژوئیه این فرصت را به او داد تا بعد از تسویه حساب با گولنی‌ها، پ.ک.ک، حزب دموکراتیک خلق‌ها و سایرمخالفین‌‌اش، آینده اقتدار خود را تضمین کند. اما میراث تاکنونی اردوغان، جز دیکتاتوری، تفرقه و جنگ‌های خونین و اشغال‌گری چیز دیگری نبوده است.
با توجه به زندگی سیاسی و سابقه مبارزاتی عبدالله اوجالان و جایگاهش تا به امروز، برجسته بوده است هر چند که طبیعی‌ست او هم مانند همه سیاست‌مداران در تاریخ، لغزش‌ها و خطاهایی دارد. اما با این وجود، به‌خصوص باید موقعیت ویژه او را در زندان و آن‌هم در دو دهه طولانی، نباید فراموش کرد. یعنی باید تاکید کرد قضاوت‌ها درباره کسی که آزادی عمل ندارد و در زندان است کار آسانی نیست.
پس می‌توان گفت آینده ترکیه به‌ویژه مردم کرد این کشور، بدون عبدالله اوجالان متصور نیست. از آن سو هم دمیرتاش و تجربه حزب دموکراتیک خلق‌ها‌( H.D.P) و هم‌چنین پ.ک.ک نشان می‌دهند کردها برنامه سیاسی براساس اصول دمکراتیک برای احقاق حقوق انسانی، اجتماعی و سیاسی خود دارند که با آرمان‌گرایی رادیکالیسم نیز گره خورده است. موج سواری اردوغان و حزب عدالت و توسعه و در نهایت سوء‌استفاده برای قدرت‌طلبی بیش‌تر آنان، حاصل شرایطی است که امروز ترکیه بدان گرفتار است.
در واقع تمامی حکومت‌های سرمایه‌داری این منطقه، نه تنها مردم کرد، بلکه همه مردم خود را سرکوب و استثمار می‌کنند. بنابراین به نفع کارگران سرتاسر خاورمیانه است که طبقات حاکم خود را سرنگون کنند و در چارچوب کنفدراسیون مستقیم دموکراتیک و شورایی با همدیگر روابط دوستانه و مسالمت‌آمیز برقرار کنند. در چنین روندی، افکار و تئوری‌های اوجالان، ابعاد منطقه‌ای پیدا کرده است.
نظریه‌ «کنفدرالیسم دموکراتیک»، در سطح نظری قائل به برساختن دموکراسی مشارکتی و و مستقیم و تصمیم‌گیری از سطوح پایین با مشارکت تمامی طیف‌های سیاسی، اجتماعی، یا جنسیتی در سطح جامعه است.
شوراهای محلات به‌طور افقی سازمان‌دهی می‌شوند و از تمرکزگرایی دولتی پرهیز می‌کنند. در این نظریه تاکید اساسی بر تصمیم‌گیری از پایین است و نه از سطوح بالا. این ساختار جدید که اکولوژی و فمینیسم دو پایه‌ محوری آن هستند، متضمن ایجاد یک بدیل اقتصادی متفاوت از شیوه‌ تولید سرمایه‌داری است. مسئله اساسی دیگر در این جوامعِ بدیل، مسئله حق دفاع از خود است که به باور اوجالان جوامعی که اولویتی برای این حق قائل نیستند محکوم به زوال و نابودی‌اند.
اوجالان معتقد است که با این طرح و در چشم‌اندازی طولانی‌مدت ساختار دولت - ملت و سازوکار دولتی زوال می‌یابد. او این نظریه را تنها مختص به کردستان یا یکی از پارچه‌های آن، مثلا تنها در باکور‌(کردستان ترکیه) یا روژاوا نمی‌داند و به عقیده وی، می‌تواند در بلندمدت قابلیت گسترش به تمامی چهار پارچه‌ کردستان و نهایتا خاورمیانه را داشته باشد. اوجالان هم‌چنین این نظریه را یک بدیل جدی برای تمامیت شیوه‌ تولید سرمایه‌داری و سرمایه‌داری جهانی می‌داند. به‌نظر وی:
«همان‌طور که تاکید عمده‌ کنفدرالیسم دموکراتیک در سطح محلی است، سازمان‌دهی جهانی کنفدرالیسم از دستور کار حذف نشده‌ است. برعکس، ما باید یک پلاتفرم از جوامع مدنی ملی را برگزینیم، اجتماع متصل‌شده‌ای که به‌عنوان بدیلی در مقابل سازمان ملل‌(متشکل از دولت - ملت‌ها) تحت کنترل قدرت‌های بزرگ، ایجاد شود. به‌این شیوه شاید ما تصمیمات بهتری از منظر صلح، محیط زیست، عدالت و توسعه در سطح جهان بگیریم.»

اما جواب دولت ترکیه به این مواضع به‌غایت انسانی، آزادی‌خواهانه، برابری‌طلبانه، عدالت‌جویانه و دموکراتیک اوجالان، جنگ جنگ و سرکوب زندان است.
درگیری طولانی‌مدت دولت ترکیه با پ.ک.ک، منجر به تلفات انسانی و خسارات مادی فراوانی شده و کارشناسان سیاسی و امنیتی بر این باورند که اگر ترکیه در 40 سال اخیر، به جنگ‌طلبی متوسل نمی‌شد، هم‌اکنون از لحاظ اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک، در وضعیت متفاوتی به‌سر می‌برد.
بر اساس برخی آمارها و گزارش‌هایی که از سوی مقامات سیاسی و امنیتی ترکیه منتشر شده در چهار دهه اخیر و در نتیجه درگیری‌های مداوم با پ.ک.ک، دست‌کم 45 هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند٬ بیش از 200 هزار نفر مجروح شده‌اند، ده‌ها هزار نفر زندانی و صدها نفر شکنجه شده‌اند و یا در زیر شکنجه جان باخته‌اند.
بیش از 1200 روستا در مناطق کردنشین ترکیه به‌خاطر جنگ و درگیری تخلیه شده و ساکنین آن‌ها و هم‌چنین اهالی بسیاری از مناطق کردنشین به استانبول و استان‌های دیگر رفته‌اند و هم اکنون بالغ بر 4 میلیون نفر از جمعیت استانبول را کردها تشکیل می‌دهند.
وزارت کشور ترکیه، اقرار کرده است که جنگ با پ.ک.ک در این چهار دهه، بین 230 تا 260 میلیارد دلار خسارت بر دست این کشور گذاشته و این رقم برای کشوری که فاقد منابع زیرزمینی است، معادل مبلغ کلانی است که می‌توانست بودجه مورد نیاز توسعه همه‌جانبه ترکیه را به‌مدت 7 سال تمام تامین کند.
در سال‌های اخیر، ارتش ترکیه با پهبادها، فانتوم‌ها، توپ و تانک‌های خود پ.ک.ک مورد تهاجم دایمی خود قرار داده است. هم‌چنین از ابزار ترور نیز برای حذف فیزیکی کادرها پ.ک.ک غافل نبوده است. دولت ترکیه، هم‌چنین حدود یک سال و نیم پیش، ارتش ترکیه و گروه‌های تروریستی سوری همراهش در عفرین بزرگ‌ترین فاجعه انسانی را آفریدند و این کانتون روژآوا را به اشغال نظامی خود درآوردند و دست به کشتار مردم زدند و اموال‌شان را نیز غارت کردند.
بنا به داده‌های سازمان ملل متحد در عفرین 137 هزار نفر مجبور به کوچ اجباری شدند، برطبق گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر سوریه این رقم بیش از 350 هزار نفر می‌باشد. به گفته‌ نهادهای بین‌المللی حقوق بشر نیز در عفرین سرچشمه‌های حیات، درختهای زیتون به آتش کشیده می‌شوند. کردها به اجبار از خانه و کاشانه‌شان بیرون رانده می‌شوند و خانه و دارایی‌های آنان را به عرب‌ها می‌دهند. افزون بر این‌که اردوغان می‌گوید که عفرین نه شهر کردهاست، بلکه متعلق به عرب‌هاست.
اکنون اردوغان می‌خواهد پناه‌جویان عرب سوریه‌ای که در شرق فرات پناهنده هستند را نیز وادار به کوچ کند. زیرا دیگر کسی نمی‌گوید: «پناهندگان سوریه‌ای خوش آمدید»؛ بنابراین اردوغان برای پناهندگانی که در ترکیه هستند و شمارشان بیش از سه میلیون نفر است به‌دنبال مکانی تازه است. اگر این پناهندگان در خط مرزی ساکن گردند هم‌زمان به دو هدفش خواهد رسید؛ هم تعداد پناهندگان کم خواهد شد، هم شاید حاکمیت کردها در شمال سوریه به پایان خواهد رسید.
در واقع دولت ترکیه، در پی پاک‌سازی اتنیکی که با اجبار به کوچ کردن مردم و تغییر محل سکونت‌شان است تکرار تاریخ ژنوساید ارامنه، کوچاندن دو میلیون نفر مابین ترکیه - یونان و وقایع زمان اشغال قبرس است.

اکنون نیز مولود چاوش‌اوغلو، وزیر خارجه ترکیه از قصد این کشور برای «پاک‌سازی شبه‌نظامیان کرد» از شرق رود فرات خبر داده است.
وزیر خارجه ترکیه، گفته که «ارتش این کشور همان‌طور که عفرین و جرابلس را از حضور نیروهای شاخه‌های نظامی اتحاد دموکراتیک کرد و حزب کارگران کردستان پاک‌سازی کرد، به هر قیمتی آن‌ها را از حاشیه شرقی رود فرات نیز بیرون خواهد راند.»
چاوش‌اوغلو که به بهانه تبریک عید قربان در زادگاهش آنتالیا سخن می‌گفت، تاکید کرد که ترکیه این بار به ایالات متحده اجازه نخواهد داد که روند عملیات در شرق فرات را مانند آن‌چه در منجیب رخ داد، متوقف کند.
وزیر خارجه ترکیه افزود: «آمریکا نقش خود را در نقشه راهی که به‌طور مشترک با این کشور تدوین کرده بودیم، ایفا نکرده لذا ما با یا بدون این کشور نیز نسبت به پاک‌سازی شرق فرات اقدام خواهیم کرد.» ترکیه از سال 2016، و با انجام دو عملیات «فرات» و «شاخه زیتون» یگان‌ها مدافع خلق و نیروهای سوریه دموکراتیک را از عفرین و جرابلس عقب راند و ارتش اشغال‌گر خود و نیروهای تروریستی سوری را در این منطقه مستقر کرد از آن زمان تاکنون بر قصد خود برای اقدام مشابه در شرق فرات تاکید کرده است.
پیش‌تر رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه نیز اعلام کرده بود که ارتش کشورش عملیات در شرق فرات را به زودی آغاز خواهد کرد و این امر به اطلاع آمریکا و روسیه رسیده است.
متاسفانه آن نیروهای چپ و راستی که وقت و بی‌وقت به اوجالان و پ.ک.ک پرخاشگری می‌کنند اما هنگامی که به اشغال‌گری دولت و ارتش فاشیست و جنگ‌طلب ترکیه می‌رسند زبان‌شان بند می‌آید. اما مردم این دشمنان و دغل‌کاران را خوب می‌شناسند و کم‌ترین اهمیتی نیز به تبلیغات خصمانه و غیرواقعی آن‌ها نمی‌دهند.

زندگی و سرنوشت سیاسی اوجالان، شباهت زیادی به زندگی سیاسی نلسون ماندلا در زندان دارد. ماندلا نیز سال‌ها در یک جزیره زندانی بود.
يك بار نلسون ماندلا درباره 27 سال دوران زندان خود گفته بود: «انگاری به يك تعطيلی 27 ساله رفته بودم»! تعبيری كه بيان‌گر شوخ‌طبعی و طنز تلخ نخستين رييس جمهور سياه پوست آفريقای جنوبی است.
سال‌های زندان ماندلا در کشمکش دایمی با دولت نژادپرست آفریقای جنوبی، سرانجام به اقامت او در خانه‌ای نزديكی «كيپ تاون» تمام شد. در آن‌جا او راديو، تلويزيون و روزنامه داشت. به اضافه استخری برای شنا و ديدارهای زيادی كه هر روز با او صورت می‌گرفت. اما اين شرايط هرگز قابل مقايسه با شرايطی نيست كه او تقريبا 18 سال از حبس‌اش را در زندان «روبن» گذراند.
جزيره بدنام «‌روبن»‌ بين كيپ تاون و كوه تيبل واقع شده است. نام اين جزيره از سيل‌هايی گرفته شده است كه شهرت دارد در آن‌جا ازدحام می‌كنند. در زبان آلمانی به سيل، روبن گفته می‌شود. زندان روبن در همين جزيره واقع شده و تقريبا سه قرن پيش برای نگه‌داری جذامی‌ها ساخته شد. نخستين حرفی را كه نگهبانان اين زندان به اعضای كنگره ملی آفريقا هنگام ورودشان به آن‌جا داد زدند اين بود كه:‌ «‌اين‌جا همان جايی است كه شما در آن خواهيد مرد»
نلسون ماندلا، یکی از سیاست‌مدارانی بود که با گذشت زمان از احترام فوق‌العاده‌ای در سراسر جهان برخوردار بود. او کسی بود که رهبری مبارزه با حکومت نژادپرست‌(آپارتاید) را به‌عهده داشت.
نلسون ماندلا، که مدت 27 سال زندانی بود، سرانجام اولین رییس جمهوری سیاه‌پوست آفریقای جنوبی شد و نقش برجسته‌ای را در برقراری صلح و امنیت و آزادی در سایر مناقشات به‌عهده گرفت.
وی شخصی دوست داشتنی بود و با فروتنی و شوخ‌طبعی، پس از آن که در سال 1999 از ریاست جمهوری کشورش کناره‌گیری کرد، به صورت مشهورترین سفیر و نماینده آفریقای جنوبی درآمد. برای مقابله با بیماری ایدز و ویروس اچ آی وی، تلاش زیادی کرد و فعالیت‌های او بود که سبب شد آفریقای جنوبی به‌عنوان میزبان بازی‌های جام جهانی سال 2010 انتخاب شود.
وی هم‌چنین در مذاکرات صلح در جمهوری دموکراتیک کنگو، بروندی و سایر کشورهای جنوب آفریقا شرکت داشت.
نلسون ماندلا در سال 1918 متولد شد. نام اصلی او خولی ساسا- دادلیب هونگا، بود. محل تولدش دهکده کوچکی در شرق دماغه آفریقای جنوبی بود و پدرش از قبیله مادیبا بود. نام انگلیسی نلسون را یکی از معلم‌های دبستانش روی او گذاشت.
در سال 1943، نلسون ماندلا به‌عنوان یک فعال سیاسی به کنگره ملی آفریقا پیوست و بعد موسس و رییس شاخه جوانان این حزب شد.
در سال 1952، پروانه وکالت گرفت و با اولیور تامبو، که همکارش بود دفتر وکالت خود را در ژوهانسبورگ باز کرد. آن دو به اتفاق مبارزه علیه تبعیض نژادی را شروع کردند. سیستم آپارتاید توسط حزب ملی، که تمام اعضایش سفید پوست بودند و اکثریت سیاه پوست را سرکوب می کردند، پیاده شده بود.
در سال 1956، به نلسون ماندلا و 155 فعال دیگر کنگره ملی آفریقا اتهام خیانت زده شد ولی پس از محاکمه‌ای که چهار سال طول کشید، از آنان رفع اتهام شد.
پس از تصویب قانون جدیدی که به موجب آن محل کار و زندگی سیاه‌پوستان تعیین و به آنان تحمیل می‌شد، مبارزه علیه آپارتاید شدت یافت.
در سال 1960، کنگره ملی آفریقا غیرقانونی اعلام شد و نلسون ماندلا و سایر اعضای ارشد این سازمان به فعالیت‌های زیرزمینی روی آوردند. آن‌ها حتی به مبارزه مسلحانه برخاستند.
پس از ممنوع شدن فعاليت سياسی کنگره ملی آفريقا در سال 1960 نلسون ماندلا از جمله افرادی بود که طرفدار تاسيس يک بازوی مخفی و نظامی برای اين گروه بودند. رهبری کنگره ملی آفريقا در ماه ژوئن 1961 پيشنهاد نلسون ماندلا را بررسی کرده و تصميم گرفت که کسانی که طرفدار ايده ماندلا برای تاسيس شاخه نظامی و به کارگيری روش‌های رادیکال هستند، به او بپيوندند و رهبری اين سازمان مانع فعاليت آن‌ها نخواهد شد.
اين طرح سياسی به شکل‌گيری بخش نظامی کنگره ملی آفريقا منجر شد. در سال 1962 نلسون ماندلا دستگير و به پنج سال زندان در اردوگاه‌های کار اجباری محکوم شد. در سال 1963 زمانی که تعداد زيادی از رهبران کنگره ملی آفريقا و گروه شبه‌نظامی وابسته به آن بازداشت شدند نلسون ماندلا نيز در کنار آن‌ها در دادگاه به جرم توطئه برای سرنگونی حکومت آپارتايد محاکمه شد.
در همین سال، پس از آن‌که پلیس در جریان تظاهرات در شهرک سیاه‌پوست نشین شارپویل، 69 سیاه پوست را به‌ضرب گلوله کشت، مخالفت با آپارتاید تشدید یافت.
سرانجام ماندلا دستگیر شد و به جرم خراب‌کاری و تلاش برای سرنگون کردن دولت با توسل به خشونت، به زندان افتاد.
ماندلا دفاع از خودش را در دادگاه به‌عهده گرفت و از این فرصت برای دفاع از عقایدش در ارتباط با دموکراسی، آزادی و برابری صحبت کرد. او گفت ایده یک جامعه آزاد و دموکراتیک را محترم می‌شمارد و آرزویش این است که تمام مردم به اتفاق با مصالحه و با فرصت‌های یک‌سان زندگی کنند. وی افزود این آرزویی است که برای تحقق آن اگر لازم باشد حاضر است جانش را فدا کند.
در زمستان سال 1964، ماندلا به حبس ابد محکوم شد. هنگام فوت مادرش در سال 1968 و نیز پسر ارشدش که یک سال بعد در اثر تصادف اتومبیل کشته شد، به او اجازه شرکت در مراسم تدفین آنان داده نشد.
نلسون ماندلا مدت 18 سال را در زندان جزیره روبن گذراند و در سال 1982 به زندان پالسمور، در خاک اصلی آفریقای جنوبی منتقل شد.
در حالی که ماندلا و سایر رهبران کنگره ملی آفریقا در زندان یا تبعید به‌سر می‌بردند، جوانان شهرک‌های سیاه‌پوست نشین آفریقای جنوبی برای مبارزه با تبعیض نژادی هم‌چنان تلاش می‌کردند. تا قبل از سرکوبی این مبازرات، صدها نفر کشته و هزاران نفر مجروح شدند.
در سال 1980 اولیور تامبو، که در تبعید زندگی می‌کرد مبارزه بین‌المللی را برای آزادی نلسون ماندلا شروع کرد و در پی آن جامعه جهانی، تحریم‌هایی را علیه حکومت نژادپرست آفریقای جنوبی را که در سال 1967 به اجرا گذاشته بود تشدید کرد.
این فشارها نتیجه داد و در سال 1990 اف-دبلیو- دکلرک، رییس جمهوری وقت آفریقای جنوبی ممنوعیت کنگره ملی آفریقا را لغو کرد. ماندلا از زندان آزاد شد و مذاکره برای تشکیل اولین حکومت چند نژادی مبتنی بر دموکراسی، شروع شد.
در دسامبر 1993، ماندلا و دکلرک مشترکا جایزه صلح نوبل دریافت کردند. این اقدام مسئولان اهدای جایطه صلح نوبل، وقاحت این نهاد سرمایه‌داری را بیش از پیش به‌نمایش گذاشتند که جایزه خود را بین یک انسان آزادی‌خواه و زندانی سیاسی 27 ساله حکومت آپارتاید و رییس یک حکومت نژادپرست و آدم‌کش تقسیم کند؟
موقعيت سياسی و شهرت نلسون ماندلا در سال‌های زندان به مرور تحکيم شد. او تمام سال‌های زندان را وقف اهدافی کرد که در اغاز مبارزه سياسی برای خود تعيين کرده بود. در مجموع 27 سال را در زندان سپری کرد.
در 2 فوریه سال 1990، «فردریک دکلارک» رییس جمهور آفریقای جنوبی ممنوعیت فعالیت سیاسی 30 ساله علیه کنگره ملی آفریق را رفع و عفو عمومی اعلام کرد. ماندلا در 11 فوریه سال 1990 از زندان جزیره روبن پس از 27 سال آزاد شد. ماندلا وقتی آزاد شد 71 ساله بود. تمامی مردمان سیاه‌پوست و سفید پوست آفریقای جنوبی به‌خاطر آزادی وی خوشحالش شدند. وی نخستین رییس‌جمهور آفریقای جنوبی از طریق انتخابات دموکراتیک شد. و از سال 1994 الی 1999 رییس‌جمهور بود.
نلسون ماندلا جایزه صلح آتاترک را که دولت وقت ترکیه در سال 1992 درصدد اهدای آن به وی بود را رد کرد.
در وب‌سايت رسمي کنگره ملي آفريقا چنين آمده است: «بیانیه کنگره ملی آفریقا در خصوص اهدای جایزه آتاترک به نلسون ماندلا - کنگره ملی آفریقا از قصد دولت ترکیه برای اهدای رسمی جایزه آتاترک به نلسون ماندلا در تاریخ 19 می آگاه است. نلسون ماندلا تمام عمر خود را وقف دست‌یابی به دموکراسی، حقوق بشر و رهایی از خفقان کرده است. کنگره ملی آفریقا بدینوسیله مطلقن اعلام می کند که آقای ماندلا این جایزه را نپذیرفته است و برنامه‌ای هم برای دیدار از ترکیه ندارد.‌‌(صادر شده از اداره اطلاعات و تبلیغات مه 1992)
ماندلا در ژوئن سال 1999 پس از بازنشسته‌شدن، به‌عنوان مدافع حقوق بشر به فعالیت خود ادامه داد. وی در سن 95 سالگی درگذشت.
«آسا موسی»، وکیل مدافع نلسون ماندلا، خواستار تلاش بیش‌تر با هدف آزادی عبدالله اوجالان شد.
آسا موسی عضو کمیسیون بین‌المللی آزادی اوجالان، در مصاحبه با خبرگزاری فرات، 25 -09-1394، با بیان این‌که وضعیت اوجالان را از زمان ربودن وی در سال 1999 طی یک توطئه بین‌المللی را رسد می‌کند گفت: «ماندلا نیز همانند اوجالان که برای آزادی خلق خود مبارزه می‌کرد از سوی دستگاه‌های امنیتی بین‌المللی در جریان یک توطئه دستگیر و زندانی شد.»
وی هم‌چنین گفته است: «اوجالان نه تنها در راه آزادی خلق کرد، بلکه برای آزادی و دمکراسی در ترکیه و خاورمیانه مبارزه می‌کند واز من دعوت شد کە با اوجالان در زندانی امرالی دیدار کنم اما دولت ترکیه از دیدار من با اوجالان ممانعت کرد.»
این مدافع حقوق بشر و وکیل مدافع ماندلا در پایان، با اشاره به تلاش‌ها برای آزادی اوجالان افزود: «تلاش‌ها با هدف آزادی اوجالان باید افزایش یابد»؛ آسا موسی هم‌چنین در خصوص خودمدیریتی‌های مردمی در شهرهای کردستان بیان داشت کە بر اساس قوانین بین‌المللی، خودمدیریتی یک حق قانونی و مشروع است.»
آقای آسا موسی را در سال 2016 در کنفرانسی که در سلیمانیه برگزار شده بود ملاقات کردم. به‌نظرم وی انسانی دوست داشتنی و جدی و پیگیر بود. وی حدود دو سال پیش درگذشت.



بنا به گزارش فرات نیوز، شنبه بیست و سوم ژوئیه 2016، هیئتی از کنفرانس «صلح و ثبات در خاورمیانە با اندیشەهای عبداللە اوجالان» گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار در محور کرکوک را دیدار کردند. هیئت مهمان از سوی گریلاهای ه.پ.گ و یژاستار با فرماندهی «چیغدم دوغو» و »سلیم زیلان» مورد استقبال قرار گرفتند. پس از سان نظامی گریلاها، مهمانان بەایراد سخنرانی پرداختند.
آسا موسا از آفریقای جنوبی و از یاران نلسون ماندلا، در آغاز سخنان خود مراتب خوشحالی خود را از دیدار با گریلاهای کرد در این منطقە ابراز نمود و یادآوری کرد کە بەدفاع از حقوق کردها ادامە خواهد داد. نام‌بردە در بخش دیگری از سخنان خود دیدار هیئتی از کشورهای مختلف آفریقایی، آمریکایی، هندوستان، فلسطین و ... را مایە خوشحالی خود نامید. آسا موسا در ادامە سخنان خود بە کنفرانس سە روزە در شهر سلیمانی پرداخت و اعالم کرد کە از مبارزە کردها حمایت خواهد کرد و در بازگشت بەکشور خود اقدامات خود را برای برقراری صلح و آزادی اوجالان تسریع خواهند کرد.

بهرام رحمانی، از نویسندگان و فعالین اپوزیسیون ایران هم در سخنان خود یادآوری کرد: «دیدار با شما را برای خود مایە خوشبختی می‌بینم. پ.ک.ک در چهل سال گذشتە مبارزە برای آزادی و دفاع از ارزش‌های انسانی را به‌خوبی بەانجام رساندە است. پ.ک.ک با رهبری اوجالان نە تنها برای کردها، بلکە رهبری همە مبارزان در خاورمیانە و جهان را بر دوش گرفتەاند. آن‌ها بەنمایندگی از انسانیت مبارزە می‌کنند...»
...

شاید امروز مسیر زندگی و سرنوشت سیاسی ماندلا را اوجالان در حال طی کردن است!

شایان ذکر است که عبدالله اوجالان بدیل دولت در شکل تجربه شده‌اش را «کنفدرالیسم دمکراتیک» می‌نامد که دمکراسی بدون دولت و از پایین به بالا است که از طریق تشکیل شبکه‌ای از کمون‌ها و شوراهای مستقل اما مرتبط با هم تحقق می‌یابد. برخلاف ساختار سلسله مراتبی و مبتنی بر تفوق یکی بر دیگری در دولت- ملت‌ها، مسائل و امور محلی تا حد امکان مستقلا و توسط کمون‌های محلی و منطقه‌ای رتق و فتق می‌شوند و اموری که سرنوشت کلیت جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهند از طریق فرستادن نماینده‌ها از تمامی سطوح تصمیم‌گیری‌(کمون‌های روستاها و محلات تا شهرها) به واحدهای بزرگ‌تر (شوراها و مجالس پرجمعیت‌تر و سراسری) حل و فصل می‌شوند.
اوجالان در نوشته‌هایش درباره کنفدرالیسم دمکراتیک، تاکید زیادی بر لزوم سازمان‌دهی و تشکیل نهادها در سطوح مختلف توسط مردم دارد و از جوهر کلام او پیداست که اصلی‌ترین ضامن تداوم این نظام اجتماعی- سیاسی همین مشارکت فعالانه دمکراتیک و مستمر مردم است. شرط تحقق چنین مشارکتی هم نه تنها تضمین آزادی‌های اساسی آزادی بیان، اندیشه، عقیده، تجمعات و...، بلکه برابری اعضای جامعه و نفی روابط سلسله مراتبی و تبعیض بر مبنای ملیت، طبقه، جنسیت، مذهب و غیره است.
در واقع سیستم دموکراتیک، یک سیستم غیردولتی مردمی است. سیستمی است که تمامی اقشار خلق و در راس آنان، زنان و جوانان، سیاست خودسازمان‌دهی دموکراتیک خود را تعیین کرده و بر اساس شهروند کنفدراسیونی مستقیم و برابر، شوراها و مجالس شهروند آزاد خود را در منطقه ایجاد می‌کنند… نیرویش را از خلق گرفته و در عرصه اقتصاد نیز برای رسیدن به خودکفایی، از راه‌های ضدکاپیتالیستی است.
در حقیقت روژاوا‌(کردستان سوریه) دومین محل پس از کردستان ترکیه بوده است که با الهام از اندیشه‌های اوجالان، نظام سیاسی و اجتماعی جدیدی در آن به بوته آزمایش گذاشته شده است.

عبدالله اوجالان، پس از دستگیری محاکمه و به اعدام محکوم شد اما دولت وقت ترکیه، به‌دلیل انتقادات گسترده و تلاش‌هایی که برای عضویت در اتحادیه اروپایی داشت از اعدام وی خودداری کرد و به حبس ابد وی در زندان جزیره امرالی بسنده کرد. در عین حال دادگاه حقوق بشر اروپا در سال 1384 و پس از شکایت وکلای اوجالان، محاکمه وی را دارای ایرادات مختلف و غیرمنصفانه اعلام کرد. وجود قاضی ارتشی در دادگاه، عدم دسترسی وی به پرونده خود، حبس قبل از محاکمه و صدور حکم اعدام را از موارد غیرمنصفانه بودن دادگاه دانست.
اوجالان در سال 1999 توسط کماندوهای ترکیه در کنیا با همکاری پلیس مخفی‌های آمریکا، اسرائیل، یونان و...، ربوده شد از آن تاریخ تاکنون در یک زندان امنیتی در یکی از جزایر ترکیه در حومه استانبول نگه‌داری می‌شود. بسیاری از شهروندان کرد خاورمیانه، به‌ویژه روژآوا و ترکیه و هواداران حزب دمکراتیک خلق‌ها که در پارلمان ترکیه حضور دارد برای عبدالله اوجالان احترام خاصی قایلند و نقش او را در روند تحولات دموکراتیک و صلح خاورمیانه بسیار مهم می‌دانند.

نهایتا مشکلات کردها در این منطقه از جهان، سرانجام باید با راه‌کار دمکراتیک حل شوند و برای این کار لازم نیست تجزیه صورت گیرد یا مرزها تغییر کند. این مرزها می‌توانند به‌جای آن که مرز دیوار، سیم خاردار، مین‌گذاری، درگیری و جنگ باشند، به مرز دوستی، صلح و ثبات و رفاقت تبدیل شوند.
چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1398 – چهاردهم اوت 2019