تروریستی که رفیق صدیق کمانگر را کشت، درگذشت _ بهرام رحمانی


تروریستی که رفیق صدیق کمانگر را کشت، درگذشت!

بهرام رحمانی
Bahram.rehmani@gmail.com



دقایقی پیش در فیس بوک خواندم که «توفیق گرژالی» تروریست و قاتل رفیق صدیق كمانگر در سردشت، فوت کرده است. حال چه قدر این خبر صحت دارد یا نه چندان مهم نیست؟ اما درگذشت این تروریست، برای ما چندان مهم نیست چرا که سرنگونی کلیت حکومت جهل و جنایت و اعدام و ترور اسلامی ایران، هدف ماست!



در کتاب «تاریخ سی ساله کومه له»، چهار سال با ابراهیم علیزاده نوشته بهمن سعیدی، درباره این ترورست چنین آمده است:
«توفیق گرژال از همان روزهایی که خود را به کومه‌له نزدیک کرد یعنی از سال های 58 به بعد همیشه مشکوکیتی نسبت به وی وجود داشت ... در همین رابطه بود که بعد تسلیم شدن و بازگشت مجدد به نزد کومه‌له در واحد حفاظت کمیته مرکزی سازماندهی شد...
توفیق گرژال یکی از ماموران مخفی و آموزش دیده اطلاعات سپاه بوده. طبق نقشه و برنامه ریزی اطلاعات سپاه در همان مقطع زمانی امام جمعه سردشت را ترور می کنند و از رادیو اعلام می کنند که توسط ضدانقلاب و کومه له ترور شده است هم زمان توفیق گرژال گزارشی برای کومه له می فرستد که من که هوادار شما هستم امام جمعه را ترور کرده ام و هم اکنون در شهر مخفی هستم و به زودی خود را به تشکیلات علنی می رسانم!
که یک روز بعد ملحق می شود و...»
***
رفیق صدیق، نمرده است چرا که ما، همواره با افکار و تجربیات مبارزات گران بهای وی، زندگی و مبارزه می کنیم. یلدمان نرفته است و نمی رود که در روزهای پرتلاطم نوروز 1358، شورای انقلاب مرکب از طالقانی و بنی صدر و رفسنجانی و دیگران به سنندج آمدند. روزهای قبل از ورود این ها، گروه مفتی زاده و مکتب قرآن به تبلیغات علیه «کمونیست ها» و «غارت» پادگان توسط آنان دست زده بودند. اما فضای شهر پس از آن سخنرانی های پرشور و تهییجی و قدرتمند رفیق صدیق در تلویزیون و خلع سلاح مقر ژاندارمی و مصادره برخی از اسلحه های پادگان لشکر 28 توسط مردم و نیروهای انقلابی که عمدتا با کومه له در ارتباط بودند، فضا را بر علیه طرفداران حکومت اسلامی، تنگ تر کرده بود. روزی که «هیات دولت» به سنندج وارد شد و قرار بود که با نمایندگان «نیروهای سیاسی» مذاکره کند، از تهران جمعی نیز به همراه صارم صادق وزیری و شکراله پاک نژاد نیز به سنندج آمده بودند تا به نوعی میانجی گری کنند.
صدیق، به همراه با رفقای دیگری از جمله فواد و شعیب به محل مذاکره با هیات دولت رفتند. صدیق قبل از شروع جلسه، طالقانی و رفسنجانی، بدون این که متوجه حضور صدیق باشند و او را بشناسند، گمی درباره صدیق کمانگر و این که کیست و کجاست و باید حساب پس بدهد صحبت می کنند. رفیق صدیق سرش را بلند می کند و با قدرت فریاد می زند صدیق کمانگر منم، شما کی هستید و کجای مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه قرار گرفته اید؟ یکی در کنار دست صدیق به او سیخونک می زند که تن صداش را کمی پائین بیاورد، فواد که متوجه می شود ندا می دهد که ولش کن بذار حرفش را بزند.
رفسنجانی می گوید بالاخره می خوام بدانم که آیا شما «امام» را قبول دارید یا نه؟ و صدیق سریعا جواب پاسخ می دهد سئوال این نیست، سئوال این است که آیا خمینی ما را قبول دارد یا نه؟ رفیق صدیق، در این جلسه به درستی و قاطع انقلاب مردمی را نمایندگی می کند.
در حالی که هیات شورای انقلاب با هدف سپردن صدیق «آشوبگر» به دست عدالت اسلامی به سنندج وارد شده بودند با رضایت اجباری به انتخاب شورای شهر توسط خود مردم، سنندج را ترک کردند.
رفیق صدیق پس از آن، در ظرفیت بالاتری در جنبش انقلابی ظاهر شد به طوری که وی، در میان عامه مردم همان جایگاه محبوبی را پیدا کرد که در صفوف پیشمرگان کومه له داشت.
متاسفانه رفیق صدی کمانگر، این شخصیت محبوب کارگران و مردم محروم کردستان و از کاردهای برجسته و شاخص حزب کمونیست ایران و کومه له، ساعت 2 بامداد روز سیزدهم شهریور ؟؟؟ به دنبال حمله جنایت کارانه یک «خائن» نفوذی حکومت اسلامی، جان باخت.
رفیق صدیق، چند لحظه پس از آن که کار نوشتن برنامه برای رادیو صدای انقلاب ایران (رادیو حزب کمونیست ایران)، تمام کرده و از اطاق کارش خارج شده بود، بر اثر این حمله جنایت کارانه «توفیق گرژالی»، جان باخت.
رفیق صدیق کمانگر، دل سوز کارگران و محرومان کردستان و یکی شخصیت های برجسته و شناخته شده جنبش کمونیستی ایران و یکی از محبوب ترین رهبران توده های کارگر و جنبش انقلابی کردستان، از بنیان گذاران حزب کمونیست ایران و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست و کمیته مرکزی کومه له بود.
رفیق صدیق جزو نخستین پیکارگرانی بود که 20 سال پیش از جان باخته اش به صف مبارز کومه له پیوسته بود. تاریخ مبارزات 20 ساله بی وقفه و پیگیر رفیق صدیق، سرشار از شهامت، جسارت، استقامت، پایداری انقلابی و سرشار از ایفای نقش خلاق و نوآور در تکامل و انسجام فکری، سیاسی و عملی کومه له بود.
هنگامی که قیام توده ای در سال 1357، رفیق صدیق کمانگر علاوه بر مسئولیت های تشکیلاتی و نقش برجسته در فعالیت علنی و انقلابی کومه له نیز به عهده گرفت در عین حال، توجه دشمنان انقلاب نیز به فعالیت های جسورانه رفیق صدیق، جلب شد که پس از پیروزی انقلاب مردم، به قدرت رسیده بودند. در واقع مبارزه وی بر علیه حکومت پهلوی، بلافاصله پس از انقلاب بر علیه حکومت اسلامی آغاز شد.
در شرایطی که مرتجعین ملی - مذهبی کردستان، در صدد بودند که جای پای خود را در جنوب کردستان نیز محکم کنند، رفیق صدیق کمانگر با تلاش های خود، با جسارتی بی نظیر و تحسین کننده ای، به رهبری انقلابی مردم کردستان تبدیل شد به طوری که با قدرت توانست مانع از آن گردد که مبارزات مردم کردستان، قربانی ارتجاع مذهبی گردد.
سخنرانی ها و فراخوان های رفیق صدیق، همواره با حمایت همه جانبه توده های به پاخاسته پاسخ مواجه می شد و نقش وی به عنوان یک حقوق دان و یک رهبر سیاسی در این دوره باعث گردید که یک طیف قدرت مند و رادیکال انقلابی و سوسیالیستی در مقابل ارتجاع حکومت اسلامی در کردستان شکل دهد.
ناگفته نماند که رفیق صدیق، سال ها پیش از انقلاب و در روزهای پرتلاطم انقلابی، در راس مبارزات انقلابی مردم قرار گرفته بود با به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، رهبری ادامه مبارزه مردم علیه حکومت جدید را نیز عهده دار شد.
در جریان نوروز خونین شهر سنندج، در راس شورای انقلاب شهر و مبارز آزادی خواهانه را علیه نیروهای حکومت جهل و جنایت اسلامی اسلامی رهبری کرد. نفش محکم و قاطع و موثر و سازش ناپذیری که رفیق صدیق در این مقطع در کردستان ایفا کرد، وی را در سطح جنبش انقلابی سراسری در ایران نیز به یک شخصیت محبوب و سرشناس ارتقا داد.
توانایی ها و ابتکارات رفیق صدیق بی کران بود به طوری که وی توانست هم چون یک رهبر در نقش سازمانده اعتصاب و تحصن یک ماهه شهر سنندج، در نقش یک آژیتاتور مردمی و در نقش یک هدایت کننده جنگ انقلابی نیز ایفای نقش کرد.
در واقع آن جنبش مردمی و انقلابی که رفیق صدیق آن را نمایندگی کرد ار سکک سو، پایه یک مقاومت بی نظیری را در شهر سنندج و سایر شهرها و مناطق کردستان سازمان داد و هم چون خاری در چشم حکومت اسلامی رفت. از سوی دیگر، کردستان به یک سنگر پایدار مبارزه طبقه کارگر و محرومان و آزادی خواهان سراسر ایران تبدیل شد.
اسناد و شواهد نشان می دهند که رفیق صدیق کمانگر، از آغاز مبارزه سیاسی خود را مبارز راه رهایی طبقه کارگر از چنگال استثمار و بی عدالتی و نابرابری جامعه سرمایه داری می دانست از این رو، وی یک پیکارگر خستگی ناپذیری در راه تشکیل حزب کمونیست ایران بود. وی برای فراهم ساختن ملزومات تشکیل حزب کمونیست ایران، با تمام توان تلاش کرد. رفیق صدیق در کنگره مؤسس حزب کمونیست ایران، شرکت فعالانه داشت و از آن هنگام تا جان باختن اش، فعالانه در کمیته مرکزی حزب کمونیست عضویت و کومه له داشت.
رفیق صدیق، هم چنین در این موقعیت در همه عرصه های فعالیت حزب کمونیست و کومه له، از اداره امور جامعه تا کار سیاسی و تشکیلاتی، تا هدایت مبارزه مسلحانه، سطح بالایی از قابلیت و کاردانی رشک انگیزی از خود نشان داده بود.
رفیق صدیق حدود بیش از یک سال اخیر جان باختن اش، مسؤلیت صدای انقلاب ایران را به عهده داشت که کارگران و رفقای زیادی با برنامه های این رادیو، رشد و تکامل پیدا کردند و به گرایش کمونیستی پیوستند.
حقیقتا از دست دادن رفیق صدیق، جنبش کارگری و کمونیستی در سراسر ایران و جنبش انقلابی مردم کردستان ضایعه بزرگی را متحمل شد. اما فکر و راهی که رفیق صدیق رهرو صادق و پیگیر آن بود، یعنی راه مبارزه کارگری برای نابودی سیستم سرمایه داری، در کانون مبارزه و اعتراض هر روزه آنان جای گرفته است.
کارگران و محرومانی که رفیق صدیق را می شناختد، زنان و مردانی که فراخوان های طبقاتی و جسورانه رفیق صدیق را هم چنان به یاد دارند، رزمندگان و ستم دیدگانی هستند که برای رهایی از مشقات سرمایه داری، هم چنان مبارزه می کنند و یاد رفیق صدیق را تا برپایی یک جامعه آزاد، برابر و عادلانه، برافراشته نگاه می دارند.
بی گمان کارگران و توده های محروم و آزادی خواه، ترور رفیق صدیق کمانگر و سایر ترورهای حکومت اسلامی را قاطعانه محکوم می کنند و به تلاش همه جانبه خود در راستای سرنگونی حکومت اسلامی سرمایه داران را ادامه می دهند.

یاد عزیز رفیق صدی کمانگر را با ادامه مبارزه تا رسیدن به آرمان های والایش گرامی بداریم.

شنبه سی ام شهریور 1398 – بیست و یکم سپتامبر 2019