فاجعه زیست محیطی در ایران و احتمال دفن زباله های اتمی روسیه در ایران! _ بهرام رحمانی

فاجعه زیست محیطی در ایران و احتمال دفن زباله های اتمی روسیه در ایران!

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

امروز جمعه 20 سپتامبر 2019، با تلاش و فراخوان دختر 16 ساله سوئدی، در دفاع از محیط زیست آکسیون هایی در سوئد و کشورهای غربی سازمان دهی شده است.
گرتا تون‌بَری، دختر 16 ساله‌ سوئدی فعال محیط زیست در سخنانی در کنگره‌ آمریکا در روز 18 سپتامبر 2019، بر این تاکید کرد که سیاست مداران و دولت مردان جهان باید به دست‌آوردهای علمی در زمینه‌ تغییرات اقلیمی و زیست محیطی توجه کنند. او گفت: به من گوش ندهید، به دانشمندان گوش بدهید و پشت دانش با هم متحد شوید.
گرتا تون‌بَری از سوی کمیسیون آب و هوایی و زیست ‌محیطی کنگره آمریکا برای سخن رانی دعوت شده بود. وی فردا در اجلاس سازمان ملل شر کت خواهد کرد.



گرتا در حوزه محیط زیست برای آگاه کردن جهانیان از مسئله تغییرات آب و هوایی، اخیرا به داووس رفته؛ جایی که مقامات ارشد دولت ‌ها و تاثیرگذارترین افراد جهان برای شرکت در مجمع جهانی اقتصاد در آن جمع شده بودند.
گرتا از کشورش سوئد با قطار به داووس در سوئیس رفت چرا که معتقد است، قطار کم تر از هواپیما هوا را آلوده می ‌کند و او می‌ خواهد سهم خود را در حفاظت از زمین ادا کند.
او یک فعال نوجوان است که توانسته تعدادی تشکل دانش آموزی را در اروپا، ژاپن، آمریکا و...، سازمان دهی کند.
گرتا پس از ورودش به داووس، به خبرنگاران گفت: «این یک رویداد بسیار مهم است؛ جایی که قدرتمندترین افراد جهان در آن حضور دارند. من قصد دارم به آن جا بروم و توجه آن ها را به مسئله تغییرات آب و هوایی جلب کنم.»
گرتا تون‌بری اخیرا جایزه‌ سفیر وجدان از سازمان عفو بین‌الملل، امنستی را نیز برای فعالیت‌های زیست ‌محیطی خود دریافت کرد.


451 دانش آموز از 37 کشور جهان بدون استفاده از هواپیما خودشان را به لوزان سوئیس رساندند تا در گردهمایی «جمعه‌ ها برای آینده» حاضر شوند. این گردهمایی طی روزهای 5 تا 9 اوت 2019 برگزار شد.
دانش‌ آموزان تلاش کردند در این نشست اهداف و برنامه‌ های خود را جمع بندی کرده و آن را به گوش سیاست گذاران جهان برسانند. آن ها اهداف و برنامه‌ های موردنظر را به رای گذاشته و به شکل دموکراتیک درباره الویت و خواسته ‌هایشان رای‌گیری کرده اند.
پیوستن دانش ‌آموزان به جنش‌های محیط زیستی به ویژه پس از شروع اعتراض‌ گرتا تونبرگ، فعال محیط زیست سوئدی شکل هدفمندی به خود گرفته است. تلاش‌های این نوجوان 16 ساله برای محفاظت از کره زمین الهام‌ بخش جنبش نوجوانان در مبارزه با تغییرات آب و هوایی در بیش از چهل کشور جهان بوده است.
هم زمان با این گردهمایی، شماری از دانش ‌آموزان در سراسر اروپا، کلاس درس‌ را رها کرده و با پوسترها و شعارهای حمایت از محیط زیست به خیابان آمدند.
دانش‌ آموزان علاقه ‌مند به مباحث محیط زیستی ماه‌ها است که جمعه‌ها را به راهپیمایی و اعتراض به سیاست‌های اقلیمی در دستور کار کشورهای مختلف جهان اختصاص داده ‌اند. در ایران نیز گروهی از نوجوانان به جبنش جمعه ‌ها برای آینده پیوسته و با حضور در پارک‌ ها و فضاهای عمومی تلاش دارند افکار عمومی را نسبت به مباحث محیط زیستی آگاه ‌تر کنند.

از زمان صنعتی شدن جوامع بشری در نیمه‌های قرن نوزدهم همه طبیعت و هم انسان، دست خوش تغییرات اقلیمی قابل توجهی شده است. چرا که فعالیت‌های دولت ها و شرکت ها، سبب تولید گازهای گلخانه ‌ای از جمله دی ‌اکسیدکربن در جو زمین شده است.
این مسئله سبب تغییرات شدید آب و هوایی در سطح جهان شده و کارشناسان معتقدند در صورت نیافتن راه کار مناسب حیات بر روی زمین در خطر نابودی کامل قرار می‌ گیرد.
مجمع جهانی اقتصاد، برای اولین بار در ژانویه سال 1971 و در شهر داووس سوئیس توسط کلاوس شواب، استاد دانشگاه ژنو، به عنوان جایی برای جمع شدن رهبران اقتصادی و سرمایه‌ داران اروپایی راه اندازی شد.
ماموریت این مجمع، ظاهرا تعهد برای بهبود وضعیت جهان با به کارگیری اقتصاد، سیاست و آموزش و با کمک رهبران اجتماعی در سطوح جهانی، منطقه ‌ای و صنعتی است. مسائل مربوط به محیط زیست و تغییرات آب و هوایی از جمله مواردی است که در این مجمع به بحث گذاشته می شوند.

انسان و طبیعت، شدیدا به همدیگر وابسته اند. یعنی آگر یک از این ها آسیب ببیند دیگری نیز دچار عارضه می گردد. اکنون جامعه ما، با یک فاجعه بزرگ زیست محیطی روبروست اما متاسفانه نه شهروندان و نه اپوزیسیون حکومت اسلامی، هیچ کدام توجه چندانی به این فاجعه ویران گر ندارند. به عبارت دیگر، حکومت اسلامی ایران عامل همه مصیبت ها و فجایع انسانی و زیست محیطی در جامعه ماست!
افزایش ناگهانی سرطان در ایران، خشک شدن دریاچه ها و تلاب ها و نابودی جنگل ها، کم تر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. فعالیت فعالین محیط زیست از سوی حکومت اسلامی امنیتی اعلام شده و تعدادی از آن ها به دلایل مختلف و مشکوکی جان باخته اند و تعدادی نیز به ویژه اسیر سپاه پاسداران هستند. در چنین وضعیتی سئوال اصلی این است که چه عواملی باعث این همه فجایع زیست محیطی شده است که ورود به این عرصه خطرناک و برای حکومت اسلامی امنیتی و حیاتی است؟
دلایلی که حکومت اسلامی ایران، فعالیت در عرصه زیست محیطی را امنیتی اعلام کرده است از سه عامل اصلی نام برده می شود:
1- فعالیت های مخفیانه حکومت اسلامی در عرصه اتمی در نقاط مختلف کشور و احتمال مطلع شدن فعالین محیط زیست از آن مناطق.
2- شایع است که طبق قرارداد منعقده بین حکومت اسلامی ایران و حکومت روسیه، زباله هسته ای روسيه در ایران دفن می شوند.
البته نهادهای مختلف حکومت اسلامی در توجیه همکاری های اتمی با روسیه، مدت هاست که به تلاطم افتاده اند. در ادامه بحث، مجددا به این مسئله برمی گردیم.
3- زباله های آزمایشگاهی و رادیولوژی بیمارستان ها، بدون این که از سایر زباله ها تفکیک شوند با زباله های معمولی بیمارستان ها، در حاشیه شهرها مختلف کشور رها می شوند.

آیا ایران محل دفن زباله‌ های اتمی دیگر کشورها است؟
شورای نگهبان پیوستن ایران به کنوانسیون مدیریت پسماندهای هسته ‌ای را تایید نکرده است. آیا الحاق به این کنوانسیون خطری برای مردم و محیط زیست دارد؟
شورای نگهبان مصوبه مجلس درباره پیوستن ایران به کنوانسیون مشترک مدیریت و امنیت پسماندهای هسته ‌ای را تایید نکرد. استدلال شورای نگهبان این است که: «کنوانسیون دارای ابهاماتی است و مشخص نیست که آیا شروط آن الزام‌آور است یا خیر.»
پیش تر نیز آیت ‌الله یزدی، یکی از فقهای شورای نگهبان در همین رابطه ابراز نگرانی کرده و گفته بود: «اخیرا طرحی که مورد تصویب مجلس قرار گرفته بود به شورای نگهبان آورده شد. این طرح عبارت است از آن که دولت‌های استکباری بتوانند پسماندهای انرژی اتمی خود را در کشور دفن کنند؛ استکبار همیشه این پسماندها را در کشورهای عقب مانده دفن می‌ کند و همه می ‌دانیم که اشعه‌های این نوع پسماندها برای افراد کشور ضرر خواهد داشت. مجلس تصویب کرده بود که توافق نامه صورت گرفته، پسماندهای سوخت اتمی می ‌تواند در کشور دفن شود، اما بنده اعلام کردم که این مورد خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف مصلحت است و سایران نیز این را پذیرفتند.»
مجلس شورای اسلامی، اواخر تیرماه این لایحه را تصویب کرد. با این استدلال که ایران نیز باید مانند بسیاری کشورهای دیگر "قبرستان مناسبی برای دفن پسماند هسته‌‌ای داشته باشد و استانداردهای لازم را رعایت کند.»
بهروز کمالوندی، سخن گوی سازمان انرژی اتمی در این رابطه گفته بود: «پیوستن به این کنوانسیون نگرانی ایجاد نمی‌کند» به گفته او حجم پسماندهای اتمی در ایران در حال افزایش است و به همین دلیل نیز باید برای دفن و نگه داری آن ها در چارچوب‌های بین ‌المللی اقدام کرد.
سخن گوی سازمان انرژی اتمی تاکید کرده بود که مدیریت پسماند هسته ‌ای باید متمرکز و در اختیار یک نهاد مشخص باشد و نگاه به کنوانسیون یاد شده نباید نگاهی «سیاسی» باشد زیرا این الحاق «صرفا برای ارتقاء ایمنی برای افراد و محیط زیست است.»
با این حال، اصرار شورای نگهبان مبنی بر نگرانی از تصویب این لایحه ادامه یافت تا جایی که روز 20 مرداد 1398 - 11 اوت 2019، حشمت‌الله فلاحت ‌پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با «خبرآنلاین» از «پیش ‌بینی سازوکاری برای رفع ابهام نزد شورای نگهبان» خبر داد. او گفت: «در هیچ یک از مفاد این کنوانسیون هیچ اشاره‌ای به این که کشورهای عضو ملزم به پذیرش پسماندهایی از کشورهای دیگر باشد دیده نمی ‌شود.» او بر این نکته انگشت گذاشت که «بخش اعظمی از کشورهای دیگری که از این انرژی استفاده می‌کنند نیز به آن پیوسته اند.»
کنوانسیون مدیریت پسماند هسته‌ای به کشورهای دارای این انرژی توصیه می ‌کند از تجارب و اطلاعات کشورهای دیگر استفاده کنند تا از فجایعی که این پسماندها می ‌توانند برای محیط زیست و شهروندان ایجاد کنند، تا جایی که ممکن است جلوگیری شود.

سخنان رییس کمیته هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی
رییس کمیته هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، 10 دی 1395 – 30 دسامبر 2016، با بیان این که ایران طبق برجام منعی برای نگهداری زباله های هسته ای ندارد، تاکید کرد: با این حال پسماند سوختی که از روسیه دریافت شده است به مسکو بر گردانده می شود.
به گزارش خانه ملت، حجت الاسلام مجتبی ذوالنور با اشاره به سند منتشر شده از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص زباله های جامد و مایع با غنای کم ایران اظهار داشت: به دو نحو پسماند و زباله هسته ای تولید می شود؛ وقتی اورانیوم را غنی سازی می کنیم بخشی از آن تهی یا فقیر می شود از سوی دیگر نیز اگر اورانیوم غنی شده را به قرص، میله و مجتمع سوخت تبدیل کرده و در راکتور بارگذاری کنیم، پسماند دارد.
نماینده قم در مجلس دهم شورای اسلامی ادامه داد: در ایران دو مدل سوخت هسته ای تهیه و مصرف می شود، سوخت نیروگاه هسته ای بوشهر از خارج تامین می شود. روس ها 84 تن سوخت در سه محموله به ما تحویل دادند و هم زمان با تحویل سوخت ها قراردادی برای بازپس گیری زباله های هسته ای منعقد شده است.
ذوالنور توضیح داد: بنابر این قرارداد زباله های هسته ای تولید شده از سوخت های روسی به مسکو برگردانده می شود و در نیروگاه هسته ای بوشهر زباله هسته ای باقی نمانده یا ذخیره نمی شود.
این نماینده مجلس گفت: اما زمانی که اورانیوم غنی شده توسط ایران در چرخه سوخت قرار می گیرد و به قرص سوخت، میله سوخت و مجتمع سوخت تبدیل می شود پسماندی خواهد داشت که بر اساس برجام ذخیره آن منعی ندارد.
ذوالنور تاکید کرد: در هیچ بندی از برجام به ذخیره و نگه داری زباله های هسته ای اشاره نشده است؛ بنابراین ایران مجاز به نگه داری این مواد است. در چنین شرایطی ادعای آمریکا مبنی بر اینکه ذخیره اورانیوم غنی شده ایران به واسطه این پسماندها از 300 کیلو بیش تر شده است قابل قبول نیست، در برجام تکلیفی برای زباله های هسته ای محسوب نشده است.
او توضیح داد: این نکته حائز اهمیت است که پسماند هسته ای غنایی ندارد که نگران کننده باشد، پسماند هسته ای حکم خاکستر چوب را دارد، با این حال زمانی ایران می تواند پسماند هسته ای داشته باشد که راکتور اراک را هر سه ماه خاموش کند تا پسماند نیم سوخت را برداشت کند اما از آن جایی که کوره راکتور اراک برداشته و با سیمان پر شده عملا چنین امکانی وجود ندارد.
این نماینده افزود: هم چنین در راکتور بوشهر این کار باید هر 9 ماه یک بار اتفاق بیافتد اما از آن جایی که باید پسماند سوخت روسی به مسکو برگردانده شود عملا این راکتور نیز پسماندی نخواهد داشت. با این حال ممکن است زباله های ناشی از سوخت اورانیوم انباشت شود که ایران برای سرعت تولید اورانیوم غنی شده پسماند هسته ای را مجدد در چرخه هسته ای تزریق می کند بنابراین ذخیره زباله هسته ای ایران بسیار ناچیز است.

مراقبت از زباله‌ های هسته ای
نگه داری و مراقبت از زباله‌ های هسته ای که به شدت سمی هستند برای هزاران سال برنامه ریزی می‌شود و نیاز به منابع مالی عظیم دارد.
موضوع دفع زباله های اتمی تاکنون به موضوعی جدی در برنامه هسته‌ ای ایران تبدیل نشده است. دلیل اصلی آن نوع قرارداد تحویل زباله هسته ای نیروگاه بوشهر به روسیه است. بر اساس قرارداد تهران و مسکو، روسیه سوخت نیروگاه بوشهر را تا 10 سال تامین خواهد کرد و ایران نیز موظف است زباله اتمی رآکتور بوشهر را به روسیه تحویل دهد و در قبال آن سوخت جدید دریافت کند.
یک نیروگاه هسته ای 1000 مگاواتی مثل بوشهر، سالانه 200 تا 350 متر مکعب زباله درجه پایین و متوسط و 20 متر مکعب زباله درجه بالای اتمی تولید می کند.

شایع شدن دفن زباله‌های هسته ‌‌ای روسیه در ایران!
مدتی است در شبکه‌های مجازی شایعه‌ای پراکنده شده است. در این شایعات آمده که در بخش‌هایی از ایران زباله‌های اتمی روسی دفن شده‌اند که برای محیط ‌زیست کشور، ساکنان منطقه و... خطرناک هستند.
بعد از فروپاشی شوروی و جدا شدن جمهوریهای آن اتحادیه، روسیه قادر به دفن زباله های اتمی خود در تاجیکستان و دیگر مناطق آن نشد و برای پیدا کردن منطقه ای دیگر جهت دفن این زباله ها، استارت نیروگاه های اتمی در ایران را زد و گفته می شود احتمال دارد روسیه در رابطه با ساخت نیروگاه اتمی زباله های اتمی خود را در مناطق مختلف ایران شروع به دفن کرده و می کند.



در تاجیکستان در دوران شوروی، فقط در در حومه شهر خجند، در قلمرو شش ناحیه ولایت سغد نزدیک به 55 میلیون تن زباله هسته‌ ای دفن شده است که امروز حکومت تاجیکستان با مشکلات محیط زیستی بسیار بزرگی در این منطفه و سلامتی شهروندان و هم چنین خسارت‌های زیادی رو به رو شده است. در صورت رخ دادن حوادث طبیعی نظیر زلزله و سیل پسماندهای هسته ‌ای ممکن است با آب های زیرزمینی مخلوط شده که این گونه حوادث ممکن است ناگهان مردم منطقه بزرگی را به سرطان مبتلا کرده و آن منطقه را برای صدها یا هزاران سال غیر قابل سکونت کند.
در سال های اخیر، بگیر و ببندها و کشتار پرسنل محیط زیست در رابطه با پیدا کردن سر نخ هایی از وجود مواد رادیو اکتیو در آب ها و منابع و موجودات جامعه ایران بوده است.
دفع زباله های هسته ای بزرگ ترین مشکل نیروگاه های اتمی جهان است و کشورهایی که چنین نیروگاه هایی دارند سالانه صدها میلیون و یا میلیاردها دلار صرف دفع زباله ها می کنند ولی با این وجود هنوز هیچ کشوری راه حل مطمئن و بی خطری برای دفع زباله ها پیدا نکرده است و بدین جهت بعضی کشورها مانند روسیه سعی دارند زباله های اتمی خود را با وعده و وعیدها به سیاست مداران کشورهای دیگر در خارج از روسیه، از جمله ایران دفن کنند.
شایع است حکومت اسلامی ایران، به خاطر حفظ بقای خود پشت پرده با قراردادهای محرمانه به عنوان مثال دریافت موشک اس 400 در مقابل، موافقت کرده که زباله های اتمی روسی در ایران دفن شوند. با دفن زباله های اتمی روسیه در ایران، آن مناطق برای هزاران سال آینده غیرقابل سکونت می شوند. در حالی که ایران، به خاطر زلزله خیزی منطقه امنی برای دفن زباله های اتمی ندارد.

زباله اتمی چیست؟
علم در این‌باره چه می‌گوید؟ زباله اتمی چیست، چطور تولید و منتقل می‌شود و کشورهای جهان چه راهکارهایی برای حل این مشکل دارند؟
ضایعات هسته‌ای (Nuclear waste) به‌عنوان پسماند‌های آزمایش‌های تحقیقاتی در کشاورزی، صنعت، پزشکی، و محصول فرعی فرایند تولید انرژی هسته‌ای بوده که همواره ناخواسته تولید می‌شوند. در هر 8 مگاوات انرژی برق تولید شده در نیروگاه هسته‌ای 30 گرم زباله رادیواکتیو تولید می‌شود؛ البته برای تولید همین مقدار برق با استفاده از زغال سنگ با کیفیت، 8 هزار کیلوگرم دی اکسید کربن تولید می‌شود؛ بنابراین حجم زباله‌های رادیواکتیو بسیار کمتر است اما به‌مراتب خطرناک‌تر هستند و مراقبت از آن ها ضرورتی‌تر و دشوارتر. ایده تولید انرژی با نیروگاه‌های اتمی این بوده که از یک مقدار کم ماده، انرژی بالایی به‌دست بیاید. برهمین اساس، نسبت به انرژی تولید شده، ماده مصرف شده بسیار کم تر است.
دفع زباله اتمی از نظر فنی یعنی ایزوله کردن یا رقیق کردن این مواد به طوری که خطر تشعشعات آن تا اندازه‌ای پایین بیاید که برای زیست‌کره خطری نداشته باشد. برای رسیدن به این هدف، عملی‌ترین راه‌حل فعلی دفن کردن زباله‌ها در عمق زمین، ‌در یک مدفن دائمی و ایمن است که روش‌های ویژه علمی دارد. از میان روش‌هایی که برای دفن زباله اتمی پیشنهاد شده، از نظر سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، ‌همین شیوه، ‌امن‌ترین و بهترین روش است. با وجود این، درباره دفن ایمن زباله‌های هسته‌ای با وجود رعایت نکات ایمنی هنوز انتقادهایی وجود دارد.
کارشناس سم‌شناسی محیط‌ زیست در این‌باره می‌گویند؛ واقعیت این است که با توجه به طول عمر زباله‌های اتمی که گاهی به چند میلیارد سال هم می‌رسد، استفاده از این روش هم لزوما مناسب نیست. چون زمین حرکت می‌کند و به‌هرحال وضعیت ثابتی ندارد، ریسک نشت مواد وجود دارد. اما هم‌اکنون روش پیشنهاد شده، همین است.»
3 درصد سوخت مصرف شده در یک رآکتور آب سبک، ضایعات بسیار خطرناک رادیواکتیو است. این مواد را می ‌توان با روش‌ های شیمیایی از یکدیگر جدا کرد و اگر شرایط اقتصادی و قوانین حقوقی اجازه دهد می ‌توان سوخت مصرف شده را برای تولید سوخت هسته‌ای جدید بازیافت کرد. کارخانه ‌هایی در فرانسه و انگلستان وجود دارند که مرحله باز فرآوری سوخت نیروگاه ‌های کشورهای اروپایی و ژاپن را انجام می‌ دهند؛ البته این کار در آمریکا ممنوع است. رایج ‌ترین شیوه باز فرآوری،purex نام دارد که مخفف عبارت جداسازی اورانیوم و پلوتونیوم است. شیشه مایع برای ذخیره‌سازی‌ درون محفظه‌ هایی از جنس فولاد ضد‌زنگ قرار می ‌گیرد. این محفظه ‌ها را در منطقه ‌ای پایدار از نظر زمین ‌شناسی انبار می‌ کنند.
زباله اتمی همان سوخت مصرف شده رآکتورها است. این زباله‌ های اتمی به‌ خاطر دارا بودن بیش تر از 2 کیلووات بر مترمکعب انرژی به این عنوان نامیده می‌ شود. این نوع زباله را باید سرد کرده و در پوشش‌ های محافظت ‌شده از آن نگه داری کرد. این زباله‌ ها براثر سوختن سوخت اورانیوم در رآکتور تولید می ‌شود. حجم این زباله ‌ها بسیار کم اما میزان تشعشع شان بسیار بالاست.
زباله ‌هایی با درجه متوسط (ILW) بیش تر از زباله‌ های کم‌ خطر تشعشع دارند اما انرژی گرمایی ‌ای که تولید می‌ کنند، در حدی نیست که آن ها را در محل‌های مخصوص دفن کنند با این حال، پوشش‌های حفاظتی باید روی آن ها قرار بگیرد.
روش اول : ذخیره دائم زباله های اتمی پس از دقت کافی در انتخاب محل و طبق ضوابط ویژه بهداشتی و ایمنی انجام می شود. در روش اول نخست چاهی به عمق حدود 3 هزار متر حفر می کنند، سپس وسایل و ابزار لازم را به قسمت های تحتانی چاه انتقال می‌ دهند. پس از طی این مرحله کانال های متعددی به صورت افقی در جهت های مناسب به طول هزار متر از عمق چاه نخست احداث کرده و به تدریج مخازن استوانه ‌ای شکل را که حاوی مواد هسته ای بوده و به خوبی محافظت شده اند، در آن ها قرار می دهند. در پایان تا ارتفاع 4/3 این مخازن را از خاک پرمی کنند و 4/1 بقیه بسته به نوع پسماند با مواد حفاظتی ویژه پوشیده خواهند شد.
روش دوم: این است که چاه هایی به عمق 6 هزار متر حفر می ‌کنند و در حدود بیش از 2 هزار متراز آن را برای دفن زباله های هسته ای که در مخازن استوانه ای جاسازی می شوند، اختصاص می دهند. بقیه ارتفاع چاه با مواد حفاظتی ویژه که پیش از آن با توجه به نوع و میزان مواد رادیواکتیو بررسی شده باشند، پوشش داده شده و پر می شوند.

محیط زیست شکننده ایران و گسترش انرژی هسته‌ای
بحران محیط زیست در ایران، فاجعه بار است و یک دو تا هم نیستند. در راس همه این مباحث، بحران آب بوده است.
بحران آب در ایران بحثی جدید نیست، اما شواهد علمی و میدانی سال های اخیر زنگ خطر را به صورت جدی به صدا درآورده و مردم آثار بحران آب را در کیفیت آب شرب و دسترسی به آب کشاورزی احساس می کنند.
هر چند که ایران هنوز از برخی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در شرایط بهتری از نظر آب قرار دارد، اما روند فعلی مصرف آب‌های زیرزمینی و نشست زمین در نقاط مختلف کشور خبر از بحرانی می‌دهند که دریاچه‌های خشک شده ارومیه و بختگان فقط نوک کوه یخ این بحران هستند.
عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی ایران گفته است که روند کنونی بحران آب در ایران، کشور را در آستانه مواجه با خطری به مراتب بزرگ‌تر از حمله نظامی خارجی قرار داده است.
با وجود سابقه بیش از 50 ساله مطالعات و پروژه‌های هسته‌ای در ایران، تجربه میدانی در این زمینه نسبتا کوتاه و محدود به چند موقعیت خاص بوده است؛ دوره اصلی چنین تجربه‌ای تقریبا از ده سال گذشته تا سال 1404 شمسی - 2025 میلادی خواهد بود.
قرار است 10 درصد برق ایران تا سال 1404 از انرژی هسته‌ ای تامین شود.
بانک جهانی در سال 1386، حداقل هزینه تخریب محیط زیست در ایران را 10 میلیارد دلار در سال برآورد کرد که در آن سال این رقم 8/8 درصد تولید ناخالص ملی کشور بود.
این در حالی است که هزینه تخریب محیط زیست در کشورهای سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD) تنها 1 تا 2 درصد تولید ناخالص ملی است.
حتی در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) نیز نسبت هزینه تخریب محیط زیست به تولید ناخالص ملی بسیار کم تر، «تا یک سوم ایران» بوده است.
عملکردهای حکومت اسلامی ایران در طی دهه‌های گذشته، باعث بروز معضلات بزرگی در محیط زیست کشور شده است که خود را در هزینه بالای تخریب سالانه محیط زیست نشان می‌دهد.
برنامه 20 هزار مگاوات برق هسته‌ ای ایران به آن معناست که کشور سالانه به 3500 تن سوخت هسته ‌ای نیاز خواهد داشت.
اگر این سوخت تاکنون تنها از داخل کشور و از ذخیره 5000 تنی معادن اورانیوم تامین شده، بی ‌شک منجر به آلودگی ‌های رادیواکتیو جدی و تخلیه بیش از پیش منابع آب زیرزمینی در مناطق مرکزی کشور شده است. این مسئله تاثیر مستقیم خود را در آسیب جدی به صنایع کشاورزی نشان می دهد.

تصویری هوایی از نیروگاه اتمی بوشهر

در نتیجه برای استخراج چند کیلو اورانیوم به مقدار زیادی سنگ اورانیوم نیاز است و 85 درصد از رادیواکتیو موجود در سنگ اورانیوم در پسمانده های معادن باقی می‌ ماند. به این ترتیب، تامین اورانیوم مورد نیاز برای یک نیروگاه 1000 مگاواتی هسته‌ ای، نظیر بوشهر، سالیانه سیصد هزار تن ضایعات جامد رادیواکتیو به جای می‌گذارد.
سازمان انرژی اتمی ایران تعداد معادن اورانیوم شناسایی شده ایران را 400 معدن اعلام کرده که حجم ذخایر آن ها به 5000 تن می‌رسد.
در عین حال به گفته کارشناسان، معادن کشف شده اورانیوم در ایران از نظر هزینه استخراج در زمره گران ترین‌ها هستند.
ضایعات مایع حاصل از استخراج اورانیوم به شدت سمی بوده و تاکنون صدها حادثه از نفوذ این مواد به آب ‌های سطحی، سفره‌ های آب زیرزمینی و مزارع در سراسر جهان گزارش شده است.
آب‌های آلوده به رادیواکتیو عموما یا در رودخانه های اطراف معادن رها می‌ شوند و یا در دریاچه‌ های بزرگی ذخیره می شوند که خطر نفوذ آن ها به سفره ‌های آب زیرزمینی زیاد است.
به جز مواد رادیواکتیو، سمومی مثل آرسنیک نیز در این مایعات وجود دارد که به راحتی به آب شرب نفوذ کرده یا در بدن آبزیان ذخیره می ‌شود.
مطالعات اخیر در هند، حاکی از آثار مخرب این پسماندها بر سلامت روستائیان اطراف معدن است؛ از جمله ناهنجاری ‌های مادرزادی، سرطان ریه، بیماری‌های پوستی و سایر بیماری‌های مزمن.
تهویه هوای معادن اورانیوم، اگرچه خطر را برای کارگران معدن کم می ‌کند، اما با انتشار آلاینده ‌های رادیواکتیو و گاز رادون در هوا، خطر ابتلا به سرطان ریه را در ساکنان مناطق اطراف افزایش می‌ دهد. در مجموع حجم ضایعات رادیواکتیو در فرآیند تولید سوخت هسته‌ ای بالاتر از ضایعات خروجی از راکتوهای هسته ای است.


نقشه پراکندگی تاسیسات هسته‌ای ایران و شرایط منابع آبی کشور با توجه به میزان برداشت و شرایط جمعیتی

به گفته کارشناسان، نیروگاه هسته ‌ای بیش از روش های دیگر صنعت تولید برق آب مصرف می کند. برای روشن نگه داشتن یک بخاری برقی با توان 2400 وات برای یک ساعت در صورتی که انرژی باد منبع تولید برق باشد، 01/0 لیتر آب مورد نیاز است، این رقم 26/0 لیتر برای انرژی خورشیدی است، 5/4 لیتر برای زغال سنگ، و در نهایت 5/5 لیتر اگر برق تامینی بخاری از انرژی هسته ای تامین شود.
بیش از 50 درصد از آب شیرین مورد نیاز ایران از منابع زیر زمینی تامین می‌شود، به همین دلیل تخلیه سفره های آب زیرزمینی در ایران بالاست و اضافه برداشت از منابع زیرزمینی آب سالانه به بیش از 5 میلیارد تن می ‌رسد. در بیست سال گذشته سطح آب در سفره‌ های آب زیر زمینی به طور متوسط سالانه نیم متر کاهش یافته است.
سرانه آب شیرین در بیش تر مناطقی که میزبان صنایع هسته ‌ای و معادن اورانیوم ایران هستند بسیار پایین است. استان ‌های یزد، کرمان، فارس، اصفهان و قم سرانه ‌ای کم تر از 500 متر مکعب آب شیرین در سال دارند. سرانه آب شیرین در کشور طی چهار دهه گذشته 65 درصد افت نشان می‌ دهد و پیش بینی می ‌شود که تا سال 1404 شمسی - 2025 میلادی، به این رقم 16 درصد اضافه شود.
هفده استان ایران که سه چهارم مساحت کشور را شامل می شوند با مشکل بیابان ‌زایی مواجهند. غالب معادن و صنایع اکتشاف، استخراج، پالایش و غنی سازی اورانیوم ایران در همین منطقه واقع هستند.
اکثر صنایع هسته‌ ای ایران در مناطق خشک و نیمه خشک مرکز، شرق و جنوب قرار دارند. این مناطق (هفده استان) کم ترین منابع آب شیرین را در ایران دارند بنابراین برای مصارف کشاورزی و خانگی، آب از استان های هم جوار و با صدها کیلومتر کانال به این مناطق منتقل شده است.
از سال 1350 تاکنون، سطح آب زیرزمینی در مناطق حدفاصل یزد-اردکان 12 متر کاهش داشته است. این منطقه دقیقا جایی است که میزبان تعداد زیادی از صنایع استخراج و پالایش اورانیوم ایران است.
مصرف آب یک نیروگاه هسته ای 20 تا 83 درصد بیش تر از سایر صنایع تولید برق هم چون زغال سنگ، گاز طبیعی و نفت است.
روستاهای بسیاری در این مناطق به واسطه خشک شدن چاه ‌های آب با مشکل مواجه شده و جمعیت روستایی مجبور به ترک آن ها شده ‌اند که به آن ها «آوارگان آب» لقب داده‌ اند.
به این ترتیب، ایران از اولین کشورهایی است که در جنوب شرقی خود با مسئله آوارگان آب مواجه شده است. کمبود آب و خشک سالی، ایران را در میان کشورهایی با بالاترین ناامنی غذایی قرار داده است. مناطق نیمه خشک جنوب و مرکز ایران که یکی از مهم ‌ترین مراکز کشت گندم و جو به شمار می‌ روند در معرض تخلیه منابع آب زیرزمینی قرار دارند. در صورت تخلیه منابع آب زیرزمینی، تولید گندم ایران به کم تر از 5 میلیون تن، یعنی چیزی در حدود یک سوم تولید کنونی خواهد رسید.
خشک سالی تاکنون، بیش ترین لطمه را به استان های سیستان و بلوچستان، فارس، یزد و خوزستان زده و خواهد زد.
مناطق مرکزی، شرقی و جنوبی ایران ظرفیت میزبانی از صنعتی با نیاز بالا به آب ندارند و توسعه و گسترش معادن اورانیوم آسیب‌ های جدی به منابع آب زیرزمینی این مناطق وارد خواهد آورد.
صنعت شکننده کشاورزی ایران نیز به هیچ وجه طاقت آلودگی آب‌ های زیر زمینی این مناطق را به رادیواکتیو ندارد، این در حالی است که آلودگی منابع آب به رادیواکتیو از شایع ترین حوادث هسته ای جهان به شمار می ‌رود.


نقشه پراکندگی تاسیسات هسته‌ای ایران نسبت به سرانه آب شیرین در دسترس

سواحل غربی خلیج فارس مهم‌ ترین نقطه ایران برای تاسیس نیروگاه هسته ‌ای است. در اولین مقاطع توسعه انرژی هسته ‌ای در ایران، اصفهان برای تاسیس نیروگاه انتخاب شده بود، اما به دلیل کمبود آب در این منطقه، این طرح ملغی شد و بوشهر جای آن را گرفت.
خلیج فارس، آبراهه‌ ای کم عمق و تقریبا بسته است که تنها تنگه هرمز آن را به آب‌ های آزاد متصل می‌کند. آلودگی ‌های نفتی، صنعتی، شیمیایی، فاضلاب شهری و افزایش حرارت سطح دریا به زیست - بوم این محیط آبی مهم آسیب جدی زده است.
دارخوین، دومین نیروگاه هسته ‌ای ایران نیز در حاشیه رود کارون، یکی از مهم ‌ترین آبریزهای خلیج فارس، در دست احداث است.
نیروگاه هسته ‌ای بیش از روش‌های دیگر صنعت تولید برق آب مصرف می ‌کند. یک نیروگاه 1000 مگاواتی روزانه بین 35 هزار تا 65 هزار متر مکعب آب شیرین مصرف می کند.
ایران، تنها کشوری نیست که در پی احداث نیروگاه هسته ‌ای در سواحل خلیج فارس است. امارات متحده عربی، قطر و کویت نیز در صدد ساخت نیروگاه هسته ‌ای هستند.
سیستم خنک کننده نیروگاه هسته ‌ای بوشهر، آب مورد نیاز خود را از خلیج فارس تامین می ‌کند. این سیستم آب را از دریا گرفته، بعد از نمک ‌زدایی و تبدیل آن به آب شیرین، آن را وارد سیستم خنک‌کننده می ‌کند. سپس آب گرم و شور خروجی 1200 متر دورتر از ساحل و هفت متر پایین‌تر از سطح آب دریا، دوباره به خلیج فارس می‌ ریزد.
این سیستم روزانه 2 تا 5 میلیون متر مکعب آب از دریا برداشت و 36 هزار مترمکعب آن را مصرف می ‌کند.
بیش از 46 درصد از تجهیزات آب شیرین کن دنیا در سواحل خلیج فارس قرار دارد.


بیابان‌های مرکزی ایران گزینه اصلی دفن زباله‌ های اتمی به شمار می‌روند

تخلیه آب گرم نیروگاه‌ های هسته‌ ای زنجیره غذایی این زیستگاه آبی را با مشکل مواجه کرده است. خلیج فارس از دریاهایی است که به شدت در خطر اسیدی ‌شدن قرار دارد و این نیز فشار فراوانی بر زنجیره غذایی آن وارد می ‌کند.
یکی دیگر از صدمات زیست محیطی نیروگاه‌ های هسته‌ای «شوک سرمایی» است. با خاموش کردن نیروگاه، زیست ‌بوم آن که خود را با آب گرم تطبیق داده دچار شوک سرمایی شده و این می ‌تواند به مرگ زیست بوم منجر شود.
در طول دهه گذشته کشورهای مختلفی چون فرانسه، آمریکا و آلمان که برق هسته ‌ای زیادی تولید می ‌کنند، مجبور شده ‌اند در فصل تابستان به دلیل گرمای آب اطراف نیروگاه ها، آن ها را خاموش کنند یا فعالیت آن را کاهش دهند.
نیروگاه بوشهر دو آب شیرین کن عظیم با ظرفیت تولید هریک 100 هزار متر مکعب آب شیرین در روز دارد.
افزایش تعداد آب شیرین‌ کن‌ های صنعتی عظیم در سواحل خلیج فارس میزان اکسیژن، فلزات سنگین، رنگ و شوری آب را تغییر می ‌دهد که بر صنعت شیلات تاثیر مستقیم می گذارد.
تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین هم آب‌ های منطقه را گرم تر کرده است. طبیعت گرم آب‌ های خلیج ‌فارس و شمار زیاد صنایعی که آب گرم و آلوده خود را به این فضای آبی سرازیر می ‌کنند.

دلایل رشد ناگهانی سرطان در ایران
رییس اداره سرطان وزارت بهداشت با اشاره به مهم‌ترین عوامل خطر بروز بیماری‌های غیرواگیر، علت افزایش بروز سرطان در ایران و جهان را تشریح کرد.
دکتر علی مطلق در گفت‌وگو با ایسنا، 2 تیر ماه 1397، با بیان این که سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی و بیمارهای مزمن تنفسی چهار بیماری غیرواگیر هستند که در عوامل خطر مشخصی مانند تغذیه نامناسب، استفاده از سیگار و دخانیات، استفاده از الکل و فعالیت بدنی کم، ریشه دارند، گفت: این بیماری ‌ها بیش از دوسوم علل مرگ ‌و میر در جهان را به خود اختصاص می ‌دهند. بر این اساس اگر کل مرگ ‌هایی که سالانه در جهان اتفاق می ‌افتد 56 میلون نفر باشد، 68 درصد آن در اثر بیماری ‌های غیرواگیر است.
او با بیان این که 40 درصد از این مرگ ‌و میرها پیش از 70 سالگی اتفاق می ‌افتد و مرگ زودرس نامیده می‌ شوند، افزود: سرطان در صدر علل مرگ ‌و میرهای زودرس در سال 2012 قرار داشته است. البته دلیل این موضوع بروز بیش تر سرطان به دلیل افزایش امید به زندگی است.
مطلق ادامه داد: طبق گزارش‌های کشوری مربوط به سال 93، شایع ترین سرطان‌ها در ایران در زنان، سرطان پستان بوده که بیش ترین میزان بروز را دارد و سرطان‌ های دستگاه گوارش مانند سرطان روده بزرگ و سرطان معده در مراتب بعدی قرار می گیرد. به جز سرطان‌ های پوستی، به طور متوسط از هر 100 هزار نفر 130 نفر از زنان به سرطان مبتلا می ‌شوند. در عین حال باید توجه کرد که میزان بروز سرطان در مردان بیش از زنان است و بر اساس آمار 157 نفر از هر 100 هزار نفر در مردان به سرطان مبتلا می شوند و سرطان معده هم در راس سرطان‌ های مردانه قرار می‌ گیرد.
مطلق با اشاره به برخی عوامل محیطی موثر بر بروز سرطان نیز گفت: متاسفانه عوامل محیطی هم در ایران شرایط خوبی ندارند. به ‌طوری که میزان مصرف انرژی در ایران به ازای هر یک نفر 2800 کیلوگرم است؛ در حالی که متوسط جهانی آن 1900 کیلوگرم است. هم چنین میزان ذرات معلق در یک متر مکعب از هوای شهرهای بالای 100 هزار نفر جمعیت در ایران، 115 میکروگرم است که متوسط جهانی آن 60 است. متاسفانه در زمینه عوامل محیطی و شیوه زندگی، وزارت بهداشت نقش زیادی ندارد و نمی‌ تواند به تنهایی این عوامل را کنترل کند، بلکه نیازمند همکاری سایر سازمان‌ های دولتی و غیر دولتی است و عزمی ملی برای کنترل این بیماری می‌طلبد.
به گفته او، «در ایران طبق برآوردهای ما حداقل 3000 میلیارد تومان هزینه مستقییم برای سرطان وجود دارد و مجموعه هزینه‌ های مستقیم و غیرمستقیم سرطان هم بیش از 10 هزار میلیارد تومان در سال است.

در شهريور ماه 1394، رسانه های داخل ایران خبر دادند که طی ده سال اخیر آمار سرطان در کشور چهار برابر شده است و احتمال می رود طی دو سال آینده پنج برابر شود.
به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان وابسته حکومت، 23 شهروی 94 نوشت:
هر از چند گاهی خبری می شنویم که یکی از اقوام یا دوستان مان درگیر بیماری سرطان شده است. این مسئله نشان می دهد شیوع سرطان نسبت به سال های گذشته افزایش پیدا کرده، به طوری که آمارها رشد چهار برابری سرطان را نسبت به 10 سال گذشته نشان می دهد. با این بیماری یا بلای خانمان سوز یا مصیبت جان سوز چه باید کرد؟

اما موضوع مهمی است چون با سلامت مردم سر و کار دارد. در این که هر سوخت فسیلی به ویژه بنزین و گازوئیل آلودگی های خود را دارد و در آلوده شدن هوای شهرها سهیم است، شکی نیست اما اگر این آلودگی ها بیش تر شود و نوع بنزین باعث بروز بیماری هایی مانند سرطان شود، حساسیت و دقت بیش تری را می طلبد.
چند سال پیش بود که به خاطر تحریم هایی که علیه ایران اعمال شد، بنزین به ایران فروخته نمی شد، دولت آن زمان برای برون رفت از این تحریم، طرحی را آماده کرد و بر اساس آن پتروشیمی های کشور دست به کار شدند و بنزین مورد نیاز کشور را در داخل تولید کردند.
این اقدام باعث شد تا تبعات تحریم بنزین، از آن گردنه به سلامت عبور کند، اما آلودگی های هوا و تشدید آن باعث شد تا در اواخر دولت دهم و در دولت یازدهم متولیان دولت کنونی، بنزین های تولید داخل را سرطان زا اعلام کنند و اقدام به واردات بنزین کنند.
نوبخت سخن گوی دولت اول روحانی، در حاشیه یکی از جلسات دولت در پاسخ به پرسشی درباره سرطان زا بودن بنزین های تولید داخلی پاسخ داد که دولت سرطان زا بودن بنزین ها را رد می کند.
تایید و تکذیب نوبخت هم واکنش های گوناگونی را در پی داشت. روزنامه کیهان همان روزها با چاپ پاسخ سخنگوی دولت، توضیحاتی را هم در زیر پاسخ نوبخت منتشر کرد و در صفحه اول خود با تیتر درشت نوشت: «سخنگوی دولت سخنان خود را تکذیب کرد.» کیهان بر روی این تیتر نوشته بود «لاپوشانی یک سال سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی درباره بنزین داخلی»، روزنامه ایران ارگان دولت هم امروز در صفحه اول خود به همین موضوع پرداخت و با چاپ عکس وزیر نفت نوشت: «هشدار دولت مردان به حامیان بنزین آلوده»، روزنامه آرمان هم روز گذشته این تیتر را برای موضوع بنزین انتخاب کرد: «شیپور گشاد تندروها درباره بنزین آلوده»، روزنامه های صبح هم به این موضوع پرداخته اند، سیاست روز در تیتر صفحه اول خود نوشته است: «بوی بنزین، بوی زور» که در آن به تایید و سپس تکذیب آقای نوبخت اشاره دارد.
اما معاون سازمان محیط زیست، هم چنان بر سرطان زا بودن بنزین های تولید داخل اعتقاد دارد.
به گفته معاون سازمان محیط زیست، آژانس تحقیقات سرطان و سازمان بهداشت جهانی به عنوان دو نهاد بین المللی در حوزه سلامت مردم، هشدار داده اند که بنزن ترکیبی سرطان زاست و هیچ آستانه قابل تحملی برای آن در هوا وجود ندارد، یعنی حتی کم ترین مقدار آن در هوا، پذیرفته نیست و باید مقدارش صفر باشد.
او توضیح داد: امروزه کشورها تلاش می کنند تا حد ممکن ترکیبات بنزن را به حداقل و محتوای آروماتیک را به زیر 35 درصد برسانند، اما ما در ایران نامه رسمی از وزارت نفت داریم که نشان می دهد در سال های گذشته بنزین تولیدی برای سوخت 1.5 تا 2 درصد و بنزینی که به وزارت نفت تحویل داده می شده 8 تا 10 درصد بنزن و بنزین پیرولیز نیز 40 درصد سوخت داشته است. هم چنین در هر سه این محصولات میزان ترکیبات آروماتیک حدود 60 درصد بوده است.
این مسئول هشدار داد که نه تنها بنزن و ترکیبات آروماتیک سرطان زاست بلکه پژوهش ها نشان داده است با کاهش آروماتیک ها، میزان ذرات معلق در هوا نیز کم می شود.

دستگیری فعالان محیط زیست توسط «اطلاعات سپاه»
چهارم بهمن ماه سال 96، کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و مدیرعامل موسسه «حیات وحش میراث پارسیان»، و چند نفر از همکارانش بازداشت شدند.
مبارزه کاووس سیدامامی برای محافظت از محیط زیست، پلنگ ها و یوزپلنگ های در معرض خطر انقراض در ایران به قیمت جان او تمام شد.
مقامات حکومت اسلامی ایران، این استاد 64 ساله جامعه شناسی و رییس موسسه حیات وحش میراث پارسیان را در 24 ژانویه 2018 به جرم «جاسوسی» بازداشت و تحت بازجویی قرار دادند.
او هفده روز بعد تحت شرایط مشکوکی در زندان اوین تهران درگذشت.
هشت نفر دیگر از وابستگان موسسه حیات وحش میراث پارسیان نیز دستگیر و در زندان اوین به سر می برند.
ظاهرا مخالفت فعالان محیط زیست با ایجاد پایگاه ‌های موشکی سپاه در مناطق حفاظت شده علت اصلی متهم کردن آن ها به جاسوسی است.
متهم کردن شماری از فعالان محیط زیست، از جمله کاوه مدنی، معاون مستعفی سازمان محیط زیست، به جاسوسی عنوان شده است.
سازمان عفو بین‌الملل این ادعا را «بسیار مشکوک» خوانده و از این که مسئولان مانع کالبدشکافی جسد این استاد دانشگاه شدند به شدت انتقاد کرده است.
غلامحسین محسنی اژه ‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، چند روز پس از مرگ سید امامی در زندان، اتهام فعالان محیط زیست بازداشت شده را «دادن اطلاعات طبقه ‌بندی ‌شده از مراکز حساس به سرویس‌ های اطلاعاتی بیگانه از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعلام کرد.
پس از مرگ مشکوک سید امامی در زندان، صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی مدعی شد که او و همکارانش با استفاده از دوربین‌ھای عکس ‌برداری از یوزپلنگ، اقدام به تصویربرداری از سایت‌ ھای موشکی سپاه کرده و اطلاعات این سایت ‌ها را در اختیار سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل قرار داده‌اند.
روزنامه اصول گرای «وطن امروز» در شماره روز سه‌شنبه، 28 فروردین 2019 خود، در مطلبی با عنوان «گریز دوتابعیتی» درباره کاوه مدنی نوشت: «معاون دوتابعیتی رییس سازمان حفاظت محیط ‌زیست که در ماجرای جاسوسی «موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان» نام او به عنوان یکی از متهمان این پرونده مطرح شده بود، بدون سروصدا از ایران فرار کرد.»
وطن امروز، با تکرار این ادعا که متهمان این پرونده در پوشش برنامه حفاظت از یوز ایرانی اطلاعات سایت‌ های موشکی را به بیگانگان می ‌دادند، بارها بر دو تابعیتی بودن مدنی تاکید کرده و تدریس او در یک کالج سلطنتی در لندن را نشانه «ارتباطات غیرشفاف» با انگلیس وانمود می‌ کند.
کاوه مدنی استاد سابق مدیریت آب و محیط زیست امپریال کالج لندن است و یکی از پژوهش گران و کارشناسان برجسته بین ‌المللی در حوزه مسائل مربوط به خشک ‌سالی و بحران جهانی آب به شمار می ‌رود.
«اتحادیه علوم زمین اروپا» سه سال پیش کاوه مدنی را به عنوان یکی از چهار دانشمند جوان برجسته جهان در علوم زمین معرفی و از او تقدیر کرد.
معاون سابق سازمان حفاظت محیط زیست 28 فروردین ماه نیز در یک پیام توئیتری و در واکنش به هشتگ «متهم گریخت» نوشته که او از سرزمینی گریخته که «در آن، جاهلان مجازی، علم و دانش و تخصص را پس می ‌زدند و با توهم توطئه در جستجوی محکومی بودند تا همه مشکلات را بر گردن گیرد.»
ایمن ‌آبادی نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی، به طور مشخص وزارت اطلاعات و دولت را عامل قصور در پرونده سیدامامی دانسته است: «جالب ‌تر هم این که وزارت اطلاعات ما که نهاد تخصصی ضدجاسوسی است، خیلی در جریان نیست. این هم باز توقع ما از دولت است. این که دستگاه مسئول برخورد با جاسوسی، در جریان این پرونده نباشد، اصلا قابل پذیرش نیست.»
نماینده رشت با انتقاد از پخش فیلم صدا و سیما در اثبات اتهام «جاسوسی» سیدامامی می‌گوید، چرا تلویزیون به جای تصاویر زندگی خصوصی، اسناد متقن را نشان نداد: «در گزارش صداوسیما گفته شد آقای سید امامی جاسوس بوده، به ‌طور سیستماتیک و سال‌ ها این کار را می‌ کرده و در نهایت هم اصلا ماموریت داشته که باعث خشک سالی شود. بعد هم این‌ها روی تصاویری بی‌ ربط و حتی خارج از حوزه اخلاق گذاشته شد که در بسیاری از آن ها افراد و خود مرحوم سید امامی حتی لباس مناسب هم نداشتند. وقتی این کار را می ‌کنید برای منِ مخاطب این سئوال پیش می‌ آید که چرا صداوسیما به خودش اجازه می ‌دهد که خصوصی ‌ترین عکس‌ ها و تصاویر این فرد را نشان دهد اما سند محکمی برای ادعاهای خود درباره فعالیت‌های وی و همکارانش ارائه نمی ‌کند؟»
ایمن آبادی می‌گوید برای نمایندگان مجلس هزار و یک سئوال بی‌ جواب وجود دارد و افکار عمومی نیز در این زمینه اقناع نشده که اگر شبکه ‌ای از سال 1991 در ایران فعال بوده، چرا دستگاه ‌های امنیتی در این سال‌ ها نظاره‌گر بوده ‌اند.
البته این بحث های نمایندگان مجلس و یا سایر مقامات حکومت اسلامی، نمایشی بیش نیست و اغلب در دعواهای جناحی برای امتیازگیری از همدیگر مطرح می شوند و به سرعت فراموش می کردند.



واقعیت این است که سپاه پاسداران تصور می کند این پنج فعال محیط زیستی اطلاعاتی بالقوه از محل تاسیساتی دارند که ممکن است با ایزوتوپ‌های رادیواکتیو یا مواد شیمیایی کشنده آلوده شده باشد.
برای سنجش پرتوهای اتمی و آلودگی های شیمیایی یک منطقه لازم است فرد با پرتوسنج در آن راه برود یا از خاک نمونه برداری کند. این امر ممکن است دلیل وحشت ماموران اطلاعاتی ایران برای بازداشت چند فعال محیط زیستی و توقیف وسایل الکترونیکی شان در نقاط مختلف ایران باشد.
پنهان کاری حول و حوش این بازداشت ها جای تردیدی باقی نمی گذارد که مسئله به برنامه های نظامی - هسته ای ارتباط دارد. بازداشت شدگان طی این مدت از حق ملاقات محروم بوده اند.
سپاه پاسداران تنها در سال 2018، حداقل 50 فعال محیط زیست ایرانی را برای بازجویی در مورد سیاست های سپاه در تغییر مسیر آب و دیگر مسائل مربوط به استفاده از اراضی دستگیر کرده است.

نیم قرن تلاش برای هسته ای شدن ایران
بیش از پنجاه سال از سودای هسته‎ای شدن ایران گذشته است. حکومت پهلوی و حکومت اسلامی ایران، میلیاردها دلار برای تاسیسات هسته‎ ای هزینه کرده ‎اند تا بر اساس روایت ‎های رسمی، کشور منبع دیگری غیر از نفت برای تامین انرژی داشته باشد.
حکومت اسلامی در اوایل انقلاب 57، برخی سیاست ‎های حکومت پهلوی را کنار گذاشتند از جمله پروژه تولید انرژی اتمی را برای شش سال آن را متوقف کردند. بخشی از تجهیزات نیروگاه بوشهر در اختیار سازمان جهادسازندگی برای پیش برد جنگ گذاشته شد.
اما در میانه جنگ با عراق، سران حکومت اسلامی ایران به فکر دست‎ یابی به جنگ‎ افزار اتمی افتادند و همین سرآغاز داستانی شد که تا به امروز ادامه دارد.
بر اساس برآوردهای صورت گرفته، همراهی جامعه جهانی با آمریکا در تحریم های سابق ایران، حداقل سالانه 100 میلیارد دلار زیان به ایران تحمیل کرده است.
حکومت پهلوی ایران بر اساس برنامه‎ریزی اولیه در نظر داشت تا سال 1981 شروع به تولید برق کند و در سال 1994 تولید برق را به 10 تا 12 هزار مگاوات برساند.» اما پس از نیم قرن ظرفیت نیروگاه بوشهر 1000 مگاوات اعلام شده است.
حکومت اسلامی ایران در سال 1394، به صورت علنی برنامه اتمی خود را در قراردادی با روسیه آغاز کرد. روسیه که تعهد کرده بود نیروگاه اتمی بوشهر را در پنج سال به بهره‎ برداری برساند، هیچ ‎گاه به تعهدات خود پایبند نماند. به گونه ‎ای که چند سال پیش نمایندگان مجلس تصمیم گرفتند کمیسیون ویژه‎ی را برای تحقیق و تفحص از هزینه‎ های نیروگاه اتمی بوشهر تشکیل بدهند که با مخالفت هیات رییسه مجلس به نتیجه نرسید. سخن گوی این کمیته، هزینه تمام شده رآکتور بوشهر را پنج برابر یک رآکتور مشابه اعلام کرد.
مبلغ این قرارداد یک میلیارد و 200 میلیون تومان اعلام شده است. هم چنین 52 میلیون دلار نیز برای تامین هزینه سوخت نیروگاه در نظر گرفته شد. بنا بر اعلام مسئولان حکومت اسلامی ایران، نیروگاه بوشهر با هشت سال تاخیر در سال 2008 به بهره‎ برداری رسید، این نیروگاه چند سال پیش به صورت رسمی به شبکه برق ایران پیوست تا تاخیز در بهره‎ برداری از آن به یازده سال برسد.
با همه افت و خیزهایی که پرونده هسته‎ای ایران در سه دهه گذشته داشت، در ماهای پایانی سال 2013 ایران و غرب به یک توافق برای تعلیق غنی ‎سازی و برنامه اتمی ایران به صورت موقت دست یافتند.
ایران از سال 2005 به بعد بر حجم فعالیت‎ های هسته ‎ای خود افزوده است. اگر چه پس از نیم قرن تنها یک فاز از نیروگاه بوشهر به بهره‎ برداری رسیده و نیروگاه دارخوئین هم در مرحله مطالعاتی متوقف مانده، اما ایران نیروگاه آب سنگین اراک و اکتشاف و غنی سازی اورانیوم را آغاز کرده و توانسته است بخشی از اورانیوم اکتشافی را تا 20 درصد غنی سازی کند.
ایران تا به حال جزئیاتی از هزینه برنامه اتمی خود منتشر نکرده است. احمد شیرزاد نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم، به شدت از غیرشفاف بودن برنامه اتمی ایران انتقاد کرد. او حدود هشت سال پیش نیز در یک سخن رانی گفت: «هیچ کدام از مجالس اول تا ششم که ما بودیم در جریان این پروژه ‌ها نبودند و هیچ نوع شفافیتی وجود نداشت، آن ‎وقت چگونه انتظار دارید در یک فرایند عقلانیت وجود داشته باشد. مجلس ششم خیلی تحقیق کرد و در نهایت به این جا رسیدیم که در مورد پروژه‌ های هسته ‌ای ایران، تنها یک گزارش تخصصی در سازمان انرژی اتمی ایران وجود دارد که آن‎ هم گزارش یک کارمند لیسانسیه این سازمان است که در این گزارش تولید برق هسته ‌ای توصیه می ‌شود، در حالی که در تمام ادله‌ هایی که در این گزارش آمده، دست کاری شده است.»
حسن غفوری فرد عضو کمیته تحقیق از نیروگاه اتمی بوشهر نیز در سال 90 گفته بود: «ساخت یک نیروگاه از صفر مقرون به صرفه ‎تر از تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر است.»
سازمان ملل متحد خسارت مستقیم وارد شده به ایران در جنگ هشت ساله را 97 میلیارد دلار برآورد کرده است. ایران اعلام کرده که هشت سال جنگ با عراق را تنها با 52 میلیارد دلار اداره کرده، اما برآوردهای کارشناسی هزینه تحمیل شده به ایران برای جنگ را بیش از 700 میلیارد دلار نشان می‎دهد.
بر اساس گزارش نهادهای بین ‎المللی، ایران 94 تا 112 میلیارد دلار برای هدایت جنگ و 11 میلیارد دلار برای واردات نظامی هزینه کرد. هزینه غیرمستقیم ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و تولیدات کشاورزی برای ایران نیز 627 میلیارد دلار برآورد شده ‌است.
حداقل هزینه‎ ای که کارشناسان برآورد می ‎کنند 600 تا 700 میلیارد دلار به صورت مستقیم است. در کنار این باید هزینه های غیر مستقیمی مثل فرار مغزها و عدم امکان استخراج در میادین نفتی و گازی مشترک و عدم فروش نفت و گاز را هم در نظر بگیریم. با این شرایط هزینه این برنامه بیش از 2000 میلیارد تومان برآورد می ‎شود.
ایران در مقابل همه این هزینه‎ها سرانجام پس از سال‎ها کشمکش با جامعه جهانی، توافق‎ نامه ژنو را پذیرفت و یک ‎بار دیگر غنی ‎سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد. این اقدام با واکنش برخی از جریان‎ های درون حپکومت اسلامی رو به رو شد. مقام‎ های دولتی هم آن را تسلیم غرب و شرق در برابر ایران توصیف کردند.
به گفته یکی از نمایندگان مجلس، ایران در هشت سال گذشته توانسته است «دو تن اورانیوم غنی ‎سازی کند و چنان چه کل ظرفیت مرکز نطنز به بهره‎ برداری برسد، پس از هفت سال تنها پاسخ گوی نیاز یک سال نیروگاه بوشهر خواهد بود.»
حکومت اسلامی ایران در سال‎های گذشته و به ویژه در یک دهه گذشته دست ‎یابی به انرژی اتمی را به یک مسئله حیثیتی و البته امنیتی در برابر غرب تبدیل کرده و غرب نیز همواره ایران را به حرکت به سمت بهره‎ برداری نظامی از انرژی اتمی متهم ساخته است.
در این رویارویی، حکومت اسلامی پروژه اتمی را به یک پروژه محرمانه تبدیل کرده و رسانه ‎ها از پرداختن به آن منع شده‌ اند. غرب نیز در سوی دیگر بازی با تبلیغ نزدیک شدن ایران به بمب اتمی، جبهه تحریم گسترده ‎ای علیه ایران شکل داده است. اما آیا واقعا این گونه بوده است که دو سوی این پرونده روایت کرده ‎اند؟
رد حالی که ایران هم منابع نفت و گاز و هم منابع آبی و خورشیدی را در اختیار دارد. حتی در سال‎های نخست بعد از انقلاب، با انتشار محتوای جلسات کارشناسی مشخص شد که انرژی اتمی برای این کشور مقرون به صرفه نیست.
بنابراین، جدا از این که رقبای حکومت اسلامی و سران حکومت اسلامی چه می گویند واقعیت ها، حالی از ان است که تمام تلاش های حکومت اسلامی ایران، تلاشی برای دست یابی به سلاح های مخرب و خطرناک اتمی است.
در حال حاضر همین سیاست و سایر ماجراجویی ها حکومت اسلامی و فغعالیت های در جنگ های موسوم به «جنگ های نیابتی»، نه تنها بار دیگر ایران در تحریم اقتصادی آمریکا قرار داده، بلکه در معرض جنگ دیگری نیز قرار داده است.

سخن پایانی
شدت تخریب محیط زیست در ایران به حد نگران کننده ای رسیده است. این روند در طول چند دهه اخیر افزایش بی سابقه ای یافته و در بسیاری از موارد از دیگر کشورها پیشی گرفته است.
آلودگی آب و هوا، خشک شدن تالاب ها، رودخانه ها و دریاچه ها، تخلیه ذخایر آبی زیرزمینی، تخریب مراتع و جنگل ها، فرسایش خاک و بیابان زایی، نابودی انواع گونه های گیاهی و جانوری و … بخشی از بحران های زیست محیطی در ایران را تشکیل می دهند. اگر بر این موارد گازهای گلخانه ای، تخریب لایه ازن، گرم شدن زمین، تغییر سطح دریاها و … که بحران های جهانی محسوب می شوند و همه کشورها را در بر می گیرند را نیز اضافه کنیم، عمق فاجعه در کشور ما به مراتب بیش تر می گردد.
ریشه های اصلی این فجایع، به حکومتی بودن محیط زیست بر می گردد. این ساختار دولتی موجب شده است که از یک سو دولت ها رفتارهای سلیقه ای با محیط زیست داشته باشند، و از سوی دیگر باعث شده است نهادهای مدنی در امر حفاظت از محیط زیست نتوانند حضور موثر داشته باشند، و به جای آن که حفاظت از محیط زیست یک امر خودجوش برای شهروندان باشد به یک سری روابط سازمانی با دولت تبدیل شده است.
تجربه چندین دهه نشان می دهد علاوه بر عوامل دیگر طبیعی، عملکردهای حکومت اسلامی، به شدت مخرب بوده است. در روند کالایی شدن، همه چیز ارزش اقتصادی پیدا کرده و به قصد فروش و کسب سود وارد چرخه مبادلات شده است. حاکم شدن این منطق، کلیت جامعه را به بازار تبدیل کرده است.
به گفته مایکل سندل -Marketing Society ، جامعه بازارهایی است که تقریبا همه چیز در آن فروشی است و تفکر بازاری و ارزش های بازاری بر تمام جنبه های زندگی مسلط شده است. در چنین جامعه ای ارزش و اعتبار همه چیز را میزان سود مشخص می کند.
اکنون جامعه ما نیز به چنین حال و روزی گرفتار شده است. با حاکم شدن منطق بازار بر کلیت جامعه ما و دزید و فساد سیتماتیک در حکومت اسلامی، از عرص علم و دانش، درمان و بهداشت گرفته تا عرصه طبیعت تبدیل به کالا شده اند. تغییر کاربری مزارع، باغ ها و حتی جنگل ها و شالیزارها، و تبدیل آن ها به ویلا و مناطق مسکونی، یکی از مصادیق مهم کالایی شدن طبیعت است. فعالیت هایی چون احداث راه و بهره برداری از معادن بدون ملاحظات زیست محیطی، از دیگر مصادیق کالایی شدن طبیعت محسوب می شود. این روند اگر باید متوقف نشود فجایع هولناکی در انتظار جامعه ایران است!
رابطه انسان و طبیعت تا کنون هیچ وقت به اندازه امروز نگران کننده و تهدیدآمیز نبوده است. با توجه اهمیت دو عنصر آب و هوا در تداوم چرخه زندگی، توجه به آموزش همگانی و همه جانبه توسط نهادهای دولتی و غیردولتی، در راستای جلوگیری از افزایش آلودگی آن ها، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. اما در ایران، خود حکومت عامل اصلی تخریب محیط زیست است و فعالان مستقل محیط زیست نیز دایما تهدید و زندانی می شوند!
در چنین شرایطی، مبارزه همه جانبه علیه حکومت اسلامی به ویژه محیط زیست امری مهم و ضروی است. تا حکومت اسلامی ایران، یعنی این دشمن درنده و وحشی انسان و طبیعت از اریکه قدرت پایین کشیده نشده و مردم ایران بر سرنوشت خویش حاکم نشده اند، نه تنها این فجایع کم نخواهند شد، بلکه از هم اکنون فجایع بسیار بزرگ تر و ویران گری نیز در کمین جامعه ایران نشسته اند!

در واقع امروز هزاران نفردر سراسر جهان در بزرگ ترین راه پیمایی در اعتراض به تغییرات اقلیمی و حفاظت از محیط زیست شرکت کرده اند.
این راه پیمایی در نخستین ساعات امروز جمعه 20 سپتامبر 2019 – 29 شهریور 1398، در استرالیا آغاز شد و به تدریج در کشورهای مختلف آسیا، آفریقا و اروپا در حال برگزار شدن است.
دانش آموزان در کشورهای مختلف دست اندرکار این اعتراضات هستند.
نخستین بار گرتا تونبرگ سوئدی و نوجوان فعال محیط زیست در سال 2018 پس از اولین اعتراض انفرادی‌ اش در پارلمان سوئد در استکهلم، ایده حضور دانش آموزان را در مخالفت با تغییرات اقلیمی مطرح کرد.
از سیدنی تا سئول، از مانیل تا مومبای کودکان و نوجوانان کلاس های درس را ترک کرده و با در دست گرفتن پلاکاردهایی خواستار تغییر سیاست‌ های دولت ‌ها در مورد حفاظت از محیط زیست شده ‌اند.
دانش آموزان معترض از رهبران جهان می‌ خواهند تا برای افزایش دمای جهان قبل از آن که خیلی دیر شود، اقدامی انجام دهند.
انتظار می‌ رود در طول امروز میلیون ها نفر در بیش از 150 کشور جهان در این گردهمایی های اعتراضی شرکت کنند.
قرار است اجلاس اقلیمی جوانان فردا شنبه 21 سپتامبر - 30 شهریور در سازمان ملل برگزار شود. براساس گزارش‌ها، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل روز دوشنبه 23 سپتامبر - اول مهر، میزبان نشستی اضطراری خواهد بود.

جمعه بیست و نهم شهریور 1398 - بیستم سپتامبر 2019