تغییر مدیریت برای سواستفاده اقتصادی یا ضعف مدیریتی - جمعی از کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران



متاسفانه در چنین شرایطی که بنگاه های بزرگ و کوچک و پرسنل آنها که همان کارگران زحمتکش می باشند درسراسر کشور با تمام مشکلاتی که متاسفانه از سوء مدیریت‌ها برای آنها به وجود آمده باید با مشکلات دیگری هم مانند گرانی بنزین که در چند هفته گذشته اتفاق افتاده که متاسفانه تأثیر مستقیمی بر بسیاری از اجناس مورد نیاز کارگران دارد دست و پنجه نرم کند تورم کمرشکن که با گران شدن بنزین بدتر از گذشته شده و با سابقه ای که است سوء مدیریت نهادهای نظارتی در کشور وجود دارد و کنترل نکردن قیمت‌ها باز هم تنها قشری که آسیب‌های زیادی از این شرایط بر او تحمیل می‌شود قشر زحمتکش کارگر می باشد که دهه به دهه سال به سال و ماه به ماه شرایط زندگی برای آنها و خانواده های آنها سخت و غیر قابل تحمل تر می شود به امید آن روزی که این شرایط تغییر کرده و کارگران زحمتکش این سرزمین در رفاه و آسایش نسبی قرار داشته باشد.


مقدمه

نوشته حاضر را چند ماه پیش آماده کردیم که امکان انتشار آن میسر نشد و امروز هم همزمان شد با اعتراضات فکر کردیم که موضوعیت خود را نه تنها از دست نداده بلکه اعتراضات اخیرهم تاییدی است بر شکست سیاست های اقتصادی در ایران و بوجود آمدن فضایی سیاسی که هر لحظه می توان منتظر یک سونامی سیاسی باشیم که همه را قافلگیر کند.

فرایند بحران مدیریتی در اقتصاد ایران٬ فساد گسترده در سیستم اقتصادی٬ و مهم ترین ضعف نبود چشم انداز چاره اندیشی برای این بحران در کشور نهادینه شده است که منجر به مدیریت یا مالکیت بنگاه اقتصادی از جابجایی نهادهای اقتصادی از یک گروه به یک گروه دیگر اشت که نتیجه اش هر روز بدتر شدن زیربنایی اقتصادی ایران است واز این رهگذر ما شاهد بسته شدن روزانه بسیاری از نهادهای اقتصادی و بیکاری صدها هزار کارگر در آمارهای رسمی هستیم. فرایند از بین رفتن گروه فولاد ملی را ما در مقالات قبلی بطور مختصر نوشتیم و اشاره کردیم که مسیری که طی شده چه بوده و نتیجه اش برای سرمایه داری و مخالفین اش به کجا رفت و سهم کارگران چه شد. امروز با گذشت یکسال از بازگشت به کار کارگران فولاد اهواز شاهد بدتر شدن وضعیت این نهاد اقتصادی هستیم و اگر نگوییم و ننویسیم ٬ نمی توانیم برای تغییر این شرایط سازماندهی کنیم. این شرایط باید درعرصه های متفاوت شکل بگیرد٬ در میان کارگران که چگونه اعتراض را به پیش ببریم٬ در روشنگری ضعف مدیریت و حمایت جامعه که بتوان به نهادهای قدرت فشار آورد تا راه چاره ای پیدا کنند. بسیاری هستند که معتقدند منتظر نهادهای قدرت ماندن آب در هاون کوبیدن است. بسیاری هستند که می گویند باید با همین شرایط ساخت و امید داشت در پروسه تغییری بوجود آید ولی کارگران نه به امید واهی دل می بندند و نه ناامید می شوند ونه دست روی دسته گذاشته و سکوت می کنند. راه حل اصلی مبارزه مبارزه مبارزه برای تغییر در شرایط اشان هست. تا مشکل را در نیابیم نمی توانیم برای بهبوداش سازماندهی کنیم.

متاسفانه شاهد آن هستیم با اینکه در یک سال و نیم گذشته تغییرات مدیریتی زیادی صورت گرفته وضع شرکت و بدهی های آن روز به روز بیشتر می شود و این مشکل بدیها باز هم زنگ خطر را برای شرکت گروه ملی به صدا در می آورد بدهی هایی که هرکدام از مدیران رقم برای آن عنوان می‌کنند از دو هزار میلیارد تومان تا ۳۲۰۰ میلیارد تومان این علاوه بر بدهی هایی است که شرکت به سازمانهای آب و برق و گاز و همچنین به گفته یکی از معاونین وزیر کار ۵۰۰ میلیارد بدهی مالیاتی به سازمان مالیات و نکات مبهم دیگری که برای پرسنل شرکت گروه ملی بسیار مبهم و باعث ناامیدی می باشد آیا شرکت گروه ملی که به گفته مدیران آن که با ۱۰ درصد توان خود کار میکند آیا توانایی پرداخت چنین بدهی های سنگینی را دارد یا خیر که مسلمان جواب خیر می باشد که متاسفانه تمامی مشکلات نشانگر آن است که هیچکدام از وعده و وعید های که مسئولین استان و دولتی در یک سال گذشته داده بودند به هیچ عنوان تحقق پیدا نکرده و انتخاب مدیران ضعیف و ناتوان هم باری بر این مشکلات شده است نکته دوم و مسئله که بسیار درد آور می باشد و اگر بارها و بارها به آن اشاره کنیم باز هم کم گفته شده است افرادی هستند که با سوء استفاده از جریانات کارگری به دنبال منافع شخصی خود بودند و بارها اشاره کردیم که بعضی از این افراد بعد از پایان اعتراضات و آزاد شدن از زندان به دنبال تقسیم غنائم بوده و بدون هیچ ابایی آنرا مطرح و حق خود دانسته و دلیل آن را زندان رفتن و چیزهای دیگر می دانستند و متاسفانه با اعمال زور و پشتیبانی که از خارج از شرکت با آنها همراهی می کردند و آنها هم به دنبال سوء استفاده از جریانات کارگری بودن به سمت های دست پیدا کردند که بر همگان ثابت شده که هیچ شایستگی برای دریافت این سمت‌ها نه داشته اند افرادی که مدعی این بودند که تیم مدیریتی جدید و کسانی که از گذشته در این سمت ها بودند افرادی ناشایست و بی لیاقت و ضعیفی بودند که باعث بروز این چنین مشکلات برای شرکت گروه ملی شده اند حال می بینیم این مدعیان لیدر نما با حکم و امضای همین افراد فاسد در جایگاههای سرپرستی و کارشناسی قرار گرفته و از مزایای آن استفاده کرده در حالی که شرکت از بحران خارج نشده و بسیاری از مشکلات پرسنل هنوز پابرجاست و با پشت پا زدن به ادعاهای گذشته خود در مقابل تمام این بی عدالتی ها سکوت کرده که این افراد از همان اول افکار آنها برای ما مشخص و در حال حاضر برای تمام پرسنل شرکت گروه ملی نکته سوم حراست شرکت که متاسفانه در چند سال گذشته نه تنها به نظم و انضباط شرکت کمک نکرده بلکه در بعضی از موارد بسیار همسو با افراد مخل نظم و انضباط بوده است که این بسیار برای ما و پرسنل شرکت باعث تعجب بوده است که چنان در این موارد منفعل عمل کرده که بعضی از همین لیدر نماها ادعای آن را داشتند که حراست به آنها پیشنهاد هرنوع سمتی را داده است در مقابل سکوت آنها در بسیاری از این موارد حرف آن ها درست از آب در آمده و می بینیم که در جایگاه هایی که به هیچ عنوان شایستگی آن را ندارند قرار گرفتند و برای ما بسیار جای تعجب دارد که این افراد که بعضی از آنها از بیرون شرکت و جزء افراد بازنشسته هستند چگونه به این سمت ها گمارده بر چه اساس به خود اجازه می‌دهند که با ضعف خود در برخورد با افراد مخل نظم همچنین کسانی که در سمت‌های مدیریتی هستند و باعث بسیاری از تبعیض ها هستند با روحیه و اعصاب و روان پرسنل شرکت بازی کنند گرچه از بسیاری از حل این مشکلات ناامید هستیم ولی در عین حال امیدوارم که این مشکلات شرکت حل شده و به سرانجام خوبی برسد

از زمان فروکش کردن اعتصابات و اعتراضات کارگران فولاد ملی برای گرفتن حقوق عقب افتاده و راه اندازی مجدد این نهاد اقتصادی آقای نادر جعفر یوسفی سومین مدیر عامل شرکت فولاد در طول یکسال و نیم گذشته از طرف هلدینگ بانک ملی که همان توسعه ملی هست بر مسند ریاست نشسته است و احتمالا ایشان نیز در آینده نه چندان دور از اسم گروه ملی برای رزومه خودشان استفاده میکنند و همانند آقای کسری غفوری و دکتر پهلوانی به بخش های دیگر اقتصادی می پیوندد.

آقای غفوری با استفاده از نام گروه فولاد ملی به شرکت نفت و بعد هم به مدیر عاملی فولاد خراسان نایل آمد و سپس بعد از ایشان دکتر پهلوانی هشت ماه ریاست را بعهده داشت و بعد از هشت ماه به سمت شرکتهای پتروشیمی به عنوان مدیر عامل تعیین شد. آقای نادر جعفر یوسفی هم معاون توسعه ملی زیر نظر هلدینگ بانک ملی هستند.

چرا در یک سال و نیم گذشته سه مدیرعامل عوض شده است؟ این افراد دکتر غفوری و دکتر پهلوان که هر کدام برای مدت کوتاهی سکان مدیریت شرکت گروه ملی را به دست گرفته بودند مدیران توانمندی نبودند که در مطالب گذشته به آنها بسیار اشاره کردیم.
مدیران تازه کارنیز که در یک سال گذشته با ریاست کوتاه مدت شان جز شانتاژ خبری٬ تبلیغات دروغین و سپردن پست‌های حساس مدیریتی به افرادی که هم از نظر فنی و هم از نظر مدیریتی هیچ نوع توانمندی در یک سال گذشته از خود نشان نداده اند را شاهد هستیم.

این مدیران جدید پس از اعتراضات سال ۹۷ با شرکت در اعتراضات و بطور مشخص برای مدت کوتاهی و پر کردن رزومه کاری خود از طرف هلدینگ بانک ملی به این سمت دست پیدا کرده‌اند٬ افرادی که همانطور که خودشان به هیچ عنوان لیاقت مدیریت را نداشتند و بر اساس روابط سکان اینچنین شرکت های بزرگ بحران‌زده را عهده‌دار می‌شوند و جز آسیب زدن و نمک پاشیدن بر زخم کارگران زحمتکش هیچ کار مثبت دیگری انجام نمی دهند این چه سناریوی معنایش چیست؟

اینگونه به نظر می رسد که بانک ملی و عوامل پشت آن که همان مافیای فولاد می باشند برای نابودی شرکت بزرگی چون گروه ملی صنعتی فولاد به این اانتصابات و اقدامات دست می می زنند تا هر روز بیشتر شرکت را به بن نست بکشانند، مدیرعامل جدید هم مانند دو مدیرعامل قبلی که از طرف بانک ملی معرفی شده است چه کار مثبتی می تواند انجام بدهد که همکاران ایشان در یک سال گذشته نتوانسته اند انجام بدهند؟
آیا مدیر عامل جدید هم برای نشان دادن رونق فولاد با هزینه از بین رفتن پرسنل فولاد و پر کردن رزومه خود در حال طی کردن مسیری است که آقای غفوری و پهلوان با مهاجرت کردن به بنگاه‌های دیگر در این سمت قرار گرفته است؟
این افرادی که در مدت مدیریت خود در شرکت گروه ملی هیچ نوع نقش مثبتی در شرکت تا کنون نداشته اند و تازه آسیب‌های زیادی از نظر ساختار مدیریتی به شرکت تحمیل کردن با سیاست بخشیدن پست های حساس شرکت به افرادی که نه بر اساس شایستگی و فقط بر اساس روابط و گردن کلفتی و باج گرفتن از مدیرانی که با آنها زد و بند کرده بودند صورت دادند و متاسفانه ما شاهد آن هستیم. مدیرانی چون غفوری و پهلوان بدون داشتن حتی یک حرکت مثبت و تاثیرگذاری در جهت منافع شرکت و کارگران با آن که همگان و حتی مدیران بانک ملی از ضعف آنها باخبر هستند به شرکت‌های دیگر رفته و متاسفانه با سوء مدیریت این آسیب‌ها را در آنجا نیز به یادگار میگذارند. یکی از دلایلی که ما شاهد بحران مدیریت فراگیر درسطح کشورکه اقتصاد ایران را به سمت نابودی کشانده و همگان به آن اذعان دارند اتنصابهای نسنجیده ورابطه ای مدیران ضعیفی هستند که درتمام سطح کشورحضوردارند. این مدیران باعث تحمیل خسارت سنگین به ساختار اقتصادی شرکت هستند.

از این رو با شروع اعتراضات دور جدید و تغییر مداوم مدیریت در دوره های گذشته و جابجایی افراد٬ ما باید بسیار هوشمندانه عمل کنیم٬ اینکه کارگران بسیاری از وضعیت اقتصادی و سیاسی موجود ناراضی هستند بر کسی پوشیده نیست و قدرتمندان خواهان یک جنگ داخلی هستند که باید در مقابل آن است و با روشنگریمان نگذاریم که افراد سواستفاده گر بطور مقطعی از فولاد ملی استفاده کنند و بخواهند این نهاد اقتصادی بسته شود و سعی کنیم فشار بیاوریم که گفتمان اقتصاد صنعتی رکن اصلی جامعه تبدیل شود. نباید گذاشت این واحد مهم اقتصادی از بین برود٬ وظیفه کارگران بوجود آوردن شرایطی است که خود کارگران بتوانند در مدیریت نقش داشته باشند و این مهم جز همکاری همه جانبه نمی تواند میسر شود و اقتصاد کشور مانند یک زنجیر است.

جمعی از کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران