وظیفه فوری ماایجاد تشکل واتحاد سراسری است! - اسماعیل مولودی

خطاب به کارگران مبارز و فعالین اجتماعی!

وظیفه فوری ماایجاد تشکل واتحاد سراسری است!

اسماعیل مولودی ۱ دیماه ۱۳۹۸خورشیدی

مبارزات ابان ماه ۹۸ نقش برجسته اتحاد را نشان داد اگر چه در آبان در بعد اندکی کارگران به میدان آمدند. اما سراسری بود را در ابعاد بیشتری از دیماه سال قبل نشان داد بهمین خاطر فاشیسم حاکم بدون هیچ چشم پوشی نهایت قضاوت و درندگی خودرا به جامعه نشان داد و هزاران انسان جان باختند و زخمی شدند. که امروز اندک اند بعد فجایع رو می آید بطوری که خود مزدوران رژیم در هراسند.
در همه اداوار تاریخ مبارزه در جامعه طبقاتی، این اصل مارکس برای مبارزه طبقه کارگر به ثبوت رسیده (تا تشکل و برنامه طبقاتی نباشد مبارزه کارگران به نتیجه مطلوب نخواهد رسید) نقل به معنی از مبارزه طبقاتی در فرانسه.
سیاست امروز فاشیسم اسلامی در مقابل مبارزات محلی و صنفی طبقه کارگر این است؛
۱- در دوسال اخیر دیدیم که فاشیسم حاکم با ضرب و شتم در مقابل تظاهرات مردم در دی ماه ۹۶ در مرداد ۹۷ و اخیر در ابان ۹۸ وحشیانه ظاهر شدند.

۲- در دوره اخیر از مرداد ۱۳۹۷ در مقابل کارگران در هفته های اول سعی میکرد تفرقه ایجاد کند، تهدیدشان کنند و جاسوس و مزدور به میانشان بفرستد. اما در آبان ۹۸ رژیم بکلی غافل گیر شد و با گرانی بنزین خواب از چشمش پرید و دید اگر مردم متحد به میدان آیند دودمان شان را نابود میکنند. بهمین دلیل وحشی تر از هر زمانی برخورد کردند و قساوت دهه های ۱۳۶۰ را دوباره به نمایش گذاشتند.

۳- حالا فعالین را که شناسایی کرده یکی یکی یا گروهی دستگیرشان میکند و بشدت شکنجه و مورد بی حرمتی قرارشان میدهد ، انواع و اقسام داروهای مضر را بخوردشان میدهند که کلا وادار به مرگ تدریجی شان میکند. نمونه اسماعیل بخشی و دیگر رهبران کارگری و فعالین جنبش اجتماعی که جنازه هایشان را به رودخانه ها می اندازند برای رد گم کردن خود. دراین دوسال اخیر رژیم در زندان مبارزین و بخصوص فعالین کارگری یا وادار به خودکشی شان کرده اند یا بنام اینکه میخواستن فرار کنند از پشت آنهارا با تیر زده و ترور شان میکنند، یا زیر شکنجه آنان را می کشند و به دریا و رودخانه ها می اندازند تا اثری از قصاوتشان پیدا نشود.
حاکمیت فاشیست اسلامی کثیف تر از هر دم و دستگاه حکومتی تا کنونی در جهان است و از کثیف ترین و رزیلانه ترین شیوه قرون وسطی استفاده میکند.
این نوع ترور شخصیتی و آزار روحی مخالفان، در دنیا بی نظیر است، حتی در یونان، شیلی و آرژانتین هم بکار نرفته است. رژیم اسلامی حتی به افراد گله خونخوار خودش هم رحم نمیکند.
اینها تنها نمونه هایی هستند که به جامعه درز میشوند.حال چه اتفاقاتی دیگر پشت پرده هست و اصلا درز نمیکنند بماند. اینکه مزدوران رژیم بنام کارگر در صف کارگران کفن میپوشند و تلاش میکنند جریان کارگری را آلوده و دنبالچه مذهب کنند همه و همه ترفند های رژیم برای به نابودی کشاندن جامعه و ثروت انسانی جامعه کارگریست. اینکه افسرانی چون میر حسین موسوی، خاتمی و کروبی در درود اخیر فعال شدند تا نظام فاشیست را نجات دهند همگی دنباله داستان حاکم ماند اسلام سیاسی است.

جمع بندی:

بیان همه اینها برای این نیست فقط بگوییم دشمن چکار ها که نمیکند . بحث این است که مبارزات کارگری باید ازاین پوسته صنفی و محلی خود بدرآید، والا روز بروز تلفات انسانی مبارزان کارگری بیشتروبیشترمیشوند. ضربه وارد آوردن به این سرمایه های انسانی ، طبقه کارگر را دچار بحرانهای روحی و کسالت آور میکند.
مسله روشن است ما با رژیمی هار ، فاشیست و درنده درگیر هستیم که گذشته از درندگی حرمت انسانی در جامعه را به لجن کشیده و هویت انسانی آدمهارا به سخره گرفته ومردم و رفتار و فرهنگ جامعه را بیمار روانی کرده اند. ده میلیون مزدور ریز و درشت را خریده و آنها را به جان شصت و پنج میلیون دیگر انداخته اند. رژیم در تمام زمینه ها بصورت متشکل و سازماندهی کار میکند از مسجد و کمیته وانواع و اقسام تشکلهای ریز و درشت تا ایجاد دسته های سینه زنی و زیارتی. همه و همه بیان این واقعیت است باید طبقه کارگر و مردم زحمتکش خودرا متشکل کنند. از تجربیات طبقه کارگر و نیز مبارزات متشکل باید استفاده کرد و متحد و متشکل شد.
قطعا رهبران کارگری و جنبش کارگری ایران باید در بعد سراسری و با ایجاد تلفیق کار علنی و مخفی خودرا سازمان دهد. نباید اجازه داد رهبران کارگری را شکار کنند قطعا باید طبقه کارگر بتواند و برنامه داشته باشد برای محافظت از رهبران خود. در دل این اوضاع باید حزب کارگری با رهبران مورد اعتماد بوجود آورد که بتواند با برنامه مشخص در مقابل این اوضاع بدرستی موضع بگیرد. زیرا همین چند هفته اخیر یا در این سه ماه اخیر همه ما آگاه هستیم که نبودن حزب کارگری و کمونیستی چه ضربه و خسارت زیادی به مبارزات طبقه کارگر زده. وظیفه عاجل ما در این مقطع ایجاد حزب کمونیسم کارگران است که باید از دل این مبارزه زنده و جدی بدرآید. تا بتواند موقعیت خودش و توازن نیرویش را محاسبه روشنی کند و بداند کجا ضربه بزند و چگونه خودرا سازمان دهد در مقابل توطه های دشمن.
تنها با اتحاد سراسری و ایجاد تشکل است میتوان فاشیسم اسلامی را سرنگون کرد.