نقش برجسته زنان در قیام آبان 98 - زینت میرهاشمی



زنان ایران در ۲۹ استان و نزدیک به 200 شهر در صحنه های رویارویی با مزدوران مسلح، تمامی حکومت و قوانین آن، به شمول تبعیض جنسیتی را به سخره گرفتند. نقش برجسته زنان در صف اول، در هدایت و دادن شعار، در بسیج مردم و کمک رسانی به جوانان زخمی را در تمامی گزارشهایی که تا کنون منتشر شده (ویدیوها، تصاویر، گفتگوها) می توان دید. این نقش آنقدر برجسته بود که سرکوبگران و پایوران رژیم به آن اعتراف کرده اند.
حضور گسترده زنان در کف خیابان و رویارویی مستقیم با حکومتِ تا دندان مسلح، نشاندهنده شکست عمیق اندیشه ارتجاعی ولایت فقیه در مورد زنان است. زنانی که رژیم طی چهل سال با استفاده از احکام شریعت و دهها شیوه سرکوب، تلاش کرد آنان را خانه نشین و تبدیل به ماشین تولید انسان کند، در کف خیابان، همآوا با ارتش بیکاران، گرسنگان، فرودستان و پابرهنه ها، علیه ظلم و بیدادگری فریاد زدند.
جهت یادآوری باید گفت که رژیم تنها در کاربرد شکنجه، زندان کردن و حبسهای طولانی مدت، اعدام و... امر برابری جنسیتی را رعایت کرده است. چهل سال تحقیر و هیچ انگاری زنان و نهادینه شدن خشونت علیه زنان به وفور مکتوب شده و آوازه رسوایی رژیم ضد زن ستیز بر همه جهانیان آشکار شده است.
در قیام آبان 98، زنان همدوش مردان در آشکارترین شکل به جنگ رژیمی رفتند که جنگ را آغاز کرده بود.
از آنجایی که هیچ شمردگی زنان در تمامی موارد، از پایه های اصلی دیکتاتوری ولایت فقیه است پس می توان گزیدگی سکانداران حکومت در برابر نقش آفرینی زنان را فهمید.
کمسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه ای به تاریخ اول دی ماه، اسامی 22 زن شهید در قیام آبان همراه با محل شهادت و عکسهای آنان را منتشر کرده است. همچنین در مورد 9 زن دیگر که محل شهادت آنان مشخص است در این لیست آمده است.
بر اساس این اطلاعیه: این اسامی شامل حداقل چهار زن صاحب فرزند و سه دختر نوجوان زیر ۱۸سال بوده است. تحقیق جهت کسب اطلاعات بیشتر حول این زنان شهید ادامه دارد.
اسامی ۳۱ شهید زن که تا کنون توسط کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران شناسایی و گردآوری شده به قرار زیر است:
۱.آمنه شهبازی فرد، ۳۴ ساله و مادر سه فرزند – کرج، استان البرز
۲.آزاده ضربی، ۲۸ ساله – شهریار، تهران
۳.آذر میرزاپور زهابی، پرستار و مادر ۴ فرزند – کرج، استان البرز
۴.بیتا خدادادی- کرج، استان البرز
۵.فاطمه حبیبی –بهارستان، تهران
۶.گلنار صمصامی، مادر یک پسر ۸ ساله– شهریار، تهران
۷.حلیمه سمیری- آبادان، خوزستان
۸.مهناز مهدیزاده نادر – کرج، استان البرز
۹.مریم نوری– رباط کریم، تهران
۱۰.مرضیه عباس زاده – رباط کریم، تهران
۱۱.معصومه داراب پور – اهواز، خوزستان
۱۲.مینا شیخی، ۵۹ساله، مادر ۶ فرزند – تهران
۱۳.حسینه عتیقی – ماهشهر، خوزستان
۱۴.نسیم قربانی- تهران
۱۵.نیکتا اسفندانی، ۱۴ساله – تهران
۱۶.نیکتا خزائی – مهرشهر کرج، استان البرز
۱۷.پریسا سیفی – کامیاران، کردستان
۱۸.سپیده حسنی– نقده، آذربایجان غربی
۱۹.شبنم دیانی – بهبهان، خوزستان
۲۰.شلیر دادوند – بوکان، کردستان
۲۱.یاس سلیمانی – شوشتر، خوزستان
۲۲.زیبا خوشگوار – سنندج، کردستان
۲۳.یک دختر ۱۳ساله – بهبهان، خوزستان – گزارش شاهد عینی
۲۴.یک دختر دانش آموز که هدف هلی کوپتر قرار گرفت – شیراز، فارس– گزارش شاهد عینی
۲۵.یک دختر دانشجو اهل سقز – سنندج، کردستان – گزارش شاهد عینی
۲۶.یک پرستار در یک بیمارستان – تهران – اعتراف امام جمعه اسالم
۲۷.یک زن باردار – ماهشهر، خوزستان – گزارش شاهد عینی
۲۸.یک زن باردار – ساوه، استان مرکزی – مستند با کلیپ ویدئویی
۲۹.یک زن – ماهشهر، خوزستان – گزارش شاهد عینی
۳۰.یک زن جوان – شهریار، تهران – گزارش شاهد عینی
۳۱.یک خانم – رشت، گیلان – گزارش شاهد عینی

هیچ پادزهری برای نجات رژیم وجود ندارد
فرمان خامنه ای برای کشتار و قتل عام جوانان معترض و سرکوب بی رحمانه خیزشهای مردمی، منجر به راه اندازی حمام خون و به قتل رساندن دستکم 1500 تن و زخمی شدن و دستگیری بیش از ده هزار نفر گردید. قاتلان بر فراز خونهای ریخته شده اظهار خرسندی می کنند که توانسته اند خیزشهای خیابانی که آن را «جنگ تمام عیار»، «جنگ جهانی سوم»، «کربلای ۴»، «فروغ جاویدان» و.... می نامند را سرکوب کنند.
قیام مردمی در آبان ۹۸، که نقطه عطفی مهم در جنبش ضد دیکتاتوری مردم ایران است به درستی به عنوان آغاز یک انقلاب ارزیابی می شود و پایان دیکتاتوری ولایت فقیه را بیش از هر هنگام نوید می دهد. اهمیت این قیام را می توان از پس لرزه های آن بر پیکر پوسیده رژِیم و واکنشهای بزدلانه اصلاح طلبان قلابی وابسته به ولایت، مثل خاتمی و سودبرندگان حفظ وضعیت موجود دید.
این قیام همه را به صف بندی کشید. قیامی که آینه تمام نمایی است از گسترش فقر، بیکاری، تبعیض، ستم، تحقیر، سرکوب، بی عدالتی در برابر تاراج، چپاولگری و دزدی مافیای حکومت و رشد قارچ گونه ثروتهای آقازاده ها، دزدی درآمد نفت و گاز با عنوان دور زدن تحریمها، معاف بودن نهادهای وابسته به بیت ولی فقیه از پرداخت مالیات و ....
اهمیت این قیام و تاثیرات آن را می توان از حرفهای خامنه ای در روز چهارشنبه ۶ آذر در جمع بسیجیها و آتش به اختیاران دید. خامنه ای در سخنان آن روز خود تلاش کرد اوباش بیت اش را دلداری دهد و از «توطئه عمیق و خطرناک» خبر داد که خنثی شده است. اما واقعیت خیزشهای «عمیق» نشان می دهد که هیچ پادزهری برای نجات رژیم پوسیده ولایت فقیه وجود ندارد.
وحشت از شعله سوزان قیام مردم آنچنان است که ولی فقیه از خونهای ریخته شده دستکم 1500 تن از مردم و بدنهای زخمی و تیر خورده هزاران نفر سیرآب نشده است.
خامنه ای جلاد با اعلام دوباره فرمان سرکوب و باز گذاشتن دست مزدوران آتش به اختیار خود، نشان داد که بر خلاف آن که مدعی شکست خیزشها شده، قیام آبان ۹۸ را آغازی بر پایان رژیم خود می داند.
خامنه ای به بسیجیان و آتش به اختیاران توصیه می کند که: «در همه میادین دفاع سخت، نیمه سخت و نرم آماده به کار باشند و در همه محله های کشور در مقابل حوادث گوناگون راهبرد و تاکتیک آماده داشته باشند.» و «در هیچ زمینهای غافلگیر» نشده و «در همه محله ها حضور داشته» باشند. او به مزدوران سرکوبگر خود امر می کند که «چابک باشند و اسیر پابند های رایج اداری» نشوند.
خامنه ای که همواره بر اصل تبدیل تهدیدها به فرصتها برای دوام و امنیت رژیم تاکید کرده، «منطق بسیج را رفع تهدیدها» تعریف می کند. مردم اما نشان خواهند داد که خامنه ای و مزدورانش قادر به پیشگیری انقلاب ستمدیدگان و تهیدستان نخواهند بود.

جنگی که خامنه ای شروع کرده، با سرنگونی رژیم به پایان خواهد رسید
به راستی قیام خونین آبان ماه، با ویژه گیهای آن، شعار قیامهای قبلی چون؛ «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» ، «دشمن ما همین جاست» و ... را به تمام معنا در کف خیابان به ثبت رساند. همه باندهای حکومتی، از ذوب شدگان تا اصلاح طلبان قلابی، وحدت در حفظ نظام، زیر عبای ولی فقیه جنایتکار را دستور کار خود دانستند و بدین ترتیب بر درستی این شعارهای مردم صحه گذاشتند. حاکمان به درستی به خواست اکثریت مردم ایران که براندازی این رژیم فاسد است پی بردند و مردم مصمم تر از گذشته در این راه با هزینه سنگین قدم برداشتند.
خامنه ای که خود صادر کننده فرمان قتل معترضان است و آنان را اشرار نامید، برای مهار ترسی که حکومت را فراگرفته در روز چهارشنبه ۱۳ آذر به نامه دبیر شورای امنیت رژیم پاسخی داد که نشان ترس و بزدلی او در برابر قیام خونین آبان است. در حالی که جوانان با رشادت تمام، توپ، تانک و ریش و عمامه او را به سخره گرفتند، او دستور پرداخت دیه به برخی از خانواده ها را مطرح می کند. این بزرگترین توهین به مردمی است که جوانان شان به فرمان او کشته شده اند. در حالی که عکسهای او زیر پای جوانان له شده و آتش زده می شود، وی از دادن لقب شهید حرف می زند. دقیقا این یعنی ضعف و ترس از پس لرزه های این قیام نیرومند.
روز چهارشنبه ۱۳ آذر، روحانی از یک طرف مدعی شد که کمیته ای جهت تحقیق اتفاقاتی که روی داده درست می شود و از طرف دیگر خواسته است که اعترافهای دستگیر شدگان از تلویزیون پخش شود. اعتراف گیری اجباری یعنی شکنجه و در نتیجه حسن روحانی خشونت و شکنجه را برای اعتراف گیری اجباری تشویق می کند. از طرفی دیگر، هر نهادی برای رسیدگی به رویدادهای خونین آبان در این رژیم تشکیل شود اعتباری ندارد. قاتلان و فرمان دهندگان آتش به روی مردم صلاحیت بررسی این رویداد را ندارند. اینها از قبل مردم را اشرار خوانده اند و طبیعی است که برآمد این کمیته های تحقیق به تداوم خشونت حکومتی کمک خواهد کرد.
از ویژه گیهای مهم قیام خونین آبان ماه، باز شدن مشت همه باندهای درون هرم قدرت شد. برای مثال خاتمی با خنده های شیادانه اش، از فرمان آتش خامنه ای ستایش کرده و بقیه را هم به «سپاسگذاری از رهبری» فراخوان داده است. این موجودات که حتا حقارت خود در له شدگی زیر قدرت ولی فقیه را تحمل می کنند، مردم را به خاموشی دعوت می کنند.
در حالی که آمار شهدا دستکم به 1500 نفر رسیده و این آمار با وضعیت وخیم زخمیها و به قتل رسیدگان زیر شکنجه بیشتر هم خواهد شد، هنوز رژیم نه تنها هیچ آماری نداده است بلکه بزدلانه با زیر فشار گذاشتن خانواده ها، علت قتل کودکان را مسمومیت خیابانی اعلام می کند. این بزدلان ترسو در برابر ابعاد گسترده اعتراض مردمی در آبان آنچنان خود را باخته اند که حتا از کشتن مردمی که آنان را «اغتشاشگر» می نامند نمی توانند دفاع کنند.
ستاد ضد حقوق بشر رژیم در برابر اعتراض کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد مدعی شد که: «اینترنت هرگز در کشور قطع نشده و مردم به راحتی در شبکه ملی با هم ارتباط داشته و از اطلاعات مختلف برخوردار بودند.». معاون سپاه پاسداران، مدعی شده که حتا یک نفر از پاسداران در خیابان اسلحه در دست نداشته است.
بنا به گفته های کارگزاران رژیم هزاران نفر دستگیر شده اند. این بدین معناست که این تعداد در سیاهچالهای رژیم زیر شدیدترین شکنجه ها برای اعتراف گیری علیه خود به سر می برند. ماشین تواب سازی رژیم و اعتراف علیه خود، از شیوه های بی رحمانه و غیر انسانی رژیم است که طی این چهار دهه اجرا شده و هیچ اعتباری ندارد.
برآمد واکنشهای پایوران رژیم در برابر پس لرزه های قیام آبان، ترس و وحشت و باورمند شدن به پایان خود در برابر اراده مردم است. جنگی که خامنه ای با مردم شروع کرده با ویرانی بیت او و کل حاکمیت به پایان خواهد رسید.



منبع: نبرد خلق شماره 419، یکشنبه 1 دی ۱۳۹۸ ـ ۲2 دسامبر ۲۰۱۹