دام و داستان/ حق رأی، مضحکه انتخابات و چوپان دروغگو(خامنه‌ای) - سامان

پس از گذشت ۴۰ سال از استقرار حکومت اسلامی در ایران اگر قرار بود ۴۰ هزار روشنفکر ۴۰ هزار کتاب پیرامون اسلام و صفات مذهب شیعه بنویسند، آن‌چنان که خود حکومت‌گران و دستگاه روحانیت طی این سالها نشان داده و تیشه به ریشه خود زدند مقدور و میسر نمیشد. از سال ۵۷ تاکنون تمام حیلت‌های اسلام پناهان و حکومتشان علیرغم تقیه و پنهان‌کاری شیعی به صحنه نمایش در آمده و کاملا لخت و عور استریپ تیز کرد. براستی که قدرت از نظر تاریخی بازی خطرناکی با ماهیت افراد، شخصیت‌ها و احزاب و آیین‌ها می‌کند. براستی که پرتاب شدن مذهب در رأس قدرت سیاسی ایران یکبار به صورت کمدی و بار دیگر به صورت تراژدی تکرار شده است. آنان که چون همیشه به پشتوانه بیگانگان و دستگاه‌های جاسوسی آنها با هزاران وعده چنین و چنان در باره ارتقاء معنویت ، عدالت و مساوات به قدرت رسیدند، اینک در اوج فساد، دروغ و جنایت، پایه‌های حکومتشان به لرزه افتاده و در پایان کار ضمن خواندن دعای وحشت برای خود هنوز از دروغ و دسیسه دست بر نمی‌دارند. مقصود نگارنده در اینجا افشاگری و نقد و مذمت اسلام نیست چرا که همگان بخوبی در تجربه زندگی ظرف این سال‌ها به ماهیت و ادعاهای کذب آنها پی برده‌اند. در اینجا اما هدف توهین به اسلام آنسان که بسیاری جریانات چه به صورت تمسخر یا فحاشی ابراز می‌دارند نیز نیست، اصولا مقصود آخوند و حکومت آخوندی یا چنانچه برخی رژیم آخوندی می‌پندارند نمی‌باشد، چرا که برخوردی سطحی، روبنایی، غیر تاریخی و بدون توجه به ریشه‌های فرهنگی، ساختاری و بستر ماندگاری تفکر و مذهب شیعه در ایران، تنها موجب تظلم خواهی و تداوم مجدد آن شده و صرفا تغییر شکل و رنگ آن را هدف می‌گیرد. اکنون که جامعه می‌رود تا از پس سالیان رنج، مشقت، تحقیر و تباهی به طور ریشه‌ای به کارنامه سیاه اسلام شیعه پایان دهد ضروریست عمیق و هشیارانه با نگاهی هرچند کوتاه و مختصر به گذشته، مسیر آینده را معلوم و بازشناسی کنیم تا گرفتار فاجعه یا فجایع مشابه دیگری نشویم. راستی آن است که مردم ما خواهان کنار زدن مذهب از سیاست و ایجاد یک جمهوری واقعا سکولار، لاییک و دموکراتیک هستند، هم اینک راه برای دستیابی به چنین رویکردی بسیار هموار شده است. لیکن ضروری است بدانیم و خاطر نشان سازیم که در تاریخ ایران، اسلام شیعه همواره از بدو پیدایش در مقاطع مختلف از جمله در انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت، انقلاب ۵۷ تاکنون نقش موثر و دخالت‌جویانه‌ای در عرصه سیاست داشته است. بدیهی است که فحوای این کلام بجز مواردی معدود از نقش مثبت روحانیت، بیشتر برجسته نمودن نقش منفی، ارتجاعی و کارکرد سیاه و پلید دستگاه روحانیت در جلوگیری از پیشرفت و دگرگونی‌های اساسی در جامعه ما می‌باشد. از این زاویه نمی‌توانیم تنها با دشنام و سطحی‌نگری یک جریان اجتماعی کهن که سرنوشت تاریخی ما را رقم زده و به انحطاط کشانده است تحت عناوین و الفاظ شناخته شده مکرری چون «اسلام کثیف» که اشتیاق به همه چیز «مدرن» داشته و خشونت و تجاوز امپریالیسم را نادیده می‌گیرد یا با خطاب «رژیم آخوندی» که عامدانه ماهیت غارت سرمایه‌دارانه آن را دور می‌زند این وضعیت تاریخی را ساده انگارانه به چنین مواردی کاهش داده، و فرهنگ روبه رشد سیاسی مردم کشورمان را که در جستجوی تحول عمیق و آزادی‌های واقعی سیاسی و دموکراتیک هستند به عوام‌گرایی و این‌گونه کلمات محدود و مختصر نماییم. واقعیت آن است که یک پای دستگاه روحانیت شیعه ایرانی همواره در دربار سلطنتی بوده و پای دیگرش در بارگاه استعمار و دولت فخیمه، تا بر پایه ارتزاق و انرار معش و معامله با هردو از یک طرف، و تکیه بر خرافات، شریعه، خمس و زکات، سهم امام، تخدیر، تحمیق و اخاذی از توده فقیر رعایا، روستاییان، مردم کوچه و بازار، و عوام مومن و مذهب زده از طرف دیگر بهره مند شده و خود را همچون یک جریان اجتماعی ریشه‌دار و مثر مطرح و تثبیت نماید. بر مبنای چنین پیشینه تاریخی- فرهنگی و نفوذ مذهبی، از جانبی به عنوان ایدئولوژی مسلط دربار سلطنتی، و از سوی دیگر به مثابه آلت و ابزار غارت استعماری، و همچنین بستر اجتماعی بود که اسلام از طریق بنیاد‌ها و سازمان‌های اجتماعی‌اش چون مساجد، مدارس اسلامی، تکیه‌ها، روضه خوانی، سینه زنی و عاشورا، زنجیر زنی و زیارت‌نامه خوانی، قمه زنی و مداحی و...قرن‌ها ریشه دوانده و در سال ۵۷ مستقیما به قدرت سیاسی پرتاب شد تا به رسالت تاریخی خویش یعنی دیانت، سیاست و خیانت در دوره مدرن جامه عمل بپوشاند. خوشا که این ناهمزمانی پس از گذشت ۴۰ سال می‌رود تا تاریخ حیات ننگین این جریان اجتماعی را در ایران ریشه‌کن نموده و به زباله‌دان تاریخ بسپارد..
نطفه جمهوری اسلامی از ابتدا با دروغ، خدعه و تقلب بسته شد. این نظام، دوستدارانش و رهبر کاریزماتیک آن با شعارهای آب و برق مجانی، اتوبوس مجانی، آوردن نفت به در خانه مردم، عدالت و بالا بردن سطح معنوی زندگی مردم در یک هواپیمای دربست با اهداف کارسازی شده بیگانگان به درون ایران تخلیه شدند تا به پشتوانه شیفتگان اسلام ناب محمدی به جنبش ضد دیکتاتوری رنگ «همه باهم» داده و حفاظت و بازسازی ساختارهای وابسته به امپریالیسم را به همت ژنرال هایزرها زیر نقاب استقلال خواهی و با شعارهای توخالی ضد آمریکایی در شکل و جلوه اسلامی تامین نمایند. سرکوب، دستگیری، زندان و شکنجه مخالفین درست از بدو ورود خمینی به ایران آغاز شد، بمباران نقده در سال ۵۸، بر هم زدن تجمع جبهه ملیِ، و حمله به دفاتر انجمن‌های دموکراتیک دانشجویی در دانشگاهها، سرکوب مبارزات اعتراضی زنان علیه حجاب اجباری، دستگیری مجدد مبارزان و فعالین سیاسی دوره شاهنشاهی که تازه آزاد شده بودند، یورش به میتینگ‌های سازمان‌ها و احزاب سیاسی در همه جا نمونه‌هایی از پایان حق انتخاب و تخته قاپو کردن فضای باز سیاسی یکسال و نیمه ناشی از انقلاب می باشند. در ابتدا که هنوز نه تجربه سیاسی و نه تشکلی جز مساجد و نماز جمعه نداشتند به چهره‌های ملی مشخصی چون بازرگان و سنجابی، معین‌فر، فروهر و... متوسل شدند تا دولت موقت تشکیل داده و مراتب تدوین قانون اساسی فقاهتی را زیر نظر شخص مشکوکی به نام دکتر آیت دنبال کنند. چیزی نگذشت که بواسطه دخالت‌های خمینی و اطرافیان وی دولت به دو شقه خودی و غیر خودی تقسیم شد تا جایی که بازرگان فریاد بر آورد که مراکز متعدد تصمیم‌گیری مانع کار او هستند و دولتش جز «چاقوی بی‌تیغه» نیست. در همین دوران بگیر و ببندها و اعدام‌ها کماکان ادامه داشت. با این حال پیش از آن که مردم عادی در فضای برانگیخته انقلابی به ماهیت و هدف ماموریت دستگاه روحانیت و اسلام پناهان پی ببرند، طرفند رفراندوم زود هنگام جمهوری اسلامی «آری یا نه؟» را برای خام کردن آنها و تثبیت قانونی نظام جدید به نظرسنجی گذاشتند. مسلمانان ملی‌گرایی چون بازرگان به جمهوری دموکراتیک اسلامی باور داشتند، چپ‌ها و نظرات رادیکال جمهوری دموکراتیک خلق را شعار می‌دادند، ملیون و دموکرات‌ها خواستار جمهوری دموکراتیک بدون هیچ پیشوند و پسوندی بودند. به هر حال جامعه نظرات گوناگونی را نمایندگی می‌کرد. تا در پس این جنگ و جدل‌ها انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد و ابوالحسن بنی‌صدر به پشتوانه مذهب‌گرایان ضد آخوند و شریعتی دوستان با شعار «اقتصادی توحیدی» و حمایت ضمنی مجاهدین از وی با آرایی شکننده گوی سبقت را از دست رقبا و رئيس جمهور منتخب ولایت‌گرایان ربود. اما پس از جنگ با عراق نیز مدام در کار او رخنه کردند تا سرانجام وی نیز به جرم کله شقی در برابر خمینی و خیانت به کشور مجبور به اختفا و فرار از کشور- به همراه سران مجاهدین که هلهله ۳۰ خرداد سال ۶۰ را در تعیین تکلیف خود با خمینی راه انداختند- شد.
پس از برکناری بنی‌صدر و ترور جانشین وی محمدعلی رجایی، علی خامنه‌ای که مورد حمایت انجمن حجتیه، دار و دسته موتلفه، مدرسه حقانی و نشریه رسالت و بازار بود به ریاست جمهوری انتخاب و تا سال ۶۸ در کناردولت و نخست وزیری موسوی که همواره مغضوب او و محبوب امام بود دو دوره رئیس جمهور ایران ماند، اتفاقات مهم دوران ریاست جمهوری وی فتح خرمشهر، امضای قطعنامه پایان جنگ، قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و مرگ خمینی بود.
مجلس سوم در این دوران دو رئیس جمهور، دو رهبر و دو رئیس را به خود دید. ریاست اول مجلس با رفسنجانی و سپس با کروبی بود. رفسنجانی نقشی میانه و میانجی بین دو شقه روحانیت مبارز(راست) و روحانیون مبارز(چپ) بازی می‌کرد. به خاطر نزدیکی خمینی به روحانیون مبارز که از محرومین و مستضعفین دفاع می کرد، جامعه روحانیت مبارز (که خامنه‌ای نزدیک به آنها بود) در حاشیه بسر می برد. تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی، اخراج یک نماینده مجلس به خاطر انتقادات تند او، پذیرش قطعنامه ۵۹۸، حمله مجاهدین به غرب کشور، استعفای نخست وزیر(موسوی)، قتل‌عام زندانیان سیاسی، فتوای قتل سلمان رشدی، قطع رابطه با انگلیس در این دوره اتفاق افتادند. کنترل مجلس در دست جناح چپ بود، پس از مرگ خمینی مجلس خبرگان خامنه‌ای را به رهبری برگزید و رفسنجانی به کاخ ریاست جمهوری رفت.در این دوره با رد صلاحیت گسترده جناح چپ توسط شورای نگهبان حاکمیت آنها به پایان رسید و رهبر جدید(خامنه‌ای) آنها را «فتنه‌گر» خطاب کرد. هدف جناح راست در این کشمکش حذف خط امام بود.
ریاست جمهوری رفسنجانی از مرداد سال ۶۸ با تداوم کشتار، تغییر فرم سیاسی پارلمانی-نخست وزیری به نهاد ریاست جمهوری، تشکیل و تحکیم نهادهای جدید امنیتی، پایان جنگ و تبادل اسرا، بازسازی و غارت وام ۵۰ میلیارد دلاری بانک جهانی، سردار سازندگی و امیرکبیر نامیدن خود، ادامه سرکوب‌ها پس از قتل‌عام مخالفین در سال۶۷، انتخاب خامنه‌ای به عنوان رهبر همراه بود.
ریاست مجلس چهارم به عهده ناطق نوری بود. اهم اقدامات این مجلس پس از جنگ تثبیت نطام جمهوری اسلامی، پیشبرد سازندگی و اجرای برنامه پنچساله توسعه، حفظ استقلال مجلس، تعدیل اقتصادی، واگذاری سهام به رزمندگان، کارشناسی به جای دعواهای جناحی با حفظ حاکمیت جناح راست سنتی، خصوصی سازی، واگذاری و آزاد سازی قیمت‌ها، کاهش سوبسیدها و یارانه‌ها، حمایت از برنامه‌های رفسنجانی بود. اکثریت مجلس از برنامه‌های تعدیل و اقلیت از برنامه‌های عدالت‌جویانه دفاع می‌نمود و این جدل مایه مبارزه حزبی-سیاسی آنها بود. دولت عقلانی مبتنی بر برنامه‌ریزی که مبتکر آن حسن روحانی بود در همین مجلس شکل گرفت.
مجلس پنجم نیز به ریاست ناطق نوری بود، مجمع روحانیون مبارز(چپ) در اعتراض به رد صلاحیت گسترده شورای نگهبان لیستی ارائه نکرد، آغاز اصلاحات و تنش‌های داخلی، استیضاح نوری وزیر کشور و مهاجرانی وزیر ارشاد، حمله به کوی دانشگاه، دادگاه میکونوس، تصویب قانون داماتو علیه ایران در کنگره آمریکا، محدود ساختن آزادی بیان و مطبوعات، و قتل‌های زنجیره‌ای از اهم وقایع این دوره از مجلس بودند.
دوره اول ریاست جمهوری خاتمی، رقیب ناطق نوری، با آغاز نمایش معروف رای نویسی خامنه‌ای به نفع ناطق نوری در تلویزیون، حمله به میتینگ‌های انتخاباتی خاتمی از طرف جناح راست حاکم. پس از پیروزی شکننده خاتمی بر ناطق نوری دولت اول اصلاحات یا دولت ۲ خرداد شکل گرفت. تغییراتی در کابینه پیش آمد، تمام اعضای کابینه خاتمی رای اعتماد گرفتند. اما در ادادمه پس از استیضاح عبدالله نوری برکنار و مهاجرانی ابقاء شد. قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات دولت هفتم نیز به اتهام مشارکت در قتل روشنفکران برکنار شد.
مجلس ششم به ریاست کروبی بود. برای اولین بار مصونیت قضایی نزدیک ۶۰ تن از نمایندگان توسط قوه قضاییه لغو شد که مورد اعتراض قرار گرفت. اهم رویدادهای این دوره جنبش ۲ خرداد و اصلاحات، طرح جامعه مدنی، باز شدن نسبی فضای سیاسی- اجتماعی و آزادی مطبوعات، تهیه و تقدیم لایحه اصلاح قانون مطبوعات که توسط حکم حکومتی خامنه‌ای متوقف گردید، پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای، کنفرانس برلین و توقیف روزنامه‌های اصلاح طلب و بازداشت برخی روزنامه‌نگاران سرشناس پس از آن، گفتگوی تمدن‌ها و طرح رابطه ایران و آمریکا با سه شرط«عزت، مصلحت، و حکمت» و تحول در روابط خارجی بودند.

دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی، رقیب احمد توکلی. طیفی از اصلاح طلبان با انتقادات مکرر خواستار عبور از خاتمی به دلیل عقب ماندن از مطالبات تندتر اصلاحات بودند. کلا حضور اجتماعی زنان در دوره خاتمی پر رنگ شد. پس از جنبش ۲ خرداد که آرای جامعه خفته، طبقه متوسط و مدرن جامعه روحانیت مبارز را از طریق صندوق رای به چالش کشاند نظارت استصوابی شدیدتر شد. قتل زهرا کاظمی در دوره خاتمی و نهایتا تدارکاتچی دانستن خود و ممنوع التصویر شدن وی نیز از اهم رویدادهای اواخر دولت اصلاحات بودند. تصویب لوایح دوگانه اصلاح قانون انتخابات و تبیین اختیارات ریاست جمهوری بارها به جرم مغایرت با شرع و قانون اساسی توسط شورای نگهبان رد شد. رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در مجلس هفتم و کاهش مشارکت مردمی درانتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال ۸۱ به ظهور مجدد و تدریجی اصول‌گرایان انجامید. در این دوره جناح محافظه‌کار در مجلس اکثریت را به دست آورده بود و با نفوذ در شورای‌های شهر توانست احمدی نژاد را به مقام شهرداری تهران رسانده و مقدمات ریاست جمهوری وی را فراهم کند.
دوره دوم ریاست جمهوری، ریاست مجلس مهدی کروبی، رویدادهای مهم آن انتخابات برای مجلس هفتم، خودکفایی گندم کشور،.هر دو دوره ریاست جمهوری خاتمی شاهد اتفاقات و بحران‌ها و کارشکنی‌هایی بود که از طرف محافظه‌کاران مذهبی و نظامی دولت سازمان داده میشد و به قول خودش هر ۹ روز یک بحران داشت. این مشکلات و دعواهای جناحی در جنبش دانشجویی هجده تیر ۷۸ با حمله به کوی دانشگاه به نقطه اوج خود رسیدند. غلامعلی حداد عادل به عنوان رئیس مجلس هفتم انتخاب شد.

دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد رقیب وی رفسنجانی، احمدی نژاد ملیجک و منتخب خامنه‌ای، با نقد از دولت‌های گذشته(رفسنجانی و خاتمی) که خود در آنها کار کرده بود آغاز نمود. وی معتقد بود که دولت‌های قبلی مصوبات زیربنایی، مترقی و اساسی نداشتند. او به تعریف و تمجید از عملکرد چند ماهه خود پرداخت. پروسه قدیمی و پیش از انقلاب برنامه اتمی را پس از ۱۰ سال توقف راه اندازی کرد و قصد داشت آن را به نام خود تمام کند. دو وزیر ارشاد و اطلاعات را عزل کرد، وزیر آموزش و پرورش استعفا داد، ۴ وزیر پیشنهادی وی رای اعتماد نگرفتند، اژه‌ای وزیر اطلاعات و پور محمدی وزیر کشور شدند.سپاه متهم به دست بردن در انتخابات شد ذوالقدر معاون امنیتی وزیر کشور و افشار(فرمانده بسیج) معاون سیاسی وزارت کشور شد. ۸۶ نماینده مجلس که موفق به بازدید بخش‌های ۲۰۹ اوین که در دست وزارت اطلاعات است نشدند و محسنی اژه‌ای را به مجلس فراخواندند. هدفمندسازی رایانه‌ها، مسکن مهر، سفرهای استانی جنجالی، بورسیه‌های غیرقانونی، جداسازی جنسیتی در وزارت خانه‌ها، سرکوب فرهنگ و مطبوعات، طرح ارتقای امنیتی آوردن پول نفت روی سفره‌ها، نفی هولوکاست. در انتخابات این دوره طبق اظهارات کروبی، خاتمی و معین در دخالت سازمان یافته و بازرسان تقلب در انتخاب توسط شورای نگهبان و مجتبی خامنه محرز شده است.
در کابینه دهم احمدی نژاد سه تن از وزرای جدید به دلیل عدم تعامل دولت با نمایندگان رای اعتماد نیاوردند. برای اولین بار ۳ زن برای مقام وزارت معرفی شدند که فقط یکی از آنها رای اعتماد گرفت. پیش از این در دوره دولت نهم رحیم مشایی به معاونت اولی برگزیده شد که مورد اعتراض قرار گرفت و احمدی نژاد وی را به رئیس دفتری خود برگزید. اصطلاح جریان انحرافی یا جریان خاص توسط اصول گرایان رایج شد و گروه مشایی- احمدی نژاد نیز در مقابل آنان را جریان تمامیت خواه نامیدند.
انتخابات هشتمین دور مجلس در دوره احمدی نژاد: رئیس مجلس: علی لاریجانی
۱۳۸۶- مرحله اول، از ۲۰۵ کرسی مورد تایید شورای نگهبان (آرای ۳ حوزه انتخابیه باطل شدند) ۲۹ نامزد انتخاباتی اصلاح‌طلب(۱۴٪)، ۱۵۳ نامزد اصول‌گرا(کاندیداهای جبهه متحد اصول‌گرایان و ائتلاف فراگیر اصول‌گرایان معادل ۵/۷۴٪) و ۲۳ نامزد مستقل(۵/۱۱٪) به مجلس راه یافتند. درصد مشارکت مردم ۵۱٪ اعلام شد، این انتخابات با بی‌اعتنایی مردم تهران روبرو شد(۳۰٪)، بسیاری از اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند، در این انتخابات بیش از ۷۰۰۰ نفر برای نامزدی ثبت نام کردند که فقط حدود ۴۵۰۰ نفر تایید شدند. نامزدهای نهضت آزادی به کلی رد صلاحیت شدند و این گروه در نتیجه انتخابات را تحریم کردند، اصلاح طلبان رسما محافظه‌کاران را به تقلب در انتخابات متهم کردند
۱۳۸۷- مرحله دوم: ۱۶۴ داوطلب نمایندگی برای کسب ۸۲ کرسی نمایندگی، در ۵۴ حوزه انتخابیه در ۲۱ استان رقابت کردند، ۱۸ نامزد اصلاح‌طلب(۵/۲۱٪)، ۱۸ نامزدمستقل(۵/۲۱٪)، ۴۶ نامزد اصول‌گرا(۵۷٪) به مجلس راه یافتند. درصد مشارکت مردم از طرف حاکمیت مسکوت گذاشته شد، با توجه به این که مشارکت در مرحله ۵۱٪ بود، احتمالا در مرحله دوم زیر ۵۰٪ بوده است.

دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد رقیب وی میرحسین موسوی، تقلب انتخاباتی ۸۸، جنبش سبز و اعتراضات میلیونی خیابانی علیه تقلبات انتخاباتی، خس و خاشاک خواندن این جنبش از طرف احمدی نژاد، شلیک به معترضان و کشتار مردم.
مجلس نهم: از آنجا که انتخابات مجلس نهم در اسفندماه ۱۳۹۰ اولین انتخابات بعد از وقایع تلخ انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بود گروه بزرگی ازاصلاح‌طلبان در اعتراض به حاکمیت رسما اعلام کردند که در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی‌کنند و همچنین در این انتخابات «از هیچ‌کس حمایت نمی‌کنند.» اما شرکت معنادار سید محمد خاتمی از بزرگان جریان اصلاحات در انتخابات مجلس نهم ولو از حوزه دماوند تعجب بسیاری را در آن موقع برانگیخت. ۵٬۲۸۳ نفر در این انتخابات نام‌ نویسی کردند. و ۳۲۶۹ تأیید شدند و بدون انصراف شرکت کردند. در پی القای شائبه دخالت دولت و شخص رئیس‌جمهور در انتخابات مجلس شورای اسلامی، مرکز ارتباطات و اطلاعات و تبلیغات دفتر رئیس‌جمهور این گونه اخبار را قویا تکذیب می‌کند. به جز مسئولان نظام از جمله هاشمی رفسنجانی، خاتمی رئیس‌جمهور پیشین نیز در انتخابات شرکت کردند، که رای یواشکی خاتمی در دماوند جنجالی شد.
دور اول ریاست جمهوری روحانی، رقیب وی قالیباف، دولت تدبیر و امید، در این دوره روحانی در ۸ بخش اصلی کشور یعنی مسائل اقتصادی مسائل سیاسی-امنیتی، مسائل فرهنگی، مسائل اجتماعی، مسائل حوزه علم و فناوری، مسائل محیط زیست، مسائل بین‌المللی و سیاست خارجی و مسائل نظامی-دفاعی با عنوان دولت دوازدهم برنامه‌های خود را ارائه کرد. وی به هیچیک از وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل نکرد.
مجلس نهم- به ریاست علی لاریجانی. در این دوره اکثریت مجلس با اصول‌گرایان بود که پیش‌بینی میشد با دولت روحانی مشکل داشته باشند، رفسنجانی و خاتمی حلقه اطراف روحانی بودند. اصلاح طلبان علیرغم حمایت و تبلیغ برای روحانی بعدها او را اصول‌گرا نامیدند، چرا که روحانی در جنبش سبز علیه اصلاح طلبان و رهبران آنها موضع‌گیری نمود و آن را فتنه خطاب کرد.
مجلس دهم : انتخابات دو مرحله‌ای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ رقابت بر سر ۲۹۰ کرسی پارلمانی بین اصول‌گرایان و اصلاح طلبان و اعتدال‌گرایان بود.
جناح‌های مختلف حکومت در این انتخابات حضوری فعال داشتند. جناح اصلاح‌طلبان و جناح اصول‌گرایان توانستند بخش قابل توجهی از کرسی‌های مجلس دهم را تصاحب کنند و در نهایت لیست امید با ۱۲۲ کرسی اکثریت نسبی مجلس دهم را در مرحله اول و دوم انتخابات بدست آورد. از نظر گرایش سیاسی نیز اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان با کسب ۱۳۷ کرسی در مقابل ۱۲۰ کرسی اصولگرایان اکثریت نسبی مجلس دهم را از آن خود کردند.
مرحله اول: این انتخابات در سراسر ایران با مشارکت حدود ۳۴ میلیون نفر از مردم برگزار شد که معادل ۶۲٪ واجدین شرایط شرکت در انتخابات به‌شمار می‌رفت. مشارکت در تهران حدود ۵۰٪ بود.در در این انتخابات، تکلیف حدود ۲۲۰ کرسی از ۲۹۰ کرسی مشخص شد. فهرست امید(اعتدال‌گرایان) و فهرست ائتلاف اصولگرایان رقابت تنگاتنگی داشتند. فهرست امید حدود ۸۶ کرسی و فهرست ائتلاف اصولگرایان حدود ۶۷ کرسی به دست آوردند. فهرست صدای ملت نیز حدود ۱۰ کرسی کسب کرد.
مرحله دوم: در دور دوم لیست امید با ۱۲۲ کرسی اکثریت نسبی مجلس دهم را بدست آورد. اصلاح طلبان و اعتدال‌گرایان مجموعا با کسب ۱۳۷ کرسی در مقابل ۱۲۰ کرسی اصولگرایان اکثریت نسبی مجلس دهم را از آن خود.
براساس اعلام وزارت کشور، ۶۲٪ از واجدین شرایط در کل کشور در این انتخابات شرکت کردند. این رقم در تهران ۵۰٪ بوده‌است. حدود ۱۲۰۰۰ نفر در این انتخابات ثبت نام کردند که حدود ۴۰٪ از آنها تأیید صلاحیت شدند. در میان افرادی که صلاحیتشان تأیید نشد، چند تن از نمایندگان مجلس نهم و برخی از چهره‌های مشهور سیاسی حضور داشتندکه دور قبل تایید صلاحیت شده بودند.

دور دوم ریاست جمهوری روحانی، رقیب ابراهیم رئیسی، دولت بنفش (اصلاح طلب-اعتدالی)، اهم رویدادها عبارتند از توافقنامه برجام، خصوصی سازی، واگذاری و خصولتی سازی، تحریم‌ها، اعتراضات مطالباتی و مدنی وسیع، اعتراضات کارگری، اعتراضات و رشد جنبش زنان، اعتراضات دانشجویی، خیزش فرودستان در دیماه ۹۶، خیزش عمومی در آبان ۹۸، سرکوب شدید و قتل عام مردم در خیابان‌ها، فاجعه کشتار نیزارهای ماهشهر، ترور قاسم سلیمانی و پرتاب موشک به پایگاه آمریکا در عراق، سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی و اعتراضات داخلی و جهانی علیه آن.
انتخابات جاری مجلس یازدهم دو مرحله‌ای خواهد بود: فرصت ۷ روزه تبلیغاتی برای کاندیداهای برگزیده از ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ آغاز شد. این انتخابات به دلیل رد صلاحیت‌های فله‌ای و گسترده، همچنین شرایط خاص کشور شاید یکی از مهم‌ترین، حساس‌ترین و پرحاشیه‌ترین انتخابات‌هایی باشد که برگزار می‌شود. چرا که پیشاپیش همه توسط احزاب و گرایش‌های دولتی و هم جامعه مدنی انتصابات نامیده شده و مورد تحریم قرار گرفته است. این مطلب در سخنان اخیر رئیس جمهور که آن را انتخاب یک جنسی(تک کالایی) نامید و همچنین اظهارات فعالین سیاسی اصلاح طلب چون مصطفی تاج‌زاده بسیار مشهود است. برخی نمایندگان سرشناس مجلس از جمله علی لاریجانی، محمدرضا عارف، پروانه سلحشوری، فاطمه حسینی، محمد جواد فتحی قبلا از حضور در انتخابات خودداری کردند. در این دوره نیز همانند سایر دوره‌ها، تعدادی از چهره‌های سرشناس توسط هیات اجرای و نظارت شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. شورای نیروهای انقلاب اسلامی نخستین ائتلافی است که برای ارائه فهرست انتخاباتی اعلام موجودیت کرده است. اصلاح طلبان در حوزه تهران لیست انتخاباتی نمی‌دهند. تنها صلاحیت سه نفر از آنها در لحظات آخر تایید شد. مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح طلب با انتقاد از وضعیت انتخابات و گفتن اینکه در انتصابات شرکت نمی‌کند، اعلام کرد که : «رهبر با منصوب‌کردن مستقیم یا غیرمستقیم ۱۲ عضو شورای نگهبان از یک گرایش سیاسی، داوری رقابت‌های انتخاباتی را از بی‌طرفی خارج کرده است. به‌همین دلیل مسئولیت تبدیل انتخابات به انتصابات در درجه نخست با شخص رهبر است. در انتخابات رای می‌دهم، در انتصابات نه». صلاحیت حدود ۵۶ درصد نامزدهای انتخابات مجلس یازدهم از جمله تعدادی از چهره‌های شاخص سیاسی و هشت نماینده فعلی تهران تایید نشد. تنها هفت هزار و ۱۴۸ نفر برای ۲۹۰ کرسی مجلس تایید صلاحیت شده‌اند. تایید این تعداد نامزد در حالی است که ١۶ هزار و ١۴۵ نفر برای انتخابات مجلس یازدهم کاندیدا شده بودند و به این ترتیب صلاحیت حدود ۵۶ درصد آنها رد شده است.

جمهوری اسلامی مدعی است که پس از انقلاب تاکنون با انجام همه پرسی ۱۲ فروردین ۵۸ همواره به آراء مردم مراجعه و تا دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در سال۹۶ انتخابات برگزار کرده است، اما هیچ‌گاه از اعمال نفوذ‌ها، درگیری‌ها، تقلب‌ها، جوسازی‌ها، باندبازی‌ها، تسویه‌حساب‌ها، تصفیه‌ها و رد صلاحیت‌ها علیرغم آن که معنا و مفهوم رأی و انتخابات آزاد چیست سخنی به میان نمی‌آورد. واقعیت آن است که از زمان رهبری خامنه‌ای تاکنون و دولت‌های منصوب وی و انتخابات‌های قلابی و مهندسی شده، فساد و غارت ثروت ملی، سرکوب کارگران، زنان و دانشجویان به طور علنی و در سطحی وسیع صورت می‌گیرد. با وجود انتصاب احمدی نژاد توسط خامنه‌ای آخرالامر موضوع ناسازگاری وی با رهبری و سخنرانی‌اش در اهواز و دفاع از مشایی، بقایی و یارانش مشکلاتی را برای خامنه‌ای ایجاد کرد تا جایی نهایتا که مجبور به برکناری صادق لاریجانی از قوه قضاییه شد.
با توجه به کارنامه فوق‌الذکر ملاحظه می‌کنیم که از بدو به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی تقریبا هیچ‌گاه آراء آزاد و انتخابات آزاد نداشته‌ایم. در زمان خمینی دولت موقت انتخاب کردند و زیر پای آن را خالی نمودند، ابوالحسن بنی صدر با ۱۱ میلیون رای رئیس جمهور شد، او را کنار زدند و رئیس مکتبی خود به نام رجایی را به جای او برگزیدند. بقیه دوره‌ها هم که به همین منوال بوده است. عده‌ای مطرح می‌سازند که ما آزادنه رای می‌دهیم ولی انتخابات آزاد نداریم! در صورتی که واقعیت نشان داده همواره آراء مردم یا دستکاری یا گم شده، سر ازآشغالدانی در آورده و یا ۷ میلیون آراء مردگان به آن اضافه شده است.علت اصلی جنبش سبز در سال ۸۸ با شعار روشن و مستقیم «رأی من کو» اعتراض به تقلبات انتخاباتی بود. کجای این رأی آزاد است؟ وقتی آراء مردم اینچنین بی حرمت است، از صندوق چه بیرون می‌آید؟ کدام انتخابات آزاد با نظارت شورای نگهبان و نظارت استصوابی و رد صلاحیت‌های حرفه‌ای و فله‌ای می‌تواند شکل بگیرد؟ در تمام جهان سه نوع رای وجود دارد، مثبت، منفی و ممتنع اما در ایران رای فقط باید مثبت باشد و دو دیگر با تقلب و اجبار به رای مثبت مبدل می‌گردند؟!!! در کجای جهان سراغ دارید که مردگان هم رای دهند و به عنوان جزیی از آراء در انتخابات شرکت کنند؟؟!! این فقط می‌تواند از معجزات دستگاه روحانیت شیعه باشد که با یک فتوای شرعی هر چیز حرامی را به طرفندی حلال و مجاز ‌می‌نماید. قصه دم مسیحایی است که مرده را زنده می‌کرد ؟! گفت موسی، هان خیره سر شدی/ خود مسلمان ناشده کافر شدی؟؟
امروز اما پس از حوادث گوناگون در کشور صف‌آرایی‌ها مشخص‌تر می‌گردند و ما به لحظه تعیین تکلیف نزدیک می‌شویم. این قضیه از یک طرف مربوط به رفتار حاکمیت و در راس آن خامنه‌ای است که عامدانه نمی‌شنود و تکلیف خود را روشن کرده است، اما از طرفی مربوط به تعامل و تجربه تاریخی مردم با این رژیم است که مرحله به مرحله از مرزهایی عبور کرده و اینک با تکلیفی روشن‌تر و اکثریتی شکننده‌تر راه خود را از این رژیم ارتجاعی جدا نموده خواستار برکناری تمامیت آن هستند. در حقیقت این جامعه نیست که به انسداد و بن‌بست رسیده بلکه حکومت است که به پایان کار رسیده، و انتخابش در مقابل رای مردم که همه آینده را پیش رو دارند و بارها رای خود را مبنی تغییر قانون اساسی، نفی و لغو ولایت فقیه در خیابان‌ها فریاد کرده‌اند برگزار می‌نماید. در واقع حکومت بر آن است تا درست شبیه رژیم شاهنشاهی گذشته که آخر سر با تاسیس حزب رستاخیز و انحلال احزاب فرمایشی مردم و ایران نوین دیکتاتوری خود را یکپارچه نمود، با هرگونه دموکراسی‌نمایی و انقلابی‌نمایی وداع کرده از طریق همگن ساختن قوای سه‌گانه و حذف هرصدای مخالف حتی از درون به خودکامگی کامل و یکدست حکومت سیاه مذهبی به رهبری خامنه‌ای دست یابد. این امر همان‌قدر شدنی است که طی این ۴۰ سال بوده و مردم ایران یک روز از مبارزه با آن باز نه ایستاده‌اند. حکومتی که روزمره وحدت درونی آن پاشیده شده و به هزاران دلیل سیر سقوط را طی می‌کند چاره‌اش نه در انقباض و تمرکز بیشتر بلکه کرنش و تسلیم در قبال خواست میلیونی مردم ایران در برکناری اوست وگرنه به زور یک انقلاب برطرف می‌شود. اظهارات ملتمسانه خامنه‌ای مبنی بر فراخواندن مردم که باید لااقل به خاطر ایران در انتخابات تحریم شده اخیر شرکت کنند پیش و بیش از این که نمایانگر اقتدار و تک‌صدایی آن باشد نشان نومیدی و استیصال عمیق وی در فریب توده‌های مردم است. او که با کشتار آبان ۹۸، ساقط کردن هواپیمای اوکراین و کشتن مردم بیگناه و ترور فرمانده‌اصلی‌اش قاسم سلیمانی بی‌سیرت و بی‌آبرو شده است به چوپان دروغگویی می‌ماندکه فریادش اعتباری ندارد جز نیرنگ همیشگی. جالب آن است که با همه ضعف‌ها و احساس بی‌آیندگی هنوز «مقتدرانه» اما مسخره به طور آمرانه و با تاکید بر «باید»‌ها با مردم سخن می‌گوید، همچنان که رئیس جمهوری شیاد و وراج او نیز به مردم تکلیف می‌کند که «باید» به پای صندوق‌های رای بروند. حکومتی که با شعار تقدس، معنویت، اخلاق و عدالت بر سر کار آمد امروز به عنوان شریرترین، دروغگو‌ترین و فاسد‌ترین حکومت‌ها نزد ایرانیان و جهانیان شناخته شده است. واقعیت آن است که ایرانیان برای رسیدن به پاکیزگی، انسانیت، آزادی و دموکراسی چاره‌ای جز رفع این پلیدی و دهشت از طریق یک انقلاب ندارند، اکثریت مردم به این رژیم کاملا پشت کرده و با تحریم انتخاب دروغین یا بهتر بگوییم انتصابات معلوم الحال دیر یا زود فصل دیگری را در مبارزه و تاریخ زندگی اجتماعی خود خواهند گشود.

سامان
فوریه ۲۰۲۰- هلند