زنان در مرداب جمهوری اسلامی و بحران پناهندگی ارروپا - شیرین احمدی سروستانی


رژیم ضد زن جمهوری اسلامی ایران که اصل و پایه ی آن بر روی سرکوب زن برای بقای خود پایه ریزی شده است چهار دهه است که به عناوین مختلف زنان ایران را با قوانین غیرانسانی خود به مانند دستگاه چرخ گوشت است چهار دهه است که به عناوین مختلف زنان ایران را با قوانین غیرانسانی خود به مانند دستگاه چرخ گوشت تکه تکه کرده است رژیمِ دار اسلامی تنها منطقی که در قاموس آن نهادینه شده است به دارآویختن اندیشه و آزادی است و از آنجایی که زن همواره سرچشمه ی زاینده ی اندیشه و آزادی بوده است در زیریوغ استعمار رژیم زن ستیز سرکوب، له و فرسوده شده است چند روز پیش در خیابانهای ترکیه قدم می زدم و در اندیشه ی ژرف فرو رفتم و از خود پرسیدم که گناه ما چیست؟ که از جنس زن متولد شده ایم و در جامعه نرسالار اسلامی باید به بردگی کشیده شویم در این تلاتم و اندیشه غرق بودم که دوست روزنامه نگارم در امریکا (آقای عنایتی) به من پیام داد که خاله و پسر خاله ام (فاطمه سبحانی و هوزان خالدیان) که پیشتر در شهر سنندج به عنوان افراد فعال در دسته بندی آمارها و گزارشات دسته اول پیرامون اقلیت های مذهبی و به ویژه مسیحیان با همکار روزنامه نگارم فعالیت می کردند ناچار شده اند به صورت اضطراری از ایران خارج شوند و به آلمان پناهنده شوند ایشان که با فرزندشان آقای هوزان خالدیان برای افشا کردن توحش جمهوری اسلامی در به زنجیر کشیدن، شکنجه و اعدام کردن مسیحیان تلاش های انسانی فراوانی را انجام داده بودند هم اکنون خود طعمه ای برای شغال های جمهوری اسلامی در اروپا به ویژه آلمان شده اند.
عوامل رژیم اسلامی در تک تک کشورهای اروپایی به مانند ویروسهای کُشنده ریشه گُسترانیده اند و هر لحظه امکان دارد هم وطن بی دفاع ما (فاطمه سبحانی و هوزان خالدیان) را به دام مرگ بکشانند با توجه به این که ترور فعالین حقوق بشر و آزادی خواهان از سوی جمهوری اسلامی در خاک آلمان و دیگر کشورها کاری بسیار آسان بوده است.
با خودم می اندیشیدم که شیرین، زن بودن به تنهایی خود سمبُل مبارزه و همبستگی و اتحاد است به همین جهت به کلی مشکلات خودم را به عنوان یک پناه جوی مسیحی در ترکیه فراموش کردم و این بار تصمیم گرفتم صرفأ با دعا در کلیسا ایمان خود را محدود نکنم. چرا که انجیل میگوید: دستانی که کمک میکنند ارزشمندتر از لبانی است که دعا میکنند. به همین جهت بُمبی نوشتاری در اعماق وجود شروع به انفجار کرد و خواستم این بار قلمم را در دفاع از فاطمه سبحانی و هوزان خالدیان به سوی رژیم جمهوری اسلامی مورد هدف قرار دهم و افشا کنم که عامل آوارگی این هم وطن، رژیم ناقض حقوق بشر تهران است. رژیم اسلامی هیچ صدای مخالفی را نمیپذیرد و در صورتی هم که فردی چون ایشان و فرزندش بخواهند در شهر کوچکی چون سنندج آمار جنایت های رژیم را به خارج از ایران درز دهند و تلاشی برای افشا گری صورت دهند بدون شک به سرنوشت این دو هم وطن دچار میشوند. اسفناک تر آن است که امروز کشورهایی که خود را پرچم دار دموکراسی و حقوق بشر میدانند در راستای منافع جمهوری آزادی خواهان ایرانی و زنان مبارز و افشاگرِ کشورمان را با رژیم ضد زن حاکم در ایران قمار میکنند.
به همین جهت بر ما زنان ستم دیده ی ایران واجب است که فارغ از کشوری که در آن پناهجو یا پناهنده هستیم بخشی از مبارزاتمان را برای دردهای مشترکمان بگذاریم. فاطمه سبحانی و هوزان خالدیان فریاد آزادی خواهی هزاران هم وطن غیر مسلمان از اقلیت های مذهبی هستند که اوج انسانیت این دو در آن است که خود بی دین هستند اما امروز بخاطر انتقال اطلاعات و آمارها و گزارشات به همکاران در آمریکا برای افشای جنایات رژیم اسلامی علیه اقلیتهای مذهبی به آلمان آواره شده اند وباید از سوی دولت آلمان مورد حمایت بین الملل قرار بگیرند و بدون هیچ تردیدی حق پناهندگی شایسته ی چنین مبارزان آزادی خواهی است.