کُرونا؛ رها کردن گُرگ در گله - منصور امان



اگر خودداری حاکمان ج.ا از هُشدار به مردُم پیرامون شیوع ویروس کُرونا در اواخر دی ماه سال گذشته و سپس سر باز زدن تبهکارانه از قرنطینه قُم با انگیزه منفعت جویی سیاسی صورت گرفت، امتناع سرسختانه امروز آنها از دست زدن به تدابیر محدودگرانه اجتماعی و اقتصادی برای حفاظت از جان مردُم، فقط از شهوت عُریان بقا و ایمن سازی "نظام" در برابر جامعه مُعترض سرچشمه می گیرد. در بسیاری کشورهای کُرونا زده، شهروندان فقط با یک "دُشمن" روبرو هستند؛ در ایران اما "دُشمن" تنها در قالب ویروس نیست که به آنها حمله ور شده، بلکه همچنین در شکل حاکمیتی پدیدار گردیده که ایستاده بر زمین لرزان ناکارایی، بی اعتنایی و اولویتهای دیگری جُز منافع جامعه، جنگ بقای خویش را علیه آنها و بیش از همه فرودستان پیش می برد. طرح و تدبیرهای گردانندگان و کارگُزاران رژیم ولایت فقیه تنها با این اصل بافته می شود و قُطب نمایی جُز بیرون کشیدن سالم سیستم حاکم از درون بُحران ندارد.

فرار از قرنطینه
در حالی که علیه ویروس کُرونا نه واکسنی برای پیشگیری و نه دارویی برای درمان وجود دارد، تنها یک امکان حداقلی برای حفاظت نسبی در برابر آن باقی می ماند و آن دُرُست همان امکان موجود و در دسترسی است که رژیم ج.ا آگاهانه نادیده اش می گیرد. نزدیک به تمامی کشورهایی که دُچار آفت کُرونا شده اند، تدبیر ایزوله سازی بیماران، محدودیت زندگی اجتماعی و اقتصادی و قرنطینه نُقاط بُحرانی را به کار گرفته اند و نتایج آن نشان می دهد که اگرچه این روش هنوز از پیشگیری و درمان قطعی فاصله بسیار دارد، اما به گونه موثری می تواند مانع پخش و گُسترش افسارگُسیخته ویروس گردد و به این ترتیب دایره خسارت انسانی را محدود نگه دارد.
رفتار و سیاستهای کُنونی حاکمان کشور نزدیک به چهار ماه پس از بُروز کُرونا در ایران نشان می دهد که پرده پوشی و بی عملی اولیه آنها تصادُفی نبوده است. در این فاصله حاکمیت ستادهای مُختلف تشکیل داده، مسوولیتها را پاسکاری کرده، دست به برگزاری مانورهای گوناگون زده، طرحهای مُتنوعی را ارایه کرده و نقشه عملهای موسمی اعلام داشته و این همه برای آنکه دست به یک کار نزند و آن پیشگیری موثر از مُبتلا شدن بخشهای بُزُرگتری از جامعه و سراسری شدن آفت کُروناست. در حقیقت دستگاه حاکم تلاش می کند از طریق این اقدامات نمایشی، بر استراتژی اصلی خود که واگُذاشتن وظیفه مُدیریت بُحران به دوش ویروس مرگبار کُرونا و شرط بندی روی رفع خودبخودی این خطر جدی است ماله بکشد و آن را از نظرها دور سازد.
این رویکرد کُلی، سرچشمه تناقُضات آشکار و بُهت آور موجود در طرحها و راهکارهای حاکمیت برای مُقابله با کُرونا را می تواند روشن سازد؛ از یکطرف از مردُم خواسته می شود در خانه بمانند و از طرف دیگر مانع تعطیلی کارخانه ها، معادن، شرکتها و کارگاههای بُزُرگ می شود، از یکسو خواهان رعایت "فاصله اجتماعی" است و از سوی دیگر بانکها و ادارات را برای مُراجعان گشوده نگه می دارد، در همان حال که خانه نشینی را موعظه می کند، از فراهم آوردن امکان مالی و تدارُکاتی این امر سر باز می زند، همزمان با صُدور پیاپی دستورالعملهای بهداشتی، از در اختیار گذاشتن ماسک، دستکش و مواد ضدعُفونی کننده به مردُم خودداری می کند و جُزآنها.

پرتاب "بُمب خوشه ای"
روشن ترین شاهد از استراتژی واقعی حاکمیت در تعطیلات نوروز به سُخن درآمد؛ زمانی که نزدیک به سه میلیون نفر بدون روبرو شدن با هر گونه مانعی از استانهای کُرونا زده کشور به "سفر نوروزی" به شهرها و اُستانهای مُختلف رفتند. به گُفته سازمان دولتی هلال احمر، دستکم دو هزار و چهارصد تن از این دسته از مُسافران دارای علائم بیماری کوید۱۹ بوده اند. همزمان، حرکت همه قطارها در ایام نوروز برقرار بود، شرکتهای اتوبوسرانی بر زمین و شرکتهای هواپیمایی در آسمان همچون همیشه به حمل و نقل مُسافران مشغول بودند.
این موج بُزُرگ چرخش ویروس در حالی به راه افتاد که مسوولان ج.ا خود آن را پیش بینی کرده بودند. از جمله مقامهای اُستانها ورود مُسافران را ممنوع کرده و اعلام داشته بودند "از پذیرایی معذورند"، مسوول مُقابله با کُرونا در تهران تاکید کرده بود "اگر مردُم به سفر بروند، اُستان دیگر را آلوده می کنند" و سرآخر آقای خامنه ای حکم کرده بود: "چنانچه براساس تدابیر ستاد ملی و وزارت بهداشت، برای جلوگیری از گسترش بیماری رفتن به مسافرت غیرضروروی ممنوع باشد. رفتن به چنین مُسافرتی جایز نیست."
خودداری حاکمیت از پیش گرفتن تدبیر ساده ای مانند کُنترُل خروجیهای محدود شهرها یا مُتوقف ساختن فعالیت خدمات ریلی، جاده ای و هوایی برای اجرای عملی هُشدارها و توصیه های لفظی خود، توخالی و نمایشی بودن آنها را آشکار می سازد. ژست مزبور به گونه روشن ابتدا برای خالی نبودن عریضه و پُر کردن جای خالی اقدام عملی و سپس بازگذاشتن دست حاکمیت برای افکندن بار مسوولیت به دوش شهروندان "بی توجُه"، "بی تقوا"، "خودفریب"، "سهل انگار" و جُز آن گرفته شده بود.
مُشت چرکین "نظام" هنگامی باز تر می شود که هُشدار رییس سازمان گردشگری به ج.ا در باره "توریسم در دوران کُرونا" در نظر آورده شود. آقای "زوراب پولولیکاشویلی"، در آستانه تعطیلات نوروزی در یک نامه رسمی به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ج.ا، آژیر خطر را در مورد سفرهای بین شهری و عمل آن در پخش کُرونا همچون "بُمب خوشه ای" به صدا درآورد و مسوولیت دولت در جلوگیری از این دسته سفرها را یادآور شد.

نذر روغن ریخته
حاکمیت برای پیشبرد استراتژی خود نیاز به فریب جامعه و آدابته کردن رفتار و نگاهش در کادر آن را دارد. مُهمترین گام آن در این جهت پنهان کردن آمار واقعی ابتلا و مرگ و میر و به وسیله این زمینه سازی، القای رو به بهبود رفتن شرایط و عادی شدن آن است. عجله حیرت انگیزی که حاکمان ج.ا برای کنار زدن شوک اولیه اجتماعی در نتیجه شیوع کُرونا و افکندن جامعه در ریل عادی به خرج می دهند، درجه فشار تنگنایی که در آن بسر می برند را آشکار می سازد.
روز پنجشنبه ۶ اسفند سال گذشته و در حالیکه ویروس کُرونا همچون گُلوله آتش به سُرعت در حال پیشروی بود، رییس جمهور مُلاها اعلام کرد "از روز شنبه [۸ اسفند] همه روالها عادی خواهد شد" و علت این تصمیم را کاهش شدید مُراجعه کنندگان به بیمارستانها" بیان کرد. یک ماه بعد که میزان ابتلا و مرگ چند برابر گردیده و هیچ دُروغی هر چند بُزُرگ نمی توانست بر آن سرپوش بگذارد، آقای روحانی "طرح فاصله گذاری اجتماعی" را به میدان آورد؛ طرحی که مُصادف شدن آن با تعطیلات عید نه تنها اتفاقی نبود، بلکه می توان آن را زاییده این فُرصت دانست. حاکمیت بدون سرمایه گذاری و صرف هزینه از جیب خود، روی موج تعطیلات سوار شد و وضعیت شناخته شده ای که از ایام تعطیلات ناشی می شود را به اسم خود و "طرح" اش ثبت کرد. سه میلیون سفر نوروزی فقط یکی از محصولات این ابتکار ساختگی در ایام کُرونا است.
بر این اساس شگفت آور نیست که آقای روحانی تنها دو هفته و اندی پس از اعلام "طرح فاصله گذاری اجتماعی"، همزمان با خاتمه تعطیلات نوروزی پایان آن را اعلام کرد و ترفند جدیدی به نام "فاصله گذاری هوشمند" را ارایه کرد. طرح مزبور در حقیقت همان طرح قبلی بدون رنگ و لُعاب محدودگرانه است. به بیان روشن تر، طرح محدودگرایانه ای چه هوشمند و چه بی هوش برای پیشگیری و کُنترُل ویروس وجود خارجی ندارد، آنچه که هست استراتژی ارزان رها کردن گُرگ در گله و سرشُماری زنده ها بعد از کُشتار است.

سرگیجه
رفتار دوگانه و مُبهم حاکمیت، حتی دسته ای از مُجریان طرحهای آن را نیز دُچار سرگیجه کرده و به اعتراض کشانده است. سُخنان مُعاون "ستاد فرماندهی کُرونا" نمونه ای از آن است. نزدیک به دو ماه پس از اعلام رسمی شیوع کُرونا در ایران، آقای علی ماهر شکایت می کند: "ما بین ایمنی گله ای و فاصله گذاری اجتماعی هستیم و سیاست مشخصی هم نداریم."
نمونه روشن تر، انتقاد وزیر بهداشت از بازگشت شرایط به حالت عادی پس از تعطیلات نوروزی است. آقای سعید نمکی در یک نامه سرگُشاده نسبت به تصمیمهایی که "شُعله هایش به سُرعت دامن نظام سلامت و اقتصاد کشور را می گیرد" هُشدار داد و اعلام کرد "نظام سلامت در برابر هجمه آسیبهای غیر قابل جُبران ناشی از حرکتهای نسنجیده و غیر مُنطبق با نظر کارشناسی، امکان ایستادن ندارد".
توجُه پذیر بودن این سُخنان آن است که آقای نمکی خود یکی از عاملان پنهانکاری و از ماموران اصلی دروغ پردازی و آرایش آمار به شمار می آید. او در این راستا نه فقط به گونه مُضحکی در گزافه گویی به رقابت با رییس اش می پردازد و از جُمله مُدعی است "اروپا از ما می پرسد چطور توانستیم کُرونا را اینطور جمع و جور کنیم"، بلکه فعالانه مشغول بستن دهانها و سرکوب کسانی است که خواسته یا ناخواسته گوشه ای از حقیقت در باره "اینطور جمع و جور" شدن کُرونا را بازگو می کنند. اخراج رییس بیمارستان خُمینی اردبیل، اخراج رییس دانشگاه عُلوم پزشکی این استان، برکناری رییس نظام پزشکی قُم و اخراج نماینده وزارت بهداشت در گیلان فقط بخشهایی از کارنامه وزیر بهداشت مُلاها در این راستا است.

برآمد
سرچشمه سیاست قُربانی کردن "گله ای" مردُم که از سوی رژیم ولایت فقیه در پیش گرفته شده، منافع اقتصادی است. طفره روی، دروغگویی، زیگزاگ زدن و شُعبده بازی با این و آن "طرح"، وظیفه دارد جایگُزین مُداخله حاکمیت با ابزارها و اهرمهای مالی و سازمانی خود گردد. دولتها به سبب آنکه کُنترُل توزیع ثروت و داراییهای همگانی را در دست دارند و بر بُزُرگترین سازمانهای اداره و گردش اُمور در همه پهنه های زندگی اجتماعی فرمان می رانند، از این رو وظیفه دارند هنگام ظُهور بُحران، شرایطی که امنیت و سلامت جامعه را تضمین می کند را ایجاد کنند. این یک مسوولیت بدیهی است که در نزدیک به همگی کشورهایی که دُچار اپیدمی شده اند، دولتها بدان گردن گذاشته اند.
حاکمان ج.ا اما سرسختانه از صرف بودجه در راه منافع عُمومی و سرمایه گذاری برای نجات و سلامتی مردُم سر باز می زنند. قرنطینه شهری یا درون شهری، ماندن توده کارورز در خانه و تعطیلی کسب و کارهای خُرد و کلان دارای هزینه مالی ای است که آقای خامنه ای و همدستانش حاضر به پرداختن اش نیستند. آنها ارزان ترین راه را برگزیده اند؛ انتخابی که پرداخت بهایی گران را به کارگران، پرستاران، پزشکان، کارورزان خدماتی و تُهیدست ترین بخشهای جامعه تحمیل کرده است.
حاکمان ج.ا به خاطر خسارت ندیدن منافع و حفظ داشته های شان، با محروم کردن مردُم ایران از چتر و سپر حفاظتی در برابر اپیدمی مرگبار و دریغ داشتن پناهگاهی ایمن از آنها، از پُشت به جامعه خنجر زده و در جنگ کُرونا علیه آن، خائنانه همدست اش گردیده اند. آنها مرگ و بیماری دسته جمعی شهروندان را همچون مرگ و نکبت سیل و زلزله سال پیش و سالهای پیش از آن، در ردیف "خسارتهای ناخواسته" گذاشته اند و آگاهانه و از پیش، بر زندگی آنها که جان باختند و بقیه کسانی که از پس شان خواهند رفت، قلم کشیده اند. حادثه های طبیعی یا بیولوژیک برای تبدیل به یک فاجعه تمام عیار و دستیابی به حداکثر ظرفیت ویرانگری و کُشتار، به یک مُکمل انسانی نیازی دارد و کُرونا در رژیم ولایت فقیه آن را یافته است.


منبع: نبرد خلق شماره 424، دوشنبه اول اردیبهشت ۱۳۹۹ ـ 20 آوریل ۲۰۲۰