کادر بیمارستان، مبارزان بدون سلاح - کامران عالمی نژاد



چند ماهی است که مردم کشور درگیر مبارزه با دشمنی نامرئی شده اند که آگاهانه توسط حکومت جمهوری اسلامی به دامان شان گذاشته شد؛ دشمنی به مراتب خطرناک تر از بمباران هوایی و حمله سربازان مهاجم کشوری بیگانه؛ دشمنی که در هر گوشه و کناری به کمین نشسته و ممکن است با کمترین بی مبالاتی بر سر خراب گردد. (تصویر1)
این دشمن، "ویروس کرونا"، بدون در نظر گرفتن شخصیت حقیقی و حقوقی افراد، اعم از دولتمرد یا سیاستمدار، ثروتمند یا فقیر، کارمند یا کارگر، محصل یا دانشجو، جملگی را در تیررس خود دارد. از این میان اما، قشری از جامعه در نبردی بی امان و بی وقفه، بدون لحظه ای آرامش و بطور شبانه روزی با قلبی آکنده از مهر و محبت و شوقی فزاینده برای کمک به دیگران و بدون چشمداشتی از عملکرد خود، با نفسهای گرم خویش زندگانی را به افراد مریض و محتاج به مراقبت هدیه می کنند؛ افرادی که با به خطر انداختن زندگی خود، به جای ماندن در خانه و مراقبت از خود و خانواده و فرزندان شان، قدم به پیش گذاشته و خطر ابتلا به این ویروس کشنده را به جان خریده اند.
پرستاران و همیاران، پزشکان و کادر بیمارستانها، دلاورانی هستند که به دلیل ارتباط مستقیم با بیماران و البته کمبود لوازم و ملزومات بهداشتی و درمانی از قبیل ماسکهای مخصوص و مواد ضدعفونی، گان حفاظتی، شیلد محافظ و حتی دستکش لاتکس، شوربختانه روزهای بسیار سختی را در رژیم ضد مردمی ولایت فقیه سپری می کنند.
رژیم جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه، هیچگاه حتی نیم قدم به سوی رفاه کارگران، کارمندان و زحمتکشان و به طور کلی مردم کشور بر نداشته، بلکه به طور تمام و کمال با ابزارها و روشهای نولیبرالیستی در جهت انباشت سرمایه عده خاص" خودیها" تلاش کرده است، لذا در بحران جهانی کرونا، جمهوری اسلامی مانند بسیاری دیگر از کشورها به مرکز گرداب پاندمی پرتاب شده است، با این تفاوت که در اغلب کشورهای دیگر با مسوولیت پذیری دولتهای شان در قبال جان مردم و پرداخت هزینه های سنگین مالی توانستند تا حدود زیادی گسترش ویروس در جامعه را کنترل کرده و از جانباختن بیشتر شهروندان جلوگیری کنند، در حالیکه دولت حسن روحانی با سفیدنمایی بحران خودساخته، قصد پرداخت صورت حساب ناکارایی و شیادی دولتش را از کیسه جان و سلامتی مردم دارد. از این رو شگفت آور نیست که بنا به گزارشهای غیررسمی، جمهوری اسلامی بعد از ایالات متحده آمریکا بیشترین جانباخته بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در جهان را داراست.
دولتهای رژیم ولایت فقیه، همواره و در دوره های مختلف در پی کاستن از هزینه های دولتی برآمده اند که از نمونه های آن می توان به حذف سوبسیدهای مختلف کالا یا خدمات دولتی اشاره کرد، از طرفی دیگر با واگذاری بخشهای دولتی و نیمه دولتی به بخش خصوصی، دولت خود را در عمل از پاسخ دهی به مخاطبان این بخشها و نیز کارمندان و کارگران آنها رها کرده و مسوولیت را به گردن بخش خصوصی انداخته است. در نتیجه این شرکتها با خیالی آسوده و با قوانین ضد کارگری تصویب شده توسط دولت، به تاخت و تاز در به تاراج بردن حق و حقوق کارگران مبادرت می ورزند. واگذاری شرکتهای نیشکر هفت تپه، آذرآب اراک و هپکو و بیمارستانهای دولتی به بخش خصوصی تنها نمونه ای از این تاراج حکومتی است.
حمید درفشی، رییس دانشگاه علوم پزشکی البرز، اواخر سال ۱۳۹۷ در اولین نشست تخصصی واگذاری خدمات سلامت که در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد، می گوید: "هم اکنون در استان البرز چهار بیمارستان به صورت یکجا به بخش خصوصی واگذار شد در حالی که در کشور رایج شده است که فقط مراکز تصویربرداری و داروخانه ها به بخش خصوصی واگذار می شود."
او در حالی به خاطر حراج اموال عمومی به گردن خود مدال می آویزد که به خوبی از عاقبت آن و سرنوشت بیماران، کارمندان و پرستاران مطلع است، وی در ادامه می گوید: "سه مشکل عمده ما در بیمارستانهای دولتی تعداد پرسنل بالا، عدم نگهداری وسایل و امکانات و هزینه های بالای پشتیبانی می باشد."
این کارگزار رژیم، با وقاحت و به روشنی، راه حل "تعداد بالای پرسنل" در بیمارستانهای دولتی را در واگذاری به بخش خصوصی و در نتیجه اخراج پرسنل توسط شرکت خصوصی عنوان می کند.
در همین راستا ایرج حریرچی، معاون وزارت بهداشت، پیرامون اخراج پرستاران از این وزارتخانه سلب مسوولیت کرده و می گوید: "بخش خصوصی در تمام دنیا تابع ملاحظات اقتصادی خاص خودش است. همچنین در کل دنیا، بخشهای خصوصی زیادی نیروهای خود را تعدیل کردند. متولی، وزارت رفاه است و قانون کار در این رابطه حاکم است، ما در این رابطه کار ویژه ای نداریم و تنها می توانیم به بیمارستانهای خصوصی توصیه کنیم در دوره مشکلات با همدیگر مدارا کنید."
به علت خصوصی سازی در بخش بهداشت و درمان هر روزه شاهد اعتراضات کارمندان و پرستاران بیمارستانها در شهرهای مختلف کشور هستیم؛ اعتراضاتی که به اولیه ترین خواسته های این قشر زحمتکش و فداکار از قبیل پرداخت نشدن حق و حقوق ماهیانه، قراردادهای سفید امضا و موقت، اخراج کارمندان و پرستاران بعد از ده ها سال سابقه خدمت از کار، بر می گردد.
دولت حسن روحانی، حتی پا را از دولتهای قبلی فراتر نهاده و در "بحران جهانی کرونا" که تمامی کشورها با ارج نهادن به شغل پرستاری و درخواست نیروی کار جدید، همچنین ارایه بسته های تشویقی به این عزیزان، سعی در جلب رضایت آنان می کنند، با حیله گری تمام بعد از نزدیک به سه ماه کار مداوم در شرایط غیر بهداشتی و طاقت فرسا، قراردادهای معروف به ۸۹ روزه کادر درمانی را در حالی که قول استخدام به آنان داده شده بود، تمدید نکرد و این عزیزان را که به امید پیدا کردن کار در بحرانی ترین روزهای تاریخ کشور مشغول شده بودند، ناامید به خانه فرستاد. همچنین لازم به ذکر است، از پرستاران بیمارستانها که در طی مدت بیش از دو ماه کار شبانه روزی و بی وقفه، مراقبت از بیماران کرونایی را برعهده داشته اند، دولت "تدبیر و امید" با مبلغ مسخره ۱۹ هزار تومان، معادل "یک یورو"، به عنوان پاداش قدردانی کرده است.
این بیکارسازی در حالی صورت می گیرد که در اوایل امسال میرزابیگی، رییس سازمان نظام پرستاری، در نشستی مشترک با رییس قوه قضاییه گفت: "در برنامه چهارم و پنجم، باید سالی ٩ هزار پرستار استخدام می شدند، اما متاسفانه تاکنون سه هزار نفر با قرارداد ٨٥ روزه گرفته شده اند." (تصویر2)
مریم حضرتی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، در باره استاندارد تعداد پرستاران در کشور می گوید: "نسبت تعداد پرستار به تخت در حال حاضر حدود یک تا ۱.۱ است. در حالی که بر اساس استاندارد، تعداد پرستار به تخت در افق ۱۴۰۴ باید به نسبت ۲.۵ پرستار به ازای هر تخت برسیم. ۱۵۰ هزار پرستار در بیمارستانها و مراکز درمانی مشغول خدمت هستند، اما با توجه به استانداردها، به حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار پرستار دیگر در این مراکز نیاز داریم."
در اینکه وزرا و مسوولین سازمان بهداشت و درمان به خوبی از ناکارآمدی ناوگان سلامت کشور آگاه هستند شکی نیست، اما اینکه آیا علی خامنه ای به عنوان شخص اول نظام و تصمیم گیرنده اصلی در بودجه بندی ارگانها و سازمانهای دولتی، قصدی در راستای بهبود این سازمان مهم در کشور را دارد، جای شک و تردید بسیار دارد. با توجه به سابقه رژیم می توان این برداشت را داشت که سلامتی و رفاه پرسنل بیمارستانها و در نتیجه، مردم کشور بر خلاف کشورهای هم ردیف جمهوری اسلامی، هیچوقت موضوع مورد بحث نبوده است.
رژیم جمهوری اسلامی اگر کمترین دلواپسی به نام سلامتی شهروندان در برنامه های دولت می داشت، هیچگاه با پرداخت میلیاردها دلار از اموال عمومی را برای بحران سازی در منطقه و پشتیبانی از قاتل سوریه به هدر نمی داد.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در بیانیه اول ماه مه امسال خود، اسامی بیش از یکصد نفر از پزشكان، پرستاران و كادر درمان که در مقابله با کرونا جانباخته اند را منتشر کرده است. بدون تردید این لیست، تمامی آنها را در بر نمی گیرد و تعداد واقعی جانباختگان، متاسفانه باید بمراتب بیشتر از این باشد.
پزشکان، پرستاران و کادر اداری بیمارستانها با رشادت و از خودگذشتگی وصف ناپذیری برگی از تاریخ پر افتخار کشورمان را به خود اختصاص دادند که برای همیشه در یاد و خاطره ایرانیان باقی خواهد ماند. رژیم ضد مردمی ولایت فقیه این حقیقت را بداند، دور نیست روزی که مسوولان و قاتلان این مردم در مقابل دادخواهی خانواده جانباختگان در دادگاهی بین المللی به پاسخگویی بایستند.



منبع: نبرد خلق شماره ۴۲۵، پنجشنبه اول خرداد ۱۳۹۹ ـ ۲۱ می ۲۰۲۰
http://www.iran-nabard.com/