گروگانگیری و پرونده سازی برای دانشجویان، هر دو با یک هدف - کامران عالمی نژاد



حمله به سفارت آمریکا و "گروگانگیری" ۶۶ دیپلمات آمریکایی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ را می توان سرآغاز سیاست "گروگانگیری" در جمهوری اسلامی دانست که تا به امروز همچنان ادامه دارد. رژیم توانسته با این ترفند (مشی سیاسی) گاه از کوره راهها و تنگناهای سیاسی و منطقه ای، خود را به سلامت عبور دهد و گاه از آن به عنوان تک خال بازی به نفع خود استفاده کند.
اینکه رژیم چرا قدم در این بیراهه سنگلاخ گذاشته را باید در سیاستهای کلان آن جستجو کرد که تنها با ایجاد تنش و بحران در منطقه و دنیا می تواند ادامه حیاتش را تضمین کند.
از طرفی، با توجه به سیاستهای مخرب جمهوری اسلامی در منطقه همچنین سیاست اتمی آن، می توان به کارایی این تاکتیک برای منفعل کردن و یا زیر فشار قرار دادن کشورهای اروپایی و آمریکایی در تصمیمات انفرادی و بین المللی پی برد. (تصویر1)
رژیم در زمانهای مختلف و بنا به وضعیت سیاسی خود در منطقه و همچنین روابط خود با دیگر کشورهای غربی و آمریکا، با دستگیری و پرونده سازی افراد مورد نظر و در نتیجه محکومیت آنها با حکمهای سنگین، سعی در بزرگ جلوه نمایاندن جرم شخص دستگیر شده دارد و به این ترتیب با فشار به کشور مورد نظر، یا دُم گیر کرده خود در تله را بدر می برد و یا به امتیاز گرفتن در تصمیمات چشم امید می دوزد.
اینکه کشورهای غربی و آمریکا بر خلاف صحبتهایی که در پشت تریبونها و صفحات روزنامه ها می کنند مماشات با تهران را سالهاست ادامه داده اند، جای هیچ شُبهه ای باقی نمی گذارد که آنها تنها در مسیر منافع ملی خود حرکت می کنند و اینکه اگر این سیاست به ضرر مردم ایران و جنبشهای مترقی و آزادیخواهانه عمل می کند، به هیچ عنوان مساله آنها نیست. اگر هم گهگاهی با مُعاهدات و قراردادهای بین المللی فشاری به رژیم وارد می آورند، فقط قصد تغییر سیاست جاری در نظر آنهاست و نه یک تغییر پایدار. این را مردم ایران در قیامهای گذشته به طور عینی تجربه کرده اند.
بنا به اطلاعات غیر رسمی، تعداد ۱۵ زندانی دوتابعیتی و یا خارجی در ایران زندانی هستند که جملگی آنان به اتهامهای واهی و یکسانی (جاسوسی و یا همکاری با دول متخاصم) از طرف قوه قضاییه جمهوری اسلامی به حبسهای طولانی مدت محکوم شده اند. این افراد دارای ملیتهای متفاوتی از قبیل: آمریکایی، انگلیسی، اتریشی، استرالیایی، فرانسوی و سوئدی می باشند.
سیامک نمازی، کایلی مور گیلبرت، انوشه آشوری، جولی گینگ، مارک فیرکین، نازنین زاغری، ارس امیری، احمدرضا جلالی و کامیل احمدی تنها چندین تن از دهها نفری هستند که در ایران بازداشت و زندانی شده اند.
حسن عباسی در اواخر سال ۹۸ در یک سخنرانی، از درآمدزایی میلیون دلاری سپاه پاسداران از طریق فروش گروگانها صحبت کرد. گرچه صحبتهای این تندروی اصولگرا بلافاصله از طرف سپاه پاسداران تکذیب شد، اما طبق خبرهای منتشر شده، در سالهای اخیر معاوضه زندانیهای دو کشور به امری عادی بدل گشته است. معاوضه افرادی که در خارج از ایران به دلیل ارتکاب اعمال غیرقانونی و به طور عمده به دلیل کمک به رژیم جمهوری اسلامی در دور زدن تحریمها و یا خرید لوازم آلات ممنوعه که در مصارف نظامی و زیر ساختهای بمب اتمی به کار گرفته می شود، با افرادی که به دلایل پوچ در سیاهچالهای رژیم با خطراتی از قبیل: بیماری، خودکُشی شدن و دوری از خانواده و فرزندان خویش مواجه هستند، عملی غیر انسانی و خلاف قوانین بین المللی است.
در سال ۱۳۹۴ چهار زندانی دوتابعیتی از جمله جیسون رضاییان، سعید عابدینی، امیر میرزایی حکمتی و خسروی که در ایران زندانی بودند، با هفت ایرانی که در آمریکا به اتهام کمک به رژیم جمهوری اسلامی در دور زدن تحریمهای آمریکا به زندان افتاده بودند، مبادله شدند.
آذر ۱۳۹۸ مسعود سلیمانی، استاد دانشگاه زندانی در آمریکا، با ژیائو وانگ، شهروند آمریکایی محبوس در ایران مبادله شد.
خرداد ماه امسال سیروس عسگری و مجید طاهری دو زندانی ایرانی ـ آمریکایی که در آمریکا در زندان بسر می بردند، به ایران بازگردانده شدند و در قبال آن رژیم ایران مایکل وایت را آزاد کرد، اما مورد بی سابقه ای که در این تبادل زندانیان اتفاق افتاد، عقب نشینی دادستانی آمریکا در رابطه با اتهامات علی صدر هاشمی نژاد بود، در پرونده ای که به دلیل پنج فقره اتهام، احتمال می رفت که در مجموع ۱۰۵ سال حبس به همراه داشته باشد. با این حال دادستانی نیویورک تمامی اتهامات مربوطه به صدر هاشمی نژاد را پس گرفت و قرار آزادی برای وی صادر کرد. (تصویر2)
جالب اینجاست که در تمام طول این سالها تبادل زندانیان دو کشور در حالی به انجام رسیده است که همیشه دو طرف از عدم هماهنگی و رایزنی در این موارد صحبت می کنند.
در راستای سیاست گروگانگیری، می توان به پرونده سازی و دستگیری دانشجویان داخل کشور اشاره کرد. از آنجا که رژیم یکی از کانونهای اعتراضات، جنبشها و قیامهای سالهای گذشته را به درستی دانشگاه و دانشجویان ارزیابی می کند، لذا دست به سرمایه گذاری بیشتری در این مسیر می زند.
با نگاهی به سیر صعودی تعداد دانشجویان دربند در چند سال گذشته به روشنی می توان هدف رژیم را در این پرونده سازیها درک نمود. رژیم در اولین قدم با دستگیری و به زندان افکندن مطالبه گران سیاسی، قصد ایجاد رعب و وحشت در میان دانشجویان را دارد. این را می توان مهمترین هدف رژیم قلمداد کرد.
در قدم بعدی، رژیم تلاش می کند رابطه دانشجویان با یکدیگر را توسط دستگیری و حبس افرادی که در میان دانشجویان اتوریته بیشتری دارند و در ابراز نظرات در تجمعات شهامت بیشتری بخرج می دهند، قطع کند.
در همین راستا، پرونده سازی و دستگیری دانشجویان می تواند رژیم را در رسیدن به هدف نهایی که انفعال دانشجویان و بازداشتن آنها از برپایی یا شرکت در تجمعات اعتراضی است، یاری رساند. رژیم تلاش می کند با فشار سرکوب این کج پنداری را به دانشجویان القا کند که تنها باید به فکر درس خواندن و گرفتن مدرک باشند. رژیم برای دانشجویان به صورت واضح مشخص کرده که هر دانشجویی که با نظام و حکومت اسلامی زاویه داشته باشد، جدا از اینکه برنده مدال المپیاد نُجوم و اخترفیزیک باشد یا نه، با پرونده سازی می تواند سالها در زندان بماند. علی یونسی و امیرحسین مرادی آخرین نمونه در این مورد هستند که رژیم این سیاست را در مورد آنها به صورت برجسته بکار برده است.
رژیم جمهوری اسلامی بعد از سالها تلاش و صرف بودجه های هنگفت از قبیل ساخت فیلم، چاپ کتاب، تحریف تاریخ مبارزاتی، ایجاد تشکلهای دانشجویی موازی و غیره ... نتوانسته است اعتراضات مردم و از آن جمله دانشجویان را خاموش کند، بلکه برعکس در این سالها دانشجویان، کارگران، کارمندان و ... با توسل به تجربیات گذشته و بالا بردن سطح آگاهی سیاسی خود توانسته اند در برابر حملات و سیاستهای ضد مردمی رژیم تاب آورده و با اعتراضات پی در پی رژیم را با عقب نشینی و یا شکست مواجه کنند.
علی یونسی و ده ها نفر دیگر از زندانیان عادی و سیاسی، در زندانهای رژیم قرون وسطایی ولایت فقیه بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در معرض خطر جان باختن قرار دارند. رژیم به عمد برای زندانیان هیچ تسهیلات نه برای پیشگیری و نه برای مبتلایان به ویروس کرونا در نظر نمی گیرد. قصد رژیم به روشنی حذف زندانیان سیاسی به این طریق است.


منبع: نبردخلق شماره 426، یکشنبه اول تیر ۱۳۹۹ ـ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۰