عادی سازی خودکشی فقیرانه نوجوانان - زینت میرهاشمی



خودکشی در ایرانِ زیر سلطه رژیم ولایت فقیه مانند بسیاری از آسیبهای اجتماعی دیگر عادی شده و افزایش آن با گسترش فقر رابطه مستقیم دارد. فقر و بیکاری مادر مشکلات مردم و جامعه است. فقر همانطور که در بهداشت، درمان، آموزش و پرورش، تاثیرگذار است، تولید کننده پدیده هایی مانند افسردگی، ناامیدی و دردناکتر از همه خودکشی است.
اقدام به خودکشی در میان جوانان و به ویژه زنان که دقیقا با شرایط اقتصادی و فرهنگی خانواده ارتباط دارد به حدی رسیده که در چند ماه اخیر شاهد خودکشی جوانان زیر ده سال هم هستیم. خودکشیهای اخیر بعد از همه گیری ویروس کرونا و تعطیلی مدارس زیاد شده است. طبقاتی بودن امکان دستیابی به تحصیل و عملکرد حکومت فاسد در عادی سازی فقر دلیل خودکشی نوجوانان است. بی شرمی پایوران رژیم تا جایی است که به زور علت خودکشیهای نوجوانان را انکار کرده و به خانواده های آنها فشار می آورند که بر علت آن سرپوش بگذارند.
ساده سازی و عادی سازی خودکشی از طرف حکومت به افزایش و نهادینه شدن آن کمک می کند. یک نمونه برخورد رژیم به این پدیده غیر انسانی تحمیل شده بر جوانان، برخورد معاون امور جوانان وزارت ورزش است. او «فضای مجازی» را به جای «طبقاتی شدن آموزش»، عامل خودکشی معرفی کرده زیرا در فضای مجازی دانش آموزان محروم زندگی خودشان را با دیگران مقایسه می کنند. وی می گوید این جوانان «زندگی خود را با دیگران و همسالان مقایسه می‌ کنند و وقتی به این کمبود برسند که چرا مانند دیگران زندگی نمی‌ کنند ممکن است دست به خودکشی بزنند که این یکی از آفتهای فضای مجازی است.» (انتخاب 23 مهر) این مدل مبارزه با فقر از نوع رژیم ولایت فقیه است. به جای رفع نیاز دانش آمورزان و همسان سازی آنها با بقیه دانش آموزان، امکان ارتباطی مجازی را از آنها می گیرد. همانطور که به جای مجرم وابسته به حکومت، کسانی را دستگیر می کند که جرم را افشا و یا آن را خبررسانی می کنند.
بر اساس داده های آماری دفتر سلامت و روان وزارت بهداشت رژیم، اقدام به خودکشی در سال افزایش 5 درصدی داشته است. در این گزارش آمده است: «در سال گذشته بیش از 125 هزار مورد اقدام به خودکشی ثبت شده است» که «75 درصد از موارد اقدام به خودکشی در گروه سنی 15 تا 34 سال و 60 درصد مربوط به زنان است. استانهای فقیر بیشترین موارد اقدام به خودکشی را داشته اند.» البته آمارهای دیگری از رسانه های حکومتی بر افزایش 7 درصدی اشاره می کنند.
سایت میدل ایست آنلاین در روز چهارشنبه 30 مهر در مورد عادی شدن اخبار خودکشی کودکان و نوجوانان می نویسد: «بر اساس آمار، روزانه بیش از 13 نفر در ایران دست به خودکشی می زنند که اکثر آنها بین 15 تا 35 سال سن دارند.»
سقوط مانی هاشمی، کولبر نوجوان 14 ساله در هنگام فرار از دست ماموران رژیم و زخمی شدن او فقر عریان خانواده های دانش آموزان محروم را به نمایش گذاشت. مانی هم برای خرید تلفن مجبور بود که کوله بار فقر را بر دوشهای نحیف خود حمل کند. متاسفانه کولبری در مناطق مرزی مانند فقر و فلاکت به برکت جمهوری اسلامی ارثی و فامیلی شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. شغل برادر و مادر مانی هم کولبری است.
نمونه های اخیر از خودکشی دانش آموزان به دلیل فقر و نداشتن گوشی تلفن برای وصل شدن به اینترنت شاد برای درس خواندن است. پرستو جلیلی آذر 13 ساله دانش آموز در ارومیه روز 28 مهر در روستای حصار سپورغان خود را دار زد.
در نیشابور 3 نفر با سنهای 15، 17 و 22 ساله دست به خودکشی زدند. (همشهری آنلاین 30 مهر) یک نوجوان هم در شهرستان همان دست به خودکشی زد.
خودکشیهای نوجوان محصل در حالی است که وزیر آموزش و پرورش رژیم مدعی شد که «تمام مدارس کشور به اینترنت متصل شدند.» مدارس فرسوده ای که نه آب دارد و نه برق و نداشتن تلفن و اینترنت در خانه گواهی بر دروغهای این کارگزار رژیم است. (ایسنا 27 مهر 99)
از فقر و نابرابری و تبعیض در آموزش که بگذریم، مکانهای آموزشی نیز شرایط ضد انسانی دارند. استقرار دانش آموزان در طویله و چادرهای کپری و فضای باز در استانهای مرزی و روستایی و حاشیه شهرها فاجعه است. اگر سهم ناچیز آموزش و پرورش در بودجه عمومی و عدم ایجاد مدارس استاندارد را با سهم بودجه نهادهای نظامی، مبلغ ارتجاع و سرکوبگر مقایسه کنیم، عمق فاجعه آموزش در ایران بیشتر روشن می شود.
مدیر کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس خراسان جنوبی از بیش از 40 درصد مدارس فرسوده خبر می دهد که منتظر «جمع آوری کمکهای مالی» برای ترمیم و تجهیز این مدارس هستند. در حالی که کارگزاران رژیم در دیدارهای شان با بشار اسد دیکتاتور، قول ساخت و ساز مدارس و... در سوریه می دهند، مدارس فرسوده باید با کمکهای مالی خیرین ترمیم شود. مدیر کل نوسازی در همین گزارش می گوید: « از ابتدای امسال تا کنون مبلغ ۲۱ میلیارد جذب اعتبارات خیرین داشته ‌ایم.» (ایسنا 21 مهر 99)
رییس موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی وزارت علوم می گوید: «70 درصد کارگران زیر خط فقر هستند و امنیت شغلی آنان رو به کاهش است. اینها همه تله های جمعییتی فقر هستند.» وی ادامه می دهد که: «نتیجه این تله های جمعیتی فقر سیاه چاله هایی است که خطرات و بحرانهای اجتماعی را به دنبال دارد.» (همشهری آنلاین 20 مهر)
وضعیت زندگی مردم به گونه ای است که دیگر از فقر، یا فقر مطلق نمی توان حرف زد باید از فلاکت اقتصادی حرف زد. با نرخ تورم بالای 60 درصد، کاهش ارزش ریال و زندگی با دلار حدود 30 هزار تومان و خط فقر 10 میلیون تومانی، می توان گفت که حقوق کارگران زیر 2 میلیون از فقر مطلق که هیچ از فلاکت هم گذشته است.
متاسفانه این میزان غیر متعارف افزایش خط فقر که دقیقا نتیجه افزایش نابرابری، تبعیض و چپاولگری است، به نهادینه شدن چرخه فقر در جامعه یاری می رساند. حکومت دزد، فاسد و غارتگر، خود عامل اصلی رشد چرخه فقر است. حکومت می خواهد انسانها را به درآوردن لقمه نانی گرفتار کند تا فرصت فکر کردن برای عملی ساختن خواسته های انسانی خود برای ساختن دنیایی عادلانه را نداشته باشند. اقلیتی با زندگی لاکچری و ثروتهای بادآورده جیبهای خود را پرکرده و اکثریت مطلق مردم آنچنان در فقر زندگی می کنند که گویا جامعه را قحطی فرا گرفته است. واقعیت این است که جامعه و اکثریت مطلق مردم در بند رژیمی ستمگر گرفتار شده و تا وقتی این رژیم وجود دارد، فقر، بی خانمانی، خودکشی و شکاف بی سابقه طبقاتی ادامه خواهد یافت.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۳۰، پنجشنبه اول آبان ۱۳۹۹ ـ ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰