مروری بر شکل گیری یک سازمان انقلابی - محمد کاشفی


http://www.iran-nabard.com/N435/SIAHKAL435.htm

توفانی از وقایع سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی که در سده سیزدهم خورشیدی بروز کرد، زمینه ساز عصر بیداری و تولد جنبشهای روشنفکری و عدالتخواهی در ایران آن زمان شد که تنها برخی از مهمترین آنها، از منظر نگارنده از این قرار است:
- اقدامات رفرمیستی میرزا محمد تقی خان فراهانی، امیرکبیر، صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار، در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی
- ایجاد مدارس به سبک نوین و تغییر نظام تحصیلی ارتجاعی مکتبی توسط میرزا حسن رشدیه
- انتشار روزنامه فارسی زبان "اختر"، چاپ استانبول ، اولین روزنامه فارسی زبان در ایران
- مرسوم شدن کتاب و رمان نویسی و انتشار ژورنالها و بولتنهای روشنگرانه توسط نویسندگان روشنفکران آن زمان مانند، میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل، طالبوف و ...
از سوی دیگر، فساد و ناکارآمدی دربار قاجار، به ویژه بدهیهای کمرشکن دولت ناصرالدین شاه قاجار به دول روس و انگلیس و واگذاری امتیازات بی حدو حصر به خارجیان نظیر تحویل گمرکات به بلژیکیها، بستر تغییرات شگرفی چون انقلاب مشروطه و تن دادن دولت قاجار به تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی را هموار نمود.
اما دیری نپایید که این مهمترین دستاورد در پهنه سیاسی اجتماعی میهن تحت تاثیر توطئه وطن فروشان و سرسپردگان امپریالیسم به تاراج رفت و زمینه به قدرت رسیدن عواملی خودکامه چون رضاخان شد که در پوش برقراری مدرنیزاسیون غربی، استبداد را حاکم کرد و قانون اساسی که خون بهای هزاران جان شیفته آزادی و عدالتخواهی بود را به نوعی فرمالیزاسیون غیر قابل تضمین تقلیل داد.
مصدق که از منتقدان رضاشاه بوده و سلطنت پهلوی را دست پخت انگلستان می ‌دانست، در زمان حکومت او زندان رفته و مدتی را در تبعید گذرانید. او پس از سقوط رضاشاه از تبعید به عرصه سیاست بازگشت و در سال ۱۳۲۸ جبهه ملی را ایجاد کرد. مصدق پس از رسیدن به نخست وزیری، رهبری جنبش ملی شدن نفت را به دست گرفت و به همین دلیل طرح سقوط دولت او توسط انگلستان (که تا قبل از ملی شدن صنعت نفت، صاحب عمده نفت ایران بود) ریخته شد و سرانجام در کودتای ۲۸ مرداد که توسط سازمان سیا و ام آی ۶ و با حمایت شاه و روحانیون و ارتش انجام شد، دولت مصدق برکنار گردید و بدین ترتیب آخرین میخ بر تابوت قانون اساسی دوران مشروطه زده شد. پس از کودتا، محمدرضا شاه گامهای سریعتری را پایمالی مشروطه و پی افکندن رژیمی خودکامه برداشت و اختناق مطلق را بر کشور حاکم کرد، آنچنانکه می توان آن دوران را یخبندان سپهر سیاسی وطن نامید.
در ورطه آن اختناق سیاه، هر نغمه مخالفی سرکوب می شد، احزاب و جمعیتهای موجود حذف شده و امکان ایجاد تشکلهای سیاسی، صنفی و اجتماعی جدید از میان رفته بود. توده از ارعاب و اقتدار ساواک نمی توانست نفس برآورد و هر اعتراضی در نطفه خاموش می شد. هیچ فضایی ولو اندک برای هر شکلی از اعتراضات اجتماعی یا دیگر اشکال مخالفت سیاسی مسالمت آمیز وجود نداشت. بدین روی، شرایط تحمیلی فضای فاشیستی در برابر جوانان پرشور انقلابی راه دیگری جز ایستادگی و مبارزه مسلحانه در برابر ستم باقی نگذاشته بود. از یکسو شرف انقلابی و آرمانخواهی آنان بیداد روا شده بر طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه را تاب نمی آورد و از سوی دیگر، زبان مسالمت و گفتگو با حاکمان بیدادگر بی حاصل می نمود، لذا نیروی پیشاهنگ با انتخاب مشی مسلحانه، به درستی نقش تاریخی خویش را ایفا کرده و بدین طریق، سازمان پر افتخار چریکهای فدایی خلق ایران در اوج خودکامگی رژیم ستم شاهی سر برآورد.
در دهه های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، (برابر ۶۱ تا ۷۱ میلادی) جمعی از جوانان پرشور و انقلابی که اکثرا از پیکره دانشگاهی کشور بودند، بر پایه عدالتخواهی اجتماعی، آرمانهای انسانی و البته با الهام از جنبشهای عدالتخواهی و انقلابی دیگر خلقهای جهان، به سازماندهی و تشکل یابی برای مبارزه با رژیم دیکتاتوری شاه برخاستند.
در سال ۱۳۴۲، رفیق جزنی با تعدادی از رفقایش همچون رفیق حسن ضیاء ظریفی و رفیق عباس سورکی هسته اصلی گروهی را تشکیل دادند که بعدها به نام "گروه جزنی – ضیاء ظریفی" معروف شد.
در همان سالها رفقا مسعود احمد زاده و امیر پرویز پویان، دو همشهری مشهدی به جان آمده از ستم با خصوصیات اخلاقی و انسانی برجسته، دومین گروه پایه گذار سازمان چریکهای فدایی خلق بودند که پس از رستاخیز سیاهکل با هم ادغام شدند.
فدائیان ، فرزندان راستین خلق، با بی اعتنایی به هوچی گران آن دوران مشغول تدارک جنگ چریکی شدند و تیم روستایی یا کوهستان برای ایجاد پایگاهی به کوهستانهای گیلان روانه شدند با این باور که در این خطه سابقه مبارزه وجود دارد و جایگاه مناسبی برای شروع عملیات است.
برنامه اصلی تیم کوهستان مستلزم تدارکات دقیق، زندگی با شبانان کوهستان، ایجاد ارتباط با روستاییان و جذب نیروی رزمنده از مردم محلی بود.
چنین بود که در روز دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ در کوههای دیلمان و در شهرک سیاهکل یک دسته کوچک چریکی به فرماندهی رفیق علی اکبر صفائی فراهانی به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کرده و آن را خلع سلاح کردند. محمد رضاشاه با شنیدن این خبر شوکه شده و واکنش بسیار شدیدی نشان داد، بطوریکه برادرش را در راس یک گروه ضربت، متشکل از اکیپهای کماندو مجهز به هلی کوپتر، در همکاری با نفرات شهربانی، ژاندارمری، ارتش و ساواک به محل عملیات گسیل و اعلام کرد که پس از تعقیب و گریز سه هفته ای همه چریکها نابود شده اند.
در این سلسله در گیریهای نابرابر پس از ۱۹ بهمن، رفقا مهدی اسحاقی و محمد رحیم سماعی در نبرد با مزدوران به شهادت رسیده و شش رزمنده دیگر به اسارت درآمدند که همراه هفت تن دیگر که در روزهای پیش از ۱۹ بهمن دستگیر شده بودند، پس از شکنجه های بسیار، در بیدادگاههای فرمایشی محاکمه و در سپیده دم روز چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۴۹ به جوخه های اعدام سپرده شدند .
حماسه سازان فدایی با عمل شجاعانه خود بن بست سیاسی را شکسته و آغاز دوران جدیدی در جنبش کمونیستی و رهاییبخش مردم ایران را به ثبت رسانند، آنان یک ضربه سیاسی - روانی به فضای خفقان و اختناقی که دیکتاتوری شاه طی سالهای پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایجاد کرده بود وارد کردند و این رویداد بزرگ نقطه آغاز تغییر تعادل قوا به نفع مردم شد .
چریکهای فدایی با نثار گوهر گران بهای زندگی و با پیکاری بی امان، به عهد خود به رهایی کارگران و زحمتکشان از چنگال خونین حکام خودکامه وفا کردند. آنها در راه هموار نمودن مسیر انقلاب و خیزش عمومی توده ها و برای تحقق آرمانهای انقلابی و هدف ارزشمند کار، مسکن و آزادی برای همه آحاد ملت ایران، با خلوص و فدای حداکثر جانفشانی کردند و چنان در آسمان ظلمانی میهن درخشیدند که زبان و قلم از وصف ایثارشان عاجز است.
در پنجاهمین سالگرد بنیانگذاری سازمان پرافتخار چریکهای فدایی خلق ایران، در راستای تحقق آرمانهای انقلابی بنیانگذاران شجاع و پاکباز سازمان با آنها هم قسم شده و تجدید پیمان می کنیم که تا سرنگونی رژیم فاشیست مذهبی آخوندی و رهایی خلق ستمدیده ایران از پای ننشینیم.
درود بر آزادی پاینده باد ایران
مرگ بر ارتجاع، هم پیمان امپریالیسم جهانی

منبع: نبرد خلق شماره ۴۳۵، آدینه اول اسفند ۱۳۹۹ ـ ۱۹ فوریه ۲۰۲۱