سدره شرافت معلمی بر صلیب جان (پیرامون اعتصاب غذای اسماعیل عبدی) - عزیز قاسم زاده


روز معلم و هفته ی معلم آغاز شده است اما یکی از نجیب ترین معلمان سرزمین ما ده روز است که هر صبح با شکم گرسنه روز را به شب می رساند و شب را با درد گرسنگی به صبح.
اسماعیل عبدی در اعتراض به نقض حقوق ابتدایی خود،در حالی قمار با جان خود را آغاز کرده که از چند بیماری، هم زمان رنج می برد.
یک لحظه تصور کنید انسان اسیری که از بیماری آسم، تپش قلب و فشار خون رنج می برد و زندانبان را مروتی آن قدر نباشد که برای درمان اسیرش به او مهلتی اعطا نماید.
حال اسماعیل اسیر ما، ابراهیم صنفیان ایران شده است و تنش را به آتش گرسنگی سپرده و فغان خویش را در صور اسرافیل دمیده و بر فلک الافلاک افکنده است.
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش که ادعا می کنند در ازای حمله ی اولیا به معلمی در کلاس درس به هیچ وجه کوتاه نمی آیند، در قبال این کوتاهی آشکار در حق معلمی که سالهاست از حقوق معلمان و فرزندان این سرزمین دفاع کرده آیا احساس مسئولیت نمی کنند؟
آیا وزیر محترم آموزش و پرورش شب ها را که با شکم پر می خوابد و روزها را با صبحانه به نهار پیوند می زند،
آیا از خویش نمی پرسد که در وزارتخانه ی تحت امر او به کدامین گناه یک معلم که مربی بین المللی شطرنج است، به بند کشیده می شود و پس از اسارت حتی از حق درمان و مرخصی استحقاقی هم محروم می شود
و آیا او مسئولیتی در برابر این تضییع آشکار حقوق شهروندی ندارد؟ واقعا تکریم مقام معلم در هفته ی معلم در حالی که معلمی بیمار با قمار جان خود حق خود را فریاد می زند، به چه معناست؟
آیا معلمان این کشور که اسماعیل خویش را در قربانگاه صلیب گرسنگی و در میانه ی بی اعتنایی وزیر و عوامل تحت امرش، می بینند باید دلخوش به این شعارهای عوام فریبانه باشند یا در آن حقیقت تلخ عیان قوت انبوه اندوه خورند که «معرفت نیست در این قوم خدا را مددی؟»
اما روی سخنم با معلمان سرزمینم است:
جرم اسماعیل عبدی چیست؟
آیا اختلاس و رشوه و دزدی و غارت است یا صیانت و دفاع از حقوق شما؟
اسماعیل سالها است در اعتراض به حقوق دریافتی معلمان که زیر خط فقر تعریف شده، فریاد زده، از پولی شدن مدارس گله کرده، از تشکل یابی مستقل که حق سرشتی و قانونی معلمان است دفاع کرده و بابت همه ی فعالیت هایی که در سرشت معلمی مستتر بوده، داغ و درفش و زندان بوده.
آیا کرامت معلمی همین بوده مزدش؟
وظیفه ی اخلاقی همکاران معلم عبدی چیست؟
بی تفاوتی نسبت به سرنوشت او و یا غیرت ورزیدن به ایثار فرا عقلی او؟
اسماعیل عبدی مجنون کنشگری صنفی و دیوانه ی غیرت ورز حقوق معلمان سرزمینش است.
او صدای ماست، صدای او باشیم
و هر بار که به سمت غذا می رویم، روزها و شب های پی در پی را به یاد آوریم که اسماعیل ما لبان را بر غذا دوخته است.
جسم شریف و نجیب این شاه شمشاد قدان کنشگران صنفی هر لحظه تحلیل می رود. نگذاریم شرمنده ی اسماعیل باشیم.
او به خاطر معلمان سرزمینش تا این اندازه آماده قربان شدن است؟ ما آیا حاضر به حمایت و همراهی با او هستیم؟
پس صدای عبدی باشیم.

از طریق لینک زیر به کمپین حمایت از اسماعیل عبدی بپیوندید :
https://t.me/joinchat/B5GS2BGm3gWLHUyxEOcPPg

با ورود به لینک زیر و ثبت نام در این کمپین از خواسته های اسماعیل عبدی حمایت کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdgQw1Fv2Lg4gvlFr1jajtyrjgtn9Tzb7cDX3zusSyMCDOQjQ/viewform