فراسوی خبر ... چهارشنبه ۳ آذر
بی مایه سرایی یک جنایتکار در دادگاه استکهلم

زینت میرهاشمی

بدون شک روز سه شنبه ۲ آذر، یکی از روزهای مهم در روند دادگاه حمید نوری است که در ۱۸ آبان سال ۱۳۹۸، به اتهام مشارکت در قتل عام تابستان سال ۶۷، در کشور سوئد دستگیر شد. بعد از شرح روایتهای تکان دهنده برخی از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، شماری از فعالان چپ و تعدادی از خانواده های دادخواه شهدای سازمانهای چپ، نوبت به متهم رسید که طی چهار جلسه از خود دفاع مقدماتی کند. وی در روز اول، وقیحانه و با ادا اطوارهای مُشمئز کننده، به داستانسرایی پرداخت تا اصل جنایت را انکار و مشارکت خود را پنهان کند.
حرفهای حمید نوری در روز اول، اثبات سرسپردگی و وفاداری او به رژیم ولایت فقیه بود. به نظر می رسد که در کنار وراجیهای پراکنده، تکراری و وقت تلف کن او، یک پیام روشن به حکومت هم وجود داشت. این جنایتکار با آوردن یک سری اسامی قاتلان و جنایتکاران پرسابقه و مشهور از جمله لاجوردی، قاسم سلیمانی، رئیسی و .. به خامنه ای یادآوری کرد که مبادا نقش و جایگاهش در نظام نادیده گرفته شود. حرفهای او برای تضمین آینده اش و فرار از حدف شدن بود. به یک معنا مخاطب او، سران حکومت و خواستش تلاش رژیم برای رهایی اش بود. به یقین او با این پیامهای دلنوازانه، امیدش را به معاوضه با گروگانهای در دست حکومت بسته است. بر این منظر با اینگونه شروع کردن به نظر می آید که مدت حبس برای او چندان مهم نیست.

اهمیت دادگاه سوئد، در حرفهای حمید نوری نیست. زیرا در رژیم حاکم، از رئیس جمهورش که عضو هیات مرگ بوده تا بقیه قاتلان و جانیان مقامهای کلیدی در دست دارند و منطقی است که حمید نوری و یا دیپلمات تروریست اسد الله اسدی، امیدشان به گروگانگیری و باج خواهی رژیم است. شوربختانه برای حمید نوری باید گفت که اسناد نقض حقوق بشر در ایران و سندهای قتل عام ۶۷ ، آنقدر قوی و کلان است که انکار او بی حاصل خواهد شد. حمید نوری در یک فرار به جلو همه شهادتها را یک «داستان سرتاسر خیالی، توهمی و پوشالی، جعلی و غیر مستند» خواند. این صفتها دقیقا به خود و حرفهایش بر می گردد و نه شاهدان و شاکیان دادخواه.

در برابر نمایش تهوع آور و ضد بشری حمید نوری، روند شهادت شاکیان و شاهدان، فرصتی گرانبها برای به روز کردن و یادآوری جسارت و شهامت آنانی است که به بهای حفظ هویت مبارزاتی و آرمانی خود بر چوبه دار بوسه زدند. خونهای ریخته شده بر زمین را می توان با آب شست و پاک کرد، اما خاطره ها، یادها، گویه ها، عکسها و نامهای آنان را نمی توان با هیچ شگردی از تاریخ و حافظه جمعی مردم پاک کرد.

خروجی مجموعه شهادتهای تاکنونی در دادگاه استکهلم، یادآور این است که روایت قتل عام، فقط حکایت کشتار نیست بلکه روایت مقاومت و ایستادگی است. زندانهای جمهوری اسلامی هم مانند سیاهچالهای رژیم شاه، با منطق حکومت، ندامتگاهی است که قرار است با استفاده از داغ و درفش و همه ابزارهای شکنجه زندانی را نادم و تواب به جامعه تحویل داده و بدین وسیله از اراده جمعی و سازماندهی برای حذف خود جلوگیری کند. اما تاریخ جنبش ضد دیکتاتوری علیه شیخ و شاه نشان داد که زندان ندامتگاه نیست. زندان محل پیوند و حفظ تداوم مبارزه و مقاومت در برابر استبداد است. وجود بیشمار زنان و مردان زندانی سیاسی مقاوم و شجاع گواهی شکست رژیم ولایت فقیه در به تسلیم وادار کردن زندانی سیاسی و تداوم مبارزه علیه استبداد است.