فراسوی خبر... پنجشنبه ۳۱ شهریور
رژیم به تله افتاده، رهایش نباید کرد

منصور امان

کُلنگ زنی رژیم ولایت فقیه بر ذهن و قلب جامعه، انفجار آتشفشان خشمی را سبب گردیده که در دامنه اش "نظام" را با ساختار سیاسی، ماشین سرکوب و فرهنگ ارتجاعی اش به آتش کشیده است. اجتماعی کردن سرکوب از طریق لشکر کشی خیابانی علیه زنان، به اجتماعی شدن مُقاومت و مُبارزه و به سطح آمدن مُطالبات دموکراتیک انجامیده. ج.ا در تهاجُم پُرهزینه خود علیه توده شکست خورده و آنچه که در شهرهای میهن می گذرد، فقط پرداخت بهای اولیه این شکست است.

آنگاه که حاکمیت به ترور و خُشونت خیابانی علیه زنان مُتوسل شد تا جامعه مُعترض به شرایط فلاکت بار خویش را به زنجیر وحشت و احتیاط بکشد، در حقیقت مُهمترین ابزار خود برای پیشگیری از خیزشهای جدید و نیز بازسازی اتوریته اش را به میدان می آورد. پوشش زنان و به نمایش گذاشتن سرکوب آنها در فضای عُمومی، نقشی کلیدی در دُکترین رژیم ولایت فقیه برای مهار جامعه و حُکمرانی بر آن ایفا می کند. حجاب اجباری دریچه ای است که "نظام" از طریق آن تور سرکوب را در گُسترده ترین شکل پهن می کند در حالی که دستاویزی شرعی، خُشونت و ترور همراه آن را مشروعیت می بخشد.

اگرچه شاید این گونه بنماید که توسُل دستگاه حاکم به این سلاح نشان آن است که درک دُرُستی از روانشناسی جامعهی دی و آبان ندارد، اما آرایش نظامی و امنیتی ساختار دولت و گماردن سرکردگان سپاه بر اُستانداریها و فرمانداریها گویای آن است که "نظام" به خوبی می داند بر بُشکه باروت کشوری نشسته است. حال اگر با این وجود حاکمیت با تهاجُم "حجاب" نُقاط اصطکاک خود با جامعه را در سطحی وسیع افزایش می دهد، فقط یک دلیل می تواند داشته باشد و آن بُن بست استراتژی پیشین در پایش مردُم و تامین امنیت خویش است. آقای خامنه ای و همدستانش در انتهای راهکارهای خویش فرار به جلو را انتخاب کردند و سر از جهنم درآوردند.

بازتاب نمایش اقتدار "حجاب" را اکنون می توان در سطح خیابانهای برآشوبیده دیده؛ زنان در صف نخُست اعتراضات قرار گرفته اند، رهبری و هدایت می کنند و زیر طنین گامهای آنها هژمونی دستگاه قُدرت و آیه های ایدیولوژیک اش فرو می ریزد. هر آنچه که رژیم ولایت فقیه در دوره چهار ماهه گذشته انباشته بود، اکنون چونان آونگی آهنین با قُدرت و شتاب تمام به سوی او بازمی گردد. زنان در سراسر کشور روسریهای خود را به کناری پرتاب می کنند. آنچه که پیش از این حرکتی نمادین به حساب می آمد، اینک یک فعل سیاسی مُشخص است که به گونه تعرُضی رژیم حاکم و بُنیانهای آن را هدف می گیرد. جامعه در دی و آبان مُتوقف نشده و پیش می رود.

رژیم ولایت فقیه به تله خشم، نارضایتی و مُطالبات برآورده نشده توده افتاده است. آن را نباید رها کرد. به همان میزانی که اعتراضات ادامه دار تر، به لحاظ اجتماعی فراگیرتر و از نظر جُغرافیایی پراکنده تر باشد، شانس رژیم ولایت فقیه برای جان بدر بردن نازل تر خواهد بود.