فراسوی خبر... پنجشنبه ۳ آذر
شلیک رژیم با دوشکا به روایت اُتاق فکر خود

منصور امان

رژیم خامنه ای مدار خُشونت و بیرحمی علیه مردُم مُعترض ایران را یک پله دیگر بالا برده است. لشکرکشی تمام عیار به مهاباد، جوانرود و پیرانشهر و کُشتار غیرنظامیان با سلاحهای جنگی و نیمه سنگین، مرحله پیشرفته تری از درماندگی حاکمیتی را به تماشا گذاشته که از هر طرف آماج ضربات سنگین قیام قرار گرفته و تنها راه حلی که برای مُقابله با آن در چنته دارد، جواب نمی دهد.

صحنه ای در جوانرود که در آن مُزدوران تا دندان مُسلح حُکومت دیوانه وار به هر طرف شلیک می کنند و الله اکبر گویان یک جان پناه خیابانی ابتدایی و متروک را "فتح" می کنند، می تواند نمادی از اخته و بی آینده بودن استراتژی سرکوب رژیم ج.ا باشد؛ حاکمیت با تمام قُدرت هُجوم می آورد، بر میدانی مُسلط می شود و چند خیابان آنطرف تر، چند شهر و روستا دورتر، میدانهای تازه ای علیه اش گُشوده می شود!

در حالیکه یک جُنبش همبسته و مُتحد، شرق تا غرب و شُمال تا جنوب ایران را به یکدیگر گره زده، اُتاق فکر ج.ا به گونه ابلهانه ای همچنان در حال ساخت و پرداخت روایتی تجزیه طلبانه، توطئه آمیز و خارجی ساخته از انقلاب دموکراتیک مردُم ایران است. کُردستان سوژه اصلی این روایت ساختگی است و شبیخون نظامی روزهای گذشته، در چارچوب واقعی و جدی جلوه دادن تهدید موهوم ناشی از آن قرار دارد. "نظام" به واسطه روایت یاد شده می کوشد همچنانکه برای سرکوب و اعمال وحشیانه نزد حامیانش، نظامیان و مردُم عادی مشروعیت دست و پا کند، همزمان برای جنگ دروغین خود نیز نیرو بسیج کرده و سربازگیری کند.

هدف اصلی اما از یکطرف وحشت آفرینی و جلوگیری از پیوستن قشرها و لایه هایی به خیزش است که تاکُنون کنار مانده اند و تماشاگر هستند و از طرف دیگر، به تردید و هراس انداختن بخش حاضر در میدان یا آماده حُضور، از "جنگ داخلی" و "سوریه ای شدن" وضعیت است.

در پندار طراحان نظامی و امنیتی رژیم حاکم، حُضور گروه ها و احزاب مُخالف کُرد در همسایگی ایران، فاکتور باورپذیری هم برای اثبات ادعای مُسلحانه بودن اعتراضات و هم پایه ای برای عرضه‌ی دُروغ "توطئه از خارج" است. موشک باران و پهپاد پرانی علیه آنها، استقرار نیروی زمینی در مرز با اقلیم، چیزی بیشتر از تلاش حاکمیت برای آب و تاب دادن به روایت خود نیست.

اگرچه هوشیاری احزاب و گروه های تبعیدی کُرد در برابر شرارتهای رژیم ج.ا و نیز اتحاد مُبارزاتی ملیتها و اقوام ایران، طرح اُتاق فکر "نظام" را نقش برآب کرده، اما از آنجا که حاکمیت استراتژی بقای خود در برابر موج انقلاب را به آن گره زده و گُزینه دیگری نیز در توبره ندارد، چاره ای جُز آویخته ماندن بدان برایش باقی نمانده، حتی اگر این به معنای راه اندازی جنگ با مردُم غیرنظامی و غیر مُسلحی باشد که جُز شُعار، سنگ و جان خویش چیزی در دست ندارند.

یورش اخیر حاکمیت به کُردستان و راه اندازی حمام خون در جوانرود، پیرانشهر، مهاباد و بوکان چهره واقعی روایت و تبلیغات حُکومت را آشکار کرد. مردُم در ایران و هر نُقطه ای از جهان که رویدادهای ایران را پی می گیرد، شاهد آن گردیدند که نه هیچ تجزیه طلب مُسلحی، بلکه این مُعترضان و سوگواران بی سلاح بودند که توسُط سپاه پاسداران بیرحمانه قصابی شدند. 

طرح امنیتی "نظام" شکست خورده است و مردُم قهرمان کُردستان هزینه سنگینی برای آن پرداخته اند. رژیم حاکم اکنون بدون روایت و بدون پوشش، عُریان در برابر توده خشمگینی قرار گرفته که بیش از هر هنگام دیگر بر این حقیقت نظر می اندازد که جنگ سفاکانه رژیم ولایت فقیه با مردُم، هیچ روایت دیگری جُز جنگ برای نگه داشتن قُدرت غصبی، ثروت غارتی و امتیازات نامشروع ندارد.
صحنه ای در جوانرود که در آن مُزدوران تا دندان مُسلح حُکومت دیوانه وار به هر طرف شلیک می کنند و الله اکبر گویان یک جان پناه خیابانی ابتدایی و متروک را "فتح" می کنند، می تواند نمادی از اخته و بی آینده بودن استراتژی سرکوب رژیم ج.ا باشد؛ حاکمیت با تمام قُدرت هُجوم می آورد، بر میدانی مُسلط می شود و چند خیابان آنطرف تر، چند شهر و روستا دورتر، میدانهای تازه ای علیه اش گُشوده می شود!

در حالیکه یک جُنبش همبسته و مُتحد، شرق تا غرب و شُمال تا جنوب ایران را به یکدیگر گره زده، اُتاق فکر ج.ا به گونه ابلهانه ای همچنان در حال ساخت و پرداخت روایتی تجزیه طلبانه، توطئه آمیز و خارجی ساخته از انقلاب دموکراتیک مردُم ایران است. کُردستان سوژه اصلی این روایت ساختگی است و شبیخون نظامی روزهای گذشته، در چارچوب واقعی و جدی جلوه دادن تهدید موهوم ناشی از آن قرار دارد. "نظام" به واسطه روایت یاد شده می کوشد همچنانکه برای سرکوب و اعمال وحشیانه نزد حامیانش، نظامیان و مردُم عادی مشروعیت دست و پا کند، همزمان برای جنگ دروغین خود نیز نیرو بسیج کرده و سربازگیری کند.

هدف اصلی اما از یکطرف وحشت آفرینی و جلوگیری از پیوستن قشرها و لایه هایی به خیزش است که تاکُنون کنار مانده اند و تماشاگر هستند و از طرف دیگر، به تردید و هراس انداختن بخش حاضر در میدان یا آماده حُضور، از "جنگ داخلی" و "سوریه ای شدن" وضعیت است.

در پندار طراحان نظامی و امنیتی رژیم حاکم، حُضور گروه ها و احزاب مُخالف کُرد در همسایگی ایران، فاکتور باورپذیری هم برای اثبات ادعای مُسلحانه بودن اعتراضات و هم پایه ای برای عرضه‌ی دُروغ "توطئه از خارج" است. موشک باران و پهپاد پرانی علیه آنها، استقرار نیروی زمینی در مرز با اقلیم، چیزی بیشتر از تلاش حاکمیت برای آب و تاب دادن به روایت خود نیست.

اگرچه هوشیاری احزاب و گروه های تبعیدی کُرد در برابر شرارتهای رژیم ج.ا و نیز اتحاد مُبارزاتی ملیتها و اقوام ایران، طرح اُتاق فکر "نظام" را نقش برآب کرده، اما از آنجا که حاکمیت استراتژی بقای خود در برابر موج انقلاب را به آن گره زده و گُزینه دیگری نیز در توبره ندارد، چاره ای جُز آویخته ماندن بدان برایش باقی نمانده، حتی اگر این به معنای راه اندازی جنگ با مردُم غیرنظامی و غیر مُسلحی باشد که جُز شُعار، سنگ و جان خویش چیزی در دست ندارند.

یورش اخیر حاکمیت به کُردستان و راه اندازی حمام خون در جوانرود، پیرانشهر، مهاباد و بوکان چهره واقعی روایت و تبلیغات حُکومت را آشکار کرد. مردُم در ایران و هر نُقطه ای از جهان که رویدادهای ایران را پی می گیرد، شاهد آن گردیدند که نه هیچ تجزیه طلب مُسلحی، بلکه این مُعترضان و سوگواران بی سلاح بودند که توسُط سپاه پاسداران بیرحمانه قصابی شدند. 

طرح امنیتی "نظام" شکست خورده است و مردُم قهرمان کُردستان هزینه سنگینی برای آن پرداخته اند. رژیم حاکم اکنون بدون روایت و بدون پوشش، عُریان در برابر توده خشمگینی قرار گرفته که بیش از هر هنگام دیگر بر این حقیقت نظر می اندازد که جنگ سفاکانه رژیم ولایت فقیه با مردُم، هیچ روایت دیگری جُز جنگ برای نگه داشتن قُدرت غصبی، ثروت غارتی و امتیازات نامشروع ندارد.