حمید نوری در چهل و سومین جلسه دادگاه: مردم ایران در دروغ گفتن از هم سبقت می‌گیرند

صدای آمریکا
چهار شنبه ۳ آذر۱۴۰۰-November 24, 2021


چهل و سومین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام‌های تابستان ۶۷، نخستین جلسه دفاعیه او بود که در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۱ (٢ آذر ۱۴۰۰) در استکهلم، پایتخت سوئد، برگزار شد.

حمید نوری پس از بیش از چهل جلسه شهادت بالغ بر ۳۰ تن از دادخواهان، اعدام‌های تابستان ۶۷ را از اساس «داستانی خیالی و ساختگی» نامید.

متهم گفت برای دفاعیه خود نامی انتخاب کرده است: «نگاهی دیگر و نگاهی متفاوت اما واقع بینانه، همراه با دلایل قوی و مستندات معتبر درباره یک داستان دروغین، تخیلی، ساختگی، جعلی و غیرمستند به نام کشتار ۶۷.»

او از خدا تشکر کرد که «او» را به نمایندگی از مردم انتخاب کرده تا بعد از سی و سه سال به این داستان خیالی برای همیشه خاتمه دهد. او گفت او باید سخت‌ترین کار ممکن را انجام بدهد و طی چهار روز به ٣٣ سال «افترا و تهمت» به خودش و مردم ایران جوابگو باشد.

حمید نوری گفت صحبت‌ها تماما یک‌طرفه بوده و از مخالفان جمهوری اسلامی که مردم ایران آنها را نمی‌شناسند، شنیده شده است و حال این حمید نوری است که خواهد گفت این‌ها چه کسانی هستند. او گفت: «حقایق را از حمید نوری بشنوید. از تولید به مصرف.»

حمید نوری در قسمت دیگری از دفاعیه خود تاکید کرد که نماینده مردم و حکومت جمهوری اسلامی نیست، اما به دلیل توهین‌های زیادی که در جریان دادگاه به حمید نوری، حمید عباسی و مقامات محترم نظام مانند ابراهیم رئیسی، «رئیس جمهور محبوب مردم»، لاجوردی و قاسم سلیمانی شده، خود را موظف می‌داند که از خود و آنها دفاع کند. حمید نوری ادامه داد که در مورد دماغش خیلی حرف زده‌اند و وی از کسانی که به دماغش «توهین» کرده‌اند، شکایت خواهد کرد.

متهم گفت که او دو خانواده دارد و خانواده دومش «۸۵ میلیون ملت شریف ایران» است. اما در قسمت دیگری از سخنانش گفت به وکلایش گفته است نگران زیاد بودن تعداد شاکیان و شاهدان پرونده نباشند چون «مردم ایران در دروغ گفتن از هم سبقت می گیرند» و همین به نفع او خواهد بود.

حمید نوری در طول دفاعیه‌اش خود را مردی خوش‌تیپ، خوش‌برخورد و خوش‌مشرب، موفق، باهوش، کاربلد و بااحساس خواند که در بهترین ماه سال یعنی اردیبهشت به دنیا آمده است. او از تاریخچه کاری‌اش سخن گفت و این که در ۱۸ اسفند ۱۳۶۱ به استخدام دادستانی انقلاب اسلامی تهران درآمد. اول نگهبان بود و بعد حسابدار زندان اوین و بعدها در قسمت دادیاری آن زندان کار کرد. او توضیح داد که اول با نام مستعار «عباس» کارش را شروع کرد و بعد تبدیل به «حمید عباسی» شد و بعدها هم در بین زندانیان به همین نام شهرت یافت.

حمید نوری گفت: «در نهایت در سال ۷۲-۷۳ کلا از کار زندان جدا شدم و بعد وضعم خیلی خوب شد و هر شب با یک کیف سامسونت پر از پول به خانه برمی‌گشتم. دخترم که نمی‌دانست آن پول‌ها اسکناس است می گفت آه! بابا باز با این کاغذها آمد.»

او در مورد نوع ارتباطش با هریش – عامل دستگیریش و فردی که در کیفرخواست از آن به عنوان همسر دخترخوانده‌اش نام برده شده – توضیح داد. متهم از این که دخترخوانده‌اش در اصل دختر زن صیغه‌ای او بوده یا نه صحبتی نکرد.

حمید نوری از پنج رئیس خود صحبت کرد که از بین آنها حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد، حاج آقا جواهریان، و حاج آقا شیخ پور در قید حیات نیستند. او از ناصریان (معروف به قاضی مقیسه) به عنوان رئیس خود در زمان تقاضای استعفایش در سال ۶۹ یاد و تاکید کرد که نمی‌داند آیا او در قید حیاست است یا نه چون تماسی با او ندارد.

حمید نوری گفت در کل، شهادت‌های دادگاه تکراری و دروغ بوده است و کل جریان را «نمایشنامه‌ای تهوع‌آور» خواند.

او توضیح داد که روز هفتم مرداد سال۱۳۶۷ - تاریخی که شاهدان به عنوان روزهای شروع اعدام‌ها یاد می‌کنند - روز تولد تنها دخترش بود و او در بیمارستان در کنار همسرش به سر می‌برد.

نوک پیکان حملات پیاپی حمید نوری در جلسه اول دفاعیه‌اش سازمان مجاهدین خلق ایران را نشانه رفته بود. او از جنگ ایران و عراق به عنوان تنها جنگی در تاریخ ایران یاد کرد که در آن تکه‌ای از کشور جدا نشد. او گفت مردم به دستور رهبرشان در خاتمه دادن به جنگ لبیک گفتند.

او برای قاضی و حضار «دوران طلایی» را پس از خاتمه جنگ در ایران به تصویر کشید؛ تصویری که به زعم او با حمله «هفت هزار عضو گروهک منافقین» نابود شد و مردم قتل عام شدند. او گفت: «داعش فرزند نامشروع این سازمان (مجاهدین) است. مجاهدین خود داعش و داعش خود سازمان مجاهدین است.» این گفته او با اعتراض کنت لوئیس، وکیل مشاور شاکیان و شاهد پرونده مجاهدین مواجه شد. توماس ساندر، قاضی دادگاه نیز به نوری تذکر داد که این سازمان اسمی دارد و شما باید از اسم آن استفاده کنید.

حمید نوری پس از تعریف ماجرای فروغ جاویدان، یا به گفته او «مرصاد»، گفت: «افراد جنایتکار سازمان مجاهدین در ایران دستگیر شدند، زندان‌ها پر شد و آنها به سزای اعمالشان رسیدند.»

او در پایان صحبت‌هایش از هماهنگ‌شدن بچه‌های زندان گوهردشت (او گفت رجایی‌شهر) و نوشتن لیست‌ها و داستان‌های یکسان و ماموریت و رهبری اصلی دو نفر - ایرج مصداقی و مهدی اصلانی - گفت.

او افزود: «روزها را با هم تقسیم می‌کنند. هشت روز منافقین، چهار روز کمونیست‌ها... در نهایت هم اعدام‌ها می شود ۱۸ روز برای مجاهدین و ۹ روز برای کمونیست‌ها. این چیزی است که تابحال کسی نگفته و دنیا باید بفهمد که ماجرا چیست.» نوری در پایان از قاضی خواست که در جلسه روز پنج‌شنبه به او یک ساعت و نیم وقت برای دفاع بدهند و جلسه پایان یافت.