بازسازی غزه در داخل اسرائیل - رولا هاردل و اونر دینور/ برگردان حماد شیبانی

بازسازی غزه در داخل اسرائیل

در گفتمان مربوط به "روز بعد از جنگ"، هیچ بحث جدی در مورد زندگی ساکنان غزه در سالهای آینده، با توجه به ویرانیهایی که اسرائیل در نوار غزه ایجاد کرده است، مطرح نمی شود. رولا هاردل و اونر دینور پیشنهادی بنیادی ارائه می دهند که به نفع ساکنان کل منطقه؛ اسرائیلی ها و فلسطینی هاست.

"رولا هاردل" و "اونر دینور"*
ترجمۀ حماد شیبانی


نگاهی به تخریب اسرائیل در غزۀ شمالی، مرز با اسرائیل (عکس: جمال عواد))
در حال حاضر فلسطینیان، اسرائیلی ها و هر کسی که نگران آنچه باشد که در اینجا اتفاق می افتد، با دو پرسش و دغدغه روبرو هستند: گروگانهای اسرائیلی و جمعیت غیرنظامی غزه. و این هر دو مربوط به افرادی است که در یک فضای جغرافیایی زندگی می کنند؛ غزه و کمربند اطراف آن، کسانی که از یکسو در معرض ضربات بیرحمانه و غیرانسانی اسرائیل و از سوی دیگر گرفتار محدودیتهای ایجاد شده توسط حماس قرار دارند.
حماس و دولت اسرائیل هر دو مسئول این وضعیت هستند. حماس، که این جنگ وحشتناک را با اقدامات وحشیانۀ خود علیه غیرنظامیان در جنوب اسرائیل آغاز کرد، و اسرائیل، که با کشتار غیرنظامیان به این جنگ ویرانگر و انتقام جویانه دامن زد و چندین ماه است مرتکب جنایات جنگی اشکار می شود. با این حال، حماس عامل مهمی در حل یا پاسخ دادن به هیچیک از این دو سوال نخواهد بود. این حرف ممکن است تقلیل مسئولیت حماس به نظر برسد، تنها می توان گفت که به دلیل تفاوت عظیمی که در توازن قدرت بین طرفین وجود دارد، حماس می تواند تأثیری داشته باشد اما در واقعیت نمی تواند هیچ راه حلی را دیکته کند. همچنین لازم به یادآوری است که هیچ یک از این دو معضل راه حل نظامی ندارد. دو طرف این جنگ به هیچ توافق اصولی نائل نمی شوند، زیرا دولت اسرائیل، بدلیل عناد و خود برتر بینی همیشگی اش، تلاش می کند حماس را ریشه کن کند، در حالی که هر فرد منطقی می فهمد که این هدف قابل دستیابی نیست و اصرار بر آن به معنای رها کردن کامل غیرنظامیان یعنی گروگانها و مردم عادی غزه به حال اسفبار خود است.
راه حل مسئلۀ ربوده شدگان از روز اول جنگ روشن بوده است. آنها تنها در یک معامله در ازای آزادی زندانیان فلسطینی می توانستند رها شوند. و چنین توافقی به معنی اعتراف اسرائیل به باختن خود در بازی بود. اسرائیل در گذشته، قبل از این که بزرگترین ضربه در تاریخ خود را متحمل شود، هرگز به ذهنش نرسید که یک یا چند زندانی فلسطینی را آزاد کند. توافق کوچکی که در پایان ماه نوامبر گذشته به دست آمد و براساس آن تعدادی از گروگانها در قبال رهائی جمعی از زندانیان فلسطینی آزاد شدند، نشان می دهد که اسرائیل این ظرفیت را دارد که به میزان محدود به زیان خود اعتراف کند، اما این کافی نیست. به منظور دستیابی به توافق برای آزادی بقیۀ گروگانها، اسرائیل باید اعتراف کند که حماس را نمی توان از بین برد و آزادی گروگانها در یک عملیات قهرمانانه به سبک آنتپه، مگر در موارد معدود، امکان پذیر نیست.


"میدان گروگانها" در تل آویو، دسامبر 2023. (عکس: میریام الستر)

از همه مهمتر، اسرائیل می بایست به شکست پروژۀ نتانیاهو که بر اساس آن می توان مشکل فلسطین را نادیده گرفت و اقدامات عادی سازی با سایر کشورهای عربی را پیش برد، اعتراف کند. اسرائیل باید بپذیرد که این مناقشه را نمی توان به این صورت "مدیریت" کرد که کل مردم فلسطین، یعنی بیش از نیمی از جمعیت واقع در زیر سلطه و حکومت اسرائیل در سرزمین بین رود اردن و دریای مدیترانه را حذف کرد.
توافق گسترده و همه جانبه برای آزادی گروگانها در ازای آزادی هزاران زندانی فلسطینی از زندانهای اسرائیل، اولین گام به سوی داستانی جدید است که اسرائیل می بایست در رابطه با این منازعۀ دیرپا، برای خود رقم بزند. اسرائیل باید مستقیماً به واقعیت وجودی مشترک فلسطینیان و یهودیان در سرزمین مابین رود اردن و دریای مدیترانه نگاه کند و چنین توافقی را به عنوان بخشی از آغاز یک راه حل سیاسی جامع، بلند مدت و عادلانه برای هر دو ملت تلقی کند.
یافتن راه حل برای مسئلۀ جمعیت ساکن در غزه بسیار پیچیده تر است. در بیشتر طرح های پیرامون "روز بعد" فاکتورمردم غزه جدی گرفته نمی شوند و به چگونگی زندگی آنها در ماه ها و سالهای اینده نمی پردازند. نوارغزه در حال حاضر میزبان حدود دو میلیون نفر آواره است که از خانه هایشان بیرون رانده شده و بسیاری از اعضای خانواده و اقوامشان کشته شده اند و ساختار معیشت آنها بشدت آسیب دیده است.
اکثر آنها به دلیل ویرانی و آوارگی و رانده شدن از مامن و کاشانه شان، (خانه کشی) یا Domicide، که توسط اسرائیل بمثابه جنایت جنگی انجام شده است، امکان بازگشت به خانه های خود را نخواهند داشت. هیچ نمونه ای در تاریخ جنگها، از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، بدین حد تخریب و ویرانی در چنین وسعت و ابعادی وجود ندارد. بنابراین یک عملیات عظیم ساخت و ساز سریع برای ساکنان غزه، هم اکنون و بعد هم در شرایط آرامتر، لازم است.
بر خلاف معضل نخست، یعنی گروگانها، که اسرائیل می تواند ادعا کند حماس مسئول آن است، در مورد معضل دوم هیچ شکی وجود ندارد که چه کسی در درجۀ اول مقصر ویرانی و تخریب غزه است. صداهای موجود در گفتمان عمومی در اسرائیل مبنی بر این که "هیچ بیگناهی در غزه وجود ندارد" این اتهام علیه اسرائیل را در چشم تمام جهانیان تقویت کرده است، همانگونه که مدتی پیش دیوان بین المللی دادگستری در لاهه روشن کرد. هر کسی که تمام ساکنان نوار غزه و همۀ قربانیان و کشته شدگان را به عنوان فعالان حماس معرفی کند، به صراحت از آسیب رساندن به آنها حمایت می کند.
اما، صرف نظر از این که مردم غزه از جنایات حماس حمایت می کنند یا مخالف آن هستند، بازسازی ویرانیها بدون شک نیاز به دخالت و پاسخگویی قابل توجه اسرائیل دارد. در این خصوص ما یک ایدۀ مقدماتی و انقلابی برای حل مشکل پیشنهاد می کنیم:
- به عنوان بخشی از توافقی تازه، هر یک از طرفین این جنگ باید در درجۀ اول متعهد شود تا آسیب اصلی ناشی از جنگ را جبران کند. یعنی حماس ربوده شدگان را آزاد خواهد کرد و اسرائیل نوار غزه را بازسازی خواهد کرد.
- در طول دورۀ انتقال به "روز بعد"، دولت اسرائیل ساخت و ساز مکانهائی موقت برای اسکان آوارگان غزه در جنوب، در داخل خاک اسرائیل را اغاز می کند. در عین حال، با کمکهای بین المللی، کل نوار غزه را بازسازی خواهد کرد. پیشنهاد ساخت و ساز موقت در داخل قلمرو مستقل اسرائیل، یعنی در داخل خط سبز، در درجۀ اول با توجه به ملاحظات فنی پیشنهاد شده است: نوار غزه تقریباً به طور کامل نابود شده و بیش از حد شلوغ است که بتوان همۀ پناهندگان جنگ فعلی را به شیوه ای منطقی و معقول اسکان داد. در حال حاضر پیدا کردن یک مکان موقت برای اسکان آوارگان، در حالی که همزمان کل نوار غزه بازسازی شود غیرممکن است. بر اساس این پیشنهاد، پس از بازسازی نوار غزه، مردم به آنجا باز خواهند گشت، در حالی که دولت اسرائیل قادر خواهد بود خانه هایی را که در مرزهای خود ساخته است حفظ کند و شهرکها یا محله های جدیدی را برای شهروندان خود ایجاد نماید.
اما این پیشنهاد ملاحظات اخلاقی، روایتی و تاریخی نیز همراه خود خواهد داشت: ترس بزرگ و کاملاً منطقی ساکنان نوار غزه این است که جنگ کنونی هدفش تحمیل یک "نکبۀ" دوم به آنهاست، یعنی عملیات طرد و اخراج آنها از سرزمینشان. بنابراین، رفتار با جمعیت غزه یعنی اسکان آنها داخل اسرائیل، و نه در خاک مصر، به این مردم نشان می دهد که اسرائیل به دنبال تبدیل مجدد آنها به آوارگان پناهنده نیست، بلکه این کشور مسئولیت واقعیت ناشی از جنگ فعلی را بر عهده می گیرد. این همچنین به معنای پذیرش مسئولیت کارهائی است که اسرائیل از زمان تأسیس دولت در غزه انجام داده است: بشمول راندن آوارگان و پناهندگان فلسطینی به غزه در سال 1948، جلوگیری از توسعۀ غزه از سال 1967، برای بیرون کشیدن یک جانبۀ نیروها و تخلیۀ شهرکهای یهودی نشین و نیز برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت قانونی اشغالگری درقبال هزینه های جاری در سرزمینهای اشغالی و همچنین به معنای پذیرش مسئولیت عواقب تحمیل محاصرۀ چند ساله برمردمی است که موطن آنها یعنی غزه را به بزرگترین زندان جهان تبدیل کرده است.


راه حل این است که محاصره را تشدید نکنیم. یک تانک در نزدیکی حصار غزه، ژانویه 2024 (عکس: حییم گلدبرگ)

چنین اقدامی همچنین نشان دهندۀ پذیرش مسئولیت حمایت دولت نتانیاهو از حکومت تروریستی حماس با هدف جلوگیری از ایجاد یک کشور فلسطینی خواهد بود. رفتار مثبت با جمعیت غیرنظامی غزه در داخل اسرائیل به مردم غزه، اسرائیلی ها و کل جهان نشان خواهد داد که ما اکنون در مسیر جدیدی در روابط بین دولت اسرائیل و تبعۀ زیرسلطۀ آن رژیم حرکت می کنیم. رفتار مناسب و کمک کننده(امدادی) با مردم غزه منجر به موقعیتی انسانی تر برای ایجاد شرایط زندگی برابر برای همۀ ساکنان سرزمین بین دریای مدیترانه و رود اردن خواهد شد.
ما می دانیم که پیشنهاد ما ساده لوحانه به نظر می رسد و در ابتدا عملی نیست. (برای نمونه) آیا دولت راست افراطی این ظرفیت را دارد که مسئولیت آسیبهایی را که به دیگران رسانده است، به عهده بگیرد؟ اما، از سوی دیگر، این پیشنهاد یک بیان عملی در مقابل بیان نظر غیراصولی است که اخیراً توسط بسیاری از اسرائیلی ها، از جمله برخی از وزرای دولت، متکبرانه مطرح شده است: "آنچه بود دیگر نخواهد بود."
ما می خواهیم این گفتمان را مطرح و تقویت کنیم، ما بر عکس کسانی که به دنبال تشدید امنیت زندان غزه، اخراج یا خفه کردن اقتصادی و نظامی مردم غزه هستند، می خواهیم به همگان متذکر شویم که تشدید محاصره به معنای "آنچه بود همچنان خواهد بود" است.
محاصره بستری بود که تحت رحمت آن بزرگترین پوگروم علیه یهودیان در تاریخ صهیونیسم شکل گرفت و انجام شد. محاصره یکی از ابزارهائی بود که در 7 اکتبر اسرائیل را دقیقاً برخلاف آرمانهای جنبش صهیونیستی، به خطرناک ترین مکان در جهان برای یهودیان، بدلیل یهودی بودنشان، تبدیل کرد .
و در واقع، ما می پرسیم چرا این طرح عملی نشود؟ گذشته از هرچیز، اسرائیل قهرمان معماری و ساختن شهرکها در کوتاه ترین زمان است. این کشور یک قهرمان جهانی در "دیوار و برج" سازی است، متخصص در کمک و امدادرسانی به کشورهای دیگر در حوادث زلزله یا سیل است. چرا اسرائیل نتواند به سرعت یک راه حل موقت و فوری برای فاجعه ای که خود ایجاد کرده است، پیدا کند؟ و چرا چپ اسرائیل، که به درستی در مورد رها کردن ربوده شدگان فریاد می زند، با همان نفس و گلو خواستار آن نیست که دولت مسئولیت تعمیر تخریب را در مقیاسی که هنوز نمی دانیم ابعادش چیست، بپذیرد؟
24 مارس2024
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* دکتر رولا هاردل مدرس علوم سیاسی، پژوهشگر موسسۀ هارتمن و مدیر اجرایی ابتکار "زمین برای همه" است.
دکتر اونر دینور ساکن Sderot، مدرس اندیشۀ یهودی و شریک در تیم مؤسس حزب "همه شهروندان" است.