حملۀ اسرائیل به رفح و مذاکرات آتش بس: غیرقابل پیش بینی - آنشل فیفر/ برگردان: حماد شیبانی



آیا آتش بس قریب الوقوع است؟ اسرائیل چگونه می تواند همزمان با مذاکره بر سر یک توافق، گذرگاه رفح را تصرف کند؟ حماس و مصر چه نقشه ای در سر دارند؟ آیا نتانیاهو می تواند بدون عبور از خطوط قرمز بایدن با بن گویر مماشات کند؟ در این مقاله نحوۀ درک آنچه در غزه می گذرد، و اینکه آیا جنگ به زودی پایان خواهد یافت یا نه ، تشریح شده است:

به نظر می رسد دو تصمیم کابینۀ جنگی رژیم صهیونیستی در دوشنبه شب، مبنی بر آغاز عملیات نظامی در بخش جنوبی نوار غزه و همزمان اعزام یک تیم مذاکره کننده به قاهره برای بررسی اینکه آیا همچنان می توان با حماس به توافق آتش بس و آزادی گروگانها دست یافت، با یکدیگر در تضاد باشد. اگر امکان توافق وجود دارد، چرا باید یک حملۀ زمینی جدید انجام دهید ؟
در واقع به نظر می رسد در مورد حمله به رفح و مذاکرات در قاهره هیچ چیز روشن نیست. بنیامین نتانیاهو و کابینۀ جنگی او با مجموعه ای از شرایط پیچیدۀ سیاسی، دیپلماتیک و نظامی دست و پنجه نرم می کنند و عملیاتی که دوشنبه شب آغاز شد، در چارچوب این شرایط انجام شد.
در اینجا نکات مهمی برای درک آخرین مانور اسرائیل ذکر می شود.

نیروهای اسرائیلی روز سه شنبه در گذرگاه الرفح در غزهتصویر: نیروهای دفاعی اسرائیل / رویترز

رفح: گذرگاه است نه شهر
اولین نکتۀ شایان ذکر این است که عناوین و روایتهای رسانه‌ها دربارۀ "ورود اسرائیل به رفح" حداقل تا این لحظه (صبح روز هشتم ماه می)، اشتباه است. نقطه ای که عملیات زمینی اسرائیل بر روی آن متمرکز بوده است گذرگاه مرزی رفح و خارج از شهر رفح است. اما این روایت، حداقل در داخل اسرائیل، می تواند در خدمت نتانیاهو باشد که همزمان از طرف شرکای ائتلاف راست افراطی و نیز برخی از نمایندگان، عمدتاً، مطیع او برای راه اندازی عملیات رفح مورد انتقاد قرار گرفته است. از یکسو، این به هیچ رو آن اقدام عملیاتی نیست که راست ترینهای کابینه، خواستار آن بودند که علیه گردانهای حماس در رفح صورت گیرد، اما حداقل، در حال حاضر، می توان گفت تا حدی یک عملیات تهاجمی بوده است.
پس فایدۀ این عملیات چیست؟
نتانیاهو و حامیانش از عملیات رفح به عنوان آخرین گام ضروری برای "نابودی حماس" و دستیابی به "پیروزی کامل" دفاع می کنند. اگر این اتفاق نیفتاده است، پس انجام عملیات چه فایده ای دارد؟
از منظر نخست وزیر، او و ائتلاف خشمگین راست افراطی در حال وقت کشی و خرید زمان هستند. از دیدگاه ارتش اسرائیل، تصرف گذرگاه رفح، تمرین مناسبی است زیرا خط ارتباطی وتنها کانال رابطۀ حماس با دنیای خارج را قطع می کند. برخلاف مانورهای قبلی در شهر غزه و خان یونس، این کار نسبتاً سریع و بسیار ساده بود، زیرا بدون تلفات انسانی بسیار زیاد صورت گرفت، و با چشمپوشی بر مرگ چهار سرباز اسرائیلی در حملۀ خمپاره ای در کرم شالوم، جایی که نیروهای آماده برای حمله در آن استقرار داشتند. با این تفاوت که تصرف گلوگاه یا گذرگاه رفح یک نقطۀ استراتژیک است، هرچند می تواند به سرعت به یک معضل تبدیل شود.
اسرائیل بعد از این به کجا می رود؟
هنگامی که گذرگاه رفح توسط ارتش اسرائیل ایمن شد، حدود یک سوم کریدور فیلادلفیا ـ مسیری در امتداد مرز بین غزه و مصر ـ را کنترل می کند. اما در زیر دو سوم باقیمانده از این کریدور، درست از گذرگاه تا دریای مدیترانه، تونلهای مخفی زیادی وجود دارد.
در شرق، یک تیپ نظامی حماس، در منطقۀ رفح، استقرار دارد که در شهر مخفی شده و از آنجا راکت و خمپاره پرتاب می کند. آیا ارتش اسرائیل جلوتر می رود یا پایین می آید؟ ثابت ماندن در این نقطه، نیروها را در وضعیتی آسیب پذیر قرار می دهد. در مورد گذرگاهی که یکی از دو ورودی اصلی کمکهای بشردوستانه را تشکیل می دهد (همراه با کرم شالوم که از زمان حمله روز یکشنبه نیز بسته شده است) پرسش این است که چه کسی آن را اداره خواهد کرد؟ به موجب یکی از گزینه های گزارش شده در روزنامۀ هاآرتص، یک "شرکت امنیتی خصوصی آمریکایی" است که گذرگاه را مدیریت می کند. (باج به آمریکا تا سکوت کند. مترجم) اما آن نهاد آمریکائی به هر حال همچنان به حمایت حفاظتی ارتش اسرائیل نیاز دارد. در نهایت، تصمیم در مورد اینکه چگونه انجام شود به عهدۀ سیاستمداران خواهد بود.
مصر چه می خواهد؟
هر عملیاتی در رفح و اطراف آن باید با مصری ها در سراسر مرز هماهنگ شود. درست است که قبلاً از وقوع حمله مطلع شده اند اما آنها علناً این عملیات را محکوم کرده اند. البته به گفتۀ منابع اسرائیلی، در واقع مصریها از اینکه اسرائیل مرزها را تحت کنترل خود می دارد، خوشحال هستند، چرا که نگرانی بزرگ مصر قبلاً این بود که هزاران پناهندۀ فلسطینی به زور از مرز عبور کنند، در حالی که اکنون ارتش اسرائیل حداقل در بخشی که تحت کنترل خود دارد قاعدتاً به درخواست مصری ها از آن جلوگیری می کند. مصری‌ها بیش از هر چیز خواهان آتش‌ بسی هستند که به این جنگ پایان دهد و نه تنها خطر ورود آوارگان فلسطینی به سینا را از بین ببرد، بلکه به حملات حوثی‌ها، از یمن، به کشتیهای دریایی در دریای سرخ نیز که مصر را از دستیابی به میلیاردها دلار محروم کرده است پایان ‌دهد (درآمدهای حاصل از عبور کشتیها از کانال سوئز). به همین دلیل است که مصر، همراه با ایالات متحده و قطر، در تلاش برای میانجیگری در توافق آتش بس و آزادی گروگانها مایه می گذارد و میزبان مذاکرات غیرمستقیم بین اسرائیل و حماس است.
اعزام هیئت اسرائیلی به قاهره چه دستاوردهایی می تواند داشته باشد؟
کابینۀ جنگ آشکارا یک هیئت سطح پایین و نه تیم مذاکره کنندۀ ارشد، متشکل از سرویس امنیتی شین بت و رؤسای موساد، را به قاهره فرستاده است. موضع نتانیاهو همچنان همین است. پاسخ حماس به پیشنهاد مصر شامل خواستهایی است که اسرائیل نمی تواند با آنها موافقت کند. او در پشت صحنه وغیرمستقیم، به رسانه‌های اسرائیلی می ‌گفت که آمریکایی‌ها او را فریب داده اند، آنها به حماس قول داده اند که مطمئن باشد که جنگ پس ازیک دوره آتش‌بس پایان خواهد یافت. در این شرایط، کار هیئت اسراییلی این است که هرچه بیشتر حفره های ممکن را در پاسخ حماس بیابد و بهانه ای برای نتانیاهو برای توجیه نپذیرفتن توافق فراهم کند. آمریکاییها و مصری ها مصمم هستند که این بهانۀ نتانیاهو را خنثی کنند.
آیا می توان به توافق رسید؟
اعتراضات نتانیاهو بی دلیل نیست. پاسخ حماس در برخی از زمینه های کلیدی با آنچه اسرائیل در پیشنهاد اولیۀ مصر با آن موافقت کرد متفاوت است. دستیابی به توافق بستگی به این دارد که میانجیها بتوانند خواستهای حماس را به اندازۀ کافی کاهش دهند تا نتانیاهو را مجبور کند تیم ارشد خود را برای گفتگو دربارۀ اجرای کامل آن اعزام و سپس توافق را به کابینه ارائه کند. اینها موانع بزرگی هستند و حتی اگر بر آنها غلبه شود، نتانیاهو باید تلاش کند تا توافقی را، که در آن حماس بازنده است، به شرکای راست افراطی خود و پایگاه توده ای خود بفروشد. یک کار تقریباً غیرممکن و ممتنع!
اگر اسرائیل از توافق خارج شود چه؟
اگر نتانیاهو مذاکرات را برهم بزند، چه به این دلیل که او و کابینۀ جنگ به این نتیجه رسیدند که خواستهای حماس را برآورده نمی‌کنند و یا به این دلیل که ناتانیاهو می‌ترسد ائتلاف خود را از دست بدهد، و یا هر دو، گام بعدی باید گسترش عملیات زمینی در رفح، با ورود به خود شهر و اشغال مجدد آن باشد.
اینجاست که اسرائیل ممکن است بالاخره از خط قرمز دولت بایدن عبور کند. این همان موضوعی است که در مورد امکان تعلیق یا تأخیر در عرضۀ تسلیحات آمریکا، به رسانه های آمریکایی راه یافته است ـ که تاکنون و فعلا توسط پنتاگون تکذیب شده است ـ و ممکن است به سیاست واقعی تبدیل شود. این معضلی است که نتانیاهو سعی کرده آن را به تعویق بیندازد. او به جایی می رسد که مجبور شود تصمیم بگیرد که بین بایدن و بن گویر یکی را انتخاب کند. او تقریباً هر کاری انجام می دهد تا مجبور نباشد چنین تصمیمی بگیرد. به همین دلیل می‌توان انتظار داشت که مذاکرات قاهره تا زمانی که ممکن است بطول انجامد، زیرا نتانیاهو تلاش می‌کند امر اجتناب‌ناپذیر را به تعویق بیندازد.

هاآرتص ـ 8 می 2024
Nothing About Israel's Rafah Attack and the Cease-fire Talks Is Quite What It Seems - Israel News - Haaretz.com